قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۵۹۰
پارمیدا

طنز و حکایت هفته ۵۹۰

نکته مثبت هفته

امید، شاید توی صفحه بعدی باشد، کتاب زندگی‌ات را زود نبند.

حکایت هفته

«دماغ ل‍له بزرگ است!»

فتحعلی شاه قاجار برخلاف عموی خون‌ریز و خشنش، مردی خانواده‌دوست و اهل دورهمی‌های شبانه و بزن‌وبرقص‌های آن‌چنانی بوده است، فراوان! وی تا دلتان بخواهد زن و بچه داشته که برای ثبت و ضبطشان دربار و دفترودستکی مجزا لازم بوده است.

Aviron
Aviron

 

فتحعلی شاه برای آنکه بتواند به‌خوبی از پس تربیت اولاد بی‌شمار خویش بربیاید و حق پدری را بر ایشان روا دارد، ترتیبی داده بود تا هرچند بچه زیردست یک ل‍له (مربی مرد مخصوص کودکان) تربیت شوند و ازآنجایی‌که نمی‌‎خواست ایشان از همان سنین خردسالی با تکیه‌بر ژن خوب اموراتشان را بگذرانند، دستور داده بود تا یک نفر از پسران بزرگ‌ترش را به‌عنوان مبصر در دسته کودکان بگمارند.

باری، روزی از روزها عده‌ای از این کودکان مشغول تناول گوجه‌سبز بودند. ازقضا ل‍له‌ای که سرپرستی و مسئولیت پرورش و تربیت ایشان را بر عهده داشت مرد آرام و ملایمی بود که دماغ فابریک بزرگی داشته. یکی از این کودکان شیطنت می‌کند و با هسته گوجه‌سبز بینی بزرگ ل‍له را نشانه می‌گیرد. هسته درست به هدف برخورد می‌کند و موجبات خنده و تفریح برادرانش را فراهم می‌آورد. البته که ایشان تنها به خندیدن اکتفا نمی‌کنند و خود نیز آستین بالا می‌زنند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

حملات هسته‌ای به دماغ ل‍له بی‌نوا بی‌وقفه ادامه می‌یابد و کاری نیز از دست مبصر این دسته از کوچولوها برنمی‌آید، زیرا تا آن زمان هنوز فرمان و بیانیه‌ای مبنی بر غیراخلاقی، غیرانسانی و غیرقانونی بودن حملات هسته‌ای در هیچ کجای این کره خاکی و دنیای فانی صادر نشده بود! ل‍له‌ی مذکور از روی ناچاری به شاه گله می‌کند و شرح ماوقع را به اطلاع وی می‌رساند.

فتحعلی شاه بزرگ‌تر این بچه‌ها را صدا می‌زند و او را مورد مواخذه قرار می‌دهد: «پسر این چه بلایی است که بر سر این ل‍له‌ی دماغ‌سوخته آوردید؟!» شاهزاده‌ی مذکور در پاسخ پدرش چنان منطق و تحلیلی به کار می‌برد که هم شاه و هم ل‍له را یک‌ضرب کیش‌ومات می‌کند! وی می‌گوید: «قربانت گردم! بابا جون! آخر به بچه‌های این قدی (با دست زیر زانویش را نشان می‌دهد) که نمی‌شود گفت گوجه‌سبز نخورید یا هسته‌اش را دور نیندازید. باید به این ل‍له‌ی این قدی (با دست بالای سرش را نشان می‌دهد) گفت چرا دماغت به این بزرگی است که این طفل معصوم‌ها از هر طرف هسته را پرتاب می‌نمایند درست به دماغت می‌خورد؟!»

ل‍له‌ی مذکور خویش، استعفا می‌دهد و به ادامه تحصیل مشغول می‌شود!

منبع: (نان داغ کباب داغ، رضا بهرام‌پور. تهران؛ نشر قطره، ۱۳۹۷)

بیشتر بخوانید:

لطیفه‌های هفته

دکتر سعیدی رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه پهلوی سابق تعریف می‌کرد: داوطلبان ورودی را مصاحبه می‌کردیم. از یکیشون پرسیدم: فرق بین خر و الاغ چیه؟… فوراً جواب داد: عین حضرت‌عالی و جنابعالی … این‌قدر از جوابش خوشم آمد که گفتم کره‌خر قبولی برو فقط برووووووو!

قربون خدا برم هیچ دقت کردین میوه‌های بهار و تابستون همه لختن یا لباس نازک تنشونه مثل توت‌فرنگی، انگور، آلبالو، گیلاس، زردآلو … اما میوه‌های پاییز و زمستون کاپشن و اورکت پوشیدن مثل پرتقال و نارنگی، لامصب کیوی لباس پشمی پوشیده، انار هم که دیگه پالتو چرم تنشه!برای طنز

با این حجم که داره پول گم میشه، می‌ترسم قرنطینه تموم شد … از خونه بیایم بیرون ببینیم مملکت رو بردن دو تا آجر گذاشتن زیرش!

بهترین و کامل‌ترین حجاب در تمام طول تاریخ شلوار کردی بوده و هست … شما درعین‌حال که همه جات رو پوشوندی حس می‌کنی آزادترین موجود روی زمینی!

مامانم داشت شماره‌های موبایل بابام رو چک می‌کرد، به شماره‌ای به نام کووید۱۹ برخورد کرد … با کنجکاوی به این شماره زنگ زد و با تعجب دید گوشیه خودش زنگ خورد … انا لله و انا الیه راجعون.

کولر باید استراحت کنه … کولر چیزیش شده؟ مریضه که باید استراحت کنه؟ یا میره بیل میزنه و کوه می‌کنه؟ … این چه حرفیه می‌زنی آخه پدر من!

تصور کن همین الآن گوشی موبایلت دست باباته و رمز نداره … حالا متوجه باش که این فکر واقعیت نداره و گوشیت الآن دستته … فهمیدی چقدر خوشبختی؟ … سبک خوشبختی ما ایرانی‌ها هم اینجوریه.

نکته هفته

اگر بخواهید دائماً در مورد انسان‌ها قضاوت کنید، هرگز فرصت دوست داشتن آنها را نخواهید داشت.

نقل‌قول هفته

افلاطون: افرادی که با ما هم‌عقیده هستند، به ما آرامش می‌دهند و افرادی که مخالف با عقیده‌ی ما هستند، به ما دانش.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: امروز همان فردایی است که دیروز این‌قدر منتظرش بودی.

ترکی: امید نصف خوشبختی است.

شعر طنز هفته

«بیمه با نرخ امام زمان می‌ده»

آس و پاس چرا باید مریض بشه

اگه دلخوشیش فقط به بیمشه

بیمه که پول نمی‌ده به آس و پاس

وقتی هستن آدمای باکلاس

روزایی که وقت پول گرفتنه

بیمه خوشحالِ و لبخند می‌زنه

اما وقت پول دادن ناراحته

واسه بیمه پول دادن خسارته

اینو تو گوشت فروکن داداشی!

از رو فهرست می‌تونی مریض بشی

هر مریضی که واسه هرکسی نیس

یکی کارمندِ و اون یکی رئیس

داروی بیمه تو فهرست کوچیک

شربت سرفه و آنتی‌بیوتیک

داروی گرون تو فهرست تو نیس

همشون حذفِ به دستور رئیس

آس و پاس بپا که بستری نشی

واسه چی همش به بیمه دل‌خوشی

وای به حالت اگه بستری بشی

باید از هرچی داری دست بکشی

بیمه از دست مریضا در می‌ره

نمی‌خواد کسی ازش پول بگیره

نرخای جدید و اصلاً ندیده

بیمه با نرخ امام زمان می‌ده

اگه بیمه پول بده به آس و پاس

چی بمونه واسه اهل اختلاس؟

منبع: (نشر اکاذیب، اسماعیل امینی. تهران؛ سروش، 1394. قسمتی از شعر بیمه با نرخ امام زمان می‌ده)

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته ۵۹۲

چارلی چاپلین: همیشه آخر همه‌چیز خوب می‌شود، اگر نشد هنوز آخرش نرسیده!

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *