قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / مشاهدات یک عضو سابق هیئت مدیره کنگره ایرانیان کانادا درباره دعوای حقوقی
هومن شیرازی،کارشناس ارشد مدیریت تکنولوژی اطلاعات از دانشگاه اتاوا

مشاهدات یک عضو سابق هیئت مدیره کنگره ایرانیان کانادا درباره دعوای حقوقی

رفع مسئولیت: انتشار مواضع اشخاص و کاندیداهای انتخابات کنگره ایرانیان کانادا به معنی تایید یا رد آنها نیست. این امر در قالب وظیفه حرفه‌ای «هفته» و ایجاد فضای مناسب و فرصتِ برابر برای کاندیداها توسط هفته صورت می‌‎گیرد. املا و انشای نوشته‌های تبلیغاتی متعلق به کاندیداها و تیم‌‌های انتخاباتی است.  / تحریریه هفته
هومن شیرازی،کارشناس ارشد مدیریت تکنولوژی اطلاعات از دانشگاه اتاوا کانادا

 

هومن شیرازی،کارشناس ارشد مدیریت تکنولوژی اطلاعات از دانشگاه اتاوا، از سال پایان ماه می ۲۰۱۷ تا ماه آگوست ۲۰۱۹ عضو هیئت مدیره کنگره ایرانیان کانادا بود. او سیر وقایع منتهی به دعوای حقوقی کنگره را در این نوشتار بیان کرده است. / تحریریه هفته

هومن شیرازی |

درد عجیبی تمام وجودم را فراگرفت و سردرد امانم را بریده بود این روزها استرس‌ها و فشارها به بی‌نهایت رسیده بود‌‌، جوجه اردک زشتی در این‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره یک دست، اصلا همخوانی و همفکری با سایر اعضا نداشتم و تصمیماتی که گرفته می‌شد از نظر من برخلاف مصالح کامیونیتی ایرانی-کانادایی بود‌. این لایحه آخر هم که دیگر آه از نهادم بریده بود‌. یکی از اعضا با کمک ریاست‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره وقت مشغول تبدیل کردن استانی به کشوری کردن کنگره ایرانیان کانادا بود‌. متاسفانه اصلا برای این لایحه پیشنهادی، کار کارشناسانه نشده بود یا حتی به سایر اعضا اطلاع‌رسانی نشده بود که نظرات خود را‌‌‌ اطلاع‌رسانی کنند‌. از هر طریق ممکن اعتراض کردم ولی متاسفانه مثل تمامی پیشنهاداتم به آن توجهی نشد و توسط‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره به تصویب رسید‌. از نظر من تصویب این لایحه یکی از بدترین اتفاقات این دوره در دقایق پایانی آن بود‌. روحیه ناامیدی تمام وجودم را گرفته بود و فقط امیدم به انتخابات پیش رو بود با صحبت‌‌هایی که با سایر اعضا داشتم. امیدوار بودم که کسانی با نگرش متفاوت از‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره کنگره کنونی نیز به انتخابات وارد شوند و حداقل کنگره را از حالت یک دستی کنونی خارج کنند‌. تجربه من در این یکسال گذشته به من آموخته بود که برخی از اعضا‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره کنونی مصالح حزبی و گروهی را بر مسائل کامیونیتی ترجیح می‌دهند و خود را نماینده انحصاری رای‌دهنده‌گانشان می‌دانند‌‌، انگاری که مخالفانشان حق حمایت و همراهی در‌‌ مسائل کنگره را ندارند‌.

Aviron

 

متاسفانه برخلاف انتظارم این چهار کاندیدا از حضور در انتخابات کنگره به خاطر تخلفات انتخاباتی که از نظرشان رقابت سالم را تحت‌الشعاع قرار می‌داد انصراف دادند در صورتی که من مطمئن بودم که حداقل دو نفر از آنها با توجه به جایگاهشان در کامیونیتی انتخاب می‌شوند‌.

حال دوباره با‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره‌‌‌ای یک دست‌تر از گذشته و جوان‌تر و کم تجربه‌تر مواجه بودم که  انقلابی‌گری هم از آنها به مشام می‌رسید‌‌، انگار جامعه ایرانی از انقلابی‌گری مردمش خاطرات خوبی دارد که ما خودمان را جوانان انقلابی نام ببریم‌‌، اتفاقات سال ۵۷ و حضور آن جوانان انقلابی ایران مدرن و پیشرفته را به سال‌های قرون وسطایی برد که همه چیز در این چهل سال قدغن شد‌. شاید اگر حکومتی برخاسته از مردم و دموکراتیک بود هفت میلیون ایرانی آواره این ور آن ور دنیا نمی‌شدند و الان روزگار خوشی را در کنار خانواده‌شان در وطن عزیزشان می‌گذراندند‌.

تقریبا ناامیدتر از همیشه بودم و خود را در انتهای راه می‌دیدم‌. به استعفا فکر می‌کردم ولی خود را هرباره شماتت می‌کردم که با استعفا کار حل نمی‌شود از طرفی با تغییرات جدید در ریاست‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره و انتخاب یک بانوی ایرانی به عنوان ریاست‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره با توجه به تمام اختلافات و درگیری‌ها در جلسات کاری‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره که با ایشان داشتم‌‌، خوشحال بودم‌. شان و میزلت زن ایرانی که چهل سال است از هرگونه امکانات برای مدیریت در بالاترین سطوح در کشورمان ایران محروم هست روزنه امیدی برایم بود‌. البته این مهم نهیبی زد که حداقل روش برخوردم را در‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره تغییر دهم‌. تصمیم گرفتم از انتقادات تند و برنده فاصله بگیرم شاید دراین شرایط محیطی فراهم شود که زنان بیشتری علاقمند به فعالیت اجتماعی در کنگره شوند‌. حال بماند که ایشان با‌ توجه با اتفاقات پیش آمده فرصت مدیریت نکرد و به بدترین روش ممکن از ایشان استقبال گردید‌.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

هنوز چند روزی نگذشته بود که متوجه شدم که چهار نفر از فعالین اعضا کنگره ایرانیان کانادا ایمیلی مبنی بر درخواست لیست اعضا برای‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره ارسال کردند و فکر می‌کنم تقریبا تک تک شما از اتفاقات بعدی آن آگاهی دارید و من دراین نوشتار نمی‌خواهم به آنها بپردازم چرا که به صورت کامل از جزئیات آنها اطلاع ندارم‌.‌‌‌ ای کاش این شرایط برای هر دو گروه فراهم شود و واقعیت‌ها بازگو شود ولی به عنوان عضو‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره در آن تاریخ باید به سمع و نظرتان برسانم که من با تمام وجود تصمیم به حل مشکل بین دو طرف گرفتم چرا که صحنه درگیری باخت‌‌-باخت می‌دیدم‌. با دو وکیل معتبر و آگاه مشورت کردم و نتیجه را به اعضا انتقال دادم که این درخواست چهار نفر منطقی و درست است و ما باید این لیست را در اختیار قرار دهیم اما متاسفانه برداشت ریاست‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره با توجه به مشاوره‌‌‌ای که گرفته بود متفاوت بود از طرف دیگر با سه تن از کسانی که در کامیونیتی ایرانی به خوشنامی و احترام در بین دو گروه شهره بودند تماس برقرار کردم که شاید این مشکل بصورت روش کدخدامنشی حل شود که متاسفانه با توجه به ابراز علاقه دو تن از ایشان برای همکاری این مهم هم با اعلام شکایت چهار نفر از اعضا به نتیجه نرسید‌. ناگفته نماند که وظیفه خود می‌دانستم که نمایندگان سیاسی ایرانی کانادایی مجلس فدرال و استانی را نیز نسبت به ابعاد این اختلاف مطلع سازم که به آنها‌‌‌ اطلاع‌رسانی نیز نمودم.

در عین حال با توجه به اختلاف فکری که با سایر اعضا‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره داشتم‌‌، وظیفه خود دیدم که وکیل کنگره ایرانیان را از این مهم آگاه کنم که من هم‌نظر سایر اعضا‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره نیستم و او پیشنهاد داد باید وکیلی متفاوت داشته باشم‌. از چند و چون دادگاه آگاه نبودم چرا که در حلقه‌‌‌ اطلاع‌رسانی اعضا‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره به خاطر اختلافات عدیده نبودم چند باری هم که به صورت مکتوب تقاضای لیست اعضای کنگره را نمودم این مهم چه در دوره قبلی و چه در دوره ریاست جدید میسر نگردید. در طول مدت حضورم در‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره سعی کردم صدای اقلیت خاموش باشم ولی کمکی به حل اختلافات نمی‌کرد چرا که تصمیمات از نظر من براساس منافع کل کامیونیتی نبود‌. از طرفی صدای خرد شدن و شکستن کامیونیتی را با تمام وجود حس می‌کردم‌. احساس خجالت و سرافکندی تمام وجودم را گرفته بود و شرمنده اعضا که نتوانسته بودم به عنوان عضوی از‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره این مشکل را حل نمایم.

یکی دو ماهی از پروسه دادگاه می‌گذشت و من جسته و گریخته از سایر اعضا در جریان اتفاقات قرار می‌گرفتم‌. همواره دنبال روزنه‌‌‌ای بودم که اختلافات حل شود البته از طریق مسالمت‌آمیز. از یکی از اعضا کنگره متوجه شدم که برای رسیدن به تفاهم چهار عضو کنگره مفاد و ضرب‌الاجلی فراهم کرده بودند‌. بسیار خوشحال شدم و سعی کردم در شرایط مختلف‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره را ترغیب نمایم که رسیدن به تفاهم بهتر از بررسی موضوع با قاضی و رای دادگاه است. این مهم مصادف شد با استعفای رئیس سابق کنگره که این موضوع را از طریق تماس تلفنی قبل از‌‌‌ اطلاع‌رسانی اجتماعی با من در میان گذاشته بود‌. درخواستش از من این بود با توجه به احترام متقابل که هر دو طرف نسبت به من دارند برای رسیدن به تفاهم بهتر است بمانم‌. ریسک بزرگی بود ولی احساس کردم که باید بمانم و این تفاهم‌نامه امضا شود‌. رئیس قبلی‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره به من قول داد که هر کمکی برای تفاهم از دست او بربیاید دریغ نمی‌کند و انصافا این کار را کرد.

در این مرحله بود که درجریان ماوقع قرار گرفتم و رئیس وقت کنگره مرا در جریان متن تفاهم‌نامه قرارداد و قسمت‌‌هایی که مورد تفاهم اعضای‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره نیست‌. از ارتباطم استفاده کردم و با دو نفر از چهار عضو کنگره تماس گرفتم و سعی به برطرف کردن سوتفاهم‌‌های متن نامه کردم‌. نامه از نظر محتوای و اتفاقات مندرج از نظر من درست بود ولی متن آن بسیار تند بود با توجه به صحبتی که با دو تن از اعضا‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره داشتم برخی مطالب مندرج را صحیح نمی‌دانستند که این نکات را هم گوشزد کردم‌. متاسفانه نام افراد هم در بالای این نامه ذکر شده بود که با توجه به تجربه بدی که از گذشته داشتم پیشنهاد دادم که اسامی افراد حذف شود چرا که شاید در آینده مورد سو استفاده برخی غرض‌ورزان در دو طرف شود. حقیقتا نام بردن از افراد موضوع را به درگیری شخصی رهنمون می‌کرد‌. این مهم بارها و بارها اتفاق افتاده بود. بعد از گفتگو با دو نفر از اعضا کنگره احساس خوبی داشتم‌‌، به شخصه با نظر من موافق بودند ولی از من درخواست کردند که این موضوع را با دو نفر دیگر اعضا در میان بگذارم در آن جمع چهار نفره من ارادت و احترام شخصی خاصی به کامنوش داشتم‌. او تنها کسی بود که خواهرانه نگران من در این پروسه بود‌‌، او اولین کسی بود که به من نهیب زد که دوازده سال کار داوطلبانه خود و حسن شهرت خود را مراقبت نمایم و با توجه به پیشینه کارهای فرهنگی‌ام در همین ابتدا از این مهم کنار بکشم‌. همیشه خود را مدیون دلسوزی‌‌های او می‌دانم‌. این تجربه چند ساله به من آموخته کسانی که دستی در هنر دارند و با فرهنگ و هنر و سینما مانوس هستند به جهان به صورت زیبایی نگاه می‌کنند‌.

خلاصه منتظر نتیجه مذاکرات آن چهار نفر ماندم ولی متاسفانه صبح روز بعد از طرف نایب رئیس وقت کنگره متوجه شدم که تغییرات اعمال نمی‌شود و نامه باید به همین شکل امضا و تایید شود‌. برای من تایید این نامه که برگرفته از نظر یک طرف دعواست و کوچک‌ترین نظر حتی من که همواره از موضع مخالفان‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره دفاع می‌کنم اعتباری ندارد‌‌، تیر خلاصی بود بر ادامه فعالیت در کنگره ایرانیان کانادا. چون در جریان ریز قضایا نیستم نمی‌توانم مطلبی بگویم که چرا اینقدر حساسیت در این پروسه حقوقی بالا بود‌‌، مگر می‌شود داوطلبانه مشغول کار برای کامیونیتی شوی و بعد درگیر شکایت و کار حقوقی گردی‌‌، حتما باید کارد به استخوان رسیده باشد که کوچک‌ترین گذشتی در کار نباشد‌. شاید دعوا بسیار بزرگ‌تر از آن مرحله است که من فکر می‌کنم.

زمانی که بین دو گروه برای ایجاد پل مهر و دوستی قرار می‌گیری و درک می‌کنی که هر طرف ساز خود را کوک می‌کند و به توصیه‌‌های خیرخواهانه تو توجه نمی‌کند راهی برای ادامه همکاری باقی نمی‌ماند چرا که متوجه می‌شوی شاید اصلا قرار نیست صلحی برقرار شود. وقتی در این برهه حساس قرار می‌گیری باید راه سوم که راه خود توست را انتخاب نمایی و حداقل استانداردها و اصول زندگی‌ات را زیر پا نگذاری پس با اطلاع به دو طرف قبل از ادامه تصویب و تایید این نامه استعفا نمودم .لازم می‌دانم از کمک ریاست وقت‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره برای شفاف‌سازی موضوع در جلسه‌‌های بعدی کنگره با توجه به تمام اختلافات تشکر و قدردانی نمایم‌. خوشحالم که پس از استعفایم از‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره این تفاهم‌نامه توسط اعضا‌‌‌‌‌‌ هیئت مدیره به تصویب رسید و کار به تفاهم رسید ولی متاسفانه موضوع و دعوا به طرق دیگری ادامه پیدا کرد‌.

البته از عجایت روزگار این است با توجه به اینکه استعفای من قبل از تصویت این تفاهم‌نامه بود‌‌، نام من بعنوان تایید‌کنندگان این تفاهم‌نامه ذکر شده است که صحیح نیست و هرگز آن را تایید نمی‌کنم و از نظر حقوقی به اطلاع طرفین رسانده‌ام‌. شاید این تاوان مواضع مستقل من از هر دو گروه درگیر باشد.

 در پایان همواره امیدوار بودم جامعه ایرانی خارج از کشور به آن بلوغی از بالندگی برسد که چشم خود را به روی حقایق نبندد و برای منافع ملی و استراژیک فارغ از‌‌ مسائل حزبی و گروهی عمل کند‌. کنگره ایرانیان کانادا متعلق به همه ایرانیان کانادا است از همه گروه‌‌های اجتماعی و نهاد‌‌های هنری و سیاسی است‌.‌‌‌ ای کاش زمانی فرا رسد که به جای توهین و افترا و تهمت‌‌های بی‌شمار به یکدیگر در برقرار کردن مهر محبت و دوستی و ایجاد پلی مستحکم بین یکدیگر قدم برداریم‌.

صرف هزینه نزدیک به یکصدوپنجاه هزار دلار طبق منابع غیررسمی از هر دو طرف در این دعوای حقوقی که براستی وکلا برندگان اصلی این ماجرا هستند و بازندگان آن هر دو گروه شاکی و متهم و همچنین کامیونیتی ایرانی کانادایی. مطمئن هستم که اکثریت غریب به اتفاق شما با من همصدا هستید که بهتر بود این هزینه هنگفت را برای ایرانیان آواره در اردوگاه‌‌های پناهندگی در ترکیه و یونان صرف می‌کردیم و شاید در کمک به ساختن مدرسه و درمانگاهی در ایران عزیز‌. چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید.

درباره‌ی انتخابات کنگره ایرانیان کانادا بیشتر بدانیم:

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

شکایت از کنگره ایرانیان کانادا بسته شد

حکم دادگاه: پرونده شکایت از کنگره ایرانیان کانادا بسته شد

با تایید قاضی دادگاه عالی اونتاریو، پرونده‌ی شکایت حقوقی کنگره ایرانیان کانادا به طور کامل بسته شد...

یک نظر

  1. در پاسخ به مقاله هفته:

    متاسفانه در این مدت که درگیر بحث های انتخابات کنگره ایرانیان کانادا بوده ام اغلب از طریق حامیان کارزار مورد هتاکی ، بی ادبی و سانسور قرار گرفته ام. بعضی از این گروه انسان های محترم و متشخصی هستند و برای من ارزشمند هستند اما خیلی عظیمی از این گنگ مدام با بی ادبی و فحاشی و انتشار مطالب خلاف واقع یا بی ربط سعی در ساکت کردن صدای مقابل را دارند.
    تجربه چندین سال زندگی در کانادا به من آموخته است که متاسفانه جامعه ایرانیان کانادا هنوز بلوغ لازم را در کار اجتماعی و فرهنگی ندارد و دچار تندروی یا کند روی های ویرانگری است.

    هتاکان اسم و رسم دار توسط اشخاص به ظاهر محترم و سیاست باز حامی کارزار حمایت می شوند و حتی با هم عکس یادگاری می گیرند. افرادی که باید دلسوز جامعه بزرگ و دردمند ایرانیان کانادا باشند شمشیر کینه بر دست گرفته اند تا با حمایت از لابی های تندروی حامی جنگ و تحریم خانواده ها و عزیزان ما را مجازات کنند و عده ای هم به ظاهر مظلوم ماسک بی طرفی زده اند ولی در واقع حامی تحریم کنندگان و دشمنان ایران هستند.

    من با کمال افتخار به «پویش صلح و همبستگی» رای می دهم چون سابقه و اقدامات حامیان کارزار من را بسیار از آینده جامعه ای که بخواهد به دست این افراد نمایندگی بشود نگران می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *