قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دانش و اندیشه / بررسی تحول ساختارهای فکری در تمدن ایران
ساختارهای فکری

بررسی تحول ساختارهای فکری در تمدن ایران

رضا نامداری|

هر گاه صحبت از «تمدن» می‌شود، مراد از آن غالبا نحوه‌ شکل‌گیری اجتماعات سازمان‌یافته انسانی است؛ اجتماعاتی که در آنها نظمی ویژه را می‌توان جستجو کرد. از جهات گوناگونی می‌توان‌‌ تمدن‌ها را مورد بررسی قرار داد. به‌عنوان مثال گفته می‌شود تمدن‌های اولیه مانند تمدن بین‌النهرین یا تمدن مصر در کنار رودخانه‌‌ها و مناطقی قابل کشت و زرع، تشکیل شده‌اند. در این نوع بررسی، عناصر پاسخ‌گوی نیازهای اولیه‌ بشر است که موجب تشکیل‌‌ تمدن‌ها می‌شود و پس از تشکیل هر تمدنی، رفته‌رفته روابط اجتماعی نوین میان انسان‌ها و طبیعت شکل گرفته و ورود به مرحله‌ نوین تکاملی از این حیث آغاز می‌شود اما تمدن‌ها از نظرگاه دیگری نیز قابل بررسی‌‌‌ هستند و آن بر پایه باورها و سازمان‌های فکری آنهاست. بررسی آنها نه بر پایه‌ شیوه‌ پاسخ‌گویی به نیاز‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ اولیه، بلکه بر مبنای شیوه‌ پاسخ‌گویی به نیازهای ثانویه انسان است. در یک تعریف کلی، نیازهای ثانویه، نیاز به‌‌‌‌‌‌‌‌ یافتن توضیح و دانستن یا نیاز ذاتی به دریافتن «چون» و «چرا»هاست.‌‌‌‌‌‌‌‌ از این نگاه می‌توان گفت‌‌ تمدن‌ها بر پایه باورهای اولیه‌‌‌‌‌ای تشکیل شده، سپس مجموعه باورهای اولیه وارد مراحل تکاملی از نوع خود می‌شود که می‌توان آن را «تکامل فرهنگی» خواند. در این مورد‌‌‌‌‌ می‌توان واژه ‌‌‌‌‌«تکامل» را به همان معنای رایج در علوم زیستی به‌کار برد. به این ترتیب می‌توان بررسی کرد که عوامل و شرایط تشکیل باورهای اولیه چه بوده و سپس معانی آنها چه چرخش‌هایی کرده است. چه‌‌‌‌‌‌‌‌ نوع ساختارهای فکری را به جامعه‌ باورمند القا کرده و به تبع این باورمندی‌ها، چگونه سازمان‌های اجتماعی در آن جوامع شکل گرفته‌اند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

در گفتار‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ روزمره به‌کرات اصطلاح ‌‌‌‌‌«تمدن غرب» برمی‌خوریم که تقریبا مختصات مشخصی دارد. سازندگان این اصطلاح هنگامی که‌‌‌‌‌‌‌‌ از تمدن غربی سخن می‌گویند، منظور تمدنی است که در غرب خود را بر پایه فلسفه یونان باستان استوار کرده و‌‌‌ مسیر تکاملی خود از سنت «یهودی- مسیحی» اروپایی گذشته و پس از «دوره‌ روشنگری» (رنسانس) به سکولاریسم و فردگرایی رسیده است. محصولات این تمدن، در حال حاضر حقوق بشر و دمکراسی است. فارغ از این که این تعبیر تا چه اندازه صحیح و دقیق باشد، باور زمینه‌‌‌‌‌ای بسیاری از مردم جهان و متفکران در باب تمدن غربی کمابیش همین است.

در زمینه محاسن و معایب تمدن غربی یا صحت و سقم تعبیر بالا بسیار سخن گفته‌‌‌ شده است و هنوز هم می‌توان در گفتاری مستقل به این موضوع پرداخت. با توجه به مشترکات فرهنگی بسیار و شباهت رفتارهای اجتماعی ملل مشرق زمین (اعم از خاور دور، نزدیک، میانه و شمال آفریقا) اگر بخواهیم مفهومی برای اصطلاح «تمدن شرق» قائل شویم، این مفهوم چگونه تعبیر می‌شود؟ بر چه پایه‌هایی استوار بوده و چه سنت‌های فکری‌‌‌‌‌ را پیموده است؟ چه ثمراتی داشته و آیا هنوز هم می‌تواند محصولاتی را به ارمغان آورد؟‌‌‌‌‌‌‌‌ اگر موجودیتی تحت عنوان ‌‌‌‌‌«تمدن شرقی» وجود داشته باشد، آیا آرمان‌ها و ارزش‌های آن با تمدن غرب متفاوت است؟ یا تفاوت آن ریشه‌‌‌‌‌ای‌تر بوده و بیشتر به اصول اساسی و اسلوب‌های ساختاری بازمی‌گردد؟

هدف این نوشتار پاسخ دادن به این پرسش‌ها نیست، بلکه پدید آوردن زمینه‌ای برای ساخت یک چهارچوب گفتاری است که از طریق آن بتوان پاسخ‌هایی درخور برای این پرسش‌ها فراهم آورد. در این راستا و برای شروع، تمرکز ابتدا روی سه تمدن بزرگ فلات ایران که هر یک از تمدن‌های بسیار مهم و تأثیر گذار تاریخ جهان بوده‌اند، خواهد بود: تمدن هخامنشی، تمدن ساسانی و تمدن اسلامی.

در بررسی نظام‌های فکری این‌‌ تمدن‌ها از سه گذار عمده فکری (و چرخش‌های درون آنها) سخن خواهیم گفت: از کیش مهر به مزدیسنای هخامنشی، سپس به مزدیسنای ساسانی و پس از آن‌‌‌‌‌‌‌‌ به اسلام. هدف، نه ارائه یک بررسی تاریخی، نه مقایسه‌ دین‌شناختی و اعتقادی، و نه پرداختن به جنبه‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ فلسفی و محتوایی این باورهاست، بلکه هدف پی بردن به ساختار و قالب‌های فکری اندیشه‌‌ها در برهه‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ مختلف تاریخی است. آن چه اهمیت دارد، نمایش آن دسته از سازمان‌های فکری است که احتمالا موجب تأسیس یا تغییر نقش سازمان‌ها یا نهاد‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ اجتماعی شده‌اند. بدین سبب ادعا این نیست که کیش مهر، مزدیسنا یا اسلام به واقع براساس روایتی که گفته خواهد شد تشکیل شده یا دگرگون شده‌‌‌اند بلکه هدف ما، ردیابی و چگونگی تغییر ساختارهای انتزاعی برگرفته از هر مجموعه در طول زمان باورهاست؛ چرا که براین باوریم که این ساختارهای فکری دارای ریشه‌هایی چنان قوی در ضمیر فردی و جمعی ما هستند که در طول هزاران سال شکل گرفته‌‌‌اند و احتمالا باورهای جدید بر مبنای همان سازه‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ قدیمی بنا خواهند شد (چه در شرق و چه در غرب).

در علم مدیریت گاهی از دو نوع ساختار برای انجام امور صحبت می‌کنند: ساختار ترتیبی (serial) و موازی (parallel). این ساختارها از امور مهندسی یا پزشکی گرفته تا اداره‌ امور شرکت‌ها یا وزارتخانه‌‌ها می‌توانند تعاریف و مضامین ویژه‌ خود را پیدا کنند اما ساختاری مشابه دارند. استفاده از هر یک از این ساختارها ملزومات و تبعاتی دارد که هنگام تحقق آنها باید مراعات شود، زیرا در غیر این صورت نظام حاصل از آنها مختل و ناکارآمد خواهد شد. در واقع می‌توان گفت این ساختارها، انتزاعی هستند که می‌توان آنها را به گونه‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ متفاوت تفسیر و تعبیر کرد. به همین سیاق، زمانی که از رابطه‌ جهان دنیایی و مینوی یا توحید اشراقی و عددی سخن می‌گوییم، غرض بیان زیرساخت‌های ادراکی است که یک جهان‌بینی (در مورد اول) یا باورهای توحیدی (در مورد دوم) حول آنها می‌تواند سازمان یابد و به تبع آن، واجد ویژگی‌های خاصی شود. درک این ساختارها ضمن ساده‌سازی مباحث پیچیده، دریچه‌‌‌‌‌ای برای بهتر دیدن رابطه باورهای جمعی و نهاد‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ سیاسی- اجتماعی می‌گشاید.

Aviron

 

همان‌گونه که اشاره شد، پذیرش هر ساختاری ملزومات و تبعات ویژه‌ خود را داراست و برای مثال شاید در مواردی این تغییر یک ساختار به ساختار دیگر است که موجب پیدایش مذاهب یا خوانش‌های دینی مختلف می‌شود. بنابراین ضمن این که غالبا از واژگان دینی یا فلسفی برای توصیف این ساختارها استفاده می‌شود، نباید این توصیف‌ها را با ادعاها یا خوانش‌های دینی، فلسفی، سیاسی، اقتصادی و مانند آن اشتباه گرفت. نکته‌ موردنظر توصیف ساختارهاست، به‌طور مشخص، تشخیص مفاهیم کلیدی و پایه‌‌‌‌‌ای هر مجموعه از باورها، شناخت رابطه‌ آنها با یکدیگر و پی بردن به چگونگی تحول آنهاست.‌‌‌‌‌‌‌‌ پس از حصول این مهم می‌توان به نمودهای اجتماعی و سیاسی آن مجموعه به منزله‌ تبعات پذیرش یک ساختار مربوطه پرداخت.‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌

اساس این نوشتار بر مبنای یک طرح پژوهشی است. روش تحقیق به‌طور کلی عبارت از تعیین مفاهیم و عناصر پایه و کلیدی یک مجموعه از باورها (و روابط اصلی بین آنها) بوده است. به عنوان نمونه، مفاهیم ‌‌‌‌‌«توحید‌‌‌‌‌»، ‌‌‌‌‌«نبوت‌‌‌‌‌»، ‌‌‌‌‌«معاد‌‌‌‌‌»، و عناصر‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌«جهان‌‌‌‌‌»، ‌‌‌‌‌«خداوند‌‌‌‌‌»، ‌‌‌‌‌«پیامبر‌‌‌‌‌» و ‌‌‌‌‌«امام‌‌‌‌‌» مورد بررسی قرار گرفته و به ترسیم ساختاری که گویای موقعیت و روابط اینها باشد پرداخته شده است. برای مثال رابطه‌ درک شده بین سه عنصر ‌‌‌‌‌«خداوند‌‌‌‌‌»، ‌‌‌‌‌«پیامبر‌‌‌‌‌» و ‌‌‌‌‌«امام‌‌‌‌‌» به وضوح دست‌کم در تعابیر غالب، یک رابطه‌ سلسله مراتبی (hierarchical) است.‌‌‌‌‌‌‌‌ در مرحله بعد این مفاهیم و عناصر را ردیابی رو به عقب (backtracking) کرده‌ایم تا ببینیم زمان ظهور این مفاهیم چه زمانی بوده است و این که آیا در مجموعه باور پیشین مفاهیم و عناصر ساختاری مشابهی وجود داشته یا نه. به همین صورت رو به عقب تا جایی که آثار یا مدارکی موجود بوده است. پیش‌فرض در این روند این بوده که در دو ساختار متوالی مفهوم یا عنصر ساختاری مشترکی می‌باید وجود داشته باشد و کار ما در این مرحله یافتن یا حدس زدن آنهاست.

امروزه در حوزه‌ فلسفه‌ علم و شناخت‌شناسی نظریه‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ علمی برای پاره‌‌‌‌‌ای از محققین پژوهش مشابهی نیز در زمینه ساختارهای ذهنی به گونه‌‌‌‌‌ای دیگر مطرح است. پرسش اساسی این است که آیا مشاهدات ساده‌‌‌‌‌ای مانند مشاهده تقارن بین اعضای بدن یا شب و روز نوعی ساختار ذهنی مبتنی بر تقارن را در ذهن ما القا نکرده است که فهم و شناخت ما را از جهان تحت تأثیر قرارداده و به تبع آن ساخت نظریه‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ علمی بر پایه آن انجام شده است. در این صورت بسیاری از شیوه‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌ جایگزین شناخت ناخواسته حذف شده‌اند.

این پژوهش در حال حاضر در مرحله گردآوری منابع است. بخش‌هایی از این طرح به‌طور گسترده توسط متخصصان موضوع پژوهش بوده و مورد تحقیق و ارزیابی‌های دقیق قرار گرفته و بخش‌هایی دیگر نیز در حد حدس و گمان و بررسی بیشتر است. این مطالب در قالب یک مجموعه گفتار، نه به صورت یک مبحث تخصصی و آکادمیک مملو از معرفی کامل منابع و مراجع، بلکه به صورت یک گفت‌و‌گوی خودمانی توسط «دکتر پرژاد طرفه‌نژاد» بازگو شده است که در کانال یوتوب ‌‌‌‌‌«همدلان صلح‌طلب» در شش بخش در نشانی زیر قابل دسترس است. امید که برای علاقمندان مفید واقع گردد و برای افراد دارای انگیزه‌ پژوهش، انگیزه همکاری در این پژوهش را ایجاد کند.‌‌‌‌‌‌‌‌»

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

ali asghar seyedabadi

با علی‌اصغر سیدآبادی نویسنده کتاب کودک: مثل بچه‌ها رؤیاهای زیادی در سرم دارم!

هانا به عبارتی یک کار سفارشی است که خودم به خودم و جمعی از دوستانم پیشنهاد دادم. از همان روزهایی که بحث ویروس کرونا و قرنطینه مطرح شد، به ذهنم رسید که کاری بنویسم که بیشتر آموزشی باشد و راه‌های پیشگیری را بگوید و ویروس را معرفی کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *