Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سلامت تن و روان / نگاهی روانشناسانه به داستانِ کوتاهِ خواب خوش
سلامتی

نگاهی روانشناسانه به داستانِ کوتاهِ خواب خوش

داستان خواب خوش را در اینجا بخوانید

لاله رهبین |

«همه ما یک علت هستیم. اندیشه‌ها و افکار ما باعث به وجود آمدن شرایط خاص ما می‌گردند.» اندرو متیوس Andrew Matthews، نویسنده استرالیایی درباره اهمیت نقش افکار ما درباره وضعیتی که در آن هستیم چنین گفته است.

Aviron
Aviron

 

تربیت و باورهای سنتی و برخورد افراد نسبت به رویدادهای مختلف که معمولاً به‌صورت عادت در بین اقشار مختلف رایج می‌گردد، فرهنگ هر جامعه را تشکیل داده، آن را شاخص می‌نماید. به نظر می‌رسد فرهنگی که خشونت و بی‌نزاکتی و یا محبت و ادب و احترام را برقرار می‌کند نیز، به عوامل تربیتی آن جامعه بستگی داشته و رفتارها را شکل می‌دهد. درمجموع یک سؤال مطرح می‌گردد: چرا گاهی افراد در موقعیت‌های خاصی که نفعی در آن مستتر است تعاملاتشان بر اساس ادب و احترام بوده و در مواقع دیگر بجای رعایت احترام و موازین انسانی، عمداً سبب آزار یکدیگر می‌گردند؟ شاید پاسخ پرسش دوم به فشارهای زندگی حواله داده شود که سبب کم‌طاقتی افراد گردیده سرزنش و پرخاش و اعِمال خشونت مُسَکن موقتی برای هرکسی باشد؛ اما با فرونشستن خشم، افراد اثرات آن را مشاهده و تا مدت‌ها با آن درگیر خواهند بود. چون جای پای خشم و خشونت در روح مخاطب باعث ایجاد زخم‌های روحی و شکسته شدن دل‌هایی می‌گردد که خواهان سلوک با عشق و محبت‌اند؛ اما مطمئناً فرد مؤدب در این‌گونه موارد غیر ازآنچه آموخته رفتار نمی‌نماید. چون او درک نموده آرامش فقط در پناه رابطه‌ای همراه باادب و رعایت و ملاحظه دیگران ممکن می‌گردد. برای اینکه چنین موقعیتی قابل‌دسترسی باشد باید مشکلات خود را از افرادی که خارج از این حوزه هستند، جدا نموده برنامه‌ای برای حل آنها در نظر گرفت. اینکه شخص باوجود همه گرفتاری‌ها و بخصوص در مواقع بحرانی، قادر به تحلیل موقعیت خویش است یا نه؛ خود قابل‌بحث است؛ اما در شرایط عادی افراد باید بیندیشند. دلیلی ندارد هرکس مشکل خود را خاص‌تر و بزرگ‌تر دانسته، خود را در روا داشتن خشونت به دیگران ذی‌حق بداند. داشتن شهری مانند رؤیای داستان ما چندان دور از ذهن نیست و با توجه به یک نکته قابل حصول است و آن اینکه جامعه را فله‌ای ارزیابی ننموده فکر کنیم:

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

– به شمارش افراد مشکلاتی وجود دارد که هریک در فکر رفع یا تعدیل آنها برای خود است. برای داشتن زندگی آرام در یک جامعه بدون تنش، رعایت حدود دیگران امری ضروری است. بدیهی ست که هر عملی دارای عکس‌العملی است که اگر مغایر موازین اجتماعی باشد، سبب تنش و ناراحتی در محیط خود خواهد گردید. به‌عنوان‌مثال:

– رعایت سکوت در اماکن عمومی. تولید آلودگی صوتی به‌وسیله تلفن‌های همراه و یا بلند حرف زدن و بوق‌های بی‌مورد اتومبیل‌ها در خیابان و غیره، تجاوز به حقوق دیگران است.

بیشتر بخوانید:

رعایت صف در اماکنی که افراد زیادی همان درخواست را دارند، نشان‌دهنده فرهنگ بالا و درک و فهم اجتماعی است. مادرانی که برای خواست فرزندانشان اهمیت زیادی قائل‌اند، باید آستانه صبر و تحمل آنها را بالابرده، حدود خود و احترام به‌حق دیگران را آموزش دهند تا از اوان کودکی ادب اجتماعی و ملاحظات انسانی را بیاموزند. در غیر این صورت این کودکان هرگز در بزرگ‌سالی فرد اخلاقی و سالمی نخواهند گردید و تجاوز به حقوق دیگران را امری عادی و جزئی از فرهنگ خود در جنبه‌های مختلف زندگی خواهند دانست. اینکه کودک با گریه و لجبازی خواست خود را عملی نماید ناشی از ضعف و بی‌تدبیری مادر و پدر است، چون اگر این کودکان با احترام تربیت‌شده و عزت‌نفس آنها تقویت‌شده باشد، در هر شرایطی با صحبت و تذکر، موانع را درک نموده نیازی به خشونت و شدت عمل و یا عملی نمودن درخواست‌های بی‌معنی آنها نخواهد بود.

به‌طورکلی با مشاهده هر مشکل رفتاری می‌توان دریافت تعلیم و تربیت آن‌گونه که باید، یا اِعمال نگردیده یا به‌غلط انجام‌گرفته. برای اینکه چنین مشکلاتی از هر جامعه‌ای رخت بربندد باید نخبگان و مطلعین درصدد انتشار کتاب‌های تربیتی و برنامه‌های مناسب به هر شکلی که قادر به جذب مخاطبین بیشتری گردد بوده با تنظیم برنامه‌های آموزشی در رسانه‌های عمومی و یا با نصب پوسترهای مناسب در اماکن عمومی، ضمن تذکرات کوتاه، سعی در جلب‌توجه والدین به امر تربیت باشند. والدین نیز بامطالعه و بالا بردن بینش خود سعی در تصحیح رفتار اولاد خود بنمایند. چون در چنین صورتی است که می‌توان آرامش و سلامت روانی و اخلاقی را در جامعه تضمین نمود و دغدغه‌ها را به حداقل رساند.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

داستان خواب خوش

داستانِ کوتاه: خواب خوش

با خودم گفتم ای‌بابا امروز چه خبره؟ نکنه افتادم تو بهشت و خبر ندارم! خلاصه رسیدم اداره. از دم در که وارد راهرو ساختمان شرکت شدم تا طبقه ششم که آسانسور ایستاد و هرکدام وارد اتاقمان شدیم، با همکاران خوش‌وبش کردیم. بعد خوش و سرحال نشستم پشت میزم و شروع کردم به کار. چه انرژی، انگار قدرتی پیدا کرده بودم که می‌توانستم تمام گیر و گرفتاری‌های مراجعین رو رفع کنم. وای چقدر دردهایشان را خوب می‌فهمیدم

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *