قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / یادداشت / یادداشت؛ “من و کرونا”
کووید19 در مونترال

یادداشت؛ “من و کرونا”

حمیده لامعی رشتی|

نوروز پارسال مونترال بودم. هوا سرد بود و زمین‌ها سفید از برف زمستان. بچه‌ها برای عید شیرینی پختند، سبزه سبز کردند و هفت‌سین چیدند. در بازارچه‌های نوروزی به هم‌زبان‌ها و هم‌وطن‌های ایرانی‌مان تبریک گفتیم و دست آنها را به گرمی فشردیم و به یاد عیدهای پرشور و شاد وطن و خانه‌های مادربزرگ‌هایمان افتادیم. شروع خوبی بود!

امسال من ایرانم! از عید و نوروز فقط هفت‌سین و سبزه داشتم! و البته نسیم بهاری که برای بیدار کردن درخت‌ها تلاش می‌کرد ولی هنوز در تهران موفق نشده همه را بیدار کند. هوا کم‌وبیش سرد است و باران و تگرگ به‌تناوب، کمی بیشتر از لطافت! هوا برایمان ارمغان می‌آورد! (سیل و آب‌گرفتگی معابر). چند روز از اردیبهشت هم گذشته است و ما به هیچ‌یک از بزرگ‌ترها و فامیل سر نزدیم. کسی هم به دیدنمان نیامده، اصلاً شیرینی نخریده‌ایم، پسته و آجیل هم همین‌طور. شعار «در خانه می‌مانیم» را به خاطر سلامتی خودمان و سایرین رعایت می‌کنیم و در خانه دوران «حصر» را با کسالت کامل می‌گذرانیم! دلمان برای همه آشنایان و دوستان تنگ‌شده. برای دوستان و بچه‌های کانادایی هم حالا دیگر فاصله جغرافیایی معنی ندارد و ما از همه دوریم! حتی از همسایه دیواربه‌دیوار که فقط از طریق ابزارهای الکترونیکی سال نو را به او تبریک گفتیم. اسکناس‌های نویی را که اوایل اسفند بعد از چند بار مراجعه و خواهش و تمنا از بانک گرفتیم همچنان تا نخورده روی میز گذاشته‌ایم و از ثابت ماندن حجمشان خوشحال نیستیم. همه این تغییرات را مدیون موجودی ذره‌بینی هستیم که با تمام کوچکی‌اش بسیار تواناست و دنیا را به‌هم‌ریخته! این موجود به‌ظاهر کوچک برای زنده ماندن و تولیدمثل به‌صورت غریزی و نه هوشمند عمل می‌کند و با هر بهانه‌ای خودش را به ریه‌های ما می‌رساند تا هزاران موجود کوچک دیگر را در سرزمینی مناسب به وجود آورد و تداوم حیاتش را به قیمت عذاب و حتی مرگ نوع بشر ممکن سازد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

این روزها اخبار «کرونایی» و آمار ابتلا و مرگ‌ومیر کشورهای مختلف و توصیه‌های دکترها و صاحب‌نظران امور سلامت و تغذیه را شنیده‌ام و باعقل خود! و در حد توان سعی کرده‌ام رعایت کنم. هنوز نمی‌دانم که آیا «کرونا» گرفته‌ام یا نه! و آیا من هم مثل خیلی‌های دیگر مبتلا و بدون علامت هستم یا سالم! نمی‌دانم که خوردن «سیر تازه» و یا غذاهایی که طبع گرم دارند کمکی می‌کند یا نه! توصیه‌های پزشکان را هم با شک و تردید گوش می‌کنم.

Aviron

 

امروزه آنچه علمی تلقی می‌شود، باورهایی است که در تجربه‌ها و مشاهدات آماری تکرار قابل‌توجهی دارد و با استفاده از اصل استقرا آن‌هم نه از نوع استقرا ریاضی بلکه از نوع استقرا ناقص به باوری علمی تبدیل‌شده! برای مثال اگر شما صبح اول وقت سر یک کوچه ایستاده باشید که در انتهایش مدرسه‌ای وجود دارد و مشاهدات خود را ثبت کنید، می‌بینید که بچه‌هایی با روپوش مدرسه و کیف و کتاب وارد کوچه می‌شوند. وقتی ده، صد یا هرچه بیشتر از این رویداد را ببینید، باوری (استقرا ناقص) در شما شکل می‌گیرد که وقتی بچه‌ای با روپوش و کیف و کتاب وارد کوچه می‌شود، لابد به مدرسه داخل خواهد شد! (درحالی‌که ممکن است این بچه به خانه‌ای در وسط کوچه برود و یا حتی برگردد و به راهی دیگر روانه شود). این باور آیا علمی است؟ این استدلال تا چه حد درست است؟ وقتی یک ضریب آماری به آن اضافه شود ظاهراً دیگر «مو لای درزش نمی‌رود» مثلاً این بچه به‌احتمال نود و نه درصد شاگردمدرسه است و به مدرسه داخل خواهد شد!

در مورد «کرونا» و برای مقابله با آن پزشکان (از نوع تحصیل‌کردگان دانشگاه‌ها) می‌گویند، روزی چندین بار دست‌هایتان را با صابون بشویید، سطوح و لوازم زندگی را با مواد مخصوص ضدعفونی کنید و در صورت بروز علائم ابتلا به ویروس، به بیمارستان مراجعه کنید و (خدا پدرشان را بیامرزد که این اندازه صداقت دارند) در آخر اضافه می‌کنند: ما چیز زیادی از این ویروس جدید و عملکردش نمی‌دانیم و در حال بررسی هستیم.

درمانگران سنتی (اطباء تجربی) توصیه می‌کنند «گرمی» بخورید! خرما، گردو، عسل، شیره و هر آنچه حرارت داخل بدن را افزایش می‌دهد مصرف کنید و از خوردن مواد «سردی» مثل ماست، خیار، ترشی و هر آنچه باعث سرد شدن بدن می‌شود بپرهیزید! و در آخر از اینکه ویروس «کرونا» در زمان ابوعلی سینا وجود نداشته متأسف می‌شوند چون هیچ معالجه‌ای در مورد این ویروس در تاریخ طب سنتی وجود ندارد! هر دو گروه از این متخصصان (در کمال ناباوری) در یک مورد هم‌عقیده‌اند و آن اینکه هرچه توان ایمنی بدن بالاتر باشد مقاومت بدن در مقابل این موجود بیشتر می‌شود و مقابله با آن آسان‌تر نخواهد بود و فکر می‌کنند توصیه‌هایشان در این مورد کارساز است.

بیشتر بخوانید:

من حرف هر دو گروه را گوش کرده‌ام و عمل می‌کنم! آن‌قدر دست‌هایم را با رعایت زمان توصیه‌شده شسته‌ام که پوست دستم تبدیل به لایه‌ای کلفت، زبر و شیاردار شده! و آن‌قدر گردو و عسل خورده‌ام که جوش‌های دوران جوانیم سرباز کرده و خارش و خشکی پوست، ناشی از اگزما شب‌ها خوابم را مختل کرده!

هر دو گروه برای اثبات درستی نظرهایشان استدلال‌های آماری و احتمال‌های نتیجه‌گیری شده از آن را (استقرا ناقص) ارائه می‌کنند و من در کمال «خوش‌باوری» می‌پذیرم! من که منطق ریاضی را قبول دارم! (سال‌ها دبیر ریاضی بودم و منطق ریاضی را آموزش داده‌ام!) حتی در مورد اثرات مثبت و بی‌چون‌وچرای داروها و روش‌های پیشگیری و درمان مشکوکم! ولی به‌ناچار تسلیم شده‌ام و در حد توان جسم و روحم! به توصیه‌ها عمل می‌کنم.

باید اقرار کنم که وضع جسمیم خوب است! بااینکه مدتی است عضو گروه سالمندان هستم و امراض مختلف نظیر دیابت، فشارخون و آرتروز هم دارم! ولی فکر می‌کنم ویروس را به ریه‌ام راه نداده‌ام!

و اما وضع روحی! می‌شود گفت خراب است! ندیدن خواهر و برادرم که در همین تهران و نه‌چندان دور از من زندگی می‌کنند برایم سخت است. شنیدن اخبار سرایت «کرونا» به سراسر دنیا حتی به سرزمین‌های مرفه و با امکانات بهداشتی کافی، مرا اذیت می‌کند. از اینکه بچه‌های همه جای دنیا و مخصوصاً نوه‌هایم از آموزش‌های کلاسیک بازمانده‌اند و در خانه‌های بسته کسل می‌شوند غصه می‌خورم.

راه‌حل‌های پیشنهادی توسط متخصصان روح و روان! را هم می‌توانم بپذیرم و عمل کنم!

خوردن چند عدد گردو و یا دو سه قاشق عسل زیاد برایم سخت نیست، ولی روزی سه بار «مدیتیشن» کردن همان‌قدر برایم پذیرفتنی است که «روبه‌قبله نشستن و سه دور تسبیح ذکر گفتن»! به تأثیر مثبت این راه‌حل‌ها مانند تأثیر مثبت داروها و اغذیه (به دلیل روش اثبات یا همان استقرار ناقص) مشکوکم!

چرا با واژه تنفرآمیز «خرافات» مهر باطل به آنها می‌زنیم؟… انصافاً عموم جامعه و مخصوصاً ایرانیان هم‌وطن «مدیتیشن» را خرافات نمی‌دانند ولی «سه دور تسبیح» را غیرعلمی و خرافی تلقی می‌کنند! دعا کردن و توسل به نیروهای ماورایی را خرافی و ارسال انرژی مثبت به کره‌ی ارض را علمی و درست ارزیابی می‌کنند! ظاهراً واژه «خرافات» برای مجموع باورهایی به کار می‌رود که به لحاظ درستی آنها ثابت نشده است و ریشه در فرهنگ جامعه دارد؛ اما این «خرافات» در هر جامعه‌ای متفاوت با جامعه دیگر بروز و ظهور پیدا می‌کند و در همه جوامع کم‌وبیش وجود دارد و ربطی به دین و باورهای مذهبی ندارد. مثلاً در همین کانادای پیشرفته! طبقه سیزدهم در هیچ ساختمانی وجود ندارد! در ایران با توجه به آموزش خوب ریاضی! در پلاک خانه‌ها از دوازده به‌علاوه یک استفاده می‌شود. مبادا واژه سیزده و آوردن آن به زبان نحسی را برایمان بیاورد!

دوستان! بیایید به‌جای قبول یا رد کردن هر نوع باوری به اثر آن در خودمان بی اندیشیم و مواظب باشیم که از آن دستورالعملی برای دیگران نسازیم! ما آزادیم که توصیه‌های دیگران و متخصصین را قبول یا رد کنیم ولی در تولید و اشاعه باورهای غیرعلمی (خرافات) مسئولیم! و باید به این عمل غیراخلاقی پاسخگو باشیم.

اگر دعا کردن ما را آرام می‌کند و از اینکه نیرویی قوی و خیرخواه و ماورایی مواظب ماست اطمینان خاطر پیدا می‌کنیم، پس دعا کنیم. اگر امیدواری و مثبت اندیشی ذهن ما را تقویت می‌کند و این ذهن تقویت‌شده بر عملکرد بقیه اعضا بدنمان تأثیر دارد از اخبار امیدوارکننده بهره ببریم.

در خانه‌های دربسته! و محدود لحظه‌ای با چشمان بسته مناظر زیبای طبیعت بهاری را مجسم کنیم. بوی خوش علف‌های تازه سبز شده را حس کنیم، پرواز پرنده‌های شاد کوچک و بزرگ را تصور کنیم، صدای گنجشک‌های پر جنب‌وجوش را با گوش جان بشنویم. ابرهای زیبای سفید در آسمان نیلی و زیبای مونترال را ببینیم و باور کنیم که روزهای خوشی درراه است.

اگر ما با کمک معلومات متخصصین و خیرخواهان بشریت زنده ماندیم که بهارهای شاد آینده و روزهای آزادی از «حصر خانگی» را خواهیم دید و اگر زنده نماندیم به ادامه حیات موجودی کوچک که او را «کرونا» می‌نامیم و این‌همه با او جنگ کرده‌ایم رضایت بدهیم. آیا وجود ما از ادامه زندگی این ویروس کوچک مهم‌تر است؟ دوستان زمین و محیط‌زیست جواب دهند.

مطلب پیشنهادی:

واکسن کرونا

تزریق دو نوع واکسن متفاوت به یک بانوی ۹۷ ساله مونترالی

خانم آنتونیئتا پولیس Antonietta Pollice که پیشتر در مرکز مراقبت‌های درمانی درازمدت Herron اقامت داشت و اکنون در مرکز یکپارچه دانشگاهی بهداشتی و خدمات اجتماعی CIUSSS غرب جزیره مونترال به سر می‌برد، به اشتباه دو واکسن متفاوت مدرنا و فایزر را دریافت کرده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *