قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / روزگار سپری شدۀ الگوی خاص انتخاباتی!
انتخابات ریاست جمهوری ایران

روزگار سپری شدۀ الگوی خاص انتخاباتی!

احمد زیدآبادی|

برخی از اصولگرایانِ زیرک، نقش خاصی را برای اصلاح‌طلبان در بازی‌های کلان خود در نظر گرفته‌اند. طبق این دیدگاه، اصلاح‌طلبان باید نقش خودی و غیرخودی را توأمان بازی کنند یا به عبارت دیگر، همزمان به عنوان دوست و دشمن شناخته شوند!

اصلاح‌طلبان باید دشمن شناخته شوند چرا که اصولگرایان برای وحدت بین صفوف ازهم‌گسیختۀ خود و بسیج هوادارانشان برای حضور در صحنۀ سیاسی، نیاز به وجود دشمن دارند؛ دشمنی که از یک سو، ملموس و دمِ دست و بی‌خطر باشد و از سوی دیگر، بتوان همۀ گرفتارهای کشور را به آنها نسبت داد و تمام کاسه – کوزه‌ها را بر سر آنها شکست!

دشمنی چنین ضرور و مورد نیاز، به صورتی دیالکتیکی دوست به شمار می‌رود! از همین رو، نباید از صحنه حذف شود. باید در انتخابات حضور پررنگی داشته باشد و تنور آن را حسابی گرم کند. باید اقشار میانی و تحصیل‌کرده را به پای صندوق‌های رأی بیاورد؛ اما حق چون و چرا در مورد تأیید صلاحیت نامزدهای انتخاباتی خود از سوی شورای نگهبان را هم ندارد. برایش سهمی در نظر می‌گیرند که باید به همان قانع باشد. در این بازی، اگر باخت که به عنوان نیرویی رانده از مردم و از هر جهت بی‌اعتبار و بدبخت و مطرود معرفی می‌شود و اگر بُرد، در روند اجرای سیاست‌هایش کارشکنی می‌شود و چون با کارشکنی کاری از پیش نمی‌رود و معضلات اقتصادی و اجتماعی انباشت می‌شود، به عنوان مسبب همۀ مشکلات و ناتوان و عاجز از حل کوچک‌ترین آنها نشان داده می‌شود!

Aviron

 

با این حساب، نقش اصلاح‌طلبان «بازندۀ توسری خور» یا «برندۀ ناکام و شکست خورده» در نظر گرفته شده است و عجیب اینکه بسیاری از اصلاح‌طلبان نیر برای بازی در چنین نقشی سر از پا نمی‌شناسند!

ایفای این نقش اما بدنۀ اجتماعی و نیروهای حامی اصلاح‌طلبان را سخت سرخورده کرده است به طوری که یا از آنها به کلی بریده‌اند و یا در موضعی به شدت انتقادی نسبت به آنها قرار گرفته‌اند.

همین اتفاق، ماهیت انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را در معرضِ تغییری ژرف و بی‌سابقه قرار داده است به طوری که اصلاح‌طلبان پیشاپیش خود را بازندۀ انتخابات فرض می‌کنند و از همین رو، شور و شوقی برای شرکت فعال در آن از خود نشان نمی‌دهند. بنابراین، رویکردشان به انتخابات سال ۱۴۰۰ به صورت باری به هر جهت در آمده است!

از طرفی، برخی اصولگرایان دیگر علاقه‌ای به ایفای نقش «برندۀ ناکام» از طرف اصلاح‌طلبان در انتخاباتِ سال آینده را ندارند و این بار می‌خواهند که آنان الزاماً نقش «بازندۀ مطرود» را بازی کنند! از همین رو، محافل امنیتی نزدیک به اصولگرایان از یک جهت می‌کوشند تا راه فرار اصلاح‌طلبان از مشارکت در انتخابات را به روی آنها ببندند به طوری که هر گونه بی‌‌تحرکی آنها در جهت معرفی نامزد انتخاباتی را به «تحریم» و تحریم را به براندازی تعبیر می‌کنند و هزینۀ چنین کاری را با تهدیدهای آشکار، سنگین می‌دانند! و از جهت دیگر، می‌خواهند اصلاح‌طلبان، بدون هرگونه بحث و مجادله‌ای مشروعیت رئیس‌جمهور آینده را با هر میزان رأی، پذیرفته و کماکان برای ایفای نقش‌های حاشیه‌ای در میدان سیاست باقی بمانند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

آنچه اما اصولگرایان را به یکپارچه کردن قدرت در این دوره از انتخابات متقاعد کرده است، هنوز به طور کامل روشن نیست. در نگاه نخست، مصلحت و منفعت اصولگرایان ایجاب می‌کند که خود در پشت صحنه، اهرم‌های اصلی قدرت و تأثیرگذاری را در اختیار داشته باشند و با سپردن مسئولیت‌های اجرایی بخصوص ریاست جمهوری به اعتدالگرایان یا اصلاح‌طلبان، هم آنها را مسئول ناکامی‌های کشور معرفی کرده و هم در مواقع ضروری، تصمیماتِ غیر قابل اجتناب اما مستلزم نرمش از قبیل امضای توافقنامۀ برجام را به دوش آنها بیاندازند و بدین وسیله از تگناهای دشوار عبور کرده و در عین حال، وفاداری بدنۀ اجتماعی سرسخت و متعصب خود را از دست ندهند!

برخی اصولگرایان اما به دلایلی نه چندان واضح به این نتیجه رسیده‌اند که چنان مکانیسمی چندان به نفع‌شان نیست و وضع باید در جهت یکپارچگی قدرت به سود خودشان تغییر کند. شاید هم تصورشان بر این شده است که دوگانگی موجود در دستگاه قدرت دیگر قابل دوام نیست و ادامۀ آن می‌تواند نظام را با مخاطرات بی‌سابقه‌ای روبرو کند و بنابراین، لازم است دوگانگی به یگانگی تبدیل شود.

با این همه، برخی از اصولگرایان همچنان اصرار دارند که رقابت انتخاباتی سال آینده بر مبنای دو قطبی اصلاح‌طلب‌/اصولگرا شکل گیرد تا هم زمینه‌ای برای تاخت و تازِ چشم در چشم علیه عملکرد دولت حسن روحانی فراهم شود و هم از تعدد و تکثر نامزدهای اصولگرا در رقابت انتخاباتی کاسته شود. با توجه به ضعف اصلاح‌طلبان و بی‌رغبتی حامیان آنها برای حضور پرشور در انتخابات اما به نظر نمی‌رسد دو قطبی مذکور شکل گیرد و کارویژۀ مورد نظر بخشی از اصولگرایان را تأمین کند.

از این رو، به احتمال بسیار، انتخابات ریاست جمهوریِ سالِ آیندۀ ایران به صحنۀ رقابت بین گرایش‌های مختلف اصولگرایی تبدیل خواهد شد و اصلاح‌طلبان جز نقشی حاشیه‌ای بر عهده نخواهند داشت.

خلاف تصور معمول، رقابت بین اصولگرایان چندان هم کسالت‌آور و بی‌معنی و بی‌رمق نخواهد بود و از قضا جذابیت خاص خود را خواهد داشت!

گرایش‌های مختلف اصولگرایی به واقع اختلافات بنیادی مهمی با یکدیگر دارند و مهم‌تر از آن اینکه هر کدام نیز تکیه بر کرسی ریاست جمهوری را حق مسلم خود می‌پندارند. از این رو، با پاره شدن نخی به اسم اصلاح‌طلبی که تا‌‌کنون به عنوان «دشمن مشترک» مهره‌های اصولگرایی را به هم وصل می‌کرده ‌است، اجزاء اصولگرایی از هم گسیخته خواهند شد و به رقابت و چه بسا خصومتی سخت با یکدیگر برخواهند خاست!

برای هر یک از طیف‌های مختلف اصولگرایی، جلب آراء مردم کوچه و بازار به منظور پیروزی در انتخابات اولویت اصلی است، اما از آنجا که شعارهای مرسوم آنان به جای جلب نظر مردم عادی، سبب فرار آنان از صندوق‌های رأی خواهد شد، حدس من این است که نامزدهای انتخاباتی آنها در رقابت با یکدیگر، سخنانی بر زبان خواهند راند و وعده‌هایی به جامعه خواهند داد که شنیدن آن از زبان اصولگرایان، دهان مخاطبان را از تعجب باز خواهد کرد!

برخی از آنها در حوزۀ سیاست خارجی، آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، سبک زندگی و گشایش اقتصادی شاید حتی لحنی صریح‌تر از نیروهای منتقد در پیش گیرند و بدین وسیله به عیان نشان دهند که آرایش سیاسی رسمی در ایران از دو قطبی اصلاح طلب/اصولگرا عبور کرده است!

اصولگرایان اما در صورت تسخیر پاستور چه برنامۀ عملی در سر دارند؟ این نکته‌ای است که بعداً به آن خواهم پرداخت!

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

حسین دهقان کاندیدای ریاست جمهوری ایران ۱۴۰۰

حسین دهقان؛ از کودتای خزنده تا ریاست‌جمهوری

حسین دهقان با نام کامل «حسین دهقان پوده» متولد ۱۳۳۵ در اصفهان است...

یک نظر

  1. سلام مطلب جناب دکتر زید آبادی متین گویا بود انشاءالله در آتیه بیشتر از نوشته های ایشان استفاده نمایید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *