قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / ظاهر هویدا و موسیقی افغان
موسیقی پاپ افغانی

ظاهر هویدا و موسیقی افغان

حبیب عثمان |

در شماره‌های قبلی مجله در باره تاریخچه موسیقی افغانستان که از عصر ویدی و از آن بعد در افغانستان مروج و به مرور زمان رشد و پیشرفت و تا این مرحله رسیدن آن، معلومات فشرده ارایه گردید.

از سبک‌های موسیقی که شامل، سبک کلاسیک، پاپ، محلی، فولکلوریک و آماتور است نیز یادآوری شد. در نوشته‌های آخر بنیان‌گذاران موسیقی معاصر افغانستان عنوان صفحه آریانا بود که با معرفی استادان بزرگ چون قاسم افغان، غلام حسین، سرآهنگ، نتو، فرخ افندی، رحیم بخش، شیدا، ببرک وسا، برشنا، نینواز، امیرمحمد، الفت آهنگ، زلاند، پرانات و هم‌آهنگ این صفحه مزین گردید. درین بخش یکی دیگر از هنرمندان مشهور افغانستان معرفی‌‌ می‌‌شود.

شنیدم از این جا سفر‌‌ می‌‌کنی

تو آهنگ شهر دگر‌‌ می‌‌کنی

ظاهر هویدا در سال ۱۳۲۳ خورشیدی چشم به جهان گشود. پدرش اسماعیل مایل نام داشت. اهل شعر و فرهنگ و صاحب ذوق بود و در مزار شریف مشغول کار دولتی بود. پدر کلانش محمد اکبر چندوالی در کابل بسر‌‌ می‌‌برد. ظاهر پنج ساله بود پدرش معلمیِ را دعوت کرد که پسرانش را هارمونیه بیآموزد. ظاهر هفت ساله بود که پدرش در شهر مزارشریف درگذشت. مرگ پدر آغاز روز‌‌ها و سال‌های دشوار‌‌ زنده‌گی بر خانواده کوچک آن‌‌ها بود. بعد از سپری شدن مدتی مادر با سه کودک یتیم، ظاهر، کبیر و منیر راهی کابل شدند. در کوچه کتاب فروشی دو تا اتاق محقر و فقیرانه را این خانواده چهار نفری به کرایه گرفتند.

Aviron
Aviron

 

صغریٰ مادرش برای چرخاندن چرخ سنگین‌‌ زنده‌گی در مؤسسه نسوان به خیاطی پرداخت. از دو اتاقی که‌‌ زنده‌گی می‌‌کردند فقط یکی از آن برق داشت که با همسایه‌‌ها مشترک بود. بعد‌‌ها توانستند که یک رادیو هم بخرند، پس از آن همسایه‌‌ها برق را

ظاهر هویدااز طرف روز قطع‌‌ می‌‌کردند که مبادا رادیوی آن‌‌ها مصرف برق را بلند ببرد. ظاهر در هفت سالگی با مادر خود بازو داده شروع کرد به کار کردن نمود. کسی که باید شاگرد مکتب‌‌ می‌‌بود. شاگرد بوت دوز، شاگرد حکیم جی، تکت فروش، دربان سینما، شاگرد مستری، شاگرد آهنگر این‌‌ها لست نامکمل از کار‌های ست که در چند سال کودکی و نو جوانی به آن پرداخته است. تا جای که چشم کار‌‌ می‌‌کرد فقر و تنگ دستی محیط او را احاطه کرده بود. همین تنگ دستی نگذاشت زودتر شامل مکتب شود. همان بود که در ۹ سالگی شامل مکتب استقلال شد و تا صنف نهم ادامه داد با این که اول نمره عمومی بود. فضای مکتب برایش خسته کن و دلگیر‌‌ می‌‌نمود. صنف پنجم بود که یکی از هم صنفی‌هایش یک هارمونیکا به آن‌‌ها بخشید، در همان سال صاحب یک نی شد تازه آغاز کرد که حکایت و شکایت روزگار را از نی و با نی قصه کند و شرح درد اشتیاق گوید که همسایه‌گان اعتراض کردند. به ارغوان زار خواجه صفا پناه برد. آنجا‌‌ می‌‌نواخت و به موسیقی نزدیک‌تر‌‌ می‌‌شد.

گام بعدی او به دست آوردن ماندولین بود که یکی از دوستانش از سفر شوروی آن وقت آورده بود به او تحفه داد. توانایی به صدا آوردن ماندولین پای او را به کنسرت‌های مکتب استقلال که تا آن روزگار شاگرد صنف هفتم بود باز کرد. بدین ترتیب شانزده سال داشت که شروع کرد به آواز خواندن، آهسته، آهسته مانند چند جوان دیگر در کنسرت‌های مکتب درخشیده بودند به رادیو روی آورد. نخستین آهنگ را زیر نظر جلیل زلاند با ارکستر کلیوالی ثبت کرد. بعد با عزیز آشنا، که با مفکوره ساختن آرکستر آماتور به رادیو آمده بود معرفی شد و بدین ترتیب در سال ۱۳۴۲خورشیدی اساس آرکستر آماتور با شش نفر گذاشته شد. آن‌‌ها همه اهل مکتب و قلم بودند و با نوع دید روشن‌فکرانه به‌‌ زنده‌گی نگاه‌‌ می‌‌کردند. آماتوران برای نخستین بار موسیقی را در میان خانواده‌های روشن فکر کابل وارد کردند و آغاز فصل جدیدی در تاریخ موسیقی معاصر افغانستان شد، که در ایجاد موسیقی پاپ افغانی نقش بسزایی داشت.

شنیدم ازین جا سفر‌‌ می‌‌کنی

تو آهنگ شهر دیگر‌‌ می‌‌کنی

خیال من از سر بدر‌‌ می‌‌کنی

به پاس صفای سرشکم بیا

حذر از سفر کن برای خدا

کجا میروی آرزویم کجا

همان لحظهٔ آشنائی تو

گمان برده بودم جدائی تو

در سال ۱۳۴۵خورشیدی برای تحصیل موسیقی به ماسکو رفت و پس از آموختن زبان روسی شامل هنرستان عالی موسیقی شد. پس از سه سال به کابل برگشت و در رادیو کابل مشغول کار شد.

بیشتر بخوانید:

در سال ۱۳۵۱خورشیدی برای تحصیل موسیقی به ایران رفت و در برنامه تلویزیونی فریدون فرخ زاد؛ سلام همسایه ترانه «کمر باریک من» را اجرا کرد، سپس بسیاری از خواننده‌های ایرانی و تاجیک آن را اجرا کردند. در سال ۱۳۵۴خورشیدی با وحیده ازدواج کرد. حاصل‌‌ زنده‌گی مشترک‌شان، ژاله، آرش، علی، لیلی و مسیح است. آرش و ژاله مانند پدر موسیقی را برگزیده‌اند.

کمر باریک من، شام تاریک من

بیا به نزدیک من، صلح و صفا کو

جفا دیگر بس است، با من وفا کو

کسی که عاشق است از جان نترسد

که عشق از کُنده و زندان نترسد

دل عاشق مثال گرگ گشنه

که گرگ از هی هی چوپان نترسد

کمر باریک من، شام تاریک من

ظاهر هویدا در طول حیات خود حدود ۳۰۰ آهنگ را ثبت کرده است. در دهه ۶۰ خورشیدی گروه باران را ایجاد کرد.

هویدادر سال ۱۳۶۹خورشیدی به آلمان پناهده شد و مدت ۱۷ سال را در کشور آلمان گذراند و در آن دیار به کار‌های هنری خود ادامه داد. او دارای شیوه مخصوص در آواز بود علاوه بر هنر آواز خوانی، از گرداننده گان نامدار برنامه‌های تلویزیون افغانستان به شمار‌‌ می‌‌رفت.

زنده‌گی او از دایکندی، مزارشریف، کابل، ماسکو، تهران، دهلی شروع و در هامبورگ به نقطه پایانی رسید.

هویدا در اواخر عمر از بیماریی که درگیرش شده بود رنج‌‌ می‌‌برد بتاریخ ۱۵حوت ۱۳۹۰خورشیدی در شهر هامبورگ آلمان به سن ۶۷سالگی درگذشت. روحش شاد، یادش همیشگی باد.

منبع: ویکی پدیا و جامعه و فرهنگ

یکی از آهنگ هایش را برگزیدیم:

نازم آن مشتی که فرق زورمندان بشکند

بشکند دستی که بازوی ضعیفان بشکند

پنبه را هر دختری شاید کند در زیر پا

دارد آن پا قدر که او خار مغیلان بشکند

شیشه بشکستن نباشد افتخار سنگ سخت

سنگ اگر سخت است جای شیشه سندان بشکند

خانهٔ درویش را هر کس توان کردن خراب

زور آن نازم که درب قصر سلطان بشکند

حبیب عثمان

مطلب پیشنهادی:

افغانستان

قلعه و طاق بُست جلوه‌های یک تاریخ درخشان

مؤرخان قدامت این قلعه و طاق را به پیش از اسلام نسبت می‌دهند و معتقدند که ساخت آن در قرن یازدهم میلادی تکمیل شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *