قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۶۱۲
طنز و سرگرمی

طنز و حکایت هفته ۶۱۲

نکته مثبت هفته

ایمان داشته باش به فردایی که بعد از یک‌شب تاریک می‌آید!

حکایت هفته

«آدم»

بابای همه‌ی بشر. وقتی کسی می‌گوید در فلان جا «بابای آدم» را درمی‌آورند دقیقاً معلوم نیست مراد و مقصودش چیست چون آدم دیگر بابا نداشته. بچه‌اش خیلی خوب است. چراکه قرن‌هاست همه اصرار دارند بقیه مثل بچه‌ی آدم رفتار کنند. با تعریفی که مردم به دست می‌دهند بچه‌ی آدم نه راه می‌رفته، نه شلوغ می‌کرده، نه بازی می‌کرده؛ نه در مهمانی شیرینی می‌خورده، نه مسواک آخر شبش یادش می‌رفته و … و مثل بچه‌ی آدم زندگی می‌کرده است.

چنان‌که متواتر آمده آدم بودن با فعل امر آدم باش از اساسی‌ترین دغدغه‌ها و مباحث مطروحه در حوزه‌ی زیستی انسان بوده است. آدم باش به معنی اخلاص و ادق کلام یعنی اونجوری که من میگم یا همان‌طور که من می‌خواهم باش.

اسم مصدرش با پسوند «یت» هم موردتوجه بوده است قدر مسلم بنا به تأکیدات فراوان این مقوله‌ی آدمیت ربطی به لباس زیبا نداشته اما اینکه به چی ربط داشته در طول تاریخ و عرضِ کره‌ی زمین جغرافیا خیلی معلوم نیست.

Aviron

 

آدم اساساً دچار سرگشتگی و حیرانی بوده. در همین باب، شاید هم در بابی دیگر، شاعری گفته «آدما رو عشقشون پا می‌ذارن، آدما آدمو تنها می‌ذارن» که بیانگر آدم تو آدم بودنِ فضاست و گویا بعدها این اصطلاح «آدم تو آدم» به جانداران دیگری تغییر یافته است.

با افزودن حروف ی.ز.ا.د هم زیاد مورداستفاده قرار می‌گیرد. این‌ها که آمد مثل م.ر مخفف اختلاس‌گران اقتصادی نیست. اساساً در کشور ما هر کسی چندین میلیارد اختلاس می‌کند در اولین اقدام بدل به جدول کلمات متقاطع می‌شود و نامش به ‌صورت حروف مقطعه درمی‌آید اما در مورد فوق‌الذکر مقصود شکلِ «آدمیزاد» از مشتقات آدم بود. چنان‌که شاعری دیگر جایی آورده «آدمیزاده اگر در طرب آید نه عجب» قطع به‌یقین آدمیزاده را با توجه به حضور مستمر گشت ارشاد خیلی هم در طرب نیاید بهتر است. مخصوصاً اگر طرب از سوی آدمیزاده به ترقصی خفیف و عقب رفتن پوشش سر به‌صورت توأمان منجر شود.

جانداری که روی دو پا راه می‌رفت سابقاً. در حال حاضر توی ماشین به پیاده‌روی مبادرت می‌ورزد.

گاهی اوقات به شیوه‌ای استفهامی مورداستفاده قرار می‌گیرد. به این شکل: آدمی؟ این مورد حین رانندگی کاربرد دارد و مفهوم درستش این نیست که راننده‌ی دیگر واقعاً در آدم بودن و نبودن شما سؤالی دارد. او یقین پیدا کرده شما آدم نیستی و با این طرح سؤال به شکل ظریفی ابلاغِ ناسزا می‌کند.

منبع: (کتاب طنز پس‌کوچه، ابراهیم رها. تهران؛ فرهنگ معاصر، ۱۳۹۵)

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانبد:

لطیفه‌های هفته

غمگینم مثل همه اونایی که ۱۲ سال درس خوندن تا بیان دانشگاه مختلط … ولی همه کلاساشون مجازیه!

تعرفه‌های کارمزد بانک جوری بالا رفته که از جلو عابر بانک رد شدم و نگاش نکردم دیدم پیامک اومده: … تحویل نمی‌گیری؟! علی‌الحساب ۳ تومن از حسابت کسر می‌کنم ادب بشی!

سرگرمیفکر کنم این ستاد مبارزه با کرونا همون اعضای تیم مدیریت بحران هستن … چون هر کاری می‌کنن وضعیت خراب‌تر میشه … یه دو دقیقه کاری نکنید شاید کرونا خودش رفت!

خارجیه: شما چطور اختلاس می‌کنید؟… ایرانیه: این پروژه رفاهی و عمرانی رو می‌بینی؟… خارجیه: نه من که چیزی نمی‌بینم! … ایرانیه: آ قربون دهنت، همین چهل میلیارد خرج برداشته!

بچه بودیم می‌نشستیم دور هم کلاغ‌پر بازی می‌کردیم … ماشین پر، خونه پر، پول پر و … ما فکر کردیم داریم بازی می‌کنیم… نگو اینا داشتن از بچگی آروم آروم حالیمون می‌کردن بزرگ بشی از اینا خبری نیست!

دیدی وقتی داری با جارو خاک رو می‌ریزی تو خاک‌انداز یه خطی از خاک جلوی خاک‌انداز میمونه و مجبوری یه قدم بری اونورتر دوباره جارو بزنیش؟ … من یه بار سر همین قضیه نزدیک بود از مرز خارج بشم گرفتنم … آخر هم اون یه خط نرفت تو خاک‌انداز.

اسم اکانتش مهساست، تو بیو زده سارا، خودش میگه اسم اصلیم صدفه … باهاش قرار می‌زاری میری بیرون می‌بینی محمدجواده!

اگر صبح از خواب بیدار شدید و به‌جای فحش به زندگی، خورشید بهتون لبخند زد و پرنده‌ها براتون آواز خوندن … تک‌خوری نکنید، ما رو با ساقیتون آشنا کنید!

نکته هفته

پاییز فصلی است که می‌آموزد «تغییر» می‌تواند زیبا باشد.

نقل‌قول هفته

الوین تافلر: دگرگونی‌ها تنها یک‌چیز بایسته برای زندگی نیست، خود زندگی است.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: از پس هر گریه، آخر خنده‌ایست.

افغانی: اگر طلا ناب و خالص است چرا از آتش بترسد!

شعر طنز هفته

«در دسترس نبود ولیکن فلان دوست»

رنگین‌تر از بهار گل‌افشان بهار دوست

ماهرتر است از خلبان ساربان دوست

با کاروان اگرچه سفر نیست این زمان

از بنز بهتر است سفر با ژیان دوست

از خواب من قطار شتر می‌گذشت و من

ملحق شدم به سلسلۀ کاروان دوست

از ساربان دوست برایم خبر بیار

«ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست»

انگار تازگی خبر تازه‌ای نبود

غیر از همان عوض شدن ناگهان دوست

دشمن دوباره دوست شد و دوست، دشمن است

با دوستان دشمن و با دشمنان دوست

در هرج‌ومرج دشمنی و دوستی بگو

«آن کیست در جهان که بگیرد مکان دوست؟»

گفتم شکایتی کنم از دوست نزد دوست

با دوستان خوش‌سخن و مهربانِ دوست

گفتند آن شکایت خود با فلان بگو

هست آن فلان معاون و گوش و زبانِ دوست

من در پی فلان به ادارات سر زدم

در دسترس نبود ولیکن فلانِ دوست

منبع: (دکتر بازی، اسماعیل امینی. مشهد؛ سپیده‌باوران، ۱۳۹۴. قسمتی از شعر «در دسترس نبود ولیکن فلان دوست»)

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

حکایت

طنز و حکایت هفته ۶۴۴

نکته هفته: زیباترکردن دنیا کار دشواری نیست؛ کمی دلگرمی در جیبت بگذاری؛ کمی عشق در دستانت داشته باشی و کمی هم مهربانی در نگاهت، کفایت می‌کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *