قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / سرعت رشد اقتصادیِ دوبرابر؟ | ترامپ در کاخ سفید تراژدی و مضحکه (19)
ترامپ و کاخ سفید

سرعت رشد اقتصادیِ دوبرابر؟ | ترامپ در کاخ سفید تراژدی و مضحکه (19)

مترجم: علیرضا جباری (آذرنگ)

نویسنده: جان بلامی فاستر

هجوم‌های دشمن‌خویانه بر مهاجران غیرقانونی، ساختن دیوار میان ایالات متحده و مکزیک و موضع‌گیری سرسختانۀ ترامپ دربارۀ قانون و نظم (ازجمله طرح‌هایش دربارۀ اینکه زندگی سیا‌هان در معرض نظارت دولت فدرال قرارگیرد) نیز همه، بخشی از کوشش‌های او برای تحکیم بخشیدن به حمایت توده‌ای از او به لحاظ طبقاتی-اقتصادی و اجتماعی بود.

ترامپ، از راه کنار گذاشتن مشارکت دو سوی اقیانوس آرامِ دوران اوباما، چشم‌انداز جنگ‌های ارزی و بازرگانی با چین به قصد نجات مشاغل آمریکاییان را پدید آورده است. او پیتر ناوارویِ اقتصاددان و نویسندۀ کتاب جنگ‌های آینده با چین را به مقام مدیریت شورای بازرگانی بین المللی کاخ سفید گماشت. ناوارو در این کتاب چین را به دست‌کاری ارزی و پدید آوردن «امپریالیسم نو» در جهان متهم کرده است. ناوارو گفته است: ایالات متحده «باید وابستگی دو سویۀ انگلی میان خود و چین را پایان دهد» و به حملۀ متقابل اقتصادی (و نظامی) به آن کشور رو کند. از آثار دیگر ناوارو، مرگ به‌ دست چین (2011) و چین خیز بر می‌دارد: نظامی‌گری چین چه معنایی برای جهانیان دارد؟ است.

Aviron
Aviron

 

ترامپ سوگند یاد کرده است که آهنگ رشد اقتصادی آمریکا را دو برابر کند؛ اما سیاست اقتصادی او به‌طور عمده بر پایۀ رؤیاهای سوی عَرضه است و فرض می‌کند که رشد سریع اقتصادی، به طور خود به خود، محصول پول‌های کلان باد آوردۀ سرمایۀ مالی-انحصاری است که از مقررات زدایی گسترده و کاهش گشاده دستانۀ مالیات ثروت‌مندان و شرکت‌های متعلق به آن‌ها سرچشمه می‌گیرد. او بار‌ها اعلام کرده است که افزایشی کلان در هزینه‌‌های زیربنایی پدید خواهد آورد که مصرف و معاملات املاک را تقویت خواهد کرد. اما از آن‌جا که برنامۀ ترامپ بر پایۀ کاهش مالیات شرکت‌ها و نتیجتاً فراهم کردن پول برای آن‌ها بنا شده است تا آن‌ها بتوانند به جای افزایش کلان هزینه‌ها، هر کار را که خود، به هر ترتیب که بخواهند انجام دهند، و چنین به نظر می‌رسد که این سیاست بیش از ده سال ادامه یابد، اجرای آن به تقویت اقتصاد، به طورکلی، چندان یاری نمی‌رساند. به واقع، هیچ یک از این اقدام‌ها نمی‌تواند اقتصاد را از رکود بر‌هاند. محتمل‌ترین نتیجۀ این گونه اقدام‌ها، تداوم کندی رشد است که ممکن است تنها به سبب پدید آمدن حباب در بخش مالی دچار وقفه شود. اما آن‌چه قطعیت دارد، پدید آمدن چرخۀ کسب و کار است. اقتصاد به نقطۀ اوج خود نزدیک می‌شود و سپس دورۀ رکود آن به زودی فرا می‌رسد. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که پس از چند سال آغاز خواهد شد.

هرگونه چشم‌انداز بهره‌برداری اقتصادی واقعی توده‌‌های مردم از این وضعیت، به مسئله‌‌های سه گانۀ رکود اقتصادی، بحران مالی و نزول سلطۀ ایالات متحده مربوط می‌شود که مشخصه‌‌های عصر سرمایۀ مالی-انحصاری است. سیاست اقتصادی ترامپ، به‌جای اینکه این شرایط را دگرگون کند، ممکن است بر دشواری آن‌ها بیفزاید. بدین معنی که حکومت او ممکن است به عنوان تنها گزینۀ اقتصادی خود، به صرف هزینه‌‌های نظامی و ماجراجویی‌‌های امپریالیستی گسترده‌تر، همراه با ستم اقتصادی بیشتر به کارگران آمریکایی، به‌ویژه فرودست‌ترین اقشار نیروی کار، به‌سان مطمئن‌ترین راه «بزرگ ساختن دوبارۀ آمریکا» رو کند.

در چنین شرایطی مهم‌ترین خطر این است که افزایش سرکوب داخلی (بَنِن، حمایت از آزار و اذیت‌‌های ضد کمونیستی جوزف مک کارتی در سال‌های دهۀ 1950 را در پروندۀ خود ثبت کرده است) افزایش سرکوب بیرونی و جنگ‌های نامحدود را به همراه آورد. تاکنون موانع بسیاری از سرِ راه اعمال زور در سطح جهان برداشته شده است. ممکن است افزایش جدید و بی سابقۀ توحش در سطح ملی و بین المللی پدید آید و این بار، با مسلح شدن به جنگ افزار‌هایی که می‌تواند زمین را از نوع انسان پاک کند. به‌واقع، نابودگری که در چنین شرایطی خطر واقعی است، هم‌اکنون به‌صورت روی‌گردانی از هرگونه کوشش برای محدود کردن تغییرات آب و هوایی، که ترامپ آن را «دروغ» می‌نامد، نمایان شده است. بدین سان، این طرزبرخورد، تمدن، و حتی بشریت را به نابودی نهایی، از راه تداوم حیات سرمایه‌داری به روش معمول، تهدید می‌کند.

مقاومت در «جامعۀ پساحقیقت»

برشت در «نوشتن حقیقت: پنج معضل» چنین می‌نویسد:

امروز، هرکس که آرزومند مبارزه با دروغ و نادانی باشد و بخواهد حقیقت را بنویسد، باید دست‌کم بر پنچ معضل چیره شود: شهامت نوشتن حقیقت را در جامعه‌ای که همۀ افرادش با آن مخالف‌اند داشته باشد؛ از هوش‌مندی لازم برای دریافت حقیقت، که در همه جا آن را پوشیده می‌دارند برخوردار باشد؛ مهارت لازم برای کاربست ماهرانۀ آن (به‌مثابه سلاح) را داشته باشد؛ از قدرت تشخیص لازم برای برگزیدن کسانی که حقیقت در دست آنان مؤثر از کار درآید بهره‌مند باشد؛ و زیرکی لازم برای انتشار حقیقت در میان آنان را داشته باشد. این معضل‌ها برای نویسندگانی که در زیرسلطۀ فاشیسم زندگی می‌کنند دشوار است. اما برای نویسندگانی نیز که از آن گریخته، یا تبعید شده‌اند، و حتی برای نویسندگانی که در جوامع آن‌ها، آزادی‌های شهروندی رایج است نیز، وجود دارد.

با توجه به قد برافراشتن ترامپ در پهنۀ سیاسی، برشت نیز (اگر امروز زنده بود) به هیچ رو از اینکه رشد سریع نئوفاشیسم در ایالات متحده و اروپا، با اعلام صفت «پسا حقیقت» به‌عنوان «کلمۀ سال» 2016 فرهنگ‌نامۀ آکسفورد هم‌زمان شده است، به هیچ رو شگفت‌زده نمی‌شد. این نکته مهم است که واژه‌ای دیگر در فهرست واژه‌‌های سال، کلمۀ «گزینۀ راست» بود. فرهنگ‌نامه‌‌های آکسفورد، واژۀ «پسا حقیقت» را مربوط به شرایطی می‌انگارد که در آن، واقعیت‌های عینی، در شکل‌دهی به افکار عمومی، کمتر از گرایش‌های احساسی یا باور‌های شخصی تأثیرگذاراست.

نقض بی‌شرمانۀ حقیقت، و آن‌چه گئورگ لوکاچ آن را «نابود سازی خرد» می‌نامید، همواره با فاشیسم همراه بوده، و به آماده کردن زمینه برای پدید آمدن آن کمک کرده است. نمی‌توان واقعیت اجتماعی کنونی را بدون توجه به تحلیل طبقاتی دریافت؛ و نمی‌توان بدون سازمان‌دهی طبقاتی به‌گونه‌ای اثربخش، در برابر آن واقعیت مقاومت کرد. ویژگی مشخص ایدئولوژی لیبرال دمکراتیک امروز، که شرایط را برای جامعۀ فراحقیقی کنونی فراهم کرده است، «دورشدن از مفهوم طبقه» (به‌ویژه طبقۀ کارگر است) که به‌طرز عجیبی در دوره ترامپ به صورت جریان غالب درآمده است. این موضوع، امکانی را برای واژۀ مبهم «عوام‌گرایی» فراهم آورده است تا سرپوشی بر خطر نئوفاشیستی زمانۀ ما باشد.

مقاومت دربرابر این گونه گرایش‌ها، به‌گونه‌ای که برشت یادآور می‌شد، در درجۀ نخست تنها با شهامت، هوش‌مندی، مهارت، قدرت تشخیص و زیرکی لازم برای بررسی حقیقت دربارۀ این پدیدار سیاسی شیطانی امکان‌پذیر است. لازم است واقعیت را باتوجه به جهت‌های تاریخی، ساختاری و دیالکتیکی آن دریابیم و براین واقعیت که نئوفاشیسم امروز، محصول ناگزیر بحران سرمایۀ مالی-انحصاری است تأکید ورزیم. از این رو، تنها راه مؤثر مقاومت این است که در برابر خود نظام مقاومت کنیم. در مقابل «وزش نئوفاشیستی» امروز، آخرین سنگر و تنها شیوۀ دفاع راستین طبقاتی-انسانی-زیست‌بومی، حرکت به‌سوی سوسیالیسم است. / ادامه دارد

صفحه قبل

صفحه بعد

علیرضا جباری

مطلب پیشنهادی:

تراژدی و مضحکه

طبیعت مقاومت، یک نتیجه‌گیری کوتاه | ترامپ در کاخ سفید تراژدی و مضحکه (۲۵)

کارل مارکس: همۀ پیشرفت‌هایی که در نوشتن تاریخ معاصر پدید آمده، تحت تأثیر فرود از پهنۀ سیاسی به اعماق زندگی اجتماعی بوده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *