قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / شعر / چند شعر از قاسم تاباک و ترجمه کردی
تاباک

چند شعر از قاسم تاباک و ترجمه کردی

درباره قاسم تاباک

قاسم تاباک درسال ۱۳۵۴ دریکی از روستاهای اطراف بوکان به اسم «اسکی بغداد» زاده شد. در سال ۱۳۶۲ به شهرستان مهاباد کوچ کردند و در همان شهر در رشته‌ی روانشناسی ادامه‌ی تحصیل داد. چند واحد مانده بود که لیسانسش را بگیرد از دانشگاه اخراج می‌شود و از سال ۱۳۷۵ وارد عرصه‌ی ادبیات می‌شود. تا کنون مجموعه شعری از ایشان به چاپ رسیده است که دو زبانه است و به کردی و انگلیسی روانه بازار شده است. تا کنون شعرهایش به زبان‌های عربی و فارسی و ترکی استانبولی چاپ و ترجمه شده است. چندین کناب آماده چاپ دارد که بخاطر امکانات مالی قادر به چاپ آنها نیست به گفته شاعران و بزرگان کرد قاسم یکی از نوگرایان و تاثیرگذاران شعر کوتاه مدرن کردی است و به غیر از شعر مقاله و تحقیقات فراوانی در زمینه‌ی فلکلور و اسطوره‌های کردی انجام داده و به چاپ رسانده است. اینک چندین شعر کوتاه این شاعر مهابادی را تقدیم خوانندگان فارسی زبان مجله‌ی وزین «هفته» مونترال -کانادا می‌نمایم.

ترجمه: خالد بایزیدی (دلیر) |

فارسی کردی

روی سینه ات

شعری نوشته شده

خوشبحال آن روشندلی

که باخط «بریل»

می خوانداش

له سه رسسینه ت

شیعر یک نوسراوه

خوزگه به وکویره ی

به بره یل

ده یخوینییه ته وه

دنیایم ای

این نخست بار است

که جهان شمول می‌اندیشم

دنیاکه می

هه وه لین جاره

جه هانی

بیرده که مه وه

چراغ برق‌های خیابان را

خاموش کنید

درختی می‌خواهد

خود را

لخت کند

گلوپه کانی شه قام

بکوژیننه وه

دره ختیک ده یهه وی

خوی

رووت کاته وه

به آزمایش خون نمی‌روم

دکترها حسوداند

می‌ترسم

پیدایت کنند

ناچمه تاقیکاری خوین

دکتوره کان به خیلن

ده ترسم

بتدوزنه وه

دوست داشتن‌ات

به میدان «مین» می‌ماند

به هر طرف که بجنبم

تنها مردن است

خوشه ویستیت

له میدانی مین ده چی

بوهه رلایه ک

په ل ببزیوم

هه رمردنه

گفتی

جهان دهکده ای است

هیچ کس

هیچ کس را

گم نمی‌کند

من دردهکده‌ای

جهانی را

گم کرده‌ام

کوتت

جه هان گوندیکه

که س که سی لی ون نابی

من له گوندیکا

جیهانم

لی ون بووه

سوره ی انفال

بزرگ‌ترین

گورستان جهان است

سووره تی ئه نفال

گه وره ترین

قه برستانی

جه هانه

کودکان حلبچه

تا پنج هزار

می‌توانند

شمارش کنند

منالانی هه له بچه

تاپینج هه زار

ده توانن

بژمیرن

کوه

دشت است

به احترام شهید

قد برافراشته

شاخ

ده شته

به حورمه تی شه هید

راوه ستاوه

احترام

زمین را نگه می‌دارم

گرنه

خبره‌ام

در پرواز

حورمه تی

ئه رزراده گرم

ده نا

فیره

فرینم

احساس آن کودکی را دارم

که مادرش به آن می‌گوید

ازاین شب به بعد

می‌باید…

به تنهایی بخوابی

هه ستی ئه ومناله م

هه یه

دایکی پیی ده لی

له ئه وشوبه دواوه

ده بی

به ته نیایی

بنووی

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

Aviron

 

بیشتر بخوانید:

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

چراغ‌های تاریکِ رابطه؛ درنگ در “فردیت” شعر فروغ

در آستانه‌ی سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد، این ویژه‌نامه تقدیم خوانندگان «هفته» می‌شود...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *