قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / باهمستان افغان و ایرانی در کانادا / اخبار مونترال / سمرا حبیب برنده‌ی رقابت کانادا می‌ خواند ۲۰۲۰ شد
سامرا حبیب

سمرا حبیب برنده‌ی رقابت کانادا می‌ خواند ۲۰۲۰ شد

فرشید سادات شریفی و عباس محرابیان |

بزم کتاب کانادا پنج نویسنده را گرامی داشت و رأی برتر را به سمرا حبیب داد

گزارش تفصیلی و روزبه‌روز رخداد کتاب (Canada Reads): قسمت چهارم: روز پایانی

اشاره: در برنامهٔ مشهور «کانادا می‌خواند» که شبکهٔ تلویزیونی سی‌بی‌سی هر سال برگزار می‌کند، امسال پنج اثر بسیار برجسته و متفاوت حضور داشتند که هریک طرفداران خاص و پروپاقرص خود را داشت. و همچون همیشه پنج شخصیت مشهور کانادایی هر یک کتابی را انتخاب و به بینندگان معرفی می‌کردند. امروز و در دور نهایی، با رأی‌گیری پانلیست‌ها، تک‌نگاری سمرا حبیب به‌عنوان کتاب برتر سال انتخاب شد. برنامهٔ امسال در حالی با اجرای علی حسن اجرا شد که زیر سایهٔ پاندمی بدون حضور تماشاچی برگزار شد؛ دو نفر از پنج مدافع کتاب‌ها نیز حضور فیزیکی نداشتند و با اینترنت به جمع پیوستند. در ادامه با گزارش روز پایانی در خدمت شما خوانندگان گران‌قدر هستیم.

اگر قسمت‌های اول تا سوم این گزارش را نخوانده‌اید توصیه می‌کنیم ابتدا آن را از اینجا بخوانید:

الف) پیش‌گفتار

در قسمت پیشین دیدیم گزارش شرح دادیم که در روز سوم (۲۲ ژوئیه ۲۰۲۰)، پرسش‌ها و تحلیل‌ها عمیق‌تر، منطقی‌تر و متن‌محورتر شده بود و این روند در روز چهارم هم ادامه یافت. در کل برنامه در سه بخش زیر پیش رفت به شرحی که در ادامه می‌آید:

ب) مرور مجدد (پاسخ دوباره مجدد به این سؤال که چرا این فهرست را هر کانادایی باید بخواند؟)

کانادا می خواند روز سوم

پیش از تحلیل کتاب‌های رسیده به کارزار آخر، از مدافعان کتاب‌های پیش‌تر حذف‌شده خواسته شد که مجدداً و به‌طور خلاصه به این پرسش پاسخ توضیح دهند که چرا کتابشان در حدی است که خواندنش کتابشان «را برای هر کانادایی ضروری می‌دانند. تلقی می‌شود»؟

۱. آلینا فندر (Alayna Fender)، که کتاب موردعلاقه‌اش، «شکار حیوانات کوچک در باشگاه شکار شلوغ» (Small Game Hunting at the Local Coward Gun Club) از مگان گِیل کُلز (Megan Gail Coles)، دیروز در رقابتی تنگاتنگ حذف شد‍، پیش از دیگران برای پاسخ به این مبحث دعوت شد و گفت: «این اثر پایانی غیرآرام‌بخش تکان‌دهنده و صریح اما به همان اندازه درخشان دارد؛ ممکن است با خواندنش گریه کنید و بگویید تاریک است، اما هم‌زمان تحسین خواهید کرد که چطور نویسنده به هوش و توانایی تفکر انتقادی خوانندگانش مخاطبان خود اعتقاد راسخ دارد و شما را در خواندن، همراهی و تغییر توانا می‌بیند. با وجودی که از برخی جهات خواندن این کتاب ناراحت‌کننده است، حاوی درسی است که به آموختنش می‌ارزد. گرچه صحبت‌های آیریس ظاهراً فقط دربارهٔ خود مورد او است،. اما درواقع راجع به همهٔ ماست و اینکه چرا هیچ زنی هرگز سزاوار نیست در چنین موقعیتی قرار بگیرد. همه باید این کتاب را بخوانند زیرا، در پایان، این تک‌تک ما هستیم که باید از خودمان و بقیه مراقبت کنیم.»

Aviron

 

۲. سپس نوبت به جورج کانیون (George Canyon) نوازندهٔ مطرح سبک کانتری رسید که از ضرورت همه‌خوانی کتاب «از دلِ خاکستر» (From the Ashes) نوشتهٔ جسی ثِسال (Jesse Thistle) چنین بگوید: «من کم‌وبیش زیاد کتاب می‌خوانم و هرگز کتابی به این حد عمیق و ملموس و درگیرکننده نخوانده بودم؛ از دنیایی تا این حد ناشناخته اما تا این حد شفاف. بازهم مثل روز نخست تأکید می‌کنم که نویسنده، با سبک نوشتاری خود، توانست همدردی و همدلی عمیق و البته به‌دوراز ترحم مرا طوری برانگیزد که گویی که ما به‌عنوان بهترین دوست کنار هم نشسته‌ایم، قهوه می‌خوریم و از کتابی سراسر مربوط به عشق، رستگاری و آشتی حرف می‌زنیم. تمام فراز و نشیب‌هایی که جسی در زندگی خود از آن‌ها گذشته و به اینجا رسیده، چیزهای زیادی راجع به خودم و همدلی که فکر می‌کردم دارم، اما کم داشتم، به من آموخت. پس فکر می‌کنم این همان کتابی است که، واقعاً، همه باید آن را بخوانند. و یکی از بهترین آثار برای تحقق شعار امسال برنامه است: «متمرکز کردن کانادا بر یک کتاب.» من همه را تشویق می‌کنم که بخوانندش چون ارزشش را دارد.»

۳. در گام سوم از آکیل آگوستین (Akil Augustine) خواسته شد که کتاب محبوب و حذف‌شده‌اش «رادیکال‌شده» (Radicalized) نوشتهٔ کُری داکترُو (Cory Doctorow) را دوباره از زاویهٔ این پرسش بررسد. او گفت: «شما باید این مجموعه‌داستان را بخوانید زیرا همین اخیراً، در کانادا، یک مرد جوان که در حومهٔ میسیساگا زندگی می‌کرد دچار بحران سلامت روانی شد و با شش گلولهٔ پلیس از پا درآمد. بنابراین وقتی این کتاب از کنترل پلیس صحبت می‌کند، در مورد تأمین بودجه برای کمک به افراد مبتلا به اختلالات روانی، خشونت خانگی و سوءاستفاده صحبت می‌کند؛ که کمک کند مردم آسیب‌دیده به دست پلیس کشته نشوند. برادران و خواهران بومی ما، شهروندان بی‌گناه، مبتلایان روانی با مشکلات بهداشت روان و امثالشان در حال مرگ هستند. بنابراین نوشتن در باب اقلیت کمک می‌کند دست‌کم فرزندان ما بتوانند دنیا را کمی بهتر کنند.

این کتاب سختی است و ناتوانی ما در صحبت در مورد آن حتی در همین‌جا—در این رقابت امسال—هم آشکار شده است. اما من فکر می‌کنم ما واقعاً باید در مورد آن صحبت کنیم زیرا تک‌تک جنبش‌های برابریخواه (از مطالبهٔ حقوق افراد LGBTQ گرفته تا بومیان و هر اقلیت دیگری) در این کتاب مهم و محترم‌اند. بگذاریم به‌جای چسبیدن به کف خواسته‌ها، سقف مطالبات را با کمک چنین آثاری بالا ببریم.»

پ) چالش بر سر ضعف و قوت‌های دو گزینهٔ نهایی

در بیان و تحلیل ضعف و قوت‌های دو نامزد نهایی، درست همانند روز سوم سؤالاتی عمیق، دقیق و نقادانه وجود داشت. اما پیش‌ازاین سؤالات، هر دو مدافع فرصت داشتند نکته‌ای طلایی بگویند که به نظرشان کتاب مورد دفاعشان را شایستهٔ برنده شدن می‌کند.

آماندا بروگل (Amanda Brugel)، هنرپیشهٔ کانادایی، به غریب بودن موضوع کتاب «ما همیشه اینجا بوده‌ایم» (We Have Always Been Here) نوشتهٔ نویسندهٔ کانادایی پاکستانی‌تبار به نام سَمرا حبیب (Samra Habib) پرداخت و گفت: «نه‌تنها ما کانادایی‌ها از مسلمانان اقلیت جنسی چیزی نمی‌دانیم (و من هم تا پیش از این رقابت کاملاً با آن بیگانه بودم)، بلکه اسلوب نگارش پیشرفته و یکدست و یکپارچه‌اش شایستهٔ خوانده‌شدن است.»

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

و به دیگر سو، گانادیو هورن (Kaniehtiio Horn) که خود نیز اصالتاً از موهاک‌ها (از جمله اقوام و مردمان بومی کانادا) است چنین از کتابش دفاع کرد: «کتاب «پسر تریکستر» (Son of a Trickster) نوشتهٔ ایدن رابیسنون (Eden Robinson) به دلایل متعدد شایستهٔ برگزیده شدن است. نه‌تنها تاکنون هیچ نویسندهٔ بومی برندهٔ این رقابت نشده است، بلکه همه‌خوان‌شدن این کتاب مقدمه‌ای است برای آشنایی همه با روش سنتی داستان‌پردازی ما بومیان و نیز با سبکی که ما خود و جایگاه خود را در جهان تعریف می‌کنیم. تا همین اواخر، ما مجبور بودیم به گفتن مخفیانهٔ این داستان اکتفا کنیم، اما اکنون می‌توانیم آن‌ها را با جهان به اشتراک بگذاریم. این مصداق همان موضوعی است که، مطابق شعار امسال برنامه، می‌تواند «در کانون توجه کانادا» باشد.»

پس از این دفاعیات جذاب، نوبت به سؤالات فنی دربارهٔ مقایسهٔ دو اثر رسید و پرسش‌های زیر درافکنده شد و جالب آن بود که جواب‌های عمیق و منصفانهٔ پانلیست‌ها، بیش از آنکه بر برتری یک اثر بر دیگری پافشاری کند، موفقیت هر یک را در دو شیوهٔ متفاوت و مؤثر داستان‌پردازی نشان داد:

۱. توفیق در شخصیت‌پردازی از دل آشفتگی: به دیگر بیان، کدام اثر توانسته به شیوه‌ای ظریف‌تر در مورد «بشریت» انسان شخصیت‌پردازی کند؟

در پاسخ به این پرسش، یکایک حاضران از یک‌سو تصویر عمیق و غیرکلیشه‌ای و صمیمی در زندگی‌نگاری سمرا حبیب را ستودند و از دیگر سو تلاش عمیق و طولانی و هشت‌سالهٔ ایدن رابینسون را در امر دشوار و گستردهٔ ساختن یک شخصیت داستانی ستودند و وزن بیشتری به دومی دادند.

۲. یکپارچگی و زیبایی کتاب به‌عنوان یک اثر هنری: علی حسن، مجری برنامه، این عنوان نسبتاً پیچیده را چنین بازگشود و ساده کرد: «بیایید در باب هنر و صناعت داستان‌پردازی صحبت کنیم. یک خاطرهٔ سرراست با نظم زمانی مشخص برای شما قصه‌پردازی موفق‌تر و درگیرسازتری به دست داد یا رمانی مبتنی بر رئالیسم جادویی که داستان‌پردازی آن خطی نیست؟ کدام جذاب‌تر بود؟»

و بازهم تقریباً تمام پانلیست‌ها بر این نظر بودند که هر یک از این دو شیوه ظرفیت‌ها و مخاطبان خود را دارد. به نظر نگارنده، بهترین جمع‌بندی از آلینا فندر بود که گفت: «از نظر هنر شخصیت‌پردازی من بیشتر با اثر ایدن درگیر بودم و فکر می‌کنم شخصیت‌ها به‌خوبی پرداخته شده بودند. اما از آن‌سو احساسات درجه‌یک سمرا و بیان عمیقش هم ما را با فراز و نشیب احساس او همراه می‌کرد، گرچه پرداخت دیگر شخصیت‌ها در پرتو حضور محوری خودش کم‌رنگ شده بود.»

ت) مشخص‌شدن برندهٔ نهایی و صحبت تلفنی با او

طبیعی است که با این نگاه همه‌جانبه و نقاط قوتی که برای هر دو اثر شمرده شد، کار برای بینندهٔ برنامهٔ زنده دشوار بود تا بتواند حدسی قطعی بزند؛ اما پس از دقایق رأی‌گیری، نتیجه بسیار جالب و بازهم تکان‌دهنده بود: علی حسن مجری برنامه تأکید کرد که این لحظه‌ای تاریخی است که یک نویسندهٔ زن به کوشش یک مدافع زن برندهٔ «کانادا می‌خواند» شده است و او کسی نیست جز سمرا حبیب که در رقابت امسال، به‌واسطهٔ زندگی‌نگاشت خود با نام «ما همیشه اینجا بوده‌ایم: خاطرات یک کوئیر» به‌عنوان نویسندهٔ برتر شناخته شده، زیرا امروز در چهارمین و آخرین روز از آیین «کانادا می‌ خواند»، او توانست ۴ رأی از ۵ رأی را از آن خود کند و بر کرسی برنده بنشیند.»

در همین لحظه و درست زمانی که آماندا بروگل مدافع این کتاب مشغول ابراز احساسات و افتخار به سمرا و کتابش بود، تهیه‌کنندگان برنامه این نویسندهٔ برنده را از طریق تماس تلفنی روی خط آوردند و او با صدایی لرزان چنین گفت: «من در شوک هستم؛ من واقعاً شوک‌زده هستم.» و آماندا به کمکش آمد که: «خب، تو نباید در شوک باشی. من بسیار از تو سپاسگزارم. روز اول به من گفتی نگران هستی که کسی میلی به خواندن این کتاب نداشته باشد. حالا من به تو اطمینان می‌دهم که تقریباً همهٔ کانادایی‌های اهل کتاب آن را می‌خوانند. من به تو فوق‌العاده افتخار می‌کنم و صمیمانه می‌خواهم که بازهم بنویسی.»

کانادا می خواند روز سوم فینالیست ها

ث) سخن پایانی

به‌این‌ترتیب و برای نوزدهمین سال پیاپی، بزم کتاب کانادا، بی‌آنکه جایزه‌ای مادی و مستقیم به شرکت‌کنندگان و برنده‌اش بدهد، از یک لیست پانزده‌کتابه آغاز شد و به پنج نامزد نهایی رسید تا بحث در باب آن‌ها بر توجه کانادا به کتاب‌خوانی اثری مثبت بگذارد و فروش هر یک را چند ده‌هزار نسخه افزایش دهد.

چنین حضور و سرمایه‌گذاری رادیوتلویزیون سراسری بر کتاب و کتاب‌خوانی تجربه‌ای است که ما ایرانیان مهاجر تنها پس از کوچیدن به این سرزمین تازه تجربه‌اش کردیم؛ تجربه‌ای مملو از شگفتی، لذت و حسرت.

برای پیگیری این رخداد به‌صورت زنده اینجا کلیک کنید.

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

پادکست شماره دو چکاوک هفته

زنان مهاجر، پادکست شماره ۲ چکاوک هفته

دومین پادکست مجله هفته، «مجله شنیداری چکاوک هفته» به میزبانی مریم ایرانی منتشر شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *