قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / کتاب هفته / نگاهی به کتاب “قلبی که سبز شد” اثر “الهه نظری مطلق”
الهه نظری مطلق

نگاهی به کتاب “قلبی که سبز شد” اثر “الهه نظری مطلق”

مهسا محبی|

«قلبی که سبز شد» نوشته ‌«الهه نظری‌مطلق»‌ است که اعتقاد دارد این کتاب بی‌دلیل به دست خواننده نرسیده و ایمان دارد برایش پیامی در برخواهد داشت. چرا که باور دارد هیچ چیز در این هستی بی‌کران، بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتد.

کتاب شامل حدود پنجاه دل نوشته با عناوینی با مفاهیم متنوع زندگی چون نقطه درد، هستی، وصل، عشق و… است، عناوین مانند مروارید وجود دارای شش شماره و کفش دارای دو برداشت است. نوشته‌ها با تصویرهای زیبایی از مرضیه رحمت‌پور آراسته شده است.

Aviron
Aviron

 

نویسنده در پشت جلد کتاب می‌گوید: «آیا می‌شود، اتفاقات این زندگی هدفمند نباشد؟ اتفاقاتی که بسته به درخواست و شوق ما، سوار قطار خدا می‌شوند و به مقصد زندگی ما، راه می‌افتند، نظم می‌گیرند، ویران می‌کنند، از نو می‌سازند و نامشان می‌شود «زندگی ما »…

می‌شود بدون پیام و درس و رشدی در نهان، راهی زندگی ما شده باشند؟

می‌گویند: خدا عاشق است و ما معشوق!

می‌شود قطاری که عاشق برای معشوق می‌فرستد، جز شور باشد و نور؟

میدانی، عاشق بخشنده و مهربان است، کلمه را هم سوار بر قطار زندگی همراه ما، فرستاده و باز هم می‌فرستد!

من تشنه کلماتم و دستانم را در ایستگاه قطار این زندگی کاشته‌ام تا سبز شود و بار بدهد. میوه دستانم همین کتاب پیش روی توست. بفرما، تقدیم به تو… نوش جان»

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

و در مقدمه در معرفی اثر خود می‌گوید «كلمات گه گاهی ذهن مرا به رقص دعوت می‌كنند و با چرخششان در جانم، از لابه لای انگشتانم سر می‌خورند روی كاغذ و می‌شوند یك دل نوشته یا یك پیام آنی كوتاه. پیام‌هایی كه گاهی تلنگری می‌شوند برای دمی آرامش، در این آشفته بازار زندگی و نشانه‌ای برای تامل و مسیریابی دو یا چند باره. از این رو با خود اندیشیدم شاید این پیام‌ها بتوانند برای تو نیز تلنگری باشند برای آغازی دوباره، برای از تو بهاری شدن، جوانه‌زدن و سبزشدن.

شاید هم این پیام‌ها بسان سوزن بانی باشند یرایمان که به موقع مسیر قطار زندگی را از تونلی تاریک به سمت نور و شوق و عشق تغییر دهند و چون گل آفتابگردان مستمان کنند به سوی آفتاب.

این کتاب کوچک را با تمام قلبم به تو تقدیم می‌کنم. به او که می‌دانم این کتاب بی‌دلیل به دستت نرسیده و ایمان دارم برایت پیامی در بر خواهد داشت. چرا که هیچ چیز در این هستی بی کران، بی‌دلیل اتفاق تمی‌افتد.»

معرفی کتاب

بخشی از متن کتاب:

فوندانسیون یک رابطه

می‌گویم یک رابطه عمیق، یک ساختمان است و نمی‌تواند مانند یک چادر باشد که تو هر روز یک جا علمش کنی. آیا برای داشتن یک ساختمان محکم و قوی غیر از این است که یه یک فوندانسیون قوی نیاز داریم؟… حالا تو اگر دنبال یک رابطه عمیق می‌گردی، شروع کن به کندوکاو درون خودت…

مشخصات کتاب:قلبی که سبز شد

عنوان: قلبی که سبز شد

نویسنده: الهه نظری مطلق

انتشارات: سبزان

نوبت چاپ: اول

تعداد صفحات: ۱۲۴

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

داستان کریم زیانی

داستان کوتاه: ما کجای کاریم…؟ از کریم زیّانی

آقای نکته‌گو سگرمه‌هاش سخت درهم‌رفته بود. به نظر می‌رسید که حواسش شش‌دانگ متمرکز بر مطلبی بود توی روزنامه. چند لحظه منتظر ماندم ولی سودی نکرد. ناگزیر با یک سرفهٔ مصنوعیِ مثلن سینه‌صاف‌کن اعلام حضور کردم تا او را متوجه خود سازم. مثل‌اینکه حیلهٔ فدوی کارگر افتاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *