قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دانش و اندیشه / کرونا و بازگشتِ ملت-دولت | بحران کووید19 چگونه بر روابط کلان ملی و بین‌المللی تاثیر می‌گذارد
ژرار بوشار

کرونا و بازگشتِ ملت-دولت | بحران کووید19 چگونه بر روابط کلان ملی و بین‌المللی تاثیر می‌گذارد

نویسنده: ژرار بوشار |

ترجمه: گروه ترجمه هفته

مبارزه با همه‌گیری کووید19 در جهان جامعه بشری را با بحرانی روبرو کرده که بسیاری از دیدگاه‌ها و باورهای ما را دگرگون کرده است. آیا به اعتقاد شما این بحران و پیامدهای گسترده آن در نهایت منجر به تغییر شیوه زندگی ما و دگرگونی روابط ما با دیگران خواهد شد؟ نشریه لودووآر از کارشناسان و اندیشمندان متعددی خواسته است نظرات خود را درباره پیامدهای همه‌گیری کرونا در زندگی بشر تشریح کنند. روز نهم‌‌ ماه می ‌نوبت به پرفسور ژرار بوشار رسید تا در مصاحبه با لودووآر دیدگاه‌های خود را درباره بحرانی که شیوع ویروس جدید کرونا در جهان به وجود آورده است و ارتباط این بحران با دو مفهوم هویت و ملت تشریح کند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

می‌دانیم که از سال‌ها پیش بحث و مشاجره بر سر مفهوم ملت (درست همانند کشور) همواره مطرح بوده است. بسیاری از کارشناسان و نظریه‌پردازان بر این عقیده هستند که دوره این مفهوم سپری شده است و لغزش‌ها، ناهنجاری‌ها‌‌ و احتمالا انحطاط‌‌هایی که در اعصار گذشته به این مفهوم نسبت داده شده موجب افزایش تردیدها و بدگمان‌های درباره آن شده است به طوری که برخی مفهوم ملت را معادل جنگ، تنفر و مفاهیم منفی دیگری از این قبیل‌‌ می‌دانند. به عبارت دیگر، تاریخ و گذشته این مفهوم آن را از داشتن یک آینده محروم کرده است اما ظاهرا اکنون زمان آن رسیده است که آینده‌ای برای خود دست و پا کند.

ما در این مدت به شکل حیرت‌انگیزی بیش از هر چیز شاهد میزان بالای عدم هماهنگی، عدم سازماندهی و عدم تحرک از طرف بسیاری از سازمان‌های بزرگ فراملی بوده‌ایم.

به گفته برخی نظریه‌پردازان‌‌ زمانی فرا‌‌ می‌رسد که برای حل و فصل مشکلات و معضلات بزرگی که حل آن از ظرفیت‌های ملت- دولت خارج است، باید یک دولت جهانی تشکیل داد. در این رهگذر برخی چالش‌های بزرگ مثل تغییرات آب و هوایی، خطر تکثیر سلاح‌های هسته‌ای، ضرورت ایجاد یک اقتصاد فراگیر جهانی، جابجایی و کوچ‌های گسترده اما ناخواسته و مشکلاتی از این قبیل مطرح‌‌ می‌شود. گاهی هم به فهرست طویل این چالش‌ها، مبارزه با بیماری‌های همه‌گیر و مهلک اضافه‌‌ می‌شود. شیوع بیماری مهلک کووید19 اکنون جهان را با یکی از این چالش‌ها روبرو کرده است. از زمانی که بحران همه‌گیری کرونا در جهان شکل گرفته است، شاهد چه واکنش‌‌هایی بوده‌ایم؟

Aviron
Aviron

 

ما در این مدت به شکل حیرت‌انگیزی بیش از هر چیز شاهد میزان بالای عدم هماهنگی، عدم سازماندهی و عدم تحرک از طرف بسیاری از سازمان‌های بزرگ فراملی بوده‌ایم. در اولین مراحل بحران کووید19 و حتی پس از آن، سازمان ملل متحد به طرز عجیب و غریبی در مبارزه با این بحران منفعل و ناتوان ظاهر شد و البته سازمان‌های وابسته به آن مثل بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و همچنین گروه‌ها و ساختارهای بزرگ دیگری مثل گروه بیست نیز در جبهه مبارزه با ویروس کرونا اقدام قابل توجهی انجام ندادند. حتی اتحادیه اروپا نیز برای برنامه‌ریزی و انجام یک اقدام هماهنگ منطقه‌‌‌ای در مقابله با این بحران تاخیر و تعلل زیادی از خود نشان داد و حتی همین حالا نیز در اجرای هماهنگ تدابیری که اتخاذ کرده است، مشکل دارد به طوری که این ناهماهنگی و ناتوانی موجب شده است بسیاری از تحلیلگران با انتقاد از عملکرد اتحادیه اروپا اعلام کنند که این سازمان بزرگ اروپایی همان گونه که در گذشته در برهه‌‌‌‌های حساس و لحظات راهبردی خوب ظاهر نشده، در مبارزه با بحران کووید19 نیز عملکرد مناسبی نداشته است.

طبیعتا سازمان جهانی بهداشت مطابق با رسالتی که برای آن تعریف شده است، از همان آغاز شیوع کووید19 در جهان وارد عمل شد. اما اقدامات این سازمان نیز اساسا در قالب کارشناسی، دستورالعمل و هشدار صورت گرفت.

طبیعتا سازمان جهانی بهداشت مطابق با رسالتی که برای آن تعریف شده است، از همان آغاز شیوع کووید19 در جهان وارد عمل شد. اما اقدامات این سازمان نیز اساسا در قالب کارشناسی، دستورالعمل و هشدار صورت گرفت چرا که منابع این سازمان در کانون‌های شیوع کرونا بسیار محدود است. در واقع همان‌گونه که برخی از کارشناسان و مفسران (مثل کریستیان ریو در تاریخ سیزدهم مارس و فردریک مران در چهاردهم مارس در گفتگو با لودووآر) اعلام کرده‌اند، این ملت-کشورها بودند که البته با تاخیر و گاهی حتی بدون داشتن مهارت و دانش کافی وارد میدان شدند و کنترل امور را به دست گرفتند. از این اتفاق چه نتیجه‌گیری‌‌ می‌توان داشت؟

بیشتر بخوانید:

آنچه اتفاق افتاد، خیلی روشن است. با شیوع ویروس مرگبار کرونا در جهان، جوامع در کشورهای مختلف که با خطر جدی این ویروس روبرو شده بودند، همگی به طرف ملت-کشورهای خود روی آوردند و سران سیاسی کشورها نیز با دعوت همه به وحدت، هماهنگی، همکاری و نظم بود که هدایت عملیات مبارزه با این بحران را به دست گرفتند و به این ترتیب ملت-کشورها در عرصه مبارزه با بحران جهانی کووید19 در اولویت قرار گرفتند. به اعتقاد من این اتفاق چیزهای زیادی را در رابطه با میثاق‌های اولیه شهروندان و اعتماد ضعیف آنها به سازمان‌های جهانی و بین‌المللی در خود نهفته دارد. با ظهور و شیوع ویروس کرونا در جهان، یک بار دیگر دیدیم که ویژگی بحران‌ها نمایان کردن واقعیات پنهان است.

در اولین مراحل بحران کووید19 و حتی پس از آن، سازمان ملل متحد به طرز عجیب و غریبی در مبارزه با این بحران منفعل و ناتوان ظاهر شد.

این بحران همچنین صحنه‌‌هایی کمیاب از همبستگی شهروندان را در بسیاری از کشورها به نمایش گذاشت. آیا با مشاهده این صحنه‌ها‌‌ می‌توان گفت برخی افسانه‌‌‌‌های بومی و ملی که در شرایط عادی به فراموشی سپرده شده بودند، اکنون دوباره جان گرفته و احیا شده‌اند؟ آیا‌‌ می‌توان گفت که مفهوم ملت-کشور هنوز نمرده است؟

اگر واقعا این گونه باشد، چه کسی غافلگیر خواهد شد؟ پروژه عظیم زمامداری فراملی که به لحاظ نظری امری قابل ستایش است، در میدان عمل به مشکلات عظیمی برخورد خواهد کرد. مسلما عرصه جهانی به علت رقابت‌های فزاینده میان گروه‌ها و کشورهای مختلف به شدت تنگ شده و میدان عمل چندانی برای هیچکس وجود ندارد به حدی که حتی عملکرد سازمان ملل متحد نیز تحت تاثیر این رقابت‌ها مختل‌‌ می‌شود. علاوه بر این، رقابت‌ها که گاهی هیچ اصول و هنجاری نیز در آن دیده‌‌‌‌ نمی‌شود، عرصه بین‌المللی را با مشکل فساد گسترده و ریشه‌داری روبرو کرده است که علت آن دست‌اندازی و سلطه برخی شرکت‌های بزرگ بر چرخه اقتصاد جهان و البته سیاست‌ها و اقدامات برخی کشورهای یاغی، خشونت‌طلب و توسعه‌طلب است (البته آمریکا تا حدی ما را به این وضعیت عادت داده است اما این کشور غالب اوقات برای پنهان کردن جنایات خود یک پوشش دموکراتیک و بشردوستانه روی آنها‌‌ می‌کشد). در این آشفته بازار خالی از اعتماد، به شهروندان نیز یک حس بدبینی، بی‌اعتمادی و از خودبیگانگی دست‌‌ می‌دهد.

حتی اتحادیه اروپا نیز برای برنامه‌ریزی و انجام یک اقدام هماهنگ منطقه‌‌‌ای در مقابله با این بحران تاخیر و تعلل زیادی از خود نشان داد و حتی همین حالا نیز در اجرای هماهنگ تدابیری که اتخاذ کرده است، مشکل دارد.

با این حساب شهروندان چگونه‌‌ می‌توانند عدم توازن قوایی را قبول کنند که آنها را به بازی‌ها و بازیگرانی وابسته‌‌ می‌کند که کاملا خارج از اراده و کنترل آنها است؟ در این شرایط چگونه‌‌ می‌توان به برقراری یک دموکراسی واقعی در ابعاد و اندازه‌‌‌‌های جهانی که بر مبنای تعلق و همبستگی باشد، فکر کرد؟ بازگشت به سیستم ملت-کشور به عنوان نهاد مرجعی که بتوان بر مبنای آن عمل کرد و در صورت نیاز بدون این که خطر مجازات به همراه داشته باشد، مهره‌‌‌‌های آن را تغییر داد، چگونه ممکن است؟ آیا در شرایط فعلی این کار به معنای پسرفت و تضعیف نیست؟

نه، شاید حتی خلاف این باشد. در کل باید گفت که دموکراسی، آزادی، برابری و عدالت اجتماعی در بستر ملت-دولت شکل‌‌ می‌گیرند. این بستر نسبت به دیگر ساختارها و‌‌‌‌ تشکل‌های عظیم و گسترده، از آینده پایدارتری هم برخوردار است. در بستر ملت-دولت، هویت‌ها به عنوان ارکان ساختاری، ریشه‌‌‌‌های نمادین و پیوندهای اجتماعی آسانتر و با استحکام بیشتری شکل می‌گیرند و پایدارتر هستند. در عین حال هیچ چیز مانع از آن‌‌‌‌ نمی‌شود که ملت-دولت‌هایی که از آگاهی بالا و زمامداری قویی برخوردار هستند، به منظور پیشبرد و تحقق یک آرمان مشترک در مقیاس جهانی (به عنوان مثال مبارزه با مین‌‌‌‌های ضدنفر) با یکدیگر ائتلاف تشکیل دهند. همچنین هیچ محدودیتی هم وجود ندارد که مانع از آن شود این کشورها آزادانه فدراسیون‌های واقعی تشکیل دهند.

با این حساب شهروندان چگونه‌‌ می‌توانند عدم توازن قوایی را قبول کنند که آنها را به بازی‌ها و بازیگرانی وابسته‌‌ می‌کند که کاملا خارج از اراده و کنترل آنها است؟ در این شرایط چگونه‌‌ می‌توان به برقراری یک دموکراسی واقعی در ابعاد و اندازه‌‌‌‌های جهانی که بر مبنای تعلق و همبستگی باشد، فکر کرد؟

آیا در عصری که شرکت‌های خوشه‌‌‌ای و چندملیتی عظیم به جوامع و بازارها چنگ انداخته و آنها را به شدت تحت سلطه خود درآورده‌اند، تحقق این اهداف توهم‌آمیز است؟ ظاهرا توسعه روزافزون سرمایه‌داری در جهان موید این مسئله است اما این ظاهر‌‌ می‌تواند فریبنده باشد. لازم به یادآوری است که شرکت‌های چندملیتی و خوشه‌‌‌ای بزرگ جهان عملا هشتاد درصد از سرمایه‌گذاری‌ها و فعالیت‌های خود را در کشورهایی انجام‌‌ می‌دهند که دفتر مرکزی آنها در آن قرار دارد؛ که شرکت‌های کوچک و متوسط بلااستثناء در همه کشورها اصلی‌ترین منبع کارآفرینی و اشتغال‌زایی هستند و مهم‌تر از همه این که این دولت‌ها هستند که جریان پول، مالیات، سیاست‌های اجتماعی، امور قضایی دسترسی به منابع طبیعی را کنترل‌‌ می‌کنند.

علاوه بر این ذکر این نکته نیز خالی از فایده نیست که سازمان‌های بزرگ جهانی بر مبنای توافقات میان کشورها شکل گرفته‌اند و آن چه که ما به عنوان قدرت‌های بزرگ نام‌‌ می‌بریم، همه در واقع ملت‌های عمیقا ریشه‌دار هستند (که برای ماندن در این وضعیت نیز تلاش‌‌ می‌کنند) و این که همه رقابت‌های ورزشی بین‌المللی در واقع جشنواره پرچم‌های رنگارنگ ملت‌ها هستند.

صحبت از این نیست که جهانی‌سازی و نمادهای آن را کنار بگذاریم چرا که با توجه به ساختار روابط و مناسبات بین‌المللی این کار نه تنها غیرواقع‌گرایانه بلکه خطرناک و زیانبار است بلکه مسئله این است که یاد بگیریم چگونه با داشتن یک اندیشه باز و عملگرایانه همه امتیازات و دستاوردهای این پدیده را استخراج و از آنها بهره‌برداری کنیم.

به نظر‌‌ می‌رسد که برای مدت نامعلومی آینده متعلق به ملت‌هایی است که ابعاد جهانی به خود گرفته‌اند یعنی ملت‌هایی که ضمن صیانت و جاودانه کردن ویژگی‌ها، خط مشی، دیدگاه و جهان‌بینی خود و ضمن حفظ میدان عمل خود در عرصه رقابت بین‌المللی، تلاش‌‌ می‌کنند همه نوع رابطه و پیوند همکاری با نهادها و بازیگران فراملی برقرار کنند، فرهنگ بومی خود را با استفاده از دستاوردها و تجربیات دیگر فرهنگ‌ها غنی سازند، با پدیده مهم و تعیین‌کننده‌‌‌ای مثل مهاجرت که به شکلی اجتناب‌ناپذیر در جهان در حال رشد است آگاهانه کنار بیایند و بهره لازم را از آن ببرند و در یک کلام‌‌ آگاهی و توانایی لازم را برای سازگارکردن پدیده‌‌‌‌های بومی و جهانی داشته باشند. بدون تردید تحقق این هدف مستلزم عناصر و انطباقات متعددی مثل بهبود روابط و نزدیکی هر چه بیشتر ملت‌ها، ائتلاف میان ملت‌ها، ارائه تعریفی فراگیر از هویت، گسترش اسطوره‌‌‌‌های ملی و جذب و ادغام هماهنگ‌تر دیگران در جامعه است.

این دقیقا همان راهی است که کبک و بسیاری از ملت‌های دیگر در جهان در پیش گرفته‌اند. بنابراین صحبت از این نیست که جهانی‌سازی و نمادهای آن را کنار بگذاریم چرا که با توجه به ساختار روابط و مناسبات بین‌المللی این کار نه تنها غیرواقع‌گرایانه بلکه خطرناک و زیانبار است بلکه مسئله این است که یاد بگیریم چگونه با داشتن یک اندیشه باز و عملگرایانه همه امتیازات و دستاوردهای این پدیده را استخراج و از آنها بهره‌برداری کنیم.

توضیحِ نویسنده: این تاملات در واقع بر پایه فصلی از تازه‌ترین کتاب من است تحت این عنوان «آیا ملت‌ها هنوز رویاپردازی را فراموش نکرده‌اند؟ ( انتشارات بورئال،2019).

منبع: دووار

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

کمپ‌های روزانه دانش‌آموزی

کمک ۱۱میلیون دلاری کبک به کمپهای روزانه دانش‌آموزی

کمپ‌های روزانه شخصی یا آن‌هایی که توسط یک سازمان غیرانتفاعی اداره می‌شوند، از بسته حمایتی یازده میلیون دلاری دولت فرانسوا لوگو بهره مند خواهند شد تا بتوانند فعالیت‌های تابستان امسال خود را که به‌شدت تحت تاثیر بحران کرونا قرار گرفته است، بهتر مدیریت کنند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *