قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / باهمستان افغان و ایرانی در کانادا / اخبار مونترال / فینالیست‌ ها مشخص‌ شدند؛ گزارش روز سوم رقابت‌ های “کانادا می‌ خواند”
کانادا می خواند روز سوم فینالیست ها

فینالیست‌ ها مشخص‌ شدند؛ گزارش روز سوم رقابت‌ های “کانادا می‌ خواند”

فرشید سادات شریفی و عباس محرابیان |

اشاره: در برنامهٔ مشهور «کانادا می‌خواند» که شبکهٔ تلویزیونی سی‌بی‌سی هر سال برگزار می‌کند، پنج شخصیت برجستهٔ کانادایی هر یک کتابی را انتخاب و به بینندگان معرفی می‌کنند. درنهایت، با رأی‌گیری پانلیست‌ها، یکی از کتاب‌ها به‌عنوان کتاب برتر سال انتخاب می‌شود. برنامهٔ امسال در حالی با اجرای علی حسن آغاز شد که زیر سایهٔ پاندمی بدون حضور تماشاچی برگزار شد. دو نفر از پنج مدافع کتاب‌ها نیز حضور فیزیکی نداشتند و با اینترنت به جمع پیوستند. در ادامه با گزارش روز سوم در خدمت خوانندگان هستیم.

اگر قسمت‌های قبل این گزارش را نخوانده‌اید، توصیه می‌کنیم ابتدا قسمت اول را اینجا و دومین قسمت را از اینجا بخوانید.

الف) پیش از شروع

روز دوم برنامه، ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۰، همان‌طور که گزارش شد، به‌شدت پرتنش بود و بلافاصله پس از پایان برنامه سیل نقدها در فضای مجازی شروع شد. نقدها سه محور عمده داشت: نقد هم‌داستانی پیوستهٔ پانلیست‌های زن در قطع‌کردن مدام صحبت آکیل آگوستین (Akil Augustine)، نقد ترکیب «سیاه‌نمایی افراطی» («تراما پورن») که گانادیو هورن (Kaniehtiio Horn) در جهت حذف زودهنگام کتاب «از دل خاکستر» آن را به کار برده بود و نیز شائبهٔ جنسیتی بودن رأی داوران زن در حذف این کتاب.

این حاشیه‌ها اما به دو شکل کنترل شد تا برنامهٔ روز سوم سیمایی عمیق‌تر، منطقی‌تر و متن‌محورتر داشته باشد: اولاً و از یک‌سو چنان‌که در ادامه خواهیم دید سؤالاتی که از پانلیست‌ها پرسیده شد ادبی‌تر و مرتبط با متن بود و از سوی دیگر واکنش زیبا و حساب‌شدهٔ جسی ثِسال (Jesse Thistle) دربارهٔ حذف جنجال‌آفرین کتابش بسیار بالغانه، حرفه‌ای و بردبارانه بود.

Aviron

 

جسی ثِسال ابتدا در توییتی با اظهار ناراحتی از حذف کتابش و آرزوی موفقیت برای نویسندهٔ کانادایی پاکستانی‌تبار، سَمرا حبیب (Samra Habib)، واکنشی قابل پیش‌بینی نشان داد؛ اما کمی بعد، در توییت دوم خود، ضمن بیان کنایی دلخوری‌هایش، به ظرفیت نهفته در «کانادا می‌خواند» اشاره و طرفداران ملتهبش را تا حد زیادی آرام کرد. او نوشت: «در ضمن اجرای برنامهٔ «کانادا می‌خواند» این تاریخ است که شکل می‌گیرد. [برای اولین‌بار] یک زن از کتاب یک زن دفاع می‌کند و [به احتمال خیلی زیاد هم] برنده خواهد شد. من در مورد دوستان دیگر چیزی نمی‌دانم، اما من بیش از همه از این خروج خوشحالم. بگذاریم آن‌ها ادامه دهند و این اتفاق را به واقعیت تبدیل کنند. رأی من به سمرا و آماندا است. کانادا نیاز دارد دربارهٔ مسلمانان کوئیر بداند، زیرا ما چیزی در این مورد نمی‌دانیم.»

ب) واکاوی: خلاصه‌ای از صحبت‌های مطرح‌شده تا پیش از رأی‌گیری

چنانکه پیش‌تر اشاره شد، در روز سوم، پرسش‌ها بیشتر متن‌محور و فنی بودند و حضور کتاب‌های کمتر نیز مجالی کافی و وافی برای تعمق در این محورها فراهم می‌کرد.

۱. پرسش نخست به «صحنه‌پردازی» (استفادهٔ مناسب از عناصر زمان و مکان و میزان توفیق نویسنده در قراردادن مخاطب در دل «صحنه» بازمی‌گشت.

در پاسخ، جورج کانیون (George Canyon)، نوازندهٔ مطرح سبک کانتری کانادا، گفت که کتاب «ما همیشه اینجا بوده‌ایم» (We Have Always Been Here) را موفق‌تر از همه می‌داند و چنین استدلال کرد: «من به بسیاری از کشورهای جهان رفته‌ام، اما هرگز نتوانستم به پاکستان بروم. این کتاب باعث شد خودم را در آن منطقه حس کنم. وقتی کتاب را می‌خواندم می‌توانستم بعینه در صحنه حاضر باشم و احساس می‌کردم که زمان و مکان را هم‌راه با نویسنده تجربه کرده‌ام.» 

این جمله از سوی دیگر توسط آماندا بروگل (Amanda Brugel‌)، هنرپیشهٔ کانادایی، چنین تکمیل شد: «آشنایان و بستگانی در پاکستان دارم اما خودم هرگز آنجا نبوده‌ام؛ اما سمرا توانست همه‌چیز را به طور عینی و زنده برایم ترسیم کند: از بوها تا احساس‌ها و حتی درجه‌حرارت. حتی در باب تورنتو که بسیاری از کتاب در آن می‌گذرد. و البته این هنر نویسنده فقط دربارهٔ تورنتو صادق نیست. او ما را با همین موفقیت به ژاپن و ترکیه هم می‌برد و در هر شهر، نحوهٔ توصیف او، کیفیتی که او در آنجا احساس کرده است، ساختمان‌ها، ریتم شهر، سادگی شهر، منظم بودن شهر و دیگر جزئیات را برای ما دسترس‌پذیر کرده.»

۲. موضوع نقادانهٔ دوم به عنصر داستانی «شخصیت‌پردازی» برمی‌گشت و اینکه چگونه شخصیت‌های پیروز بر دشواری‌های عمیق و عجیب این کتاب توانسته‌اند خط‌سیری منطقی و باورپذیر داشته باشند و تا پایان در ذهن و ضمیر داوران حک شده و پررنگ باقی بمانند.

این بخش پرچالش‌ترین و کم‌توافق‌ترین بخش روز سوم بود و آراء پنج داور کاملاً متفاوت بود: گانادیو هورن بده‌بستان هماهنگ شخصیت‌ها در «پسر تریکستر» را بسیار ماندگار توصیف کرد؛ جورج کانیون از تأثیر عمیق نوشتهٔ سمرا حبیب بر خویش گفت و، در کمال ناباوری، آماندا بروگل کتاب دیگری را به زندگی‌نگاری محبوبش ترجیح داد و از اهمیت و ماندگاری شخصیت‌پردازی در «شکار حیوانات کوچک در باشگاه شکار شلوغ» (Small Game Hunting at the Local Coward Gun Club) از مگان گِیل کُلز (Megan Gail Coles) سخن به میان آورد. نهایتاً، آکیل آگوستین به ترجیح شخصی‌اش بر مهم‌تر دانستن زندگی‌نامه نسبت به داستان بسنده کرد و، به طور تلویحی، اعتبار بیشتر را با دلیلی متفاوت به اثر سمرا حبیب داد.

۳. پرسش سوم در حقیقت تکمیل سرفصل دوم بود و به نقش امید و امیدبخشی به خواننده در پایان خوانش آثار می‌پرداخت.

این بحث جذاب باعث شد برای اولین بار طی این رقابت آکیل و آلینا فندر (Alayna Fender) در کنار هم قرار بگیرند و هر یک به سبک خود از کارکرد مثبت فقدان امید در «شکار حیوانات کوچک» بگویند.

آکیل آگوستین گفت: «من از امید متنفرم. امید یک ایدهٔ مسخره است. من به امید اعتقاد ندارم، امید شما را آزار می‌دهد. بنابراین قصد دارم در مورد تاب‌آوری صحبت کنم. من امید را دوست ندارم. فکر می‌کنم وقت تلف کردن است. «شکار حیوانات کوچک» کتاب به‌دردبخوری است که، به جای امید، به شما انعطاف‌پذیری یاد می‌دهد.»

سپس آلینا فندر افزود: «این [تاب‌آوری] مهم‌ترین چیزی است که ما به آن نیاز داریم و همان چیزی است که دنبالش هستیم. پایان این کتاب جایی نیست که بتوانید احساس امیدواری کنید. پایان این کتاب تکان‌دهنده است! و فکر می‌کنم وقتی کتابی داریم که با امید به پایان برسد، با پایان خوشی به پایان می‌رسد، ما، به عنوان خواننده، می‌توانیم از آن‌جا دور شویم و احساس کنیم که وظیفهٔ مهمی بر دوش ما نمانده و دیگر نیازی به کار دیگری نیست. در حالی که با خواندن این اثر می‌فهمیم باری بر دوش ما باقی‌مانده است. ما باید به عنوان یک مخاطب بفهمیم، به عنوان یک جامعه، که هیچ‌چیز در جامعه نسبت به این کتاب تغییر نکرده است. این شخصیت‌ها نه سیستم‌های موجود را تغییر داده‌اند و نه تغییر کرده‌اند. و به همین دلیل است که ما درمی‌یابیم هنوز کارهایی وجود دارد که باید انجام شود. به این ترتیب، نداشتن امید الهام‌بخش تغییر است.»

اما در سوی دیگر صحنه، سه داور دیگر به ستایش نور امید در کتاب‌های مدنظر خود پرداختند و هر دویشان کتاب‌هایی که بعدتر فینالیست شدند، یعنی تک‌نگاری سمرا حبیب و «پسر تریکستر» یا «پسر شیاد» نوشتهٔ ایدن رابیسنون (Eden Robinson)، را دارای بهره‌ای کافی و بدون اغراق از نور امید دانستند و هر دو کتاب را از جهت امیدافزایی و الهام‌بخشی ستودند.

کانادا می خواند روز سوم

پ ) نتیجهٔ روز سوم: دو کتاب کاملاً متفاوت به روز نهایی رسیدند

سوای نتیجه‌ای که در پایان حاصل شد و در ادامه به آن خواهم پرداخت، شکل ورود تک‌تک حاضران به جوانب فنی و نقادانهٔ اثر، که نتیجهٔ سؤالات خوب و حساب‌شدهٔ گردانندگان برنامه و خوانش عمیق پانلیست‌ها بود، بیش از هر چیز برای نگارنده در جایگاه دانشجو و مدرس نقد ادبی بسیار درس‌آموز و الهام‌بخش بود و برای کسانی که به دنبال عمیق‌خوانی یک اثر هستند نیز بسیار مفید است.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

پس از تمامی این فراز و نشیب‌ها، نهایتاً زمان رأی‌گیری رسید و به‌جز آلینا فندر (Alayna Fender) که طبعاً نه می‌توانست و نه می‌خواست شیفتگی‌اش به «شکار حیوانات کوچک» را کنار بگذارد، بقیه یک‌سَره و یک‌دِله به حذف این کتاب رأی دادند تا درنهایت «پسر تریکستر» یا «پسر شیاد»، اثری فراواقع‌گرا و آمیزهٔ واقعیت با باورهای جادویی بومیان کانادا، پس از نقدهای متعدد و با قامتی لرزان، در کنار کتاب بی‌مخالف سمرا حبیب یعنی «ما همیشه اینجا بوده‌ایم» به روز پایانی بروند.

فردا در قسمت چهارم و پایانی این گزارش با شما خواهیم بود تا ببینیم نبرد فینالیست‌ها در روز آخر چگونه رقم می‌خورد؟ آیا بختْ یارِ زندگی‌نگاریِ تحسین‌شدهٔ سمرا حبیب خواهد بود یا شگفتی دیگری رقم می‌خورد و کتابی خوب با مدافعی کم‌وبیش ناآماده برندهٔ این رقابت می‌شود؟

برای پیگیری این رخداد به‌صورت زنده اینجا کلیک کنید.

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

جسی ثسال

پرفروش‌ترین کتاب سال کانادا: از دل خاکستر، اثر جسی ثسال

کتاب «از دل خاکستر» خاطره‌نگاری‌ای است که گرچه به نثر نوشته شده، اما چینش کلمات و صمیمیت روایت (هرچند حاکی از موقعیت‌های عریان و سهمگین‌اند)، گاهی به قطعات شاعرانه پهلو می‌زند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *