قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / چپ‌های امام زمانی!

چپ‌های امام زمانی!

بخش «خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تأثیری ندارد.

جعفر خدیر|

همواره چه در ایران و چه در هر نقطه دنیا افراد و گروه‌های كوچک (گروهک) وجود دارند كه به‌ظاهر چپ‌اندیش هستند اما به‌اصطلاح به راست می‌زنند و دوش به دوش دیگر طبقات و اقشار ارتجاعی ملعبه دست بازیگران به‌اصطلاح هفت‌خط در صفحه شطرنج سیاست جهانی می‌شوند و بنا بر عبارت زیبای ایرانی سر كار گذارده می‌شوند. البته خوشبختانه آن‌ها عددی نیستند و معمولاً تعدادشان از سه جفت به‌اضافه یک تجاوز نمی‌كند؛ بنابراین نمی‌توانند كاری جدی صورت دهند. با جدل‌ها و فحاشی‌های سیاسی، انگ زدن‌ها به این و آن، اوقات خود را می‌گذرانند و با درشت و زمخت سخن گفتن درون ملتهب خود را تسكین می‌دهند و به خیال خویش به كمبودها و نیازهای روانی خود پاسخ مناسب می‌یابند.

Aviron

 

این نوع از جماعت چون عددی نیستند به‌عنوان مثال در میهن ما با همه نفرتی كه از سلطنت و رژیم پادشاهی خودكامه پیشین دارند، برای اینكه عددی شوند و بتوانند مثلاً جلوی سفارت ایران در اتاوا اظهار وجود كنند و در برابر تصمیم هوشمندانه و استراتژیک ملت ایران دایر به شركت در انتخابات سنگ‌اندازی كنند، خود را زیر چتر شازده رضا پهلوی و در كنار طرفداران او قرار می‌دهند. یادمان نرفته ملت ایران آگاهانه شاهد اوضاع خاورمیانه بود، مخصوصاً در كشورهای همسایه با مشاهده آن همه ویرانی‌ها، آدمکشی‌ها، آدم‌ربایی‌ها و سربریدن‌ها در سومالی، عراق، افغانستان، سوریه و… خطر را در بیخ گوش خود با پوست و استخوان احساس می‌نمود، در حالی كه گرگ‌های حریص سرمایه‌داری با محور شرارت خواندن كشورش هرروز برای دریدن و از هم پاشیدن آن نیش و دندان نشان می‌دادند. در یک همچون شرایطی، ملت قضایا را به‌مراتب جدی‌تر، خطرناک‌تر و فوری‌تر می‌دید و می‌سنجید تا امثال منِ نویسنده‌ی این سطور كه آرد خود را الک كرده و غربالمان را در فرنگ آویخته‌ایم و ادای رزمنده توفنده (توفان در لیوان) را درمی‌آوریم.

بیشتر بخوانید:

كجا دانیم حال ملت، ما سبک‌باران ساحل‌ها؟ به هر حال ملت كه همه زندگی‌اش به نابودی تهدید می‌شد بهتر از هر كس دیگری تشخیص می‌داد و می‌بایست تصمیم می‌گرفت و چون فوریت خطر را احساس می‌نمود، دو یا سه روز به روز انتخابات مانده هوشمندانه و آگاهانه در تمام شهرها و دهكده‌ها به خیابان‌ها و كوچه‌ها ریخت و با میلیون‌ها رأی، بار اول محمد خاتمی را در برابر تندروان تندخوی جنگ‌طلب و در شرایط فقدان آلترناتیو بر سر كار گذارد (اجباراً) كه دیپلماسی بلد بود و گفتگوی تمدن‌ها را در برابر برخورد تمدن‌ها پیشنهاد می‌كرد و در شرایط بسیار حساس و خطرناک و تهدیدكننده، در حالی كه همه معادلات و برآیند نیروها به ضرر و حتی نابودی ایران بود، خاتمی مذاكره را به مشاجره ترجیح می‌داد و در مقابل شعارهای توفانی و توفنده روشی سنجیده داشت و با شخصیتی عمل‌گرا توانست دوران بحرانی بس خطرناک را به‌سلامت پشت سر نهد كه از سیاست‌های تجاوزكارانه اعلام شده نئولیبرال‌ها، جناح جنگ‌طلب بوش- دیک چینی ناشی می‌شد كه به قول رامسفیلد وزیر جنگ آمریكا، مصمم بودند حتی بدون همراهیِ اروپایی‌ها و فقط با تكیه بر قدرت بی‌رقیب و كوبنده نظامی خود تغییرات عمده در خاورمیانه بزرگ را به نفع امپراطوری آمریكا پیش ببرد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بار دوم در ۱۳۸۸ ملت ایران که به اوضاعِ به‌غایت خطرناک جهانی و منطقه نفتی خاورمیانه آگاه بود، در مقابله با تهدیدهای نتانیاهوها، شیوخ خلیج‌فارس و دیگر عروسک‌های ساخت آمریكا و علیرغم خواست و تبلیغات شبانه‌روزی آنان دایر به تحریم انتخابات، میلیون‌ها نفر به‌پای صندوق انتخابات رفتند و بعد از آن هم به‌پای تظاهرات «رأی من كو؟» شتافتند، وقایعی كه بر هیچ‌کس پوشیده نیست و انكار این واقعیات موجب بدنامی مدعی است و این در حالی بود كه كسانی كه انتخابات را تحریم می‌كردند در غرب نشسته و درواقع به ملت رهنمود می‌دادند یا بهتر بگویم، فرمان می‌راندند. این جماعت با همه مشاهدات عینی و دیدن تجمع شیاطین امپراطوری و گرد هم آمدن آنان در خلیج‌فارس از قماش شیخ سعودی، شیخ بحرین و شیوخ به‌ظاهر متحد عربی تكیه زده به قدرت نظامی اسراییل و آمریكا، تنها به ریش آخوند آویزان هستند و مسائل را نه جهانی بلكه قومی، قبیله‌ای، محلی و حداكثر كشوری می‌بینند.

دشمنی فراگیر

این‌ها نه‌تنها با حكومت فقها مخالف هستند بلكه با همه جز خودی‌های انگشت‌شمارِ هم خط، خط قرمز كشیده‌اند و گویا تصمیم دارند امپراطوری آمریكا، روسیه، نظام سرمایه‌داری، زمین‌داران، قداره‌بندان، عمامه به سران و خلاصه همه و همه را به زباله‌دان تاریخ بریزند و خط سیاسی تعریف نشده خود را در تمام جهان پیاده كنند؛ اما قیاس این ادعاهای كلان و بی‌پایان با نیروی مادی و فیزیكی بسیار نازل و ناچیز آن‌ها به‌غایت كودكانه و مضحک جلوه می‌كند، از این رو ناخودآگاه این فكر بر ذهن می‌گذرد كه نكند یک قدرت ماورا‌لطبیعه، از این قماش پشتیبانی می‌كند یا به‌مانند دونالد ترامپ، جرج پومپئو و مارک پنس رهبران و حاكمان قرن بیست و یكمین كنونی و دیگر اوانژلیست‌های فاشیست آمریكا در انتظار ظهور مسیح هستند و معتقدند خداوند ترامپ را برگزیده تا با یاری او اسراییل را بر فارس‌های ظالم پیروز گرداند و بدین ترتیب ظهور مسیح را سرعت ببخشد. این هم‌وطنان متوهم ما نیز شاید به چنین توهماتی گرفتار آمده‌اند كه چنان ادعاهایی را در سر می‌پرورانند.

در پایان سؤال این است، چگونه می‌توان رزمنده و توفنده به جنگ ولایت‌فقیه رفت و در همان حال در زیر چتر ولایت‌عهد سنگر بست؟ و آیا ولایت‌عهد یعنی شازده رضا پهلوی همان نقشی را بازی می‌كند كه مصطفی عبدالجلیل در لیبی و احمد چلبی در عراق یا دیگران در كشورهای اطراف ایران بازی کردند و زیر پرچم دموكراسی آمریكایی علیه دیكتاتورهای محلی برخاستند و به همان سرنوشتی دچار شدند كه دیدیم؟

نویسنده: mehrahang

مطلب پیشنهادی:

آمریکا و افغانستان

خوانندگان؛ در افغانستان چه می‌گذرد؟ هم شکست هم شیطنت

آمریکا بیش از ۶۰ سال است در امور داخلی افغانستان دخالت دارد و از زمان ظاهرشاه و کودتای داوودخان و حفیظ‌‎الله امین در مرزهای جنوبی اتحاد جماهیر شوروی سابق مشغول شرارت است...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *