قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / تلما یعنی آرزو؛ یک کافه کوچک و یک موفقیت بزرگ
کافه تلما

تلما یعنی آرزو؛ یک کافه کوچک و یک موفقیت بزرگ

نویده احمدی|

شاید برای شما عجیب باشد اما واقعیت دارد: مهاجران ساکن ایران، بعد از چهل سال سرانجام مجوز گرفته‌اند کسب و کار خود، مثلا یک کافه‌ی کوچک را، راه‌اندازی کنند. یکی از این کسب وکارهای تازه‌پا «کافه تلما» است که یک سال پیش توسط فاطمه جعفری و حامد آذر گشایش یافت. این دو جوان سختی‌های زیادی را به جان خریدند تا توانستند مجوز بگیرند.

طبق قوانین موجود ایران اتباع خارجی حق اجازه کسب‌وکار ندارند. گرچه بسیاری از افغان‌های ساکن ایران بویژه در ۱۰ سال گذشته کسب وکارهایی را راه اندازی کرده‌اند اما این کسب وکارها معمولا به اسم یک دوست و یا آشنای ایرانی ثبت شده است. نتیجه این وضعیت محروم شدن نظام اقتصادی ایران از توانمندی‌های مدیریتی مهاجران است. واقعیت دیگر این است که وقتی جونان نسل دوم مهاجران افغان در ایران حتی حق راه اندازی یک کافه یا یک  کتاب فروشی نداشته باشند در نتیجه بخش بزرگی از ثروت عظیمی که میلیون‌ها مهاجر افغان در ایران تولید می‌کنند به جای سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال در ایران به خارج از کشور سرازیر می‌شود.

والدین ما ما به‌قدری تحت‌فشار زندگی در مهاجرت بوده‌اند که فقط می‌توانستند به حداقل‌ها فکر ‌کنند و برای همین درگذشته کسی وارد این حوزه‌ها نمی‌شد و حالا نسل سوم مهاجرین ساختارشکنی می‌کنند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

کافه تلما وضع را تغییر داده است. راه اندازی این کافه باعث شد که جامعه مهاجر در کنار هم جمع شوند و فضای صمیمی و خودمانی را تجربه کنند. خبر شروع کار کافه تلما بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های داخلی و خارجی داشت و خود نشان از آن دارد که وضعیت مهاجران در حال بهبود است.

 

محمد عرفان عظیمی یکی از مشتری‌های پروپاقرص کافه تلما است. او در قم زندگی می‌کند اما هرگاه که به تهران می‌آید سری به کافه تلما می‌زند. او می‌گوید: «ما مهاجران افغان در ایران محدودیت‌های زیادی داریم که جلوی پیشرفت ما را می‌گیرد اما وضعیت مهاجرین نسبت به گذشته بسیار بهتر شده است. والدین ما ما به‌قدری تحت‌فشار زندگی در مهاجرت بوده‌اند که فقط می‌توانستند به حداقل‌ها فکر ‌کنند و برای همین درگذشته کسی وارد این حوزه‌ها نمی‌شد و حالا نسل سوم مهاجرین ساختارشکنی می‌کنند.»

 فعالیت کافه تلما حس مثبتی به جوانانی که در آن کار می‌کنند می‌دهد.

Aviron

 

زهرا جعفری از اینکه مهاجرین افغان مکانی دارند که می‌توانند ساعت‌های خوشی را درکنار هم گپ بزنند، بسیار خوشحال است و می‌گوید:

«من از زمانی که کافه تلما افتتاح شد واقعاً به آینده مهاجرین امیدوار شدم. این برای ما مهاجرین موفقیت بسیار بزرگی است. با اینکه بعد از چهل سال این اتفاق افتاد اما بازهم جای امیدواری دارد. یکی از اهداف باز شدن این کافه نه گفتن به تبعیض است. راه افتادن کافه تلما این پیام را می‌رساند که ما همه مثل هم هستیم اما باز هم نسبت به افغان‌ها تبعیض فراوانی از سوی مردم ایران وجود دارد. بسیاری از جوانان هستند که علاقه دارند کار نویی را انجام دهند اما همین جمله که «تو افغانی هستی و نمی‌توانی هر کاری را انجام بدهی» باعث می‌شود که آن‌ها دست از تلاش بردارند. من زمان انتخاب رشته در دبیرستان می‌خواستم به هنرستان بروم اما در آن زمان، یعنی همین چند سال پیش، افغان‌ها اصلا اجازه رفتن به دبیرستان را نداشتند. طی سال‌های گذشته بسیاری از دانش‌آموزان دوندگی کردند و به ادارات مختلف رفتند تا در نهایت توافق شد این تغییر را ایجادکنند و درهای دبیرستان و هنرستان‌ها را برای خود باز کنند.»

یکی از این کسب وکارهای تازه‌پا «کافه تلما» است که یک سال پیش توسط فاطمه جعفری و حامد آذر گشایش یافت. این دو جوان سختی‌های زیادی را به جان خریدند تا توانستند مجوز بگیرند.

بیشتر بخوانید:

زهرا جعفری ادامه می‌دهد: «به نظرم مهم است حالا که ما مهاجران اجازه داریم کسب وکار خود را راه‌اندازی کنیم جامعه مهاجر خودمان هم از کار ما حمایت کند. الان این حمایت هست ولی می‌تواند خیلی بیشتر باشد.  به نظرم  قشر مهاجرین باید خیلی بیشتر از این پشتیبان‌ هم باشند.»

واقعیت دیگر این است که وقتی جونان نسل دوم مهاجران افغان در ایران حتی حق راه اندازی یک کافه یا یک  کتاب فروشی نداشته باشند در نتیجه بخش بزرگی از ثروت عظیمی که میلیون‌ها مهاجر افغان در ایران تولید می‌کنند به جای سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال در ایران به خارج از کشور سرازیر می‌شود.

مهدی واحدی در کنار دوستانش مشغول خوردن قهوه است؛ او درباره باز شدن اولین کافه افغان‌ها می‌گوید: «قوانین برای مهاجرین دست و پاگیر هستند و باعث می‌شود که آنها کم‌تر به فکر کارهایی مثل باز کردن کافه باشند. ما مهاجران زیادی داریم که در حوزه فرهنگی فعال هستند اما برای کسب معیشت کارگری می‌کنند. حتی آقای محمدکاظم کاظمی شاعر معروف مهاجر افغان می‌گوید زمانی که به اداره اتباع می‌رویم شغل خود را کارگر می‌گویم و نمی‌گویم که شاعر هستم و این خیلی دردناک است.»

کافه تلما

وحید نظری فعال حوزه‌ای مهاجرین است که ده سال به‌صورت جدی برای مردم مهاجر ‌کارکرده است. او می‌گوید:

«فعالیت کافه تلما حس مثبتی به جوانانی که در آن کار می‌کنند می‌دهد. مثلاً همین هزینه‌هایی که مشتری‌ها برای کافه رفتن می‌پردازند؛ چه‌بهتر این هزینه در کافه‌ای که مهاجرین راه انداخته‌اند صرف شود. این موضوع می‌تواند به اقتصاد مهاجرین کمک کند که نقطه قوت خیلی خوبی است. نکته مثبت کافه تلما وجود فضای صمیمی و جو دوستانه است. روزهای جمعه در این کافه جلسه می‌گذارند. کافه تلما باعث آشنایی جوانان مهاجر زیادی شده است و یک پاتوق فرهنگی است. امیدوارم روزی برسد که ازاین‌دست کافه‌ها زیاد شود. ما هرچقدر در ایران زندگی کنیم و در جاهایی باشیم که دوستان ایرانی هستند، احساس هم ذات پنداری کم‌تری نسبت به‌جاهایی که همشهری‌های ما هستند داریم.

مهم است حالا که ما مهاجران اجازه داریم کسب وکار خود را راه‌اندازی کنیم جامعه مهاجر خودمان هم از کار ما حمایت کند. الان این حمایت هست ولی می‌تواند خیلی بیشتر باشد.  به نظرم  قشر مهاجرین باید خیلی بیشتر از این پشتیبان‌ هم باشند

بسیاری از جوانان می‌خواستند کاری انجام دهند اما محدودیت‌‌های قانونی که برای مهاجرین وجود دارد باعث می‌شود که آن‌ها ناامید شوند. جامعه ما به جوانانی نیاز داشت که اولین قدم را بردارند که این اتفاق افتاد و باعث شد یک جریانی رخ دهد. بعد از تلما کافه‌های دیگر شروع به کارکردند که از جمله آن‌ها کابور و خانه کابل هستند. این جریان قطعاً باعث کسب‌وکارهای زیادی می‌شود که توسط خود مهاجرین اداره می‌شود. ایرانی‌ها افغان‌ها را با نگاه منفی و کلیشه‌ای که رسانه‌ها ساختند می‌بینند و باز شدن این کافه نگاه جامعه ایران را نسبت به جامعه مهاجر افغان تغییر می‌دهد و این‌یک کار مثبت است. این کار حق ما است و باید انجام می‌شد. من زمانی که کودک بودم به دلیل افغان بودنم بسیار مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتم و شرایط مهاجران واقعاً سخت بود اما با گذشت زمان اوضاع خیلی بهتر شده است و ما به این نقطه رسیدیم. البته که کافی نیست و نیاز به مبارزه جمعی داریم تا بتوانیم حق‌وحقوق خود را به دست آوریم.»

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

فاطمه میرزایی

برای من نقاشی مراقبه است؛ فاطمه میرزایی هنرمند جوان مهاجر در گفت‌وگو با هفته

او یکی از معدود کودکان مهاجر است که توانسته خودش را وقف فعالیت‌های هنری‌اش کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *