قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات /   گزیده‌های از اشعار روشن منوربیگ
روشن منوربیگ

  گزیده‌های از اشعار روشن منوربیگ

ادبیات دری

شاعر حماسه‌سرای افغان مونترالی

حبیب عثمان

روشن منوربیگ شخصیت فرهنگی جامعه افغان مونترال. زادگاهش ولایت بدخشان است. تحصیلات ابتداییه اش را در بدخشان و تحصیلات عالی را در شهر کابل به اکمال رسانیده مدت ۲۳ سال منحیث کارمند دولت خدمت نموده است. با تغییرات سیاسی در افغانستان از وظیفه کناره گرفت. ابتدا به مزارشریف رفت بعد در سال ۱۹۹۴ میلادی به کشور تاجکستان مهاجر شد. سرانجام در سال ۱۹۹۹ به کانادا آمد و در شهر مونترال مسکن گزین شد. غیر از شعر؛ مقالات و مطالب ادبی زیادی به نشریه های افغان نوشته است و همکاری دارد. به دو زبان شعر می سرآید ؛ زبان دری و شغنانی ( یکی از زبان های بدخشان است ). دو مجموعه شعری دارد که در روزنامه ها و مجلات چاپ شده است. در حال حاضر به کار های ادبی و فرهنگی مصروف است. اشعارش ساده و قابل درک بوده، روحیه حماسی و میهنی دارد.ازین بعد نوشته های موصوف صفحه ادبیات افغانستان را مزین خواهد کرد.

دل شکسته

فراز صبح و صفا دوست و غم گسار من است

فرود روز و غم و درد، انتظار من است

یک عمر طعنه شنیدم، ز اغنیا گفتم

سرشک و شبنم این دیده، آبشار من است

دلم شکسته و پاییز زندگی در راه ست

گلی که مرده و خشکیده، نو بهار من است

بِدان به حجره ی تنگ دلم هوس مرده

قد خمیده مگو سرو استوار من است

شکنج و محنت بسیار دیدم از دوران

نه التفات به این قلب داغ دار من است

نه گویم هیچ که دورم، من از دیار و یار

محیط اُنس و محبت دیار و یار من است

زمانه رنگ عوض کرده غافلی ” روشن ”

دریغ خادم بیگانه، از تبار من است

هرزه گی

دگر یادت نخواهم کرد چون پیمان شکن بودی

دگر حرفی ندارم با تو، چون دور از سخن بودی

یک عمر آرزویت کردم و ناشاد گردیدم

مگر ای وای بر من، چون به هر تن پیرهن بودی

به من لطفی نکردی و نگفتی حرف دل با من

ولی و در مجلس اغیار شب، صاحب سخن بودی

نه گشتم تابع حرف نکو رویان بی مقدار

ترا من زان پسندیدم که با من جان و تن بودی

ترا من بلبل شیرین سخن پنداشتم اما

ندانستم تو هم از جمله ی زاغ و زغن بودی

مرا در واپسین روز وداع ات دیدی و گفتی

چو شمع بی فروغ انجمن آن صبحدم بودی

فغان و شکوه هم جایی نگیرد نیک می دانم

چرا “روشن ” گرفتار بت شیرین سخن بودی

خسته

به سنگ تربت این خاک خفته بنویسید

که او به عشق وطن سر سپرده بنویسید

به عشق میهن و خلقش تمام عمر تپید

و یا که نخل امیدش شکسته بنویسید

کسی که به آرزو نرسیدست و نیک می دانم

به این مسافر از راه خسته بنویسید

به پای گلشن و گل سال ها نشست و خمید

گل امید  او را نا شگفته بنویسید

دو چشم منتظرش تا سحر گهان بیدار

ز موج اشک دو چشمش نه خفته بنویسید

ز ناله های تو “روشن” دلم گرفت آتش

چو بوده عشق وطن در دلش نهفته بنویسید

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

روشن منور بیگ

روشن منوربیگ، نویسنده و شاعر افغان مونترالی

با کمال تأسف و اندوه فراوان که، استاد ارجمند شاعر و نویسندهٔ افغان با جهان فانی وداع گفت و به ابدیت پیوست. مرحوم منوربیگ به تاریخ ۲۴ دسامبر سال ۲۰۱۹ در شهرلاوال ولایت کِبک به نسبت مریضی که عاید حالش بود وفات کرد، و به تاریخ ۲۷ دسامبر به خاک سپرده شد؛ خانواده، عزیزان و هموطنان افغان خود را سوگوار نمود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *