قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / شعر / شعر: عطرِ گلهایِ سرخ از شهریور می‌آید
اعدام زندانیان سیاسی

شعر: عطرِ گلهایِ سرخ از شهریور می‌آید

رحمان | تهران

Aviron
Aviron

 

«عطرِ گلهایِ سرخ از شهریور می‌آید»

باید بیایی تا ببینی،

شهریور که از راه می‌رسد

تمامِ زخم‌های کهنهِ در من،

دهان باز کرده

و هر روز تازه می‌شوند

و هر شب،

ستاره ای در کنارم می‌نشیند

مرهَمی بر زخمهایم بگذارد

اما نه،

زخمهایِ من تمام می‌شود

و نه،

ستاره هایی که به سراغم می‌آیند

باید می‌آمدی

تا ببینی،

شهریور با پیامی شوم-

که از جغدِ پیری می‌آورد

برگهای دفتر شعرم،

تمام برگهای دفترم خونین می‌شوند

باید می‌دیدی در تنگنایِ گرما و دیوار

و زنجیر،

آنان راچگونه به بند می‌کشند وُ

به دار،

و جوخه

در آنها، تمام صدا ها فریاد می‌شود

آمیزش زوزه و تکبیر از حلقوم کابل

و دستانی که از حدقه چشم در رفته

سکوتِ سُکرآور جسم متلاشی

و صدایِ شکستن استخوان و گردن،

پاهای تاول زده

و خون مرده

نقشی از رنگ سرخ بر کف سلول

برجا می‌گذارد

و سَرهایی معلق در هوا

تن هایی آویخته برطنابها

و گلهای سرخی که بر حفره یِ سینه ها

شکوفه نشسته،

و سرودهایی که از روزنه های

سیاهچالها،

پژواک اش در سقف سیاه وُ

سُربین می‌نشیند،

لباسهایِ آشنا درساکِ کوچکی

ساعت ها با عقربه‌هایی از کار افتاده

که زمان سال‌ها در آنها ایستاده،

در دستانِ انتظارِ چشمانِ خسته‌ای

 می‌نشیند،

شهریور که از راه می‌رسد،

خواب از چشمانم پَر می‌کشد

و انتظارِ هر ساله من که بی‌قرارم

به آخر می‌رسد،

خاک گرم و گلگون دشت خاوران،

گلباران می‌شود

هوا معطر می‌شود از بویِ عطرِ

گلهایِ سرخ.

(تهران، شهریور ۱۳۹۹)

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

بیشتر بخوانید:

علیرضا جباری

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

داستان کریم زیانی

داستان کوتاه: ما کجای کاریم…؟ از کریم زیّانی

آقای نکته‌گو سگرمه‌هاش سخت درهم‌رفته بود. به نظر می‌رسید که حواسش شش‌دانگ متمرکز بر مطلبی بود توی روزنامه. چند لحظه منتظر ماندم ولی سودی نکرد. ناگزیر با یک سرفهٔ مصنوعیِ مثلن سینه‌صاف‌کن اعلام حضور کردم تا او را متوجه خود سازم. مثل‌اینکه حیلهٔ فدوی کارگر افتاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *