قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / معاهده اتحاد مثلث، فصل جدیدِ استعمار در افغانستان / آشنایی با تاریخ افغانستان
معاهده اتحاد مثلث، فصل جدیدِ استعمار در افغانستان

معاهده اتحاد مثلث، فصل جدیدِ استعمار در افغانستان / آشنایی با تاریخ افغانستان

در شماره‌های قبل مجله هفته کتابِ «بحران کنونی و جیوپولیتیک افغانستان» معرفی و راجع به تاریخ باستان افغانستان مضمونی تحت عنوان «آریانا، از زرتشت تا فرهنگ یونانی و اسلام، سفری به ژرفای تاریخ افغانستان» منتشر شد و چندی قبل؛ «داستان بوتاسنگ، مردی که شهید عشق شد» از جناب فاروق روشنا نویسندهٔ جامعه افغان مونترال به نشر رسید.

اینک مضمونی دیگری از نوشته‌هایش را برگزیده و تقدیم است به خوانندگان مجله «هفته» / حبیب عثمان

فاروق روشنا

بعد از شکست و ریخت گذشته بالاخره احمدخان درانی که شخصیت بادرایت و باتدبیری بود در قرن هجده، سلطنت مستقلی را بنیاد نهاد و با تلاش‌های خود توانست کشور را به حدود طبیعی آن برساند. به‌این‌ترتیب فصل و باب تازه‌ای در حیات سیاسی و جیوپولیتیک افغانستان و منطقه بازگردید.

افغانستان در عصر زمان شاه از طرف شمال به ماورای آمودریا و از جنوب به بحیرهء عرب و خلج عمان و از جانب شرق تا دهلی امتداد داشت. این دوره به نام قوام جیوپولیتیک افغانستان معاصر نامیده می‌شود. سرزمین آریانا (باکتریان) و خراسان بعداً به افغانستان معاصر مبدل گردید.

Aviron
Aviron

 

اما این وضعیت دیر دوام نمی‌آورد. با روی کار آمدن شاه محمود اوج‌گیری نفاق داخلی برادران و سرداران از یکجانب و رقابت‌های قومی بار کزائی، سدوزائی و قبیله اچکزائی از جانب دیگر، بر علاوه حرص و آز زمین‌داران بزرگ، به‌زودی کشور را دچار بحران عمیق داخلی می‌ساخت. «فردریک انگلس» در اوت ۱۸۵۷ میلادی در مقاله‌ی به نام افغانستان تصویری تاریخی ذیل را ارائه می‌دارد:

افغانستان کشور پهناوری در شمال غرب هند، بین هند و ایران و بحر هند و هندوکش (آمودریا) افتاده است. در قدیم خراسان ایران، کوهستان‌ها با هرات و بلوچستان و کشمیر و سند و قسمت عمده پنجاب شامل افغانستان بوده و افغان‌ها مردم شجاع و باانرژی و آزادی دوست‌اند. افغان‌ها بزرگوارند. چنانچه اگر دشمن خونی مهمان او شود، دشمن را با جان و مال خود در برابر خطرهای دیگر حفظ می‌کنند. «انگلس» راجع به احمدشاه ابدالی می‌گوید: «از خراسان تا دهلی زیر فرمان او بود، مع‌هذا از روش صلح‌آمیز عاری نبود، او یک شاعر و مورخ هم بود».

احمدشاه درانی علاقه خاصی به فتوحات و کشورگشایی داشت. قوای نظامی او از نگاه شکل و اکمالات علی‌رغم ماهیت قومی و قبایلی آن دارای مزایای بیشتری بود.

همان‌گونه جیواستراتیژی فتوحات احمدشاه درانی چشم‌گیر و غیرقابل‌انکار است. سیاست‌های اجتماعی اقتصادی و فرهنگی یعنی جیوپولیتیک دوره ابدالی‌ها فاقد تحرک و سازندگی است.

جیوپولیتیک درانی‌‌ها به اهرم سرچپه شبیه بود که تنها به رأس خود اتکا داشت. پس به‌سرعت تعادل سیاست‌های خارجی و داخلی آن برهم می‌خورد؛ یعنی وقتی به تقاضاهای زمین‌داران بزرگ برای به دست آوردن اراضی بیشتر پاسخ داده نشد و همچنان سران اقوام که در جریان فتوحات مصروف به دست آوردن غنیمت بودند با قطع جنگ از این عواید محروم شدند سر به شورش می‌زدند. سیاست‌های جیوپولیتیک خارجیان هم عاری از اشتباهات نبوده است.

این هر دو عامل دست‌به‌هم داده اوضاع را به‌سوی بحران کشاند. این در حالی بود که اروپا انقلاب صنعتی و انقلاب اجتماعی را پشت سر گذاشته و برای به دست آوردن مواد برای فابریکات خود شروع به مستعمره‌سازی آسیا و افریقا کرده بودند؛ اما افغانستان بی‌خبر از انکشاف جدید جیوپولیتیک جاری و دست آورده‌ای علمی صنعتی جهان غرق در مناسبات قرون‌وسطایی – قبیله سالاری و سنت‌گرائی بود. بنأ استعمار انگلیس در هند به پیشروی خود ادامه داده متصرفات احمدشاه درانی را یکی بعد از دیگری از دست حکمرانان دولت مرکزی خارج گردانید.

بیشتر بخوانید:

در آغاز قرن نوزده روسیه تزاری با سیاست‌های پرخوارگی زمین، خود را به سرحدات شمال و انگلیس حدود مستعمرات خود را به سرحدات شرقی و جنوب افغانستان نزدیک می‌ساخت. قرار مقوله امیر دوست محمدخان این دیگ گِلی بین دو دیگ فولادی گیر افتاد و جبراً افغانستان داخل سیاست اروپائی و جیوپولیتیک جهانی گردید.

افغانستان میدان رقابت و مجادله سیاسی و سوق‌الجیشی دولت‌های بزرگ استعماری آن زمان گردید. انگلیس‌ها غرض پیشبرد جیوپولیتیک استعماری خود رنجیت سنگ، این مأمور سابقه دولت ابدالی را با تحایف و وعده وعیدها به‌سوی خود کشانید تا بالاخره در سال ۱۸۳۸ میلادی معاهده اتحاد مثلث بین شاه شجاع، رنجیت سنگ و انگلیس انعقاد یافت. این معاهده غرض پیشبرد اهداف جیوپولیتیک انگلیس برای اشغال و پارچه‌پارچه ساختن افغانستان وسیله خوبی در دست استعمار انگلیس داد. به بهانه اینکه گویا امیر دوست محمدخان نامه به تزار روس نوشته و در استخلاص اراضی ازدست‌رفته طالب کمک شده است. حال‌آنکه هرگز امیر چنین نامه‌ای را ننوشته بود. با جیوپولیتیک فارورد پالیسی قوای اتحاد مثلث از طریق بلوچستان بعد از عبور معبر بولان داخل قندهار شدند و در سال‌های ۱۸۲۶–۱۸۶۳ میلادی جنگ اول افغان و انگلیس درحالی‌که افغانستان دچار بحران شدید داخلی بود، تحمیل گردید.

هدف تجاوز انگلیس به افغانستان، محافظت «پرنده طلائی» یعنی هندوستان بوده و جیواستراتیژی آن عبارت بود از:

اول– پارچه‌پارچه ساختن امپراتوری ابدالی‌ها.

دوم– تضعیف هر چه بیشتر جیوپولیتیک افغانستان.

سوم– برقراری حکومت‌های ضعیف تحت حمایه انگلیس.

بحران داخلی و جنگ‌های قدرت‌طلبی قومی و قبایلی زمینه پارچه‌پارچه شدن افغانستان را قبل از حمله انگلیس چیده بود. با دو جنگ که در بالا از آن تذکر داده شد افغانستان به‌اندازه کافی تضعیف گردید. در مرحله سوم جیواستراتیژی انگلیس برقراری حکومتی تحت حمایه که بتواند نقش حائل را بازی نماید.

فردریک انگلس در مقاله‌ای راجع به تجاوز انگلیس در افغانستان می‌نگارد: پس از جنگ زیاد در جنوری ۱۸۴۲ انگلیس معاهده تسلیم را با افغان‌ها امضاء کرد به اساس این معاهده تمام پول و توپ‌خانه خود را به افغان‌ها تحویل داد، مشکلات اردوی انگلیس در کابل شبیه مشکلات ناپلئون در مسکو بود. انگلیس‌ها برای پیاده کردن مرحله سوم جیو استراتیژی خود (با فرستیت) در جستجوی امیری بودند تا بتوانند سلامت از افغانستان خارج‌شده و اهداف جیوپولیتیکشان عملی گردد بدین منظور به عبدالرحمن توسل جسته و مذاکرات را آغاز کردند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

عبدالرحمن مانند شاه شجاع، امیر دوست محمدخان بدون توجه به روحیه وطن‌دوستی و جانبازی مردم راضی به تعهدات ضد منافع جیوپولیتیک این کشور گردید و برای بقای امارت و سلطنت قومی و خاندانی خود به ضرر جیوپولیتیک این کشور معامله کرد.

مارکس درباره مردم افغانستان می‌گوید «افغانستان کشوری است کوهستانی، مردم آن شجیع و نهایت وطن‌دوست‌اند. هیچ‌گاهی تجاوز خارجی را به وطن خود قبول نمی‌کنند. مردم افغانستان علیه تهاجم قیام کرده از مرگ هراسی ندارند.» مگر شاهان و امیران برای حفظ قدرت و موقف خود در مقابل پا لیسی‌های زورگویانِ دشمن تسلیم‌شده در موقع بحران جیوپولیتیک فرار کرده‌اند. به قول مورخ شهیر وطن فقید غبار «وقتی افغانستان موردحمله انگلیس قرار گرفت افغان‌ها، با روحیه ملی جنگیدند. دشمن را مواجه به شکست ساختند و به شهادت تاریخ هنگامی‌که پادشاهان و امرا در مقابل دشمن خارجی شمشیر به زمین‌مانده، مردم شمشیر از نیام کشیده دشمن وطن را شکست داده‌اند.» اما در میدان دیپلماسی رؤسای قبایل و فئودال‌ها منافع ملی را فدای منافع شخصی و قومی ساخته تمام فداکاری‌های مردم و خون‌های ریخته شده را به هدر داده‌اند. در اینجا پرسشی پیش خواهد آمد که آیا برای آزادی و استقلال کشور تنها سلحشوری و فداکاری کافی است؟ البته پاسخ منفی است زیرا برای آزادی و ترقی کشور به آگاهی سیاسی ضرورت است. بدون شعور سیاسی و آگاهی‌های لازم جیوپولیتیک تنها به قیل‌وقال و جنگ و جدال چیزی حاصل نمی‌گردد.

برای انداختن روشنی بیشتر به این مطلب نظر گذرایی به عوامل، جیوپولیتیک جغرافیای فیزیکی سیاسی و عوامل متغیر، ساختارهای اجتماعی اقتصادی انداخته می‌شود. هم چنان دیده می‌شود جیوپولیتیک در درازنای تاریخ مواجه به چه دگرگونی‌های شده است.

فکتورهای عینی جیوپولیتیک:

۱–فکتورهای ثابته جیوپولیتیک مانند آب، فضا، زمین و جاهایی که انسان در آنجا زندگی کرده و چیزهایی که برای زندگی در آنجا یافت و مورداستفاده قرارگرفته بتواند است.

الف: خاک و سرزمین عبارت از وسعت سرزمین که پایه مادی سیاست‌ها را ساخته و زیادی و کمی وسعت آن بزرگی و کوچکی کشور را از نگاه جغرافیایی نشان می‌دهد.

ب: ساختارهای فیزیکی و استفاده از منابع طبیعی و تکنیکی مانند موجودیت سیستم آبیاری؛ استخراج معادن و غیره که اهمیت جیوپولیتیک کشور را بلند می‌برد.

پ: موقعیت کشور، دفاع از سرحدات، دفاع معابر استراتژیک که به یک کشور دائماً تشویش‌آور است و می‌تواند هستی یک کشور را به خطر بیندازد.

ج: وضعیت: زیر این عنوان تأمین امنیت راه‌های مواصلاتی داخلی و حفظ خطوط ارتباطی از شاهرگ‌های مواصلاتی از طریق خشکه، هوا و بحر مطرح بوده و عناصر فوق در چو کات جیوپولیتیک کشور دارای اهمیت حیاتی است و هم چنان قوی و سالم بودن مرکز سیاسی کشور که دولت ازآنجا به تمام سرزمین کشور اعمال قدرت می‌نمایند چیز مهم است.

۲– عوامل متحول

الف: نفوس: تعداد نفوس به نسبت وسعت خاک، مقدار تولیدات و مواد غذایی نسبت به نفوس، تعداد تولیدات و وفیات در سال و غیره موضوعات دیموگرافی.

ب: منابع طبیعی و غیره: ارزش یک کشور نظر به فراوانی و مشخصات منابع طبیعی آن سنجیده می‌شود.

پ: منابع انرژی و طرق استفاده از آنها.

۳– ساختارهای اجتماعی اقتصادی هم یکی از فکتورهای مهم جیوپولیتیک است. فکتورهای ثابت و متغیر جیوپولیتیک رابطه دیالکتیکی داشته، یعنی یکی سبب استحکام دیگری می‌شود.

چنانچه در آغاز ارزیابی جیوپولیتیک افغانستان اشاره شد، حکومت‌های پیشدادیان، کیانی‌ها، اسیه‌ها در بلخ در محدوده جغرافیایی معین فرمانروایی کردند و اساسات مدنیت‌های مستقل را گذاشتند. تا این وقت روند جیواسترتیژیک دولت اداره و دفاع سرزمین به شمار می‌رفت. چون کشور با مدنیت‌های بزرگی چین، هند، مدیترانه، مصر و روم آشنا بود و توسط شاهراه ابریشم دوره‌های درخشان تبادلِ مال‌التجاره و کلتوری داشته و مرکز مدنیت‌های بزرگ چون یونان و باختری، کوشانی‌‌ها و اسلامی بوده است. البته وسعت خاک آن نظر به قوی و ضعیف بودن مرکز انقباض و انبساط کرده است.

ویرانی‌ها و قتل و قتال‌های زیادی را در اثر حملات سکندر، چنگیز، تیمور لنگ، استعمار انگلیس و روس متحمل شده است.

حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

بزرگداشت از مقام زن با نوای نیستان

انجمن ادبی نوای نیستان روز یکشنبه ۲۳ فبروری از ساعت سه و نیم تا شش و نیم عصر با حضور علاقه‌مندان شعر، ادب و موسیقی برنامهٔ زیر عنوان چهره زن در تاریخ افغانستان را برگزار کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *