قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / جامعه / ماهی آزاد؛ سه زن و محکمه‌ای با خویشتن
مستند سالمون

ماهی آزاد؛ سه زن و محکمه‌ای با خویشتن

فرنگیس شکیبا|

مستند سالمون ساخته علی جنابان روایت زندگی و فعالیت سه زن به نام‌های ثریا، پروانه و پریسا والنتینا پویان است که زندگی خود را وقف کودکان و خانواده‌های مهاجر آسیب‌دیده می‌کنند تا در شرایط دشوارِ زیستن، گرهی از گره‌های کور آن‌ها را بگشایند. هر کدام به نوعی خود را به آب و آتش می‌زنند که «قربانی بودن» کودکان را به رخ جامعه بکشانند تا بلکه کمی مهربان‌تر و انسانی‌تر با آنان رفتار کنند، اما سالمون تنها مستندی درباره‌ی این سه زن نیست و پیام‌هایی فراتر از این دارد. کارگردان قصد دارد در ذهن تماشاگر محکمه‌ای ایجاد کند که هم مجرم و هم قاضی خود اوست. محکمه‌ای که تنها وجدان نظاره‌گر آن است و خویشتن واقعی را در برابر خود بیرونی افراد می‌نشاند.

علی جنابان، در دومین مستند سینمایی خود پس از «رقص تگرگ» (که حکایت مگوی جامعه‌ای سرگردان در میان سنت و مدرنیته است)، دوباره به سراغ آسیب‌های اجتماعی رفته است اما این بار با سوژه‌ای به مراتب گسترده‌تر و پیچیده‌تر. نوجوانی با ۲۲ شاکی خصوصی برای سرقت با موتورسیکلتی که نمی‌دانیم متعلق به خود او بوده است یا نه. در اغلب سکانس‌های فیلم، شاکیان حاضر به رضایت نیستند و گویی با ماندن نوجوان در زندان، به آرامش خاطر می‌رسند. اما آیا این عمل به نوعی انتقام گرفتن مجدد از قربانیان جامعه‌ای بی‌تفاوت نیست؟ آیا هر یک از ما با بی‌تفاوتی به وضعیت این کودکان، در تداوم این فقر و بزه و جرم و جنایت سهیم نیستیم؟

به نظر می‌رسد جنایان در تمام طول یک ساعت فیلم، به دنبالی این است که این سوال را مدام در ذهن بیننده تکرار کند: «اگر شما به جای شاکیان بودید و گوشی موبایل‌تان با تمام محتویات شخصی آن ربوده می‌شد، حاضر به رضایت دادن بودید یا به بهانه گران بودن گوشی یا پخش شدن عکس «ناموس»تان حاضر بودید هر بلایی به سر دزد از خدا بی‌خبر بیاید؟»

پاسخ به این سوال چندان هم آسان نیست؛ چرا که آدمی فقط با تجربه‌ی زیستی خود عجین شده است. در سوی دیگر این داستان، شاکیانی هستند که زخم‌خورده‌اند و علاوه بر خسارت مادی، آسیب روحی دیده‌اند یا شاید نوجوان بزه‌کار را کسی می‌دانند که قصد داشته یک‌شبه، ره صد ساله را برود و حالا که به چنگ قانون افتاده بهتر است درس بگیرد. یکی از شاکیان در طول فیلم به ثریا می‌گوید که خودش در کودکی آرزوی سه‌چرخه و دوچرخه را داشته اما هرگز دست به دزدی نزده و با کار و تلاش توانسته زندگی خوبی را برای خود فراهم کند. آیا او درست می‌گوید؟ نمی‌دانیم و گویی قرار نیست در طول فیلم به پاسخی قطعی برای پرسش‌هایمان برسیم.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

Aviron

 

«سالمون» یا «ماهی آزاد» را می‌توان گونه‌ای مهاجر از ماهی‌ها دانست. آزادماهی‌ها (همان‌طور که از نام‌شان پبداست) در آب‌های شیرین به دنیا می‌آیند و مرسوم است که خلاف جهت آب شنا می‌کنند. آنان برای زندگی بهتر، آزادانه به اقیانوس‌ها می‌روند و تفرج می‌کنند اما زمان تخم‌ریزی دوباره به آب‌های شیرین بازمی‌گردند؛ درست به نقطه‌ای که در آن متولد شده‌اند. در موطن اصلی تخم‌ریزی می‌کنند و سپس چشم از جهان فرو می‌بندند. زندگی‌شان روایت گونه‌ای از مهاجرت امیدبخش است و ارمغان بازگشت به اصل وجودی خویشتن. از‌این‌رو به نظر می‌رسد نام فیلم بسیار هوشمندانه انتخاب شده است که هم پیام‌آور مهاجرت و درد و رنج ناشی از آن باشد و هم امید را برای بازگشت به وطن اصلی زنده نگه دارد. در عین حال خلاف جهت آب شنا کردن را تحسین می‌کند زمانی که قرار است پای آرمان‌های انسانی در میان باشد.

در بخش پایانی فیلم، کارگردان گریز معناداری به مساله و زخم مهاجرت می‌زند؛ جایی که پریسا والنتینا پویان در حال خوردن ماهی سالمون از تجربیات و سوابق خانوادگی‌اش می‌گوید و نمی‌گوید. او که مدیرعامل خانه کودک پویا در محله دروازه غار تهران است،‌ از این که تنها یکی از اجدادش ایرانی بوده‌اند حرف می‌زند اما قادر به ادامه دادن نیست… و فیلم با این جمله‌ی درخشان که «وقتی مهاجر باشی، لازم نیست درد دیگری داشته باشی» و نمایی از کودکان کار مهاجر در خیابان‌های تهران به پایان می‌رسد.

بیشتر بخوانید:

به عنوان فردی که سال‌ها در چند خانه‌ی امید شبیه خانه کودک پویا این بچه‌ها را دیده، بوییده و بوسیده و جان تازه از نفس‌شان گرفته، شما را به دیدن «سالمون» دعوت می‌کنم. شاید با دیدن فیلم ناامید شوید، ممکن است غم وجودتان را فرا بگیرد یا ساعت‌ها در اندیشه فرو بروید اما یادتان باشد این سکه روی دیگری هم دارد. این سه زن (و هزاران زن و مرد دیگر) به یاری یکدیگر، امید را در کودکانی زنده می‌کنند که در کوچه پس کوچه‌های فقر و اعتیاد گیر افتاده‌اند. حتما جهان با این افراد جای بهتری برای زیستن خواهد بود. اینجا چراغی روشن است…

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

سالروز تولد عباس کیارستمی

هنر کیارستمی: نمایش زندگی و دیگر هیچ؛ تولدت مبارک هنرمند یگانه

کیارستمی هرچی بیشتر می‌میره بیشتر شناخته میشه...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *