Fengye College Center
خانه / اخبار مونترال / اجرای سعید خزایی در جشن 30 سالگی مرکز فرهنگی «ژان ونیه»
سعید خزایی

اجرای سعید خزایی در جشن 30 سالگی مرکز فرهنگی «ژان ونیه»

مرکز فرهنگی Maison du Quartier St-Jean-Vianney در روز 9 می 2018  جشن 30 سالگی خود را در حالی برگزار کرد که در بخشی از آن ترانه‌ی «مرغ سحر»  با صدایِ سعید خزائی، هنرمند مونترالی و استاد آواز سالن مراسم را پر کرده بود.

این مراسم از ساعت 4 بعدازظهر در منطقه لانگوی بود، از بخش‌های مختلف فرهنگی که ملیت‌های مختلف آن را تشکیل می‌دادند. ساعت که به 7 عصر نزدیکتر شد، هنرمندان کبکی برای اجرای موسیقی خود یکی یکی به روی صحنه آمدند و با خواندن آهنگ‌های ملی و خاطره‌انگیز شرکت‌کنندگان در این جشن را به وجد آوردند.

نوبت به سعید خزائی هنرمند فارسی‌زبان رسید. او پس از حضور در جایگاه درباره تصنیف «مرغ سحر» گفت. این که این تصنیف به خاطر مضمون سیاسی و اجتماعی که دارد یکی از ماندگارترین آثار مرتضی نی‌داوود در موسیقی معاصر ایران است. او در مورد این اثر و ویژگی‌های آن توضیح کوتاهی داد. مخصوصا در بخشی از تصنیف که اشاره نت‌ها به سمت دستگاه شور بود. این هنرمند جوان در بخشی از صحبت‌هایش تاکید کرد که ممکن است برای شنونده غربی این خواندن ناآشنا باشد و بهتر است که قبل از آن در مورد این تفاوت موسیقایی اندکی بداند. در حالی که او می‌خواند تصاویری از ایران بر روی پرده نمایش داده می‌شد. برای دقایقی تمام سالن سکوت بود و صدای سعید خزائی با «مرغ سحر ناله سر کن و…» و صدای کف‌هایی که زده شد. این هنرمند جوان، سپس سه تار خود را برداشت و با یک آهنگ در مایه اصفهان برنامه را خاتمه داد.

بعد از اجرای برنامه سعید خزائی درباره این دعوت و حضور در  جشن 30 سالگی مرکز فرهنگی به خبرنگار هفته گفت: من قبلا در مراسمی تحت عنوان «از بلخ تا شیراز» که دوستان افغان و نوروززمین در سالن رویدادهای کتابخانه بروسارد برگزار کردند، شرکت کردم. در آن برنامه یک آواز و یک تصنیف اجرا کردم. بعد از اجرا، افراد زیادی که عموما غیرایرانی بودند با من وارد گفت‌وگو شدند و ضمن تشکر و ابراز احساسات از این اجرا، از تجربه جدید شنیدن آواز ایرانی صحبت کردند. برایم خیلی جالب بود که هیجکدام از این افراد موزیسین نبودند اما به قدری دقیق در مورد اجرا صحبت می‌کردند که فکر می‌کردم در جمع اهالی موسیقی برنامه اجرا کرده‌ام. یکی از حضار که از مرکز فرهنگی«جان ونیه» به آن مراسم دعوت شده بود، از من شماره و اطلاعات تماس گرفت. چند هفته بعد با تلفن من از این مرکز تماس گرفتند و درخواست کردند که اگر تمایل دارم در کنار خواننده‌های دیگر مونترالی، به اجرای برنامه بپردازم.

او درباره این که به زبان فارسی شعر را خوانده و  تاثیری که برمخاطبش دارد گفت: مطمئنا اینکه مخاطبان در هنگام شنیدن یک آهنگ، از متن شعر اطلاعی نداشته باشند، از اثرگذاری آن کاسته می‌شود اما خود موسیقی به تنهایی یک زبان است، زبانی بین‌المللی که از طبیعت سرچشمه می‌گیرد. بنابراین اجرای یک موسیقی با کیفیت بالا قطعا اثر مثبت خواهد داشت. من هم امیدوارم که بتوانم این تاثیر گذاری را با اجرایم داشته باشم.

او درباره حس بعد از اجرا و واکنش مخاطبان غیر فارسی‌زبان گفت: بدون اغراق می‌گویم که بسیار علاقمند به موسیقی ایرانی بودند. من در تجربه‌های گذشته خودم هم به این نتیجه رسیده بودم که عموم جامعه کانادا دانش موسیقایی بالایی دارند و مطمئنم که موسیقی ایرانی را به عنوان یک موسیقی پرمایه و با کیفیت دسته‌بندی می‌کنند. به نظر من برای جذب غیرایرانیان به موسیقی ایرانی، اول از همه باید به این باور رسید که موسیقی ما که پیشینه تاریخی دارد، بسیار غنی است. دوم این‌که با حفظ چارچوب موسیقی اصیل ایرانی که از ویژگی‌های اصلی آن است، می‌بایست سعی در ساختن آهنگ‌هایی کرد که بیشتر زیباییش را از خود آهنگ و وزن شعر بگیرد. در واقع منظورم این‌ست که شعر و آهنگ چنان در هم ذوب شوند که شنونده جذب موسیقی آهنگ و موسیقی کلام شود و کمتر نیاز به معنی شعر را حس کند. چه بسا با همین موسیقی که داریم افراد بیشتری برای یادگیری زبان فارسی ترغیب شوند. من مطمئنم که جامعه کانادا بیش از هر کشوری پذیرای موسیقی ما خواهد بود.

سعید خزائی که دانشجوی دکترای مهندسی کامپیوتر و نرم‌افزار است یادگیری موسیقی را از دوران کودکی و نزد پدرش؛ بهرام خزایی آموخته است. او بر روی ردیف‌های آوازی اساتید شجریان، عبدالله دامی و محمود کریمی کار کرده است.  فعالیت اصلی ایشان هم اکنون تدریس در زمینه ردیف‌های آوازی و تصنیف خوانی است.

 

نویسنده: مهدیه مصطفایی

مهدیه مصطفایی هستم. متولد 1358 شمسی. از سال 1379 فعالیت کاریم را با روزنامه ایران در بخش حوادث آغاز کردم. تا سال 1390 نیز با روزنامه‌های مختلفی از جمله روزنامه‌های دوران امروز، صبح امروز،آفرینش، ایران، اعتماد و در آخر همشهری فعالیت کاری در زمینه اخبار حوادث داشتم. سال 1390 به کانادا مهاجرت کردم و در شهر مونترال ساکن شدم. سه ماه بعد از ورود همکاری با مجله هفته را آغاز کردم که تا هم اکنون ادامه دارد.

مطلب پیشنهادی:

ژان کوتو

مردی از دیار عشق با قلبی مالامال از مهر و دست‌هائی پرتوان

تقریبا غیرممکن است که برای مدتی ولو کوتاه در مونترال زندگی کرده باشی اما داروخانه‌ی «ژان کوتو» را نشناسی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *