قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / باهمستان افغان و ایرانی در کانادا / اخبار مونترال / مردانِ نویسنده حذف شدند؛ گزارش روز دوم رقابت‌های «کانادا می خواند»
کانادا می خواند روز دوم

مردانِ نویسنده حذف شدند؛ گزارش روز دوم رقابت‌های «کانادا می خواند»

فرشید سادات شریفی و عباس محرابیان |

اشاره: در برنامهٔ مشهور «کانادا می‌خواند» که شبکهٔ تلویزیونی سی‌بی‌سی هر سال برگزار می‌کند، پنج شخصیت برجستهٔ کانادایی هر یک کتابی را انتخاب و به بینندگان معرفی می‌کنند. درنهایت، با رأی‌گیری بینندگان، یکی از کتاب‌ها به‌عنوان کتاب برتر سال انتخاب می‌شود. برنامهٔ امسال در حالی با اجرای علی حسن آغاز شد که زیر سایهٔ پاندمی بدون حضور تماشاچی برگزار شد. دو نفر از پنج مدافع کتاب‌ها نیز حضور فیزیکی نداشتند و با اینترنت به جمع پیوستند. در ادامه با گزارش روز دوم در خدمت خوانندگان هستیم.

اگر قسمت اول این گزارش را نخوانده‌اید توصیه می‌کنیم ابتدا آن را از اینجا بخوانید

الف) ورودی: خلاصه‌ای از صحبت‌های مطرح‌شده تا پیش از رأی‌گیری

۱. آماندا بروگل (Amanda Brugel‌)، هنرپیشهٔ کانادایی، امروز بر دفاعیاتش از کتاب «ما همیشه اینجا بوده‌ایم» (We Have Always Been Here) نوشتهٔ نویسندهٔ کانادایی پاکستانی‌تبار به نام سَمرا حبیب (Samra Habib) افزود و گفت: «این کتاب دربارهٔ یک مسلمان پاکستانی و در عین حال از اقلیت جنسی کوئیر (Queer) است. ترکیبی که من از آن هیچ نمی‌دانستم و کاملاً با آن بیگانه و از دایره‌اش خارج بودم؛ اما پس از خواندن کتاب، این زندگی‌نگاری آن‌قدر قدرتمند عمل کرده بود که با تمام وجود احساس کردم نویسنده را می‌شناسم.» در ادامهٔ بحث دربارهٔ این کتاب، دیگران نیز قدرت قلم راوی و تلاشش برای خودشناسی پس از فرار از خانواده را ستودند و آن را تصویری دانستند که کانادا نیاز دارد بشناسدش. از دیگر سو و در نقد کیفیت نگارش، جورج کانیون (George Canyon) اشاره کرد که مجازات دینی که در پاکستان گریبانگیر خانوادهٔ نویسنده شده را به‌عنوان یک کانادایی به‌خوبی درک نکرده و نیاز به اطلاعات زمینه‌ای بیشتر و پس‌زمینه‌های محکم‌تر دارد. نکته‌ای که در صورت ترجمهٔ کتاب می‌تواند موردتوجه مترجم فارسی قرار گیرد.

کانادا می خواند روز دوم رقابت

۲. جورج کانیون (George Canyon)، نوازندهٔ مطرح سبک کانتری کانادا، باز هم به کمک اینترنت از خانهٔ خود در نزدیکی کلگری به برنامه پیوسته بود و مجدداً در دفاع از کتاب «از دلِ خاکستر» (From the Ashes) نوشتهٔ جسی ثِسال (Jesse Thistle) گفت: «این زندگی‌نگاری عالی نه‌تنها داستان ترس و عواطف منفی و سوءاستفاده است، بلکه مهم‌تر از آن، داستان عشق است و شما به‌سرعت می‌فهمید که دست در دست راوی با کتابی همراهید که داستان زندگی او را بی‌پرده و شفاف می‌گوید: او در حال سقوط است، او سقوط می‌کند، سقوط می‌کند اما یافتن عشق همه‌چیز را به‌طرزی واقعی و باورپذیر برای او عوض می‌کند. مهم‌تر از همه، سبک نوشتاری جسی باورنکردنی است. در طی خواندن کتاب من همواره حس می‌کردم با بهترین دوست خود نشسته و معاشرت می‌کنم. حتی با برادرم. و وقتی او را ملاقات کردم دیدم چقدر حسم درست است. اغراق نمی‌کنم.. من هنگام خوانش صفحات اول کمی معذب بودم اما جلوتر که رفتم حق را به او دادم. این کتاب باعث ایجاد همدلی بسیار می‌شود. بی‌نظیر است. کما اینکه این باعث شد من به خودم فکر کنم و اینکه چگونه به کانادا و مردمش نگاه می‌کنم. این باعث شد من بعد از خواندن این کتاب شخصیت و منش بهتری داشته باشم.»

در ادامه تک‌تک حاضران سَبک اثر را ستودند اما داوران خانم، به‌ویژه گانادیو هورن (Kaniehtiio Horn)، معتقد بودند این کتاب بیش‌ازحد در تصویر تیرگی‌ها صراحت دارد تا جایی که کتاب را به‌اصطلاح به «تراما پورن» (سیاه‌نمای افراطی) بدل کرده و درنهایت رأی به حذف آن دادند.

کانادا می خواند رقابت روز دوم

۳. آکیل آگوستین (Akil Augustine)، که کتاب محبوبش «رادیکال‌شده» (Radicalized) نوشتهٔ کُری داکترُو (Cory Doctorow) در روز نخست حذف شد، در ابتدای برنامه ناامیدی و سرخوردگی خود را از رخداد روز قبل بیان کرد و در ادامه، تقریباً در تمام مواردی که لب به سخن گشود، توسط بانوان حاضر در جمع حرفش قطع شد تا جایی که لب به اعتراضی صریح گشود و گفت: «اگر من وقتی اینجا هستم نمی‌توانم نظرم را بیان کنم، نمی‌بایست در این برنامه باشم.»

۴. آلینا فندر (Alayna Fender) که کتاب «شکار حیوانات کوچک در باشگاه شکار شلوغ» (Small Game Hunting at the Local Coward Gun Club) از مگان گِیل کُلز (Megan Gail Coles) را برای دفاع و عرضه انتخاب کرده بازهم به‌صورت مجازی از ونکوور در برنامه شرکت کرد.

او در ستایش این کتاب گفت: «نه‌فقط به‌خاطر محتوایش، بلکه به‌خاطر سبک نگارشش، این کتاب می‌تواند شاهکار تلقی شود. هر جمله و هر پاراگراف کتاب به‌طور جداگانه می‌تواند موضوع تحلیلی مفصل باشد، چراکه مثل شعر نوشته شده است.»

همین پیچیدگی شاعرانه را آماندا بروگل و گانادیو هورن با تعابیر دیگر ستودند ولی در آن سوی صحنه، آکیل آگوستین و جورج کانیون آن را ضعف اثر تلقی کردند و همه‌خوان بودن کتاب برای کل کانادایی‌ها را موردتردید و سؤال قرار دادند.

کانیون گفت: «راستش من یک ادیب نیستم. اما دوست دارم کتاب بخوانم. همان‌طور که بسیاری از مردم دوست دارند که بخوانند. ما باید افراد بیشتری را به خواندن ترغیب کنیم. بنابراین من از خواندن این کتاب واقعاً هیجان‌زده بودم. حتی از بابت ربطش به نیوفاندلند که بسیاری از خانواده من اهل آن‌جا هستند. اما وقتی نشستم که آن را بخوانم، تقریباً در صفحهٔ سه یا چهار، با چیزی که مواجه شدم که سرخورده شدم. متن دشوار بود و من به‌عنوان یک خواننده عادی، تمام روزم را فقط به خواندن اختصاص نمی‌دهم و وقت زیادی برای خواندن ندارم. اتفاقات زیادی در زندگی روزمره من رخ می‌دهد و وقتی به سمت خواندن می‌روم، می‌خواهم بنشینم، از جهان دور شوم و کتابی را از سر لذت بخوانم. نمی‌توانم اسیر شوم. اما سبک نگارش نویسنده دشوار بود و در خوانش اول نتوانست مرا درگیر کند زیرا نوشتارش عین شعر است. بعدتر و در بار دوم، تازه شروع کردم به فهمیدنش. و بعدازآن که یک بار آن را با لهجهٔ او خواندم، حتی شروع کردم به خندیدن. و این نکتهٔ مهمی است. من واقعاً فکر نمی‌کنم بسیاری از مردم قصد یا فرصت دو بار خواندن یک کتاب را داشته باشند، پس سَبک نوشتن بسیار حیاتی است. مهم نیست که چه چیزی برای گفتن داشته باشید، ولی مهم است که چطور بنویسید. باید خواننده را در صفحهٔ یکم یا حداکثر صفحهٔ دوم آن‌چنان تحت تأثیر قرار دهید که با شما بماند وگرنه به سراغ چیز دیگری می‌رود زیرا در حال حاضر در دنیا خیلی چیزها وجود دارد.»

Aviron

 

۵. گانادیو هورن (Kaniehtiio Horn) که اصالتاً جزو موهاک‌ها (از معروف‌ترین مردمان بومی آمریکای شمالی) است و درعین‌حال هنرپیشه و فعال حقوق دگرباشان جنسی نیز هست، کتاب «پسر تریکستر» یا «پسر شیاد» (Son of a Trickster) نوشتهٔ ایدن رابیسنون (Eden Robinson) را عرضه و از آن دفاع می‌کند. او مجدداً بر اهمیت شناخت واقعی از بومیان کانادا به کمک این اثر تأکید کرد و گفت: «تکرار می‌کنم که معتقدم این یک جذابیت جهانی است که یک داستان کلاسیک توانسته با اساطیر بومیان و قهرمانی در سن جوانی آمیخته شود. من فکر می‌کنم افراد در هر سنی می‌توانند به این کتاب علاقه‌مند شوند و با آن ارتباط برقرار کنند؛ از جوان‌ترها تا بزرگ‌ترها. فکر می‌کنم چون این کتاب برای مخاطبان گسترده‌ای قابل‌فهم است، این شانس را دارد که کانادا با خواندن آن نگاهش را انسانی‌تر کند. همچنین مضامین قابل‌توجه و ستایش‌برانگیزی مانند هویت‌جویی، عشق و نوع‌دوستی و تاب‌آوری در آن به زیبایی ارائه شده است. شخصیت‌های زن قوی‌ای در کتاب هستند که پیروز می‌شوند. و ضمناً این اثر جلد اول از یک سه‌گانه (اثر به‌هم‌پیوستهٔ سه‌جلدی) است.»

همین نکته (جلد یکم از یک کتاب سه‌جلدی بودن) از دید سایر داوران ضعف بزرگی بود زیرا هنوز میانه و پایان روایت ناتمام است و خواننده باید مدتی نسبتاً طولانی را منتظر مجلدات بعدی باشد. هورن در برابر این نکته هیچ پاسخی نداد و صرفاً با لبخند و بیان جملهٔ «حالا هرچی که هست» با انتقادها برخورد کرد.

ب) نتیجهٔ روز دوم

درحالی‌که مجادلات بر سر دشوارخوان بودن «شکار حیوانات کوچک» و ناتمام بودن «پسر تریکستر» باعث می‌شد بینندهٔ پخش زنده حدس بزند که یکی از این دو در روز دوم با «کانادا می‌خواند» خداحافظی کنند، هم‌سویی سه داور زن در رأی به حذف «از دل خاکستر» آن را در روز دوم از مسابقه کنار گذاشت.

در این کشمکش، آماندا بروگل صاحب رأی سرنوشت‌ساز شد زیرا دو بانوی دیگر علیه «از دل خاکستر» و دو داور مرد علیه «شکار حیوانات کوچک» رأی داده بودند و این دو کتاب شانس برابر داشتند.

در این لحظه بروگل که از قرارگرفتن در جایگاه رأی آخر و سرنوشت‌ساز عصبی به‌نظر می‌رسید، این‌گونه رأی خود را آشکار کرد: «خدای من! پیش از اعلام انتخابم اول باید چیزی بگویم: من این نویسنده (جسی) را دوست دارم و فکر می‌کنم او یک مرد و یک نویسندهٔ فوق‌العاده است. من با او و همسرش دوست هستم. این را شخصی نگیرید لطفاً. من رأی دادم که «از دل خاکستر» حذف شود.»

جورج کانیون مدافع این کتاب در پایان برنامه فرصت کوتاهی داشت که دربارهٔ کتاب و با نویسنده صحبت کند. او گفت: «خب، از آنچه اتفاق افتاد شوکه و ناامید شدم اما در عین حال فکر می‌کنم در این برنامه ما داریم آنچه را که باید ستایش کنیم ارج می‌نهیم: و آن نویسندگان کانادایی و کتاب‌هایشان است. ما باید کشور خود را ستایش کنیم و این ظرفیتش را جشن بگیریم با استعدادهای باورنکردنی که داریم. همه این کتاب‌ها مانند بسیاری از کتاب‌هایی که به اینجا نرسیدند فوق‌العاده هستند و امیدوارم با آن‌ها فصل بعد را بسازیم.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

وقتی جسی این کتاب را نوشت، همه وجودش را در دل کتاب قرار داد تا آن را با ما قسمت کند… منظورم این است که این اولین کتابی است که حتی در دومین خواندن با آن گریه کردم… من خیلی افتخار می‌کنم که بخشی از معرفی اثر جسی بودم. و بی‌صبرانه منتظر کتاب بعدی او هستم.» او همچنین خطاب به نویسنده گفت: «به تو تبریک می‌گویم نه‌فقط چون کتابت پنج ماه است که در لیست پرفروش‌ها قرار گرفته است بلکه مهم‌تر از همه، تبریک به خاطر تسلیم نشدنت. تبریک می‌گویم برای کنار زدن موانع زندگی و پیش‌رفتن. این برای همه الهام‌بخش است.»

پ) در پایان:

علیرضا کاویانی، دوست و همکار عزیز و پیشین «هفته» که در آوریل ۲۰۱۷ برای اولین بار «کانادا می‌خواند» را به خوانندگان ما معرفی کرد، در مقاله‌اش به دو نکتهٔ درست اشاره می‌کند که امروز پس از گزارش داغ‌ترین درگیری‌های روز دوم شایستهٔ یادآوری است:

– انتقادات وارد به برنامه: «همیشه انتقاداتی هم بر نحوهٔ اجرا و هم سَبک برنامه بوده است. شاید مهم‌ترین انتقاد به برگزاری «کانادا می‌خواند» به نحوهٔ عامه‌پسندانه و رادیو-تلویزیونی اجرای آن باشد؛ این‌که هر شب یک کتاب حذف می‌شود. بسیاری این شکل حذفی برخورد با کتاب را محترمانه، ادبی و فخیم نمی‌دانند. ایراد دیگر به شکل مناظرات برمی‌گردد؛ این‌که برای حذف یک کتاب، داوران سعی در برجسته کردن نقاط ضعف یک کتاب دارند تا حذف آن را توجیه کنند. منتقدان عقیده دارند این شکل برخورد با کتابی که در لیست کتاب‌های برگزیدهٔ سالِ کانادا قرار دارد منطقی نیست. همین‌طور، به دلیل فرم رادیو-تلویزیونی مسابقه و با هدف جذاب‌سازیِ آن، گاه شاهد ائتلاف چند داور برای بیرون کردن یک کتاب از مسابقه هستیم! نهایتاً این‌که، باوجود یک رأی‌گیری آنلاین برای شنوندگان، رأی آن‌ها هیچ نقشی در انتخاب کتاب برتر ندارد.»

– اثر مهم حضور در «کانادا می‌خواند» برای هر پنج کتابی که به مرحلهٔ نهایی می‌رسند: «باوجوداینکه جایزهٔ ویژه‌ای برای برنده وجود ندارد، مطرح‌شدن یک کتاب در این برنامه سبب فروش فوق‌العادهٔ آن و سود بردن ناشر و نویسنده می‌شود؛ پنج کتاب برگزیدهٔ نهایی بیش از ده هزار نسخه و کتاب برگزیدهٔ نهایی معمولاً بیش از سی هزار نسخه فروش می‌روند. چراکه لیست کتاب‌ها ماه‌ها پیش از پخش برنامه اعلام می‌شود تا مردم فرصت آن را داشته باشند آن‌ها را بخوانند. درنتیجه، فروش آن‌ها در کتاب‌فروشی‌ها و تقاضا برای مطالعهٔ آن‌ها در کتابخانه‌های عمومی به‌شدت افزایش می‌یابد. فراموش نکنیم که در کانادا کتابخانه‌های عمومی و مدارس و دانشگاه‌ها بسیار پررونق هستند و شما کافی است نام کتاب موردعلاقه‌تان را به کتابدار محله‌تان بدهید و کتابخانه موظف است در کمتر از ده روز نسخه‌های لازم از آن کتاب را برای امانت فراهم کند. این را در کنار نقش پررنگ رادیوی سراسری کانادا (سی‌بی‌سی) در زندگی روزمرهٔ کانادایی‌ها و پر کردن اوقات فراغتشان بگذارید تا متوجه شوید «کانادا می‌خواند» می‌تواند چه تأثیری بر فروش و خوانده شدن یک کتاب بگذارد. گرچه هر یک از انتقادات بالا می‌توانند اعتبار یک جایزهٔ منحصراً ادبی را به‌کل زیر سؤال ببرند، با توجه به هدف و رویکرد عامه‌پسندانهٔ این برنامه و نقش انکارناپذیر آن در تشویق فرهنگ کتاب‌خوانی، درخورِ چشم‌پوشی هستند.»

فردا و در قسمت سوم به روز سوم این برنامه می‌پردازیم و هرروز با سیر کتاب‌ها جلو خواهیم رفت تا در روز آخر به فینالیست‌ها و کتاب برنده برسیم.

برای پیگیری این رخداد به‌صورت زنده اینجا کلیک کنید.

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

ره‌نورد زریاب

ره‌‌نورد پیچ‌وخم‌‌های داستان و فرهنگ و زبان، آرام گرفت

ضمن تسلیت صمیمانه به یک‌یک دوستداران زبان فارسی و خادمان راستین آن مانند استاد زریاب، برای شناخت بیشتر ایشان...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *