Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 584
پارمیدا

طنز و حکایت هفته 584

نکته مثبت هفته

لحظه‌ها، تنها مهاجرانی هستند که هرگز باز نخواهند گشت. «شاد زندگی کنید.»

حکایت هفته

«مار»

مار جانوری است بسیار دراز، از کوتاه‌ترین شلنگ آب هم درازتر است. در اطراف و اکناف هر پنج قاره‌ِی عالم یافت می‌شود. در کشتزارها، بیشه‌ها، صحراها، شنزارها، روی تابلو داروخانه‌ها و علی‌الخصوص در آستین یاران باوفا؛ هرچند این گونه‌ی آخر هنوز مافنگی و لاجان است و یار باوفا او را در آستین می‌پرورد.

مار حیوان پخمه و بی‌دستو پایی است، به طوری که در میان خزندگان هم معلول صددرصد شمرده می‌شود، حتی یک دانه پا هم ندارد، ناچار روی زمین می‌خزد که در عین حال نشان‌دهنده‌ی طبیعت خاکی اوست. مار بوآ که به آن مار غول‌پیکر هم می‌گویند از همه‌ی مارهای دیگر بزرگ‌تر است. البته این مار غول‌پیکر اولش یک مار غول‌پیکر فسقلی است، بعد هی دراز و درازتر می‌شود و دست آخر آن‌قدر قد می‌کشد که اگر بلند شود روی دمش بایستد قدش از قد یک غول بی‌شاخ و دم هم درازتر خواهد شد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

از مارهای بزرگ و خطرناک یکی هم مار زنگی است که گزیدگی دندان‌های زهری‌اش کشنده است، به همین دلیل ته دمش زنگوله‌ای دارد که موقع حرکت آن را به صدا در می‌آورد تا به جماعت دوروبر خبر بدهد که دارد می‌آید، فرار کنند، وگرنه هرچه دیدند از چشم خودشان دیده‌اند. حالا اگر کسی کر باشد دیگر خودش می‌داند، یعنی صرف آدم در این است که کرد نباشد.

مانند همه‌ی موجودات زنده مار هم از آمدن بهار خشوحال می‌شود، به طوری که در پوست خود نمی‌گنجد و از شادی پوست می‌اندازد.

Aviron
Aviron

 

مار بوآ به خصوص موردعلاقه‌ی مرغ‌هایی است که از زندگی سیر شده‌اند. این قبیل مرغ‌ها به گوشه‌ای از جنگل می‌روند و آن‌قدر منتظر می‌مانند تا سروکله‌ی یک مار بوآ پیدا شود. وقتی دهن مار از دیدن مرغ کم‌عقل از تعجب باز ماند، مرغ با یک فریاد «مرگ یک بار، شیون یک بار!» خودش را توی دهن مار می‌اندازد. مار جر می‌خورد، دهنش بسته می‌شود و مرغ همان جا می‌ماند. مار روی حساب «مرغ نطلبیده مراد است» مرغ را می‌بلعد و چون هنوز ناشتا نکرده، کار صبحانه‌اش هم راه می‌افتد.

عمر مارها بین یک روز تا ده دوازده سال است _ بسته به اینکه کی با چماغ توی سرش بزنند. گوشتش خوردنی نیست، اما از پوستش کیف پول‌های قشنگی درست می‌کنند که بسیار موردعلاقه‌ی جیب‌برهاست. مارهای بزرگ‌سال بچه مارهای تخس را با فریاد «عمو چرم‌ساز آمد!» ساکت می‌کنند.

منبع: (جانورنامه، لایوشناک، ترجمه‌ی کمال ظاهری. تهران؛ نشر چشمه، 1395. قسمتی از داستان مار)

بیشتر بخوانید:

لطیفه‌های هفته

کلاسای مجازی از این جهت خوب بود که فهمیدم از بین استادام با صدای استاد فیزیکم بهتر خوابم می‌بره….

به یه مراسم دعوت شدم که توی کارت نوشته بود فقط با کراوات مشکی. وقتی رفتم به مراسم رسیدم دیدم بقیه پیراهن و شلوار هم پوشیدن…

نه کسی با گیاهخواری به جایی رسیده نه با گوشتخواری.. فقط و فقط با پاچه‌خواری…

طرف جوری منتظره قرنطینه تمام بشه که هر کس ندونه فکر می‌کنه سفر خارجه دارم یا یک پارتی بزرگ و یا خریدهای آن‌چنانی…. حالا نهایتش اینه که بدون ماسک و دستکش قراره بره پیاز بخره!

زن به شوهرش می‌گوید: همسایه وقتی می‌خواهد سر کار برود زنش را می‌بوسد. تو چرا این کار را نمی‌کنی؟ … مرد می‌گوید: والله منم خیلی دوست دارم ببوسمش ولی از شوهرش می‌ترسم.

خود سهراب اونقد تنبل بود که هیچ وقت قایق نساخت فقط می‌گفت قایقی خواهم ساخت. حساب کن نسل ما چقد تنبله که به سهراب میگن قایقت جا داره؟؟

مامانم نان پخته و بابام سبزی توی حیاط کاشته … به بابام گفتم یه گاو هم ببندیم توی حیاط دیگه به خودکفایی می‌رسیم! بابام نگاهم کرد و گفت: با وجود تو ما همین الآنم به خودکفایی رسیدیم.

نکته هفته

بعضی از چیزها در جهان خیلی مهم‌تر از دارایی هستند، یکی از آنها توانایی خوش بودن با چیزهای ساده است.

نقل‌قول هفته

چرچیل: موفقیت پایان مسیر نیست، شکست هم انسان را نابود نمی‌کند، این شجاعت ادامه دادن است که اهمیت دارد.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: یک ده آباد به از صد شهر خراب.

انگلیسی: باد آورده را باد می‌برد.

شعر طنز هفته

«کشک»

شادی روزگار یعنی کشک

خاطر بی غبار یعنی کشک

در قم و یزد و گرمسار و طبس

شرشر آبشار یعنی کشک

بین خرچنگ‌های مردابی

سخن خاویار یعنی کشک

محسن نامجو که خواننده است

بیژن کامکار یعنی کشک

کارگردان اگر که ده‌نمکی است

منشی و دستیار یعنی کشک

جیب ما را زدند از چپ و راست

هم یمین هم یسار یعنی کشک

تک جناحی اگر شود کشور

پس گروه فشار یعنی کشک!

چون‌که مستأجر است هر دولت

صحبت از اقتدار یعنی کشک

همه چون مؤمن‌اند و مؤمنه‌اند

لاجرم سنگسار یعنی کشک

چون دمد توی صوراسرافیل

قطر سنگ مزار یعنی کشک

منبع: (هی شعر ترانگیزد، سعید بیابانکی. مشهد؛ سپیده باوران، 1397)

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته ۵۸۵

نکته مثبت: دو اصل مهم زندگی: اول اینکه بپذیر زندگی سخت است. دوم اینکه بدان اگر این سختی را بپذیری زندگی آسان می‌شود

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *