قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / کجا رفتی چرا رفتی؟ از داوود سیاوش به یما سیاوش
از راست به چپ: یما سیاووش، حمدالله انس و امین‌الله رضایی
از راست به چپ: یما سیاووش، حمدالله انس و امین‌الله رضایی

کجا رفتی چرا رفتی؟ از داوود سیاوش به یما سیاوش

حبیب عثمان|

هنوز خون شهدای پوهنتون کابل تازه است، هنوز صدای مادر غم‌دیده و نوحهٔ پدر جگرسوخته و یخن دریده خاموش نشده که فریاد خانواده‌های یما سیاوش، حمدالله انس و امین‌الله رضایی فضای کابل را پیچید و بار دیگر پدران و مادران این شهر مصیبت‌رسیده را سوگوار نمود.

این است وضع خون‌بار، نابسامان و فلاکت‌بار شهر و دیار ما.

Aviron

 

سرودهٔ جناب داوود سیاوش برای فرزند شهیدش یما سیاوش

درد دل یک پدر روشن‌فکر و فرهنگی

یما ای سرو آزادم، کجا رفتی؟

غمین و بس المناکم، کجا رفتی؟

پدر را مویه‌گر کردی، چه شب‌ها تا سحر کردی

فراقت کرد غمناکم، کجا رفتی چرا رفتی؟

منم در هجر تو گریان، چه شب‌ها تا سحر نالان

به خود پیچیده چون تاکم کجا رفتی چرا رفتی؟

سخن‌دان و سخن‌رانم، صدایت نغمهٔ جانم

ادیب این دبستانم، کجا رفتی چرا رفتی؟

خطاط و باهنر بودی، ادیب پرگهر بودی

رسام مستعد جانم، کجا رفتی چرا رفتی؟

صدایت رعدآسا بود، به تلویزیون چه زیبا بود

ز تلویزیون جانانم، کجا رفتی چرا رفتی؟

نطاق شعله خو بودی، نشسته بر سکو بودی

صدایت هیبت جانم، کجا رفتی چرا رفتی؟

ز تحصیلات هندوستان، گرفتی دیپلوم و عنوان

نکردی کار در دیوان، کجا رفتی چرا رفتی؟

ترا در دام آوردند، به کنج بام‌ها بردند

بکشتندت بسی آسان، کجا رفتی چرا رفتی؟

برادرهات نالانند و خواهرهات گریان‌اند

چرا رفتی؟ چرا رفتی؟ کجا رفتی؟ کجا رفتی؟

دلم را تلخ کردی تو به دور از بلخ کردی تو

بگو با شعر مولانا، کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

بگیرم انتقامت را، بمانم این ضمانت را

چو خونت می‌شود پامال، کجا رفتی چرا رفتی؟

ترا کشتند نامردان، ترا بردند شب‌دزدان

الا ای گرد دورانم، کجا رفتی چرا رفتی؟

شب ما تیره و تار است، دل ما زار و افگار است

عزیزم نور چشمانم، کجا رفتی چرا رفتی؟

برایت دام بنهادند، ز قول خام بنهادند

ز بانک مرکزی جانم، کجا رفتی چرا رفتی؟

شهید پاک گشتی تو، میان خاک خفتی تو

بگو ای نور چشمانم کجا رفتی چرا رفتی؟

قسم بر سنگ گور تو، به روح پر ز نور تو

که مرگت کرده حیرانم، کجا رفتی چرا رفتی؟

بیشتر بخوانید:

عطش خون‌خواری قاتلان رفع نمی‌شود

به ادامه کشتار بی‌رحمانه محصلین پوهنتون کابل و یک هفته بعد از قتل یما سیاوش، حمدالله انس و امین‌الله رضایی کارمندان بانک مرکزی… جوان دیگری نیز به خاک خون کشیده شد.

الیاس داعی خبرنگار رادیو آزادی در هلمند به تاریخ ۱۲ نوامبر مطابق ۱۹ عقرب ۱۳۹۹ در انفجار یک ماین مغناطیسی در آن ولایت جان باخت و مجتبی محمدی برادر آقای داعی که خبرنگار صدای جرمنی بود با دو تن دیگر زخمی شدند.

این‌همه کشتار جوانان فعال، روشن‌فکر، تحصیل‌کرده و صلح‌خواه که در جریان یک ماه به وقوع پیوسته است، به‌خاطری‌ست که صدای مشعل‌داران علم و دانش، روشن‌گراها و وطن‌پرسان واقعی را در گلوهایشان خفه نمایند این سر سپردهگان کسانی‌اند که فقط  مصمم، هدفمند و با اندیشهٔ صلح‌آمیز بی اسلحه وارد میدان نبرد می‌شوند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

مادر دَر ویرانه

شاعر: دوكتور بكتاش نورى

جز كلبهِ تاريك، دل ويران نمانده

چون قطره اشكى، سرى مژگان نمانده

هـر جا كه رويم، صياد بزند تير ملامت

بر شاخِ درخت لانه‌يى، مرغان نمانده

دل‌ها كه كباب شد، ز دردى دل مادر

جز عكس پسر، ناله و گريان نمانده

دَر بحر جنون، غرق و شديم يكه و تنها

با موجه طوفان، قايق ويران نمانده

«نورى» تو بگير دستى، هـمان مادر پيرت

حيف است كه دَر اینجا، احسان نمانده

کابل خونین و سوگوار ما، در غمت شریکیم

روح شهدای جوان شاد و تسلیت به خانواده‌های عزادار.

حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

جان پدر کجاستی

جان پدر کجاستی؟ چند سوگ سروده برای قربانیان پوهنتون کابل

پوهنتون یک کانون علمی و فرهنگی کشور است نه قرارگاه نظامی! نه مرکز تجمع سیاستمداران یا ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *