Fengye College Center
خانه / جامعه / کرونا، نظریه پایان دنیا و کاسبان شایعه و خرافه | آیا ما بدل به زامبی‌ خواهیم شد؟
کرونا در جهان
این روزها افرادی که بی‌توجه به درخواست قرنطینه شدن در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند، دست کمی از زامبی‌ها ندارند. عکس: CNBC

کرونا، نظریه پایان دنیا و کاسبان شایعه و خرافه | آیا ما بدل به زامبی‌ خواهیم شد؟

در میان ویدئوها و خبرهای مرتبط با کرونا، وسط هشدارهایی که دست‌هایتان را خوب بشویید و انگشت شصت‌تان را یادتان نرود، در بهبوهه لغو فعالیت‌های مربوط به سال نو و همه رویدادهایی که به جامعه ایرانیان مرتبط می‌شود، در شلوغی و صدای رقص کرونایی پرستاران و دکترها در بیمارستان‌ها در حرکت‌های نمادین و اعتراضی، دیدن ویدئویی با مفهوم پایان دنیا نظرم را به خودش جلب کرد.

شاید کسانی که خبر از پایان دنیا می‌دهند، چندان بیراه نمی‌گویند، چرا که خبرها چندان خوشایند نیستند. مثلا صدر اعظم آلمان هشدار داده که ۶۰ تا ۷۰ درصد جمعیت این کشور احتمالا به ویروس کرونا مبتلا می‌شوند. آنگلا مرکل با اشاره به اینکه تاکنون درمانی برای این بیماری وجود نداشته گفته که باید بر کند شدن روند شیوع ویروس کرونا تمرکز شود.

ما انسان‌ها بیماری‌های بسیاری همچون طاعون و وبا را پشت سرگذاشته‌ایم. همین چند سال پیش سارس و ایبولا را به زانو درآوردیم. حالا هم حتما بر کرونا پیروز خواهیم شد. به طور قطع اگر خودمان زامبی‌هایی نشویم که به خودمان رحم نمی‌کنیم، کرونا کاری از پیش نخواهد برد. به طور قطع اگر ما رفتار انسانی‌مان را حفظ کنیم، درهای آینده به روی ما باز خواهد بود.

خبرهای مرگ ده‌ها نفر در ایتالیا و ایران، شایعه همه‌گیر شدن ویروس در آمریکا و خطر مرگ بیش از هفت میلیون نفر، چندان جالب نیستند و تولید دلهره می‌کنند. اما آیا کرونا از سارس و ایبولا خطرناک‌تر است و می‌تواند دنیا را نابود کند؟ آیا این بیماری می‌تواند زامبی‌ها را به دنیای واقعی بیاورد؟ ما تا چه اندازه در برابر این بیماری بی‌دفاع هستیم؟ آیا بعضی‌ها پیازداغش را زیاد نمی‌کنند تا نفعی ببرند؟

Aviron
Aviron

 

نکته بعدی این است که این بیماری تا چه اندازه می‌تواند خود درونی ما را نشان دهد؟ آیا کسانی می‌خواهند از بازار شایعات به نفع خود استفاده کنند؟ چه کسانی از شایعات سود می‌برند؟ چرا در این روزها خرافات به اوج خود می‌رسند؟

آیا دولت‌ها از پیش می‌دانستند که بیماری کرونا خواهد آمد؟ آیا کرونا را پزشکان چینی داده‌اند یا ویروس از آزمایشگاهشان در رفته؟ یا کرونا حمله بیوتروریسمی به ایران و چین است؟ یا چنان‌چه کارشناس عراقی گفته منشاء این ویروس توطئه‌ مشترک اسرائيل و آمریکاست برای وارد کردن تلفات به جمعیت جهان؟

اگر چنین باشد، در برابر کسانی که علم کردن ویروس کرونا را برای بد نام کردن دونالد ترامپ می‌دانند چه باید گفت؟ راستگرایان و مخالفان واکسیناسیون در آمریکا مدعی‌اند که دموکرات‌ها و بیل‌ گیتس، پایه‌گذار مایکروسافت، در شیوع ویروس کرونا دست دارند. روحانیون تونس باور دارند که چین به خاطر رفتاری که با ایغورها می‌کند دارد مجازات می‌شود.

سازمان بهداشت جهانی به شدت در مورد حقه‌بازانی که در بازار داغ کرونا در پی شکار شهروندان هستند هشدار می‌دهد. به گفته این سازمان این‌ها افرادی مذهبی و خرافی هستند یا اهداف سیاسی دارند یا دنبال پر کردن جیب خود هستند. زیرا ترس شهروندان ناآگاه از دلایل بیماری، منبع درآمد خوبی برای این افراد خواهد بود.

حمله زامبی و رو شدن درون آدم‌ها

فیلم‌ها و سریال‌های بسیاری با محوریت پایان دنیا و حمله زامبی‌ها به دنیا ساخته شده است. به ویژه بعد از واقعه یازده سپتامبر که دنیا در برابر یک حمله ناشناخته قرار گرفت، خطر حمله یک نیروی ناشناخته بیش از هرچیزی بشر را ترساند.

آیا کسانی که وسایل مورد نیاز مردم را به قیمت‌های نجومی می‌فروشند، از این واهمه مرتبط با کرونا عمومی سود نمی‌برند؟ شاید خود آن به گسترش شایعات کمک می‌کنند. مثلا آیا ممکن نیست شایعه وجود ویروس کرونا در «سوپر خوراک» تورنتو، از سوی رقیبان این سوپرمارکت مطرح شده باشد؟ در این روزهاست که آدم‌ها هویت درونی‌شان را رو می‌کنند.

سریال تلویزیونی «پیاده‌روی مردگان» (The Walking Dead) یکی از نمونه‌های خوبی است که با این موضوع ساخته شده. داستان این سریال در شهر آتلانتا در ایالت جورجیا روی می‌دهد، یکی از جنوبی‌ترین ایالت‌های آمریکا، جایی که لهجه و فرهنگ خاص خود را دارد.

پایان دنیا
سریال «پیاده روی مردگان» تصویری از روزهایی را پیش روی ما می‌گذارد که روحیه انسانی‌مان را فراموش کرده‌ایم و بدل به زامبی شده‌ایم.

ریک، که بعدها متوجه می‌شویم قهرمان سریال است، در حال رانندگی در فضای حومه شهر است. همه چیزها تغییر هویت داده‌اند و انگار موجود زنده‌ای به جز این پلیس نسبتا جوان وجود ندارد. او می‌خواهد باک بنزین ماشینش را پر کند، اما پمپ‌بنزینی پیدا نمی‌کند تا این‌که به پمپ‌بنزین متروکه‌ای می‌رسد. ماشین‌های زیادی در کنار پمپ‌بنزین رها شده‌اند.

ریک ناگهان صدای حرکت چیزی را می‌شنود. می‌بیند ناگهان دختر بچه‌ای با بدن خونین، با چشمانی خالی از زندگی به سوی او می‌آید. پلیس جوان بدون اختیار دست به اسلحه می‌برد و شلیک می‌کند، اما زامبی برمی‌خیزد و دوباره به سوی او می‌آید. این شروع داستانی است که تا مدت‌ها با درگیری مرگ و زندگی، انسانی و زامبی ادامه خواهد داشت.

نکته‌ای که باید در این سریال دید، نگاه جامعه‌شناسانه آن است. سریال «پیاده‌روی مردگان» را باید فراتر از یک مجموعه تلویزیونی با شخصیت‌های زامبی‌وار دید. آن‌چه در این سریال بیان می‌شود، چیزی است که سعدی از آن با عنوان «شناختن آدم به هنگام سفر یا مصیبت» یاد می‌کند.

سعدی می‌گوید که همه ما در حالت‌های عادی، آدم‌های خوبی هستیم، اما وقتی با مشکل روبرو می‌شویم، بدی‌هایمان را به نمایش می‌گذاریم. یا اگر خصلت انسانی قوی‌ای در ما وجود داشته باشد، آن را بروز می‌دهیم. آیا کسانی که در استرالیا، برای خریدن آخرین بسته دستمال توالت با چاقو به جان هم افتادند، نمونه‌ای واقعی از شخصیت‌های «پیاده‌روی مردگان» نیستند؟

اگر نگاهی به تاریخ داشته باشیم، بارها انسان را در موقعیتی می‌بینیم که گمان کرده دنیا به پایان رسیده است. مثلا بسیاری در سال‌های منتهی به سال ۱۰۰۰ میلادی گمان می‌کردند که دنیا در این سال به پایان می‌رسد. وقتی در این سال، شهاب سنگ بزرگی به زمین برخورد کرد، بسیاری از هراس پایان دنیا سر به بیابان گذاشتند.

سریال «پیاده‌روی مردگان» دقیقا به همین علت جالب است، چون شخصیت‌هایش را در مواجهه با ترس، گرسنگی، مرگ و هرگونه مشکل دیگر قرار می‌دهد و در این شرایط شخصیت‌ها مرتبا ما را شگفت‌زده می‌کنند. نه این‌که رفتارشان با معیارهای عقلی جور در نیاید، که گاهی با قضاوت‌های ما همخوان نیست.

هرچند دبیرکل سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده که کرونا یا کووید ۱۹ به مرحله همه‌گیری جهانی رسیده است، اما هنوز این بیماری در بسیاری از کشورها چنان نیست که همه مردم ناچار به ماندن در خانه باشند. با این همه فقط اعلام اولیه خبر همه‌گیری بیماری، بسیاری را به سوپرمارکت‌ها و داروخانه‌ها کشاند. این روزها نه به سادگی می‌توان ماسک تنفسی یافت و نه ژل ضدعفونی دست.

این اتفاق‌ها به نفع چه کسانی است؟ آیا کسانی که وسایل مورد نیاز مردم را به قیمت‌های نجومی می‌فروشند، از این واهمه عمومی سود نمی‌برند؟ شاید خود آن به گسترش شایعات کمک می‌کنند. مثلا آیا ممکن نیست شایعه وجود ویروس کرونا در «سوپر خوراک» تورنتو، از سوی رقیبان این سوپرمارکت مطرح شده باشد؟ در این روزهاست که آدم‌ها هویت درونی‌شان را رو می‌کنند.

شاید ما در حال رسیدن به روزهایی هستیم که آدم‌های واقعی، در حال تبدیل شدن به زامبی هستند. زامبی‌ها فکر نمی‌کنند، به فکر افراد دیگر نیستند، روحیه انسانی ندارند و ترسناکند. این افرادی که به مغازه‌ها هجوم می‌برند تا خودشان وسیله‌ها را داشته باشند و به دیگران اهمیت نمی‌دهند، چه کم از زامبی دارند؟ دنیای ما در آستانه آن است که به فیلمی ترسناک بدل شود.

بیشتر بخوانید:

ما و نظریه پایان دنیا

این‌که دنیا روزی به پایان می‌رسد، تقریبا از روزی که دنیا به وجود ‌‌آمده ذهن آدم‌ها را به خودش مشغول کرده است، ما آدم‌ها به طور ناخواسته از ناشناخته‌ها می‌ترسیم و خودمان را در برابر دنیای پیرامون بی‌دفاع احساس می‌کنیم.

اگر نگاهی به تاریخ داشته باشیم، بارها انسان را در موقعیتی می‌بینیم که گمان کرده دنیا به پایان رسیده است. مثلا بسیاری در سال‌های منتهی به سال ۱۰۰۰ میلادی گمان می‌کردند که دنیا در این سال به پایان می‌رسد. وقتی در این سال، شهاب سنگ بزرگی به زمین برخورد کرد، بسیاری از هراس پایان دنیا سر به بیابان گذاشتند.

ویروس کرونا
دعوای چند زن در استرالیا برای خرید دستمال توالت. اگر کل دنیا قرنطیه شود و چیزی برای خوردن نداشته باشیم، چه خواهیم کرد؟

حتی ما با این همه شناخت بیشتر، در نوامبر ۱۹۹۹، دسامبر ۲۰۱۶ و در چند تاریخ دیگر منتظر پایان دنیا بوده‌ایم. غربی‌ها از نوسترآداموس و ما ایرانی‌ها به شاه نعمت‌الله ولی استناد می‌کنیم. این روزها هم کرونا ما را به یاد پایان دنیا انداخته است. چرا؟ چرا ما همواره به پایان دنیا فکر می‌کنیم؟

افلاطون داستان مشهوری دارد درباره سایه و غار. داستان از این قرار است که جمعی در داخل غاری نشسته‌اند، و افرادی از دهانه غار می‌گذرند. سایه‌هایی بر دیوار غار می‌افتد و افراد داخل غار می‌خواهند بدانند که چه کسانی یا چه موجوداتی در حال گذرند.

افلاطون از این داستان  نتیجه می‌گیرد که حقیقت روشن نیست و ما در دنیایی از سایه‌ها زندگی می‌کنیم و ناشناخته‌های بسیاری وجود دارد. آیا ما بیش از ساکنان غار افلاطون به شناخت رسیده‌ایم؟ آیا مایی که تبلت و گوشی هوشمند به دست می‌گیریم، از پدران ما که دور آتش می‌نشستند، دانش بیشتری داریم؟ یا کمتر خرافاتی هستیم؟ شاید خرافات ما تنها شکل مدرن‌تری پیدا کرده‌اند.

شاید ما در حال رسیدن به روزهایی هستیم که آدم‌های واقعی، در حال تبدیل شدن به زامبی هستند. زامبی‌ها فکر نمی‌کنند، به فکر افراد دیگر نیستند، روحیه انسانی ندارند و ترسناکند. این افرادی که به مغازه‌ها هجوم می‌برند تا خودشان وسیله‌ها را داشته باشند و به دیگران اهمیت نمی‌دهند، چه کم از زامبی دارند؟ دنیای ما در آستانه آن است که به فیلمی ترسناک بدل شود.

ساختن افسانه‌های زیادی که بخش خیلی کمی از آن‌ها باقی مانده، نشان می‌دهد که بشر دو پا همیشه با خرافات و خیال‌پردازی درگیر بوده است، چه این ترس به واسطه بیماری کرونا باشد یا یک عدد مثل سال ۱۰۰۰ میلادی.

به خرافات می‌توان نگاه فلسفی و روانکاوانه و اجتماعی داشت. فروید معتقد بود که آدم‌ها خرافات را می‌سازند چون می‌خواهند برای ناملایمات روحی‌شان، تسکینی پیدا کنند. از نگاه او، خرافات بهترین واکنش به مشکلات و بن‌بست‌های روحی بود.

برج های تجارت نیویورک
بعد از حمله تروریستی به برج‌های تجارت جهانی در نیویورک، جهان بیش از پیش از حمله یک نیروی عجیب ترسید.

اما یونگ، نگاهی متفاوت به ماجرا داشت. او خرافات را به باورهای نادرست و کمبودها ربط می‌داد، اما باورهای دینی را نشانه‌ اندیشه‌های ژرف می‌دانست. ولی واقعا مرز بین اندیشه‌های ژرف با باورهای درست آن‌قدر باریک است که دین در بسیاری از موارد به خرافه نزدیک می‌شود. در نگاه فلسفی، ویتگنشتاین معتقد است که خرافه از ترس نشأت می‌پذیرد و نوعی علم کاذب به شمار می‌آید. یعنی تا زمانی که ما با ناشناخته‌ها روبرو نباشیم، سراغ خرافه نمی‌رویم.

اما باور به این‌که ما آخرین نسلی هستیم که روی زمین زندگی می‌کند و دنیا به زودی به پایان می‌رسد، آیا به این دلیل نیست که ما دوست داریم که آخرین نسل بشر باشیم و دنیا بعد از ما تمام شود؟

ما انسان‌ها بیماری‌های بسیاری همچون طاعون و وبا را پشت سرگذاشته‌ایم. همین چند سال پیش سارس و ایبولا را به زانو درآوردیم. حالا هم حتما بر کرونا پیروز خواهیم شد. به طور قطع اگر خودمان زامبی‌هایی نشویم که به خودمان رحم نمی‌کنیم، کرونا کاری از پیش نخواهد برد. به طور قطع اگر ما رفتار انسانی‌مان را حفظ کنیم، درهای آینده به روی ما باز خواهد بود.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

استخر مونترال

مایوها را بپوشید، استخرهای کبک باز می‌شوند

دولت کبک روز شنبه ۳۰می با انتشار بیانیه‌ای موافقت خود را با بازگشایی استخرهای روباز و فضاهای بازی و سرگرمی در پارک‌های عمومی سرتاسر استان اعلام کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *