قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 583
طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته 583

نکته مثبت هفته

موفقیت یعنی؛ خندیدن به آنچه دیگران مشکلش می‌پندارند.

حکایت هفته

گوسفند در لباس گرگ

خیلی وقت پیش دو گوسفند بی‌باک تصمیم گرفتند پوست گرگ به تن کنند و به‌عنوان جاسوس نفوذی به گرگ‌آباد بروند تا ببینند آن‌طرف‌ها چه خبر است. آنها در روز جشن استقلال گرگ‌آباد وارد آنجا شدند و دیدند که تمامی گرگ‌ها مشغول آواز خواندن در تالارها و رقصیدن در خیابان هستند. گوسفند اولی به دوستش که از خودش گوسفندتر بود گفت:

Aviron
Aviron

 

می‌بینی گرگا عینهو خود ما هستن. همش تو کار قر کمر و چهچه زدند. گمونم هرروز اینجا باید بساط جشن و پای‌کوبی برقرار باشه. بعد روی یک صفحه کاغذ یادداشت‌هایی نوشت _کاری که هیچ جاسوسی که شعورش از گوسفند بیشتر باشد انجام نمی‌دهد_ و بالایش نوشت «بیست و چار ساعت در گرگ‌آباد».

وقتی آن دو صحیح و سالم به گوسفند آباد برگشتد، گوسفند اولی تصمیم گرفت جاسوسی را کنار بگذارد و بچسبد به نویسندگی _کاری که بعضی جاسوس‌ها هم که شعورشان از گوسفند بیشتر است انجام می‌دهند_ و بعد از نوشتن سفرنامه گرگ‌آباد به‌صورت مرتب و منظم برای یک نشریه ویژه خانم گوسفندهای خانه‌دار مطلب بنویسد.

گوسفند دوم هم بدون اینکه به دوستش چیزی بگوید، مشغول نوشتن کتابی شد با عنوان «مشاهدات ده‌ساعته من در گرگ‌آباد» و ظرف کمتر از یک ساعت حقوق ساخت سریالی بر اساس آن را نیز به شبکه سراسری گوسفند آباد فروخت.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

هر دو گوسفند در آثارشان پیغام مشابهی به مخاطبان دادند:

گرگ‌ها درست عین گوسفندها هستند چون مدام در حال جست‌وخیز و شادی هستند. فقط جای بع بع، زوزه می‌کشند. هرروز در گرگ‌آباد بساط بزن‌وبکوب و عشق‌وحال برپاست.

شهروندان گوسفند آباد خرسند و خوشحال متقاعد شدند که از طرف گرگ‌های خوش‌گذران صلح‌طلب هیچ خطری آنها را تهدید نمی‌کند؛ بنابراین نگهبانان را مرخص کردند و حصار دور شهر را برچیدند. اهالی گرگ‌آباد هم به‌محض اینکه این خبر را شنیدند به گوسفند آباد حمله کردند و تمام ساکنان آن را از دم دریدند.

نتیجه اخلاقی:

هر حرف مزخرفی را به‌صرف اینکه جایی چاپ‌شده باور نکن.

منبع: (الفبای تقلب، ترجمه: حسین یعقوبی. تهران؛ مروارید، 1390)

تعارف

وقتی نوجوان بودم، در انجمن ادبی کلبه سعد، «حسین سعد» گفت: من به دکتر حمیدی شیرازی گفته‌ام جوانی پیداشده که غزل نو می‌گوید. دکتر حمیدی، دلش می‌خواهد تو را ببیند. هفته بعد به انجمنی که دکتر حمیدی در آن شرکت می‌کرد رفتیم.

بعد از پایان جلسه، دم در خروجی استادان جمع شده بودند و به همدیگر تعارف می‌کردند. من که توی باغ نبودم، سرم را انداختم پایین و از در خارج شدم و از پشت شنیدم که فرامرزی می‌گفت:

به ترتیب رو!

منبع: (کمال تعجب، عمران صلاحی. تهران؛ پوینده، 1386)

بیشتر بخوانید:

لطیفه‌های هفته

بعد از قرنطینه باید ساعت رسمی کشور را شش ساعت بکشن عقب تا خوابمان تنظیم شود!

کرونا نشان داد پاکبان‌ها اگر یک روز نباشند، شهر را گند برمی‌دارد … اما مجلس، دولت، شورای شهر و … چهل روز هم نباشند، آب از آب تکان نمی‌خورد.سرگرمی

بچه بودیم می‌دیدیم بزرگ‌ترها عروسی می‌کنند! … بزرگ شدیم می‌بینیم کوچک‌ترها عروسی می‌کنند! … خدایا تعارف نکن اگر ما رو برای تماشا آفریدی خوب بگو فدات شم!

بچه بودم دندونم که درد می‌گرفت پدرم می‌گفت محلش نگذار خودش خوب می‌شه … الآن مسئولین با همین روش می‌خواهند کرونا را خوب کنند!

با این شلوغی خیابان‌های ایران الآن توی شهر کروناها هشتک زدند انسان‌ها را شکست خواهیم داد!

باکتری چیست؟ … موجودی که با قوری کات کرده رفته با کتری … تا اکتشافات بعد خدا یار و نگهدارتان.

تو این موزه‌ها از هر دوره‌ای یک‌چیزی به‌عنوان نماد هست … لباس، سفال و غیره. از دوره ما احتمالاً یک‌دانه فیلترشکن بگذارند … و زیرش بنویسند اینها مربوط به دوره مسدودیان بوده!

حیف نون داشت با خرش فوتبال بازی می‌کرد! بهش گفتن: آخه آدم با خر فوتبال بازی می‌کنه؟ … حیف نون گفت: خیلی هم خر نیست … الآن سه هیچ جلوِ…

نکته هفته

اگر قرار بود زندگی را در یک کلمه تعریف کنم، تعریف من این بود: زندگی آفرینش است.

نقل‌قول هفته

نلسون ماندلا: ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم. شکوه زندگی این نیست که هرگز به‌زانو درنیاییم؛ در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: اگر به هوا پری مگسی باشی، اگر بر روی آب روی خسی باشی، دل به دست آر تا کسی باشی.

آلمانی: روزی که صبر در باغ زندگی است بروید و به چیدن میوۀ پیروزی امیدوار باشید.

شعر طنز هفته

«در صادرات طنز، کاری با مجوز نیست»

در صادرات طنز، کاری با مجوز نیست

طنز است، کشک و دوغ یا دوشاب و سقّز نیست

چون مطلبش را باظرافت می‌کند مطلوب

طناز در کارش به دنبال مجوز نیست

در متن اگر با هوشمندی نسبتی باشد

لبخند چیزی جز تبسم در پرانتز نیست

در حلقه زندان به دنبال چه می‌گردید؟

جز درد دل چیزی در این‌گونه مراکز نیست

با گردن ما شد مَثَل «باریک‌ترازمو»

صدبار گفتیم این‌طرف‌ها یک مبارز نیست!

ما مثل «1» هستیم صاف و ساده و روراست

یعنی میان ما یکی مثل ممیز نیست

در عصر ما عیبی مصور نیست بی‌تردید

یا نه! اگر باشد، شبیه عصر حافظ نیست

در شعر گاهی می‌گریزد شاعر از هنجار

حافظ میان این قوافی گرچه جایز نیست!

منبع: (فیض‌بوک، ناصر فیض. تهران؛ شرکت انتشارات سوره مهر، 1392. قسمتی از شعر در صادرات طنز کاری با مجوز نیست)

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

پارمیدا

طنز و حکایت هفته 584

نکته مثبت هفته: لحظه‌ها، تنها مهاجرانی هستند که هرگز باز نخواهند گشت. «شاد زندگی کنید.»

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *