قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / ۱۰۱مین سالروز استقلال افغانستان و ابهام سرنوشت در روند مصالحه ملی
افغانستان

۱۰۱مین سالروز استقلال افغانستان و ابهام سرنوشت در روند مصالحه ملی

نرگسی هاشمی |

افغانستان در سال ۱۹۱۹ پس از سه جنگ با انگلیس توانست استقلال خود را اعلام کند. علاوه بر حرکت‌های داخلی و تلاش شاه امان‌الله، دلایل خارجی نیز در استقلال افغانستان تأثیر داشتند.

ظهور ایالات‌متحده آمریکا پس از جنگ جهانی اول به‌عنوان بازیگر مهم جهانی و آغاز فعالیت جنبش‌های آزادی‌خواهانه در هندوستان به باور تاریخدانان عوامل مهمی بودند که سبب شدند انگلستان استقلال افغانستان را به رسمیت بشناسد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

بیشتر افغان‌ها به اثر ادامه خشونت‌ها و مداخلات کشورهای مختلف در امر مستقل بودن افغانستان باورمند نیستند و هر فرد افغان چی کوچک و بزرگ در انتظار صلح و آرامش است و اکنون هم که روند مصالح ملی به کمک آمریکا بر سر زبان‌هاست و نتیجه آن نامعلوم است هم در آستانه استقلال کشور سؤال‌برانگیز است. درباره روند مصالحه صلح صدیق الله توحیدی کارشناس مسائل سیاسی و دایرکتر کمیته مصونیت خبرنگاران افغان چنین نگاشته است:

حدود یک سال را در برگرفت تا مذاکرات گروه آمریکایی به ریاست زلمی خلیل‌زاد و هیئت مذاکره‌کننده گروه طالبان در قطر منتج به امضای موافقت‌نامه صلح افغانستان شد.

مذاکرات خلیل‌زاد و دفتر سیاسی طالبان در قطر پیوسته برگزار شد تا اینکه مسوده موافقت‌نامه آمریکا و طالبان آماده‌شده در محضر جمع کلانی از سران طالب و وزیر امور خارجه ایالات ‌متحده آمریکا توسط زلمی خلیل‌زاد و ملا عبدالغنی برادر به امضا رسید.

ده روز کاهش خشونت عملی شد، اما پس‌ازآن جنگ‌ها شدت بیشتر کسب کرد و هر روز ما شاهد کشته شدن نظامیان و افراد ملکی در روستاها و قصبات کشور هستیم.

متن کامل موافقت‌نامه‌ای امضاشده تا کنون هم منتشر نشده است، اما حدس و گمان‌های زیادی وجود دارد که آنچه از اصل موافقت‌نامه به رسانه‌ها داده ‌شده است گزینشی بوده و متن کامل آن هیچ‌وقت به دسترس خبرنگاران قرار نگرفته است.

Aviron

 

بیشتر بخوانید:

پس از بحران انتخابات و توافق دو گروه پیشتاز اعلام شد که شورای عالی مصالحه و شورای عالی دولت تشکیل می‌شود. همچنان هردو گروه انتخاباتی توافق کردند که حکومت را تقسیم کنند وزیران از هر دو جانب معرفی شوند؛ اما تا هنوز نه شورای عالی مصالحه ایجاد شد و نه کابینه حکومت اعلام شد. تنها پیشرفتی که صورت گرفت هیئت گفتگوکننده افغانستان با بیست‌ویک عضو تحت ریاست معصوم استانکزی مشخص‌ شده و قرار است این هیئت عازم دوحه پایتخت قطر گردد.

در آن‌سوی جبهه یک گروه به‌شدت منضبط، دارای خط‌مشی روشن و این‌سوی جبهه متشتت پراکنده و بدون برنامه است. هیئت اعزامی در بسیاری موارد خود گرفتار اختلاف‌نظرند و حکومت نیز ادعای مالکیت روند مصالحه را دارد. درحالی‌که گروه طالبان تأکید دارند که حکومت افغانستان را به رسمیت نمی‌شناسند، اما به‌عنوان یکی از جناح‌های داخل کشور می‌خواهند با آن‌ها مذاکره نمایند.

صلح در افغانستان

یکی از شرایط آغاز مذاکرات، آزادی پنج هزار زندانی طالبان بود که دولت اکثر آن‌ها را رها کرد، اما حدود ۳۸۰ نفر آن‌ها به دلیل اتهام و محکومیت جدی چون قتل‌های دسته‌جمعی و قاچاق مواد مخدر آزاد نشدند و حکومت نیز در پیوند به همین موضوع جرگه مشورتی صلح را که هیچ جایگاهی در قانون اساسی ندارد برگزار کرد.

این جرگه رأی به آزادی افراد باقی‌مانده را داد و ظاهراً مانع از سر راه آغاز مذاکرات بین‌الافغانی برداشته شد و باید هیئت افغانستان به دوحه رفته مذاکرات بین الافغانی آغاز شود؛ اما سخن‌گویان گروه طالبان در صحبت‌هایشان در رسانه‌ها هنوز هم بر استقرار نظام امارت اسلامی تأکید دارند و از جانب دیگر هنوز آتش‌بس سرتاسری اعلام‌نشده است.

در آجندای مطروحه طالبان دو مورد در اولویت قرار دارد:

نخست آتش‌بس عمومی و مکانیزم نظارتی آن و دوم بحث روی ایجاد یک اداره موقت و یا عبوری که زمینه آشتی ملی را فراهم آورد.

هنوز مشخص نیست که واقعاً مذاکرات بر اساس آجندای گروه طالبان صورت می‌گیرد و یا آجندای دولت موردبحث و جدل قرار می‌گیرد.

روند مصالحه در حالی وارد مرحله جدی می‌شود که گروه طالبان ازنظر نظامی به شهرهای بزرگ به‌ویژه کابل تقرب جسته با عملیات در اطراف کابل این پیام را می‌دهند که اگر مسئله در میز مذاکره حل نشود آن‌ها توان سرنگونی نظام را از طریق فشار نظامی محتمل می‌دانند.

آن‌ها امن‌ترین جاده شمالی و شمال کشور را ناامن کرده وقتاً فوقتاً با حمله پرموترهای دولتی و یا چهره‌های سیاسی مرتکب قتل و خشونت شده و نگرانی‌های جدی به وجود آورده‌اند.

بسیاری از حملات تروریستی وقتی انجام می‌شود گروه داعش مسئولیت آن را به دوش می‌گیرد. درحالی‌که مسئولان امنیت ملی کشور تأکید دارند که این حملات توسط طالبان و شبکه حقانی صورت می‌گیرد.

هنوز مشخص نیست که آیا واقعاً طالبان خواستار مصالحه‌اند یا خیر؟ تاکنون هیچ حسن نیتی از جانب آن‌ها مشاهده نشده و جنگ علیه نیروهای نظامی کشور کماکان به همان شدت ادامه دارد. تنها طالبان از حمله ‌بر شهرهای بزرگ و کابل در حال حاضر احتراز کرده‌اند.

جایگزینی یک حکومت موقت به باور این قلم یک امر ناگزیری است. دولت آمریکا در حال حاضر متحد طالبان و دولت افغانستان است، اما از قراین معلوم می‌شود که پله طالبان در نزد آمریکایی‌ها سنگین‌تر شده و حتی اظهارات خلیل‌زاد در مورد یک حمله هوایی در هرات نشان داد که آمریکایی‌ها دولت موردحمایت خویش، و طالبان ظاهراً دشمن را به یک‌چشم دیده و حتی طالبان تروریست دیروز را متحد اصلی خویش می‌دانند.

گروه طالبان به باور نیروهای مربوط دولت مجاهدین به دلیل کشته شدن رهبران نامدارشان چون استاد برهان‌الدین ربانی، شهید احمدشاه مسعود قهرمان ملی و صدها فرمانده معروف جهاد و مقاومت توسط طالبان این گروه را دشمن می‌داند و طالبان نیز به دلیل پنج سال مقاومت شهید احمدشاه مسعود و احزاب ائتلافی جبهه شمال این گروه‌ها را دشمن تلقی کرده و شمار زیادی از نیروهای خویش را علیه دولت مرحوم استاد ربانی ازدست‌داده و نیروهای به‌اصطلاح شمال را مانع استقرار سرتاسری امارت اسلامی تلقی می‌نمودند.

با توجه به آنچه گفته شد در مرحله ایجاد یک اداره مشترک منهای حکومت موجود هم کار آسان و سهل نیست، لذا اداره عبوری باید از افرادی تشکیل شود که مربوط جناح‌های سیاسی نبوده و حب و بغض دوران جنگ را نداشته باشند و ریاست این اداره را هم باید به فردی بسپارند که بتواند اعتماد تمام جوانب ذی‌دخل را به دست بیاورد.

رئیس اداره موقت که مسئولیت بسر رسانیدن نقشه راه صلح را عملی می‌کند، بسی خطیر و مهم است چون نفرت از یکدیگر و دشمنی میان گروه‌های سیاسی و نظامی به حدی است که به وجود آوردن فضای اعتماد میان آن‌ها سخت‌تر از جنگ چهل‌ساله خواهد بود.

اداره موقت باید هم مورد اعتماد سیاسیون بوده و هم اعتماد عامه مردم را جلب نماید. تصمیم‌های یک‌جانبه کشور را بار دیگر به بحران عمیق و خطرناکی سوق خواهد داد که انجامش جز ویرانی و تجزیه چیز دیگری بوده نمی‌تواند.

اما اگر اداره عبوری و یا موقت توسط شخصی رهبری شود که دارای سابقه جنگی نبوده و عضو هیچ گروه سیاسی و نظامی نباشد و از جانبی هیچ‌وقت متهم به قوم‌گرایی و فساد نباشد و بتواند که اعتماد همه جناح‌ها را به دست آورد، شکی نیست که روند صلح دائمی آغاز خواهد شد.

همچنان افزون بر مسائل سیاسی قوت حل منازعات بین‌القومی را داشته و راهکار تازه‌ای را ارائه دهد که همه اقوام با حقوق برابر احساس امنیت کنند و آینده سیاسی کشور نیز طوری طراحی شود که هیچ قومی خود را محروم حس نکند. شکی نیست که آن‌وقت پروسه صلح کنونی به موفقیت نائل خواهد شد. در غیر آن سپردن افغانستان به دست طالبان مرحله دیگری از جنگ‌ها و گسست‌های قومی آغازشده و امریکا، مردم افغانستان و همه جناح‌های سیاسی ناکام خواهند شد.

خوب است بحث مسائل قومی اقلیت موهوم و اکثریت موهوم در همین مرحله موردبررسی قرارگرفته آن‌هایی که فکر می‌کنند یک قوم و یک حزب و یک شخصیت می‌تواند مردم افغانستان را به اجماع برساند اشتباه بوده و زهی خیال خام خواهد بود.

منابع: روزنامه ارمان ملی و صفحات اجتماعی

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

نیروهای نظامی کانادا در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴ در چارچوب نیروهای بین‌المللی در خاک افغانستان حضور داشتند

نجات جان‌ها به قیمت نابودی یک کشور؟

سال ۲۰۰۱ آمریکا اقدام نظامی خود بر ضد افغانستان را به منظور ساقط کردن رژیم طالبان آغاز کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *