قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / ایران – آمریکا: آرامش و یا ادامه تنش؟
ایران - آمریکا

ایران – آمریکا: آرامش و یا ادامه تنش؟

احمد زیدآبادی مجله هفته مونترال«احمد زیدآبادی» متولد سال ۱۳۴۴ در زیدآباد سیرجان، روزنامه‌نگار، نویسنده و تحلیلگر سیاسی شناخته‌شده مقیم ایران، تحصیل‌کرده رشته علوم‌سیاسی در مقطع دکتری از دانشگاه تهران است. او عضویت در هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران و دبیرکلی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) را در کارنامه خود دارد. این روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، علاوه بر انتشار مقالات در مطبوعات، چهار کتاب نیز به رشته تحریر درآورده است.

زیدآبادی پس از انتخابات ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ در ایران بازداشت و به سلول انفرادی منتقل شد. پس از تحمل شش سال حبس در زندان رجایی‌شهر کرج، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران طی حکمی او را بلافاصله پس از پایان دوران زندان، به گناباد تبعید و از تمامی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی به صورت دائم محروم کرد. زیدآبادی برنده جایزه «قلم طلایی» موسسه جهانی مطبوعات در سال ۲۰۱۰ و همچنین «جایزه جهانی آزادی مطبوعات» یونسکو در سال ۲۰۱۱ است. 

احمد زیدآبادی|

بایدن و کلاف سردرگم مسئلۀ ایران!

جو بایدن رئیس‌جمهور منتخب آمریکا وقتی در این روزها گزارشِ دستگاه‌های امنیتی کشورش را دریافت و مطالعه می‌کند احتمالاً نسبت به برخی از وعده‌های انتخاباتی خود دچار تردید و دودلی خواهد شد.

بایدن پیش از دسترسی به گزارش‌های امنیتی، بازگشت آمریکا به توافق برجام را وعده داده بود اما با مشاهدۀ گزارش دستگاه‌های رسمی، پی خواهد برد که شرایط خاورمیانه نسبت به زمان امضای برجام دستخوش دگرگونی‌های ژرفی شده و بازگشت به این توافق کار سهل و ساده‌ای نخواهد بود.

رئیس‌جمهور منتخب آمریکا قاعدتاً می‌داند که هدف غایی دولت باراک اوباما از امضای برجام، در کنارِ طولانی کردن «نقطۀ گریز» در برنامۀ هسته‌ای ایران، گشودن راهی دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی به‌قصد پیوستن آن به «جامعۀ جهانی» و تبدیل شدن به کشوری «عادی» بود. هدف بایدن از احیای برجام نیز بدون تردید همین است، اما آیا در طرف ایرانی آمادگی ورود به چنین روندی وجود دارد؟

شاید بایدن به‌رغم انتقادش از سیاستِ «فشار حداکثری» دولت ترامپ علیه جمهوری اسلامی، پیامدهای مخرب آن بر اقتصاد ایران را اهرم مناسبی برای دولت خود در جهت متقاعد کردن سران جمهوری اسلامی برای احیای برجام همراه با تعریف تازه‌ای از روح آن توافق بداند به‌گونه‌ای که مذاکره برای حل‌وفصل تمام اختلاف‌های بین دو طرف را نیز در برگیرد. این درواقع نگاهی استراتژیک به برجام و نوعی تعمیق و گسترش آن است، اما این در حالی است که طرف ایرانی به برجام همچنان به‌عنوان اقدامی تاکتیکی به‌منظور رفع تحریم‌های اقتصادی در مقابل تعلیق چندساله و موقت فعالیت‌های اتمی خود می‌نگرد.

Aviron

 

در حقیقت آنچه سبب دست‌انداز درروند اجرای برجام در همان ماه‌های نخست امضای آن شد، همین تفاوت نگاه بنیادی دو طرف آمریکایی و ایرانی به این توافق بود. انتظار آمریکا از برجام، مهار و کنترل علایق انقلابی جمهوری اسلامی و همراه سازی آن با نظم منطقه‌ای و بین‌المللی موردنظر آن کشور و متحدانش در جدول زمانی مشخصی بود، حال آنکه جمهوری اسلامی برجام را در بهترین وضعیت، فرصتی برای رفع تحریم‌های جهانی و درنتیجه رونق اقتصادی به‌منظور پیشبرد قدرتمندانه‌ترِ سیاست اصطلاحاً انقلابی خود در منطقه تلقی می‌کرد.

این دو نگاه متفاوت در همان ابتدای کار برجام را به تلاطم انداخت، گرچه ترامپ با خروج از توافقنامه، تمام کاسه – کوزه‌ها را بر سر خود شکست و به‌عنوان عامل ناکامی برجام معرفی شد!

تفاوت رویکرد دو کشور دربارۀ ماهیت و هدف و غایت برجام همچنان پابرجاست. جمهوری اسلامی به‌رغم اقتصاد رو به ویرانی خود نشانه‌ای از ترک علایق انقلابی و تغییر سیاست منطقه‌ای نشان نمی‌دهد و آمریکا هم امکان کنار آمدن با این نوع سیاست منطقه‌ای را ندارد چراکه پذیرش این سیاست به معنای باز گذاشتن دست جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن در خاورمیانه و تداوم نفوذ آن‌ها در کشورهای عراق و سوریه و لبنان و یمن و نوار غزه و نهایتاً تصمیم‌گیری آن‌ها برای منطقه است. این بخصوص چیزی است که اسرائیل و عموم دولت‌های عرب آن را علیه موجودیت خود می‌دانند و با تمام قوا و به صورتی متحد به مقابله با آن برخاسته‌اند.

با این همه دولت حسن روحانی همچنان در انتظار احیای برجام و رفع تحریم‌های اقتصادی پس از ورود بایدن به کاخ سفید است. آیا روحانی و همکارانش بدین منظور، برای نوعی مصالحه بر سر نفوذ ایران در خاورمیانه آماده‌اند؟ شاید آماده باشند اما با توجه به ترکیب بغرنج قدرت در نظام جمهوری اسلامی آمادگی آن‌ها اهمیت چندانی ندارد چراکه نیروی تصمیم‌گیرنده دراین‌باره آن‌ها نیستند. با این حال، جناح اصولگرا نیز به‌رغم لفاظی‌های بی‌پایان خود، در پی احیای برجام در همان قالب موردنظر خود است و تصویب طرحی در مجلس برای افزایش میزان غنی‌سازی اورانیوم نیز عمدتاً با هدف اجبار دولتِ بایدن به بازگشت بی‌قیدوشرط به برجام و رفع تحریم‌ها صورت گرفته است. اصولگرایان ظاهراً بر این باورند که نزدیک شدن به «نقطۀ گریز» هسته‌ای، راهی جز تسلیم دولت بایدن به شرایطشان باقی نمی‌گذارد و آمریکا نهایتاً مجبور به پذیرش «توقف در مقابل توقف» بی‌هیچ توافق دیگری می‌شود یعنی توقف غنی‌سازی در مقابل توقف تحریم!

دولت اوباما به پیشرفت صنعت هسته‌ای و بخصوص عملیات غنی‌سازی اورانیوم در ایران به‌مثابۀ آتش برافروخته‌ای می‌نگریست که باید به‌صورت فوری و اضطراری و حتی به بهای دادن امتیاز و نشان دادن انعطاف و چشم پوشیدن موقت بر سایر سیاست‌های ایران خاموش می‌شد تا مانع جنگی ویرانگر در خاورمیانه شود. از نگاه اصولگرایان بایدن نیز همین نگاه را به صنعت هسته‌ای ایران دارد و اولویت او نیز خاموشی این آتش برافروخته است تا زمینۀ بروز جنگ بخصوص از جانب اسرائیل از بین برود؛ بنابراین، به‌زعم اصولگرایان بایدن جز رفع تحریم‌ها در برابر توقف غنی‌سازی، بدون طرح هرگونه قید و شرطی، راه چارۀ دیگری ندارد و این یعنی تسلیم دولت تازۀ آمریکا در برابر جمهوری اسلامی!

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

آنچه اصولگرایان می‌پندارند واقعاً هم مخمصه‌ای برای بایدن است! بایدن اگر سیاست خود را بر پرهیز از جنگ به هر قیمت بنانهاده باشد برای پیشگیری از رسیدن ایران به نقطۀ گریز هسته‌ای و توقف غنی‌سازی لابد باید نظام تحریم‌ها را بی شرطِ دیگری برچیند. برچیدن نظام تحریم‌ها یعنی باز گذاشتن دست ایران در منطقه که باعث اعتراض شدید اسرائیل و کشورهای عرب می‌شود و در عین حال، صدای جمهوری‌خواهان و شخص ترامپ را که از این پس چون عقابی بر رفتار دولت بایدن نظارت خواهد کرد، بلند می‌کند!

بایدن اما برای آنکه در همان گام نخست چهرۀ ضعیفی از خود نشان ندهد، احتمالاً با صراحت بیشتری از لزوم مذاکره دربارۀ صنعت موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران به‌عنوان شرط احیای برجام سخن خواهد گفت؛ اما اگر ایران آن را مصرانه رد کند چه گزینه‌ای پیش رو دارد؟ او شاید برای حفظ حیثیت خود به وعدۀ شفاهی ایران برای مذاکره بر سر سایر موضوعات مورد اختلاف پس از لغو تحریم‌ها دل‌خوش دارد، اما اگر پس از لغو تحریم‌ها ایران به وعدۀ خود عمل نکرد و یا به فرض، وارد مذاکره شد اما با سرسختی گامی به پس ننهاد، دولت بایدن چه خواهد کرد؟ پاسخ ساده این است که نظام تحریم‌ها را دوباره احیاء می‌کند! نظام تحریم‌ها اما اگر برچیده شود دیگر به‌سختی می‌توان آن را به نقطۀ نخست خود بازگرداند!

از این رو، شاید بایدن بر آغاز مذاکرات همه جانبه هم‌زمان با بازگشت به برجام اصرار ورزد، اما اگر جمهوری اسلامی نپذیرفت و غنی‌سازی اورانیوم را توسعه داد، چه پیش خواهد آمد؟ در آن صورت اسرائیل تهدید به حملۀ نظامی خواهد کرد و بایدن نیز مجبور به استفاده از زبان زور خواهد شد! با چنین وضعی، بایدن هم در مورد ایران خود را در همان موضعی خواهد دید که ترامپ نشسته است!

شاید بایدن با خواندن گزارش‌های امنیتی آرزو کند که کاش کلاف سردرگم ایران در همین باقیماندۀ روزهای زمامداری ترامپ به‌جایی برسد که او وارث چنین وضعیت دشوار و بغرنج و پیچیده و خطرناکی نشود!

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

چاک شامر

انتقاد شدید سناتور آمریکایی از اتاوا به علت بسته نگه داشتن مرزها

نمایندگان کنگره آمریکا بیش از پیش نارضایتی و خشم خود را از دولت کانادا که یک ماه دیگر محدودیت تردد در مرزهای دو کشور را تمدید کرده است، نشان می‌دهند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *