قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / جامعه / مجازات اعدام و مسئولیت “من” و “تو”؛ نگاهی به فیلم تحسین‌شده رسول‌اف

مجازات اعدام و مسئولیت “من” و “تو”؛ نگاهی به فیلم تحسین‌شده رسول‌اف

مصطفا عزیزی|

نمی‌شود در مورد اعدام نوشت و در مورد «شیطان وجود ندارد»، محمد رسول‌اف، چیزی نگفت. در واقع چیزی جز فیلم «شیطان وجود ندارد»، وقتی قرار است در مورد اعدام بگوییم و بشنویم، از ذهن ما نمی‌گذرد زیرا این اولین فیلم ایرانی است که شهامت آن را داشته که علیه اعدام بگوید.

«شیطان وجود ندارد» از چهار فیلم‌نامه تشکیل شده است که یک موضوع آنها را پیوند می‌دهد و آن «اعدام» است: «شیطان وجود ندارد»، «به من گفت: تو می‌تونی انجامش بدی»، «روز تولد» و «مرا ببوس». چهار فیلم کوتاه که در کنار هم قرار گرفته‌اند؛ چون در جمهوری اسلامی ایران نمی‌شود فیلم کاملی در مورد اعدام ساخت و این چهار قسمت به خوبی علیه اعدام هستند. شاید تنها دلیل ساخته شدن اپیزودیک این فیلم بهره بردن از خلأ قانونی در قوانین فیلم‌سازی در جمهوری اسلامی ایران باشد که فیلم‌های کوتاه نیاز به مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارند و یک فیلم بلند می‌تواند از چند فیلم کوتاه تشکیل شده باشد که نیازی به تصویب ارشاد ندارد. البته پس از این فیلم هم دعوا بر سر این موضوع اتفاق افتاد و قرار شد پس از این هر ثانیه فیلم که می‌خواست اجرا شود حتما از وزارت ارشاد اسلامی مجوز دریافت شود.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

فیلم رسول‌اف تفاوت کیفی که دارد این است که تقریبا هیچ اثری قبل از آن با چنین معیارهایی علیه اعدام نبوده است. فیلم «شیطان وجود ندارد» ضداعدام است و این را نمی‌توان در نظر نگرفت. فیلمی بسیار خوش‌ساخت با بازیگرانی که بیشتر آنها در سینما حضور برجسته‌یی نداشته‌اند اما بازی و حضور  درخشانی در این فیلم دارند و خود را نمایان می‌سازند. درواقع محمد رسول‌اف موفق شده است ورای خط قرمزهای جمهوری اسلامی فیلمی زیرزمینی بسازد که هیچ شباهتی به فیلم‌های زیرزمینی که تاکنون ساخته شده ندارد. تنها اشکان اشکانی و محمدرضا مویینی که فیلم‌برداری و تدوین آن را به عهده دارند آدم‌های سرشناسی هستند و از این دو که بگذریم بقیه آدم‌های ناشناسی هستند. این فیلم از نظر مضمونی امکان گرفتن مجوز را نداشت مگر آن که تغییر نسبتا کوچکی در آن داده می‌شد و ماجراهای آن به قبل از جمهوری اسلامی و به دوران شاه پرتاب می‌شد مانند فیلم‌های دیگری که همین‌گونه ساخته شده‌اند. اما فیلم باید دلیل محتوایی برای جابه‌جایی تاریخی داشته باشد نه برای فرار از سانسور و ممیزی و رسول‌اف به خوبی از پس اینکار برآمده و فیلم زمان‌پریش نشده است که دیگر ارزش نقد نوشتن نداشته باشد. فیلم از نظر شکلی به سینمای موسوم به «بدنه» تعلق دارد اما از نظر مضمون فیلمی ضد اعدام است و این آن را جالب کرده است که تمام وقایع آن مربوط به پس از «انقلاب» است و اثری از قبل از «انقلاب» در آن نیست.

برای این که بهتر با فیلم آشنا شوید هر قسمت را جداگانه تحلیل می‌کنیم.

شیطان وجود ندارد

شیطان وجود ندارد

نخستین اپیزود، «شیطان وجود ندارد» فیلمی درباره‌ی «اعدام» نیست، درباره‌ی «وجدان» است. همان پرسش «آری» یا «نه» برتولت برشتی. فیلمی درباره‌ی خیر و شر و مسئولیت‌پذیری انسان است که کدام طریق را انتخاب می‌کند «خیر» را و یا «شر» را.

نخستین اپیزود در میان اپیزود‌ها در مورد مامور اعدام است، مامور اعدام که کارش را مانند سایر کارهایی که دیگران انجام می‌دهند انجام می‌دهد. به این ترتیب مامور اعدام بودن شغلی می‌شود مانند سایر شغل‌ها و همیشه این توجیه وجود دارد که اگر من انجامش ندهم یکی دیگر انجام می‌دهد. اما آیا وقتی فرزند شما سر کلاس درس است و معلم می‌پرسد: «پدر شما چه کاره است؟» کسی می‌گوید: «پدر من مامور اعدام است!»؟ بی‌شک خیر نمی‌گویند: «پدر من مامور اعدام است!» چون نفس این کار زیان دارد و این زیان را حتی بچه‌های آدم هم می‌دانند آن‌ها حتی نمی‌دانند پدرشان چه کاره است. احتمالا شنیده‌اند که در زندان کار می‌کند اگر آن را هم شنیده باشند. پیش زن یا فرزند نمی‌گویند که پدرشان چه کاره است چون خودشان می‌دانند چه شغل رذلی دارد. هر چند بهترین اپیزود این فیلم توسط همین اپیزود اول شناخته شده است زیرا همه به نحوی مامور اعدام هستیم و اگر نباشیم به‌طور مستقیم داریم کمک می‌کنیم به این ماموریت اعدام. چه زمانی اعدام برچیده می‌شود؟ آیا جز این است که هیچ‌کس و به طور مطلق هیچ‌کس زیر بار اعدام دیگری نرود؟

فیلم شیطان وجود ندارد

به من گفت: «تو می‌تونی انجامش بدی»

«عشق» همان‌طور که نیاز آدمی‌ را برآورده می‌کند می‌تواند موجب افتخار آدمی شود. این عشق این قوت قلب که «تو می‌تونی انجامش بدی» از «بچه‌ننه‌ترین» آدم‌ها می‌تواند قهرمان بسازد. زیبایی پیرامونش را زیبا می‌کند پس «سلام ای زیبا» به جای «بدرود ای زیبا»!

بیشتر بخوانید:

برخی می‌گویند «این شعار است» بله شعار است اما اگر یک در هزار بر کسی اثر کند چه می‌شود؟ شاید بگویید احتمالش بسیار کم است! گیرم بسیار کم باشد اما فیلم در مورد همین بسیار کم‌هاست وگرنه بسیار زیادها که بسیار زیادند و شاهکاری از آن‌ها در نمی‌آید. در ضمن فراموش نکنید موضوع اعدام و سرباز وظیفه و زندان تنها تشریح یک وضعیت است اما می‌تواند انجام دادن یا ندادن هر عملی باشد که برای ما منفعتی دارد یا زیان و خسارتی. شاید بهترین اپیزود این فیلم را بتوان همین اپیزود دوم نامید زیرا موجب می‌شود فردی به دلیل روایت عاشقانه از قاتل تبدیل به موجودی آزاد شود و پس از سال‌ها ببینیم که دارد ثمرش را می‌بیند. چقدر خوب است اگر گیرم بسیار ناب باشد. شاید در بهترین حالت‌ در دنیای پس از «انقلاب» صدها و هزاران نفر آماده بودند به جای این جوان ۱۸ یا ۱۹ ساله‌ی ما می‌بودند. صدها و هزاران نفر از کسانی که در بعد از انقلاب شاهدشان بودیم به راحتی می‌توانیم اسم ردیف کنیم. از بتول و احمد و حامد گرفته تا صدها و هزاران نفر دیگر. شما چند نفر را می‌توانید به آن نام‌ها اضافه کنید؟

شیطان وجود ندارد

روز تولد

همه‌ی ما یک بار و یک روز به دنیا می‌آییم اما گاه روزگار چنین می‌شود که روزی چند بار می‌میریم. برای گرفتن سه روز مرخصی و دیدن جانان‌مان جان جانانش را می‌گیریم و برای همیشه از دستش می‌دهیم بی‌آن‌که چنین خواسته باشیم.

«روز تولد» یکی از مایوس‌کننده‌ترین اپیزودهای این ماجرای چند اپیزودی‌ست. اگر رسول‌اف این ماجرا را نساخته بود آن‌وقت می‌گفتیم بیا یکی را از قلم انداخت.  اما ساخت تا دیگر نگوییم یکی را از قلم انداخت.

Aviron

«روز تولد» را می‌توان نمونه‌ی کاملی دانست از این که «مرد»ی برای رسیدن به «زن» دست به هر کاری می‌زند اما حالا که به او دست پیدا کرده است متوجه می‌شود که «نه هر کاری». «زن» او را ترک می‌کند و می‌گوید این کار نبود آن کاری که باید می‌کردی.

شیطان وجود ندارد

پدری که از قتل قانونی یک انسان سرمی‌پیچد و خود را از حقِ پدرِ فرزندِ خود بودن محروم می‌کند

مرا ببوس

شاید بدترین قسمت ماجرا، مصائبی که در ازای سرکشی از فرمان باید تحمل کرد نیست، زیرا با آموزه‌های ویکتور فرانکل و مکتب روان‌شناسی لوگوتراپی یا معنادرمانی، روان درمانی متمرکز بر معنا، می‌دانیم شخصی که برای هدف والایی، اینجا مرتکب قتل نشدن، کاری را انجام می‌دهد یا نمی‌دهد می‌تواند مصائب آن را تحمل کند و به رنج خود معنا دهد. اما حرف‌هایی که باید از نزدیکانت بشنوی که: «تو تصمیم گرفتی و قهرمان ماجرا شدی اما آن که مصائب اصلی را کشیده است ما هستیم» بی‌پاسخ می‌ماند. آن‌ها باید رنجی را متحمل شوند که خود انتخاب نکرده‌اند و حاصل انتخاب پدر مادرهای‌شان است. ده‌ها و صدها هزار انسانی که مجبور شدند طی این سال‌ها از جمهوری اسلامی مهاجرت کنند و راه دشوار زندگی در غربت را در پیش گیرند در معرض این پرسش هستند: «چرا از ما نپرسیدید؟» یا زنان و مردانی که در زندان هستند و فرزندان‌شان دور از آنان بزرگ می‌شوند و به هر حال همه‌ی کسانی که از انتخاب ما رنج می‌کشند اما رنج‌شان برای آنان معنا ندارد زیرا تصور می‌کنند که نقشی در انتخابش نداشته‌اند. کاش آن روباه شهریار کوچک از زیر بوته بیرون بیاید و ما را اهلی کند تا اگر موجب افتخار اهالی خانه نیستیم دست‌کم خفیف‌ و خار نباشیم.

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

مجازات اعدام در کانادا

نگاهی به مجازات اعدام در کانادا

پیش از تأسیس کنفدراسیون کانادا صدها نوع جرم و جنایت در کانادا مستوجب مجازات اعدام بود...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *