قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سلامت تن و روان / توصیه‌هایی روانشناسانه با برداشت از داستان “کهنه‌پرست”
روانشناسی

توصیه‌هایی روانشناسانه با برداشت از داستان “کهنه‌پرست”

لاله رهبین|

 توصیه:

آیا همه ما با زمان خود زندگی‌ می‌کنیم؟ شکی نیست که هر انسان زنده‌ای در زمان خود بسر می‌برد و‌ می‌دانیم، که انسانِ دارای عقل و منطق با افکار و اندیشه خود جهان خود را شکل‌ می‌دهد. اما آیا بواقع همه انسان‌ها در زمان حال زیست‌ می‌نمایند؟ یا با مجموعه‌ای از خاطرات و تجربیات خوب و بدی که همیشه با آنهاست، یا گاه باورهائی که دراثر قدمت زمان‌ ‌تأثیرات خود را از دست داده و در گذشته در جا‌ می‌زنند. البته اینکه خاطرات گذشته را کلا به فراموشی بسپاریم و برای میراث گذشتگان ارزشی قائل نباشیم نه تنها غیرممکن بلکه انکار هویت و ریشه‌‌های ‌وجودی ما است. اما برای اینکه تناقضی در نحوه زندگی پیش نیامده مراحل تحول را راحت‌تر طی کنیم، ضمن احترام بین آنچه اعقاب برای اسلاف به ارث گذاشته و زمان حال، باید استحاله‌ای صورت گیرد تا زندگی واقعی ممکن شود.

Aviron
Aviron

 

این که آیا پیشرفت‌‌های ‌مادی ارتباطی با این امر داشته یا خیر بستگی به نحوه بینش افراد و پذیرش تحولاتی دارد که موجب بهتر شدن اوضاع انسان‌ها در همه زمینه‌‌های ‌زندگی‌ می‌گردد و این که آیا نسل بعد چه اندازه از هوش و خرد خود برای کشف پدیده‌‌های ‌نوین جهت دنیای بهتر استفاده خواهد نمود، محتاج دقت وسواس‌گونه در تربیت انسان‌هائی است که اصول اخلاقی و انسانی را سر لوحه خود قرار داده، علم را با عقل و جنبه‌‌های ‌معنوی خود مطابقت و آنرا در جهت رفاه عالم انسانی بکار گیرند. چون تجربه ثابت کرده که هوش به تنهائی ضامن سعادت نیست و آنچه کشف‌ می‌گردد اگر در دست انسان با خرد و عاقلی‌ ‌قرار نگیرد، تبدیل به وسیله‌ای خطرناک برای هدم و ویرانی و به عبارت دیگر بر علیه خود انسان‌ها بکار گرفته خواهد شد. در عین حال اگر با زمان پیش نرفته در چارچوب باور‌‌های ‌کهنه گذشته حصر شود، از دانش روز و امکانات نوین جهت یک زندگی آسوده محروم خواهد ماند. گرچه شرایط اجتماعی متفاوت رفتارهای متفاوتی ایجاب‌ می‌نماید، اما همه آنها در یک امر مشترکند و آن ضرورت وجود منطق و رعایت انصاف و عدالت است که استفاده از امکانات نوین را برای همه میسر سازد.‌

‌تکیه بر خرافات و افکار فرسوده در زیر نقاب مظاهر تمدن نه موجب پیشرفت مادی و معنوی است نه برقراری انصاف و عدالت برای همه اقشار مردم. بلکه کلاف سر درگمی است که با پیچیده شدن آن به دور گرفتاری‌های روزمره انسان‌ها، مشکلات تازه‌ای ایجاد نموده مانع شکل‌گیری تفکر و ایده‌‌های ‌ثمربخش در زمان حال‌ می‌گردد. البته حفظ آداب و رسوم زیبائی که در گذشته به بهانه نزدیکی افراد به یکدیگر جهت شادی و یا ایجاد روابط محبت آمیز متداول بوده نه تنها خوب، بلکه بسیار ضروری است. اما زندگی کردن با گذشته در زمان حال، با ملغمه‌ای از عادات و رسوم سخت که موجب مزاحمت‌‌های ‌بی‌اساس و بی‌معنی‌ست نه تنها سبب شیوع اضطراب در افراد شده، بلکه جنگیدن با واقعیت‌‌های ‌موجود محسوب‌ می‌گردد.

بیشتر بخوانید:

 اما خرافات چیست؟ (استفاده از سایت)

– عبور گربه سیاه از جلوی ما. این حادثه برای افراد خرافاتی مفهوم پیدا می‌کند که حادثه‌ای قرار است برایشان اتفاق بیافتد.

– شکستن شیشه. این حادثه برای افراد خرافاتی مفهوم پیدا می‌کند که هفت سال بدشانسی همراه آنها خواهد بود.

– داشتن پای خرگوش. این داشته برای افراد خرافاتی یعنی داشتن شانس زیاد است ولی این کار مصداق حیوان آزاری.

عدد 13، بسیار دیده شده است که افرادی پلاک خانه خود را 1+12 گذاشته‌اند خرافات اعداد را نیز درگیر کرده است.

– عنکبوت به تنهائی تعداد زیادی خرافات را به همراه خود یدک‌ می‌کشد. در موردی اگر عنکبوت بر شانه فردی بود نشانه نفرین شدن آن فرد است. و حتما باید با شمع آن حیوان بیچاره را فراری داد تا رفع نفرین شود.

– داشتن نعل اسب برای ما خوش شانسی‌ می‌آورد. واقعا چطور ممکن است یک تکه آهن باعث خوشبختی ما بشود؟

– دیدن رویا اگر کسی خواب بدی دیده باشد و آنرا قبل از خوردن صبحانه تعریف کند، همان رویا برای او تعبیر‌ می‌شود. فکر کنم این خرافه خوبی باشد چون ما را مجبور‌ می‌کند که صبحانه را حتما بخوریم….. و قس علی ذلک.

(سایت) افرادی سراغ خرافه‌ می‌روند که اطلاعات کافی یا دانش لازم را نداشته باشند. اگر بپذیریم که خرافات عامل کاهش‌دهنده اضطراب است، روشن‌ می‌شود چرا طبقاتی از مردم که مدام در معرض خطر قرار دارند از بقیه مردم خرافی‌ترند و نیز طبق تحقیقات انجام شده. هر چه تحصیلات عالی‌تر باشد خرافات کمتر و هر چه هوش بیشتر باشد فرد کمتر خرافی‌ می‌باشد البته شکی نیست که شیوه تفکر نیز‌ می‌تواند خاستگاه مهمی برای پدیدایی خرافات باشد. یکی از عوامل پدیدآمدن خرافات، نداشتن درک درستی از علیت است. خرافات در روان افراد جوانه میزند و سپس در جامعه گسترش‌ می‌یابد و به صورت عناصری از فرهنگ رفتار اجتماعی را شکل‌ می‌دهند و روان و تفکر انسان با آنها درگیر‌ می‌شود.

البته با احترام به همه عقاید، در دنیائی که صحبت از آزادی عقاید است، نباید بخاطر بعضی از اصولی که روزی انجام آن واجب بوده و امروز بدیهی است، خود و دیگران را در بند آن نگاه داشت. عالم وجود برای بقای خود مدام نیاز به بازسازی خود دارد به این معنی، فصلی که گذشت برای تولدی دیگر به رویش جدیدی نیازمند، و تحویل سال کهنه به سال جدید که یکی از پدیده‌‌های ‌عجیب طبیعت برای تداوم حیات بشر در این کره خاکی است به وقوع‌ می‌پیوندد. پس اگر کسی بهار را انکار کند زندگی را انکار نموده. چون انسان جزئی از طبیعت و جریان فصول و مرور ارکان طبیعت، در ذات اوست. ذاتی که سکون‌ نمی‌پذیرد.‌ ‌طبق گفته دانشمندان حتی سلول‌های وجود هر ده سال خود را بازسازی کرده انسان را با شرایط و محیط جدید وفق‌ می‌دهند. پس چگونه است که این انسان متفکر آنچه در طبیعت اوست را منکر شده به گذشته‌ای‌ می‌چسبد که جز قالب افکار منسوخ و خرافات، از محتوای ارزشمند فکری عاری‌ می‌گردد؟

به نظر‌ می‌رسد انعطاف و تعمق در محتوای معنوی و مادی بعضی عقاید جدید، و انتخاب آنچه وی را با زمان حال مرتبط‌ می‌سازد، یکی از راه‌های وصول به دنیای نو و بر قراری نظمی نو باشد.

 نتیجه اینکه، هرچه افراد عاقل‌تر و پویاتر بوده به دنبال کشف و آگاهی بیشتر وقت خود را صرف یادگیری و مهارت‌ها نمایند، نه تنها زندگی خود را پربار و مفید نموده بلکه در جرگه جامعه‌ای توانمند موجب توسعه و پیشرفت خود و دیگران خواهند گردید.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

بررسی بحران ها در میانسالی از نقطه نظر اریک اریکسون نظریه پرداز برجسته

نکات و استراتژی‌های مقابله با بحران میانسالی: آگاهی و پذیرش بحران: فرد ابتدا باید وجود این بحران را بپذیرد. آگاهی و پذیرش طبیعی بودن این دوران و تغییراتی که در فرد اتفاق میافتد، می‌تواند به او کمک کند راهی برای مدیریت این دوران بحرانی بیابد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *