قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / جامعه / پاندمی انزواطلبی در جهان؟ آیا “جهانی سازی” در برابر چشمان ما جان می بازد؟
پاندمی کرونا

پاندمی انزواطلبی در جهان؟ آیا “جهانی سازی” در برابر چشمان ما جان می بازد؟

گروه ترجمه هفته؛ تنظیم: خسرو شمیرانی|

در شرایطی که با فروکش نسبی شیوع ویروس کرونا در استان‌های مختلف کانادا از جمله استان کبک، روند رفع محدودیت‌ها و برچیدن قرنطینه آغاز شده و ظاهرا در مسیر مناسبی هم پیش می‌رود، برخی اصناف و گروه‌ها در استان کبک به منظور تسریع روند ازسرگیری رشد اقتصادی، با الهام گرفتن از آمریکا وضع «قانون کبکی بخرید» Buy Québec Act را به دولت پیشنهاد کرده‌اند.

در حالی که دولت فرانسوا لوگو برای قرار دادن دوباره قطار اقتصاد استان کبک بر روی ریل پیشرفت یک طرح احیای اقتصادی تهیه کرده است، چهار مرکز صنفی FTQ، CSN ، CSQ و CSD نیز در ابتکاری مشترک یک سند چهل و چهار صفحه‌ای برای مقابله با پیامدهای اقتصادی بحران کووید۱۹ و رونق دوباره اقتصاد استان تهیه کرده‌اند. این چهار اتحادیه صنفی در سند مفصل خود تدابیر و طرح‌های متعددی را پیشنهاد کرده‌‌اند که یکی از آن‌ها وضع «قانون کبکی بخرید» است. البته هدف آن‌ها از این ایده صرفا تسهیل و رونق بخشیدن به خرید محلی در کبک نیست بلکه آن‌ها اتخاذ یک سیاست موثر تامین به منظور افزایش ظرفیت‌‌‌های تولید برخی کالاها و محصولات در داخل استان را هدف طرح خود معرفی کرده‌اند، هدفی که به گفته پیشنهاددهندگان این تدبیر با اجرای توافق‌نامه‌‌‌های تجاری‌‌‌ بین‌المللی نیز امکان پذیر خواهد بود و نیازی نیست که استان کبک به تعهداتی که در قالب توافق‌نامه‌‌‌های تجاری دو یا چندجانبه در قبال دیگر کشورها یا مناطق داده است، پشت کند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

این چهار اتحادیه صنفی در سند مشترک خود تاکید کردند: «مصرف محلی کاری پسندیده است اما تولید محلی، بهتر است.»

این اتحادیه‌ها در طرح مشترکی که برای احیای اقتصادی استان کبک در دوره پساکرونا تهیه کرده‌‌‌‌اند، به طور ویژه سه بخش اقتصادی استان را مد نظر قرارداده‌اند: تولیدات دارویی، تجهیزات پزشکی حفاظتی مثل ماسک و همچنین محصولات غذایی زیستی (محصولات و فرآورده‌‌‌های غذایی کشاورزی که در تولید و فرآوری آن‌ها از کودهای شیمیایی، سموم، هورمون‌ها، دگرگونی‌ها و دستکاری‌های ژنتیکی استفاده نشده و همه مراحل تولید آن‌ها با استفاده از نهاده‌‌‌های طبیعی طی شده باشد).

در زمینه محصولات غذایی زیستی، این اتحادیه‌ها تلاش بیشتر را به منظور ارتقای خودکفایی غذایی استان خواستار شده و تاکید کرده‌اند: «وابستگی شدید و انحصاری استان به دیگر مناطق یا کشورها مثل چین در زمینه غذایی و به ویژه محصولات و مواد غذایی پایه، بی‌نهایت خطرناک است. بحران کووید۱۹ به خوبی نشان داد که باید اقتصاد جهانی مجددا به گونه‌‌‌‌‌ای سازماندهی شود که استحکام و پایداری اقتصادهای ملی در برابر پیامدهای چنین شوک‌ها و بحران‌‌‌‌‌‌هایی تقویت گردد.»

شعار جدید چهار اتحادیه صنفی کانادایی: «مصرف محلی کاری پسندیده است اما تولید محلی، بهتر است.»

این چهار اتحادیه همچنین در طرح مشترک خود بر ضرورت و اهمیت «صنعتی‌سازی مجدد» کبک که عمدتا بر استفاده بهینه و صحیح منابع طبیعی باشد، تاکید کرده‌‌‌‌‌‌‌اند. آن‌ها همچنین به دولت فرانسوا لوگو پیشنهاد کرده‌‌اند که از این پس حمایت‌های مالی به شرکت‌ها صرفا در ازای ایجاد مشاغل، بهبود شرایط کار، رعایت بهتر معیارهای زیست‌محیطی و همچنین‌‌‌‌‌‌‌ سرمایه‌گذاری در استان صورت گیرد.

بعلاوه این چهار اتحادیه از دولت کبک خواسته‌‌اند از اعطای هر گونه حمایت مالی به شرکت‌ها یا گروه‌هایی که با بهشت‌‌‌های مالیاتی سر و کار دارند یا آنهایی که مظنون به فرار مالیاتی هستند، خودداری نماید.

آنها همچنین برای تسریع روند احیای اقتصادی استان کبک یادآوری کردند که صندوق همبستگی FTQ و همچنین بنیاد‌‌‌‌‌‌‌ سرمایه‌گذاری کنفدراسیون اتحادیه‌‌‌های ملی CSN با هدف حمایت از شرکت‌ها تاسیس شده‌‌اند بنابراین لازم است که در دوره پساکرونا از ظرفیت‌ها و امکانات آن‌ها به بهترین شکل استفاده شود.

Aviron
Aviron

 

در شرایطی که اریک ژیرار وزیر دارایی کبک تعهد کرده است برای کسب عواید بیشتر عوارض و مالیات بر فروش را در استان افزایش ندهد، چهار اتحادیه صنفی او را به اتحاذ رویکردی محتاطانه‌تر در این زمینه دعوت کرده و تاکید کردند که با توجه به ابهامات و عدم قطعیتی که در چشم‌انداز اقتصادی استان وجود دارد، هنوز خیلی زود است که وزارت دارایی بخواهد اتخاذ چنین تدبیری را به کلی منتفی بداند.

پیشنهاد پل سن-پییر پلاموندون Paul St-Pierre Plamondon نامزد ریاست حزب کبکوا در خصوص مقابله کبک با‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی چیز جدیدی نیست. فرانسوا لوگو وزیر اول استان کبک برای فراهم کردن شرایط ازسرگیری رشد اقتصادی استان کبک در دوره پساکرونا از ضرورت‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی سخن می‌گوید و متیو بوک-کوته وقایع نگار، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و مارین لو پن رئیس حزب راستگرای افراطی تجمع ملی فرانسه نیز در این زمینه دیدگاه‌ها و مواضع مشابهی دارند. سوالی که در این جا برای خیلی‌ها مطرح می‌شود این است که آیا موضع یک طرفدار‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی می‌تواند ترقی خواهانه باشد یا خیر؟

اگر ملی‌گرایی اقتصادی که سن-پییر پلاموندون از آن دفاع می‌کند، صرفا به تسهیل شرایط کسب و کارها و شرکت‌های کبکی محدود شود، بدون تردید او با یک چنین موضع‌گیری در حال نزدیک شدن به عامه‌گرایی یا همان پوپولیسم محافظه‌کارانه است. اگر این دیدگاه مبتنی بر آن است که فعالیت شرکت‌های بزرگ چندملیتی را به گونه‌‌‌‌‌ای قانونمند کنیم که نتوانند با نادیده گرفتن حق و حقوق ۹۹ درصد افراد جامعه جهانی ثروت‌اندوزی کنند، این می‌تواند یک موضع‌گیری جالب و سازنده باشد.

استدلال مخالفان جهانی‌سازی که شمارشان از سال‌های ۱۹۹۰ همواره روندی صعودی را طی کرده این است که پدیده جهانی‌سازی اصل حاکمیت ملی کشورها را دور می‌زند. بر همین اساس مخالفان جهانی‌سازی نفوذ و سلطه شرکت‌های چندملیتی و همچنین نخبگان کاپیتالیست را به شدت رد می‌کنند. اولین مخالفان جهانی‌سازی اساسا با آزادسازی اقتصادها و همچنین نئولیبرالیسم مخالفت می‌کردند. درست بر پایه همین دیدگاه بود که بیانیه کبک در حمایت از‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.

با این حال هواداران اندیشه‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی در عرصه سیاسی بیشتر از آن که به همبستگی‌‌‌ بین‌المللی در مقابله با قدرت سرمایه و سلطه سرمایه‌داری بیندیشند بر ضرورت تقویت ملی‌گرایی تاکید‌‌‌‌‌‌‌ می‌کنند.

ملی‌گرایی اقتصادی

جهانی‌زدایی که با‌‌‌‌‌‌‌ ملی‌گرایی اقتصادی قرابت پیدا‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند، الزاما با‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی نئولیبرال مخالف نیست و آن را نفی نمی‌کند. این‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی در واقع در نقطه مقابل تبادل آزاد اقتصادی قرار نمی‌گیرد: به عبارت صحیح‌تر، طرفدار جهانی‌زدایی‌‌‌‌‌‌‌ می‌تواند فقط مایل به رقابت هر چه بیشتر در برابر جهانی‌سازی باشد.

هر چند واژه‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی در اصل به‌‌‌‌‌‌‌ ملی‌گرایی اقتصادی (یا حمایت گرایی) متمایل به چپ نزدیکتر است تا یک‌‌‌‌‌‌‌ ملی‌گرایی محافظه‌کارانه، این گونه اظهارنظرها و موضع گیری‌ها در این اواخر از طرف مارین لو پن سیاستمدار فرانسوی افزایش یافته است. لو پن بارها تاکید کرده است که قصد دارد به جهانی‌سازی پشت کند و یک میهن پرستی اقتصادی را در برابر اتحادیه اروپا در پیش گیرد. با این حال لو پن این کار را علنی انجام‌‌‌‌‌‌‌ می‌دهد تا بتواند حس رقابت میان شرکتهای فرانسوی را تقویت کند. دونالد ترامپ نیز که از منتقدان و مخالفان سرسخت‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی محسوب‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود، آشکارا از منافع آمریکا در برابر منافع دیگر کشورها از جمله چین دفاع‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند. ترامپ از حاکمیت مردمی در برابر شرکت‌های چندملیتی دفاع نمی‌کند بلکه دفاع از شهروندان آمریکایی در برابر دیگر ملت‌ها را سرلوحه خود قرار داده است.

استدلال مخالفان جهانی‌سازی که شمارشان از سال‌های ۱۹۹۰ همواره روندی صعودی را طی کرده این است که پدیده جهانی‌سازی اصل حاکمیت ملی کشورها را دور می‌زند. بر همین اساس مخالفان جهانی‌سازی نفوذ و سلطه شرکت‌های چندملیتی و همچنین نخبگان کاپیتالیست را به شدت رد می‌کنند.

با این حساب باید گفت که اگر‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی فقط به یک نئولیبرالسیم زائیده استان کبک محدود شود و در آن از یک موضع گیری واقعی ۹۹ درصدی در برابر یک درصد خبری نباشد، هیچ تردیدی وجود ندارد که سیستم‌‌‌ بین‌المللی نابرابر کنونی همچنان برقرار خواهد ماند. مسئله این نیست که بگوییم مخالفان‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی مثلا در فرانسه الزاما به حزب راستگرای تجمع ملی یا در آمریکا به حزب جمهوری‌خواه رای‌‌‌‌‌‌‌ می‌دهند بلکه مسئله این است که استفاده متواتراز این واژه توسط سیاسمتداران محافظه‌کار یا احزاب راستگرای افراطی، دست کم معنای این مفهوم را پیچیده‌تر‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند.

پروژه‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی در اظهارنظرها و سخنرانی‌‌‌های عمومی از دیرباز توسط احزاب سیاسی دفاع شده است. این احزاب البته در سیاست‌ها و موضع‌گیری‌های خود نوعی انزواطلبی و انکار دیگری را نیز توصیه‌‌‌‌‌‌‌ می‌کنند. در این موضع‌گیری، حاکمیت ملی در واقع یک ابزار اساسی بر ضد‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی است.

روابط قدرت در سطح بین‌المللی یک بازی مجموع-صفر نیست

با توضیحاتی که داده شد،‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی راه را برای خروج ناگهانی، تند و خشن از سازمان‌های و پیمان‌های‌‌‌ بین‌المللی هموار‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند چرا که از دیدگاه طرفداران جهانی زدایی، این سازمان‌ها و پیمان‌ها ساختارهای غیردموکراتیکی تلقی‌‌‌‌‌‌‌ می‌شوند که قدرت و اختیارات کشورها را از آن‌ها سلب‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند. اظهارنظرهای تند، موضع‌گیری‌های خصمانه و تصمیمات جنجال برانگیزی که دونالد ترامپ از زمان به قدرت رسیدن در آمریکا در قبال برخی سازمان‌ها، قراردادها و پیمان‌های‌‌‌ بین‌المللی از جمله سازمان تجارت جهانی، سازمان بهداشت جهانی و پیمان آب و هوایی سازمان ملل متحد داشته، نشات گرفته از دیدگاهی است که‌‌‌‌‌‌‌ می‌گوید سازمان بزرگی مثل سازمان ملل متحد فقط محلی برای اجلاس‌های بیهوده و هزینه‌‌‌های گزاف بی‌حاصل است.

پل سن-پییر پلاموندون
پیشنهاد پل سن-پییر پلاموندون Paul St-Pierre Plamondon نامزد ریاست حزب کبکوا در خصوص مقابله کبک با‌ جهانی‌سازی چیز جدیدی نیست.

با این حال، روابط قدرت در سطح‌‌‌ بین‌المللی یک بازی مجموع-صفر نیست (در علم اقتصاد، یک بازی مجموع-صفر ، یک مدل ریاضی از وضعیتی است که سود یا زیان یک شرکت‌کننده، دقیقاً متعادل با سودها یا زیان‌های شرکت ‌کننده‌‌‌های دیگر است و اگر مجموع سودهای شرکت کننده‌ها با هم جمع و مجموع زیان‌‌ها از آن کم شود، حاصل برابر صفر خواهد بود).

شاید تقویت مخالفت با‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی در استان کبک را صرفا بتوان افزایش توان رقابتی اقتصاد و تجارت کبک با دیگر مناطق دانست. یک موضع‌گیری ترقی‌خواهانه بر ضد‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی باید بر حذف پایه‌‌‌های سیستمی که فقط به فکر بهره برداری، تصاحب و اجحاف است، مبتنی باشد.

جنبش‌‌‌های ترقی خواهانه باید دیدگاه‌ها و مواضعی داشته باشند که اختیارات و قدرت حکومت‌ها را بر شرکت‌های عظیم چندملیتی تقویت‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند با این هدف که همه ملت‌ها بتوانند از یوغ این سیستم که در واقع رکن اصلی بهره‌برداری یک عده از عده‌‌‌‌‌ای دیگر است، رهایی یابند. در شرایط فعلی فقط نهادهای فراملی‌‌‌‌‌‌‌ می‌توانند فعالیت‌های گروه‌ها و شرکت‌های چندملیتی را قانونمند کنند. فقط این نهادها هستند که‌‌‌‌‌‌‌ می‌توانند به ما کمک کنند از همه‌گیری جهانی کرونا رهایی یابیم و بحران‌ها و چالش‌های بزرگ در ابعاد جهانی مثل بحران تغییرات آب و هوایی را مرتفع سازیم.

وانگهی بسیاری از کشورهای جنوب در سال‌های اخیر از طرف سازمان‌های جهانی تحت هدایت کشورهای غربی (مثل صندوق‌‌‌ بین‌المللی پول و بانک جهانی) مجبور شده‌‌اند به تولید محصولات کشاورزی روی آورند و اگر یک روز ما پل‌های موجود میان این کشورها و سازمان‌های جهانی را بشکنیم، اقتصاد این کشور دچار تزلزل خواهد شد. علت آسیب‌پذیری اقتصاد این کشورها چیزی نیست جز مدل اقتصادی که ما به آن‌ها تحمیل کرده‌ایم.

بدیهی است که باید توافق‌نامه‌‌‌های تجارت آزاد را رد کنیم، در سازمان‌های‌‌‌ بین‌المللی تغییرات بنیادین و اصلاحات ساختاری به وجود آوریم، به خرید کالاها و محصولات محلی بیشتر بها بدهیم و مدارهای تبادل کوتاه‌تری را انتخاب کنیم. با این حال لازم است که برای ایجاد قواعد عادلانه‌تر و مقررات جهانی منصفانه‌تر بکوشیم. قوانین و مقرراتی که مانع از آن‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود عده‌‌‌‌‌ای به قیمت فقیرتر شدن عده‌‌‌‌‌ای دیگر ثروتمند شوند. مسئله‌‌‌‌‌ای که بیش از هر چیز اهمیت دارد این است که این دو اصل الزاما باید در کنار یکدیگر باشند نه جدا از یکدیگر.

باید با‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی نئولیبرال مخالفت کنیم اما یک انترناسیونالیسم یا بین‌الملل‌گرایی را در پیش گیریم. باید مراقب باشیم که برای هرس کردن شاخ و برگ‌های اضافه (‌‌‌‌‌‌‌جهانی‌سازی نئولیبرال) میوه درخت (چندجانبه گرایی) را نابود نکنیم.

برخی از کارشناسان معتقدند ساختار شرکت‌های جهانی به گونه‌‌‌‌‌ای نیست که در دنیای جهان‌زدایی شده به رقابت بپردازند . هیچ تردیدی نیست که این جهان به صورت مستقیم بر سه رکن اصلی شرکت‌‌‌‌های‌‌‌ بین‌المللی تاثیرگذار است. این سه رکن مهم عبارتند از: فناوری، تامین نیروی انسانی جهانی و عملکرد مالی. با ورود به یک دهه جدید قطعا با تشدید پیچیدگی‌‌‌های اقتصادی و دسته‌بندی‌های جغرافیای سیاسی همراه است و تنش‌ها میان رقبای بزرگ در عرصه‌‌‌ بین‌المللی به ویژه آمریکا و چین، رویارویی بین پوپولیسم و‌‌‌‌‌‌‌ ملی‌گرایی در اروپا و خطر قریب‌الوقوع یک رکود اقتصادی فراگیر بیشتر احساس‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود و در چنین شرایطی رهبران تجاری در مسیر تدوین راهبردهایی پیش‌‌‌‌‌‌‌ می‌روند که با استفاده از آن‌ها بتوانند خطرات درازمدت‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی را به حداقل برسانند. آن‌ها در واقع نگران رویکردهای محافظه‌‌کارانه تجاری و همچنین ضرر و زیان‌‌‌‌‌‌هایی هستند که ممکن است شرکت‌ها در مناقشات تجاری و جنگ‌‌‌‌های تعرفه‌‌‌‌‌ای که میان قدرت‌های بزرگ مثل چین و آمریکا در‌‌‌‌‌‌‌ می‌گیرد، متحمل شوند.

با این حال یک خطر نهفته‌تر در ارتباط با‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی وجود دارد که نمی‌توان از آن غافل ماند: ساختار شرکت‌های جهانی به گونه‌‌‌‌‌ای نیست که در دنیای جهان‌زدایی شده به رقابت بپردازید.

کنترل‌های مهاجرتی فزاینده در جهان یکی دیگر از عوامل حرکت در مسیر مقابله با‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی و حرکت به سمت یک دنیای پراکنده‌تر است. تغییراتی که در سال‌های اخیر در اوضاع سیاسی آمریکا و اروپا اتفاق افتاده و حرکتی که در مسیر سخت‌تر شدن شرایط مهاجرت شکل گرفته، بدون شک جنگ بر سر استعدادهای جهانی را تشدید‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند. خطر اعمال محدودیت‌‌‌های بیشتر در عرصه مهاجرت از اهمیت ویژه‌‌‌‌‌ای در امر مدیریت و رهبری جهانی برخوردار است زیرا توانایی بسیاری از شرکت‌های بزرگ را برای استخدام‌‌‌های فرامرزی محدود‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند. استخدام نیروی کار به ویژه در سطوح ارشد، مستلزم دسترسی به حجم زیادی از استعدادهای جهانی است. به موجب دستورالعمل اجرایی دونالد ترامپ رئیس جمهور در آوریل سال ۲۰۱۷ مبنی بر این که «آمریکایی بخرید و آمریکایی استخدام کنید»، اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا تعداد ثبت درخواست‌‌‌های ویزای H-1B را ثابت نگه داشت.

در سال‌های اخیر همواره انگشت اتهام به سمت‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی بلند بوده و البته غالب اوقات علل و دلایل این اتهام‌زنی هم مشروع بوده است. مشکلات مالی که در بحران سالهای ۲۰۰۹-۲۰۰۸ شاهد آن بودیم و عملکرد و کارنامه ضعیف‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی طی نزدیک به چهار دهه اخیر علت اصلی انتقاداتی است که در این سال‌ها متوجه پدیده‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی شده است. واقعیت این است که گر چه‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی برای برخی کشورها امید و آبادانی به ارمغان آورده در مواردی نیز موجب نفی، طرد، انزوا و سرخوردگی برخی دیگر شده است.

جهانی‌زدایی که با‌‌‌‌‌‌‌ ملی‌گرایی اقتصادی قرابت پیدا‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند، الزاما با‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی نئولیبرال مخالف نیست و آن را نفی نمی‌کند. به عبارت صحیح‌تر، طرفدار جهانی‌زدایی‌‌‌‌‌‌‌ می‌تواند فقط مایل به رقابت هر چه بیشتر در برابر جهانی‌سازی باشد.

با این حال ساده‌انگارانه است اگر تصور کنیم که تحت تاثیر بحران بهداشتی کنونی که همه جهان را درگیر کرده است، پدیده‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی به یکباره و به شکلی بنیادین به قهقرا خواهد رفت و در مدت زمانی نه چندان طولانی شعله‌‌‌های آن برای همیشه خاموش خواهد گشت. وقایع تاریخی و واقعیات موجود چیز دیگری‌‌‌‌‌‌‌ می‌گویند و ما را دعوت‌‌‌‌‌‌‌ می‌کنند که عکس این پیش‌بینی را برای آینده مد نظر قرار دهیم.

درست است که در تاریخ اقتصادی ما، لحظات دشوار، وقفه‌ها و گسست‌‌‌‌‌‌هایی ایجاد شده که به طرزی باورنکردنی جریان تبادلات میان کشورهای مختلف جهان را دگرگون کرده‌‌‌‌‌‌‌اند. یک مثال بارز در این زمینه ما را به اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم هدایت‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند. در دوره بلوغ انقلاب صنعتی حوالی سال‌های ۱۸۷۰ همه چیز خوب پیش‌‌‌‌‌‌‌ می‌رفت. این دوره که از آن به عنوان موج اول‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی یاد‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود، با توسعه، پیشرفت، آبادانی، گشایش و تبادلات گسترده میان مناطق مختلف جهان همراه بود. اما جنگ جهانی اول ۱۹۱۸-۱۹۱۴، رکود اقتصادی عمیقی که پس از بحران بزرگ ۱۹۲۹ اتفاق افتاد و جنگ دوم جهانی همه چیز را به کلی دگرگون ساخت. به رغم گشایش قابل توجه و انسجام و وحدتی که در اقتصادهای جهان ایجاد شده بود ، تحت تاثیر رکود اقتصادی و منازعات جهانی، همه درهایی که در مسیر توسعه و پیشرفت باز شده بودند، دستکم در جهان غرب دوباره به سرعت بسته شدند.

نفی جهانی سازی
اگر قرار باشد نفی جهانی‌سازی و مقابله با این پدیده به جای موضع‌گیری واقعی ۹۹ درصدی در برابر یک درصد به یک نئولیبرالیسم «ساخته و پرداخته کبک» محدود شود، بدون تردید سیستم نابرابر‌ بین‌المللی به قوت خود باقی خواهد ماند

سوزان برژه دانشمند سیاسی عضو موسسه فناوری ماساچوست در کتاب خود تحت عنوان «اولین جهانی شدن ما، درس‌های یک شکست فراموش شده» به درستی‌‌‌‌‌‌‌ می‌نویسد: «متفکران معاصر با اولین دوره‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی تصور‌‌‌‌‌‌‌ می‌کردند که تغییر و تحولات ایجاد شده در اقتصاد‌‌‌ بین‌المللی امری غیرقابل بازگشت است. این فرضیه اما تحت تاثیر جنگ جهانی اول و پیامدهای ویرانگر آن محو شد. خیلی زود پس از این مناقشه بزرگ، برج و باروهای متعددی دورتادور سرزمین‌های ملی کشیده شد و در مدت زمانی کوتاه روند تبادلات، سرمایه گذاری‌ها و مهاجرت‌ها متوقف گشت.»

واقعیات میدانی عصر حاضر با واقعیات آن دوره کاملا متفاوت است

در واقع به رغم این که در آن دوره نیز تجارت‌‌‌ بین‌المللی بسیار پررونق و شکوفا بود، نباید و نمی‌توان انکار کرد که جایگاه تجارت‌‌‌ بین‌المللی در اقتصاد آن روز با ارزش و اهمیت به سزایی که تجارت‌‌‌ بین‌المللی در اقتصاد امروز جهان برخوردار‌‌‌‌‌‌‌ است، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. به عنوان مثال در موج اول جهانی‌سازی، سهم صادرات جهانی در بهترین حالت و در اوج خود در سال ۱۹۱۳ به ۸ درصد تولید ناخالص جهان رسید این در حالی است که طبق تازه ترین آمار و ارقامی که بانک جهانی منتشر کرده است، در روزگار ما سهم صادرات جهانی به بیش از ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان رسیده و این میزان از اوایل سال‌های ۱۹۸۰ تا کنون دو برابر شده است.

همچنین طبق اعلام بانک جهانی، فقط طی سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۸ تجارت جهانی رشد قابل توجه ۲۵ درصدی را تجربه کرده است. افزون بر این تجارت‌‌‌ بین‌المللی از نخستین موج‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی به شدت تحت حمایت سرمایه‌گذاری‌های مستقیم در خارج بوده است و در این عرصه بازیگرانی که نقش اول را ایفا کرده‌‌‌‌اند، شرکت‌های چندملیتی بوده‌‌‌‌‌‌‌اند. وقتی که به دوره نخستین موج‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی نگاه‌‌‌‌‌‌‌ می‌کنیم، متوجه‌‌‌‌‌‌‌ می‌شویم که در آن دوره شرکت‌های بزرگ چندملیتی بسیار معدود بودند این در حالی است که طبق آمار و ارقامی که اخیرا سازمان جهانی تجارت منتشر کرده است، در حال حاضر بیش از شصت هزار شرکت بزرگ چندملیتی در عرصه‌‌‌ بین‌المللی فعالیت‌‌‌‌‌‌‌ می‌کنند که هزاران شاخه و شعبه در نقاط مختلف جهان دارند.

خروجی پرهزینه

بنابراین تصور این که موج کنونی‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی و تبادلات گسترده میان کشورها و مناطق مختلف جهان در کوتاه و میان‌مدت دچار وارونگی و یا حتی دگرگونی شدید شود و با شرایطی شبیه به آن چه که در موج اول در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تجربه کرد مواجه گردد، توهمی بیش نیست. همچنین بسیار ساده‌لوحی است که فکر کنیم یک کشور‌‌‌‌‌‌‌ می‌تواند به راحتی این روند پیچیده تولید را به یکباره کنار بگذارد و از آن خارج شود. بدون تردید هیچ کشور یا منطقه‌‌‌‌‌ای قادر نخواهد بود بدون این که با مشکلات و موانعی جدی مواجه شود و بدون این که هزینه‌‌‌های سنگینی متحمل شود، به راحتی از روند‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی خارج گردد. هر کشوری که بخواهد در شرایط کنونی به‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی پشت کند و خود را از آن بی‌نیاز بداند، قطعا خیلی زود چه در بازار، چه در زمینه تامین، چه در زمینه صادرات و به طور خلاصه در کلیه بخش‌های اقتصاد باید هزینه‌‌‌های سنگین این انتخاب خود را بپردازد.

شرایط کنونی حاکم بر بازار و اقتصاد جهانی موجب پیدایش یک پدیده پیچیده تر شده است: تجزیه‌‌‌ بین‌المللی فرآیندهای تولید کالاها و خدمات. ریشه این پدیده را باید در جابجایی و انتقال مشاغل ، پیمانکاریهای فرعی و به ویژه فروپاشی زنجیره‌‌‌های ارزش جهانی دانست که نزدیک به نیمی از تبادلات‌‌‌ بین‌المللی جهان معاصر نشات گرفته از آن است.

بنابراین با توجه به این وضعیت باید گفت که وقتی برخی بلاتکلیفی‌ها و هرج و مرج‌ها برطرف شد، پدیده‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی بار دیگر مسیر خود را به آرامی و شاید متفاوت با آن چه تا کنون دیده‌ایم، از سر خواهد گرفت و به همین ترتیب اشتغال و تولید نیز بار دیگر رونق پیدا خواهد کرد. چرا که هر چه باشد آب و نان همه بسته به همین است.

بیشتر بخوانید:

با این همه برخی علایم و نشانه‌‌‌های ارزشمندی که از مدت‌ها پیش مورد غفلت و فراموشی ما قرار گرفته بود، بار دیگر برای ما نمایان‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود: ارزش قائل شدن برای اقتصاد محلی، اهمیت دادن به روحیه همبستگی، دغدغه دیگران را داشتن و بالاخره قدرت سیاست دیکته کردن دستورکار در زمانی که شرایط اقتضا‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند.

پل سن-پییر-پلاموندون نامزد ریاست حزب کبکوا معتقد است بحران بهداشتی کنونی به خوبی ثابت کرد که استان کبک به علت وابستگی شدید خود به بازارهای‌‌‌ بین‌المللی در شرایط بحران به شدت آسیب پذیر است به همین علت لازم است که برای آینده خود چاره‌‌‌‌‌ای بیندیشد. از دیدگاه پلاموندون‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌زدایی کبک‌‌‌‌‌‌‌ می‌تواند حلال بسیاری از مشکلات این استان باشد. در این میان خیلی‌ها پلاموندون را به اتخاذ یک رویکرد حمایت گرایانه متهم کرده‌‌اند اما خودش این برچسب را به شدت رد‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند.

نامزد ریاست حزب کبکوا برای تضمین آینده‌‌‌‌‌ای بهتر برای اقتصاد کبک و حل مشکلاتی که این استان در بحران کووید۱۹ با آن‌ها مواجه شد، چهار تدبیر پیشنهاد‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند: استقلال غذایی، «کبکی بخرید»، صنعتی‌سازی مجدد و بالاخره اجرای برنامه‌‌‌‌‌ای موثر برای تقویت کارآیی و رشد بنگاه‌های کوچک و متوسط کارآمد.

پلاموندون‌‌‌‌‌‌‌ می‌گوید هدف اصلی این است که از بحران کووید۱۹ درس‌های لازم را بگیریم و در مسیر یک «جهانی زدایی سالم و مطمئن» گام برداریم. او تاکید دارد که به رغم جهانی‌زدایی، کبک همچنان‌‌‌‌‌‌‌ می‌تواند به تبادلات تجاری‌‌‌ بین‌المللی خود ادامه دهد و اقتصاد و بازار آن همچنان به روی اقتصاد جهانی باز باشد.

به گفته پلاموندون بحران کووید۱۹ به خوبی نشان داد که استان کبک به علت وابستگی شدید به بازارهای خارجی، در بحران‌ها و شوک‌های این چنینی بسیار شکننده و آسیب‌پذیر است.

این مسئول حزب کبکوا اتهام حمایت گرایی را که برخی بر ضد او مطرح کرده‌‌‌‌اند، نامنصفانه دانسته و تاکید‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند بر خلاف آن چه گفته‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود او به هیچ عنوان مثل دونالد ترامپ تدابیر حمایت گرایانه اقتصادی و تجاری را پیشنهاد نمی‌کند بلکه آنچه صرفا مد نظر دارد، «‌‌‌‌‌‌‌ملی‌گرایی اقتصادی» است.

پلاموندون‌‌‌‌‌‌‌ می‌گوید همسایه جنوبی ما همین حالا هم قوانین و تدابیری در راستای‌‌‌‌‌‌‌ ملی‌گرایی اقتصادی دارد. حتی بسیاری از کشورهای اروپایی نیز تدابیر و مقرراتی در این زمینه به اجرا گذاشته‌‌‌‌‌‌‌اند. به گفته پلاموندون، در بحبوحه‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی اقتصاد و تجارت کاملا طبیعی و منطقی است که هر کشور پیش از هر چیز به فکر حفظ و تقویت منافع خودش باشد چرا که در غیر این صورت خیلی زود در بازار به شدت رقابتی امروز جهان، طعمه رقبای بزرگ خواهد شد و در یک چشم بر هم زدن همه چیز خود را از دست خواهد داد.

پلاموندون همچنین معتقد است که اندیشه‌ها و عقایدش در این زمینه خیلی هم با نظرات و دیدگاه‌های برنار لاندری و ژاک پاریزو رهبران پیشین حزب کبکوا که ارتقای تبادل آزاد را توصیه‌‌‌‌‌‌‌ می‌کردند، بیگانه نیست.

از دیدگاه پلاموندون ،تجارت جهانی فی نفسه یک مشکل نیست اما مشکلات از وقتی شروع شد که ژان شاره و فیلیپ کوییار‌‌‌‌‌‌‌ جهانی‌سازی را به عنوان یک چوب جادویی و یک نوشدارو برای حل و فصل همه مشکلات معرفی کردند.

بازگشت به محصولات محلی

در طرحی که نامزد ریاست حزب کبکوا پیشنهاد کرده، اجرای برخی تدابیر و مقررات به منظور تضمین استقلال غذایی کبک و همچنین مطابق با آن چه که پیش از این ژان-فرانسوا لیزه رئیس پیشین حزب کبکوا پیشنهاد کرده بود، اتخاذ یک رویکرد ملی‌گرایانه مبتنی بر «محصولات کبکی بخرید»، پیش‌بینی شده است.

پیشنهاد پل سن-پییر-پلاموندون برای تحقق این هدف افزایش تخفیف بهای برق مصرفی گلخانه‌‌‌های استان کبک به منظور کمک به توسعه هر چه بیشتر آن‌ها است. مقابله با دلالان در بخش کشاورزی نیز از دیگر توصیه‌‌‌های پلاموندون در این زمینه است.

به گفته پلاموندون غالبا در پروژه‌‌‌های بزرگی مثل شبکه حمل و نقل سریع REM برای افکار عمومی جایگاه شرکت‌های خارجی امری اجتناب ناپذیر عنوان‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود اما Buy Quebec Act این اجازه را به مقامات استان‌‌‌‌‌‌‌ می‌دهد که طرحها و پروژه‌‌‌های بزرگی مثل شبکه حمل و نقل سریع REM را با محوریت محتوای کبکی به اجرا گذارند. پلاموندون تاکید کرد شرایط باید به گونه‌‌‌‌‌ای باشد که منافع کبک بر منافع و ملاحظات توافقات‌‌‌ بین‌المللی مقدم باشد.

جهانی سازی

صنعتی‌سازی مجدد

نامزد ریاست حزب کبکوا همچنین صنعتی‌سازی کبک را برای تضمین آینده و سلامت اقتصاد استان امری حیاتی‌‌‌‌‌‌‌ می‌داند. او معتقد است که استان کبک در برخی بخش‌های مهم مثل قطعات، لوازم حمل و نقل، مصالح ساخت‌وساز، ماشین آلات و انرژی‌‌‌‌‌‌‌ می‌تواند بار دیگر عملکردی رقابتی داشته باشد.

نهایتا این که پلاموندون خواستار آن است که برنامه‌‌‌‌‌ای که دولت پیشین کبک به نخست‌وزیر پولین ماروآ برای تقویت کارآیی شرکت‌های کوچک و متوسط به اجرا گذاشت، دوباره به اجرا گذاشته شود.

با این حال پلاموندون تاکید‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند که شرکت‌ها کوچک و متوسط کبکی نیز که از امتیازات این برنامه برخوردار‌‌‌‌‌‌‌ می‌شوند، باید صداقت و درستکاری خود را اثبات کنند. به گفته او لازم است که این شرکت‌ها در ازای کمک‌های مالی که از دولت استانی‌‌‌‌‌‌‌ می‌گیرند، به صراحت تعهد دهند که اعتبارات مالی خود را در بهشت‌های مالیاتی‌‌‌‌‌‌‌ سرمایه‌گذاری نخواهند کرد و علاوه بر این قول بدهند که برای یک دوره بیست و پنج ساله دفتر مرکزی خود را از استان بیرون نخواهند برد.

پلاموندون تصریح کرد: «این کار اجباری نیست بلکه این کارفرما است که باید مشخص کند که آیا خدمات و امتیازاتی که دریافت‌‌‌‌‌‌‌ می‌کند، به ماندن در کبک‌‌‌‌‌‌‌ می‌ارزد. من معتقدم که بررسی روسای شرکت‌ها در غالب موارد به اتخاذ یک تصمیم مثبت در این زمینه منجر خواهد شد.»

رئیس جدید حزب کبکوا نهم اکتبر تعیین خواهد شد. فدریک باستیان استاد تاریخ و نماینده منطقه سیلون گودرو و همچنین گی نانتل فکاهی نویس نیز در کنار پلاموندون برای رسیدن به ریاست این حزب تلاش خواهند کرد. در همین رابطه سه مناظره روزهای ۲۶ اوت، ۸ سپتامبر و ۲۲ سپتامبر برگزار خواهد شد.

منابع: سایت خبری لوسولی و در مطلب از سایت نشریه لودووار

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

کانون معلمان انتاریو

فراخوان دعوت به همکاری معلمان بازنشسته در انتاریو

در بحبوحه همه‌گیری کووید۱۹، بخش آموزش انتاریو با کمبود معلم روبرو است. به همین علت کانون معلمان انتاریو با ارسال رایانامه‌ای برای همه اعضای بازنشسته خود از آن‌ها خواست در صورت امکان و تمایل، فعالیت‌های خود را از سربگیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *