قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / جامعه / بیماری کرونا، شایعات، مدیریت بحران و نداشتن اعتماد به دولت | چرا اداره کشور به سیستم چوپان دروغ‌گو جواب نمی‌دهد؟
بیماری کرونا
علی ربیعی سخنگوی دولت به همراه ایرج حریرچی معاون وزارت بهداشت دوشنبه ۲۵ مارس اعلام کردند که معاون وزارت بهداشت دچار بیماری کرونا شده است.

بیماری کرونا، شایعات، مدیریت بحران و نداشتن اعتماد به دولت | چرا اداره کشور به سیستم چوپان دروغ‌گو جواب نمی‌دهد؟

مقامات در تاریخ ۳۱ ژانویه اعلام كردند كه مسیرهای هوایی به مقصد چین به دلیل شیوع ویروس كرونا بسته شده است، با این حال خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی خبر داد كه هواپیمایی ماهان پس از اعلام این خبر همچنان ۹ پرواز به مقصد چین انجام داده است. هدف از این پرواز‌ها، کمک‌های بشردوستانه اعلام شد. سخنگوی ماهان تأکید کرده است که این شرکت هواپیمایی منشأ شیوع کرونا در ایران بوده است.

کلا هر آن‌چه که با جمهوری اسلامی در ارتباط است، در هاله‌ای از ابهام و شک قرار دارد، حالا می‌خواهد این ماجرا گرمای هوا باشد یا هک‌شدن کامپیوترها در گینه بیسائو. در روزهای خبرنگاری‌ام در ایران، بارها شنیدم که دوستانم اجازه نداشتند گرمای بالای چهل درجه را گزارش کنند. علت بسیاری از حوادث و نقص فنی‌ها هم هرگز مشخص نشد.

حدیث این‌که جمهوری اسلامی چرا همه چیز را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد، شاید چندان هم که فکر می‌کنیم ساده نباشد. مثلا حدس زدن این‌که چرا سه روز در مورد شلیک موشک به هواییمای مسافربری دروغ شنیدیم، دشوار نیست. اما چرا در مورد ماجرای مثل بیماری کرونا، باید این همه ابهام وجود داشته باشد؟

Aviron
Aviron

 

این‌روزها، کسی به درستی نمی‌داند تعداد کشته‌شدگانی که به کرونا مبتلا بوده‌اند، چند نفر است. اصلا نمی‌دانیم چند نفر در ایران به کرونا مبتلا شده‌اند. حتی نمی‌دانیم چرا تعداد زیادی از مقام‌های سیاسی-اجرایی جمهوری اسلامی به این بیماری مبتلا شده‌اند. همه این موارد، شایعات بسیاری تولید می‌کنند.

آیا مبتلا شدن این تعداد مقام سیاسی-اجرایی در ایران، عجیب نیست؟ برخی می‌گویند عجیب نیست چون این مقام‌ها هم بخشی از مردم هستند و چون آمار به درستی اعلام نمی‌شود، ما گمان می‌کنیم که تناسبی بین مسولان مبتلا به کرونا و مردم وجود ندارد، در صورتی که این تناسب برقرار است، فقط اعلام نمی‌شود.

برخی دیگر معتقدند که بعضی از مسولان جمهوری اسلامی که می‌خواهند در اماکن عمومی حضور نداشته باشند، وانمود می‌کنند که بیمار شده‌اند. برخی دیگر می‌گویند که جمهوری اسلامی از کرونا هم استفاده سیاسی-امنیتی می‌کند و دلیل داغ شدن بحث کرونا این است که می‌خواهند مشارکت بسیار کم در انتخابات مجلس را گردن ویروس‌های بی‌نوا بیندازند.

آمار مبتلایان کرونا
وزیر بهداشت کبک روز ۲۸ فوریه خبر داد تنها یک نفر در این استان به کرونا مبتلا شده و ۲۱ نفر هم مشکوک و تحت بررسی هستند.

چه این‌گونه باشد، چه واقعا کرونا در ایران تبدیل به یک مشکل همگانی شده باشد، چرا هیچ‌گونه برنامه‌ریزی و مدیریتی در کار نیست؟ آیا ما در کشور، سازمان‌های عریض و طویلی به نام مدیریت بحران نداریم؟ آیا سازمان‌ها و نهادهای مرتبط نباید با توجه به ابزار و توانایی‌های موجود کاری کنند؟

اگر چنین بود، موجی از واهمه، هراس، نگرانی، بی‌پناهی، کمبود امکانات و دارو و بسیاری دیگر از مشکلات کل کشور را فرا نمی‌گرفت. اگر چنین بود، مدارس کشور تعطیل نمی‌شد تا مردم برای تفریح به شمال کشور بروند. حتما کسانی که اصرار دارند در هر شرایطی مسابقات فوتبال لیگ برتر را برگزار کنند، نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند که کرونا می‌تواند در میان تماشاگران به سرعت تکثیر شود.

این‌که اول شایعات شکل می‌گیرند یا نخست خود بحران به دلیل سوءمدیریت ساخته می‌شود و سپس شایعات سر برمی‌آورند، دقیقا شبیه همان مثال مرغ و تخم‌مرغ است. دقیقا نمی‌دانیم کدام‌شان اول شکل می‌گیرند. فقط می‌دانیم که وفتی همه چیز در هاله‌ای از ابهام باشد، نمی‌توان درست و غلط را از هم تشخیص داد.

مدیریت کشور به این فکر نکرده است که وسایل مورد نیاز مقابله با کرونا را در کشور فراهم کند. وزارت بهداشت اعلام کرده که یک میلیون (در برخی از خبرها، سه میلیون ماسک) ماسک از طریق هلال احمر به کشور چین اهدا شده است.

ماجرای جمهوری اسلامی و چوپان دروغگو

دولت ایران
دولت ایران به جای رفع و مدیریت بحران، با مغازه‌ها و افراد برخورد سلبی و خشن می‌کند.

احتمالا داستان چوپان دروغگو را شنیده‌ایم، اما شاید برخی از ما روایت احمد شاملو را از آن ندانیم. روایتی که اغلب ما می‌دانیم این است: چوپانی دو بار به دروغ می‌گوید که گرگ‌ها به گله‌اش زده‌اند و مردم به کمک‌اش می‌آیند، اما وقتی با گله بدون گرگ روبرو می‌شوند، بار سوم دیگر به حرف‌های چوپان جوان توجه نمی‌کنند و گرگ‌ها گله را می‌درند.

احمد شاملو نظر دیگری دارد. او می‌گوید ممکن است در این داستان گرگ‌ها برنامه ریخته باشند و با برنامه سراغ گله آمده باشند و هر بار که مردم نزدیک رسیده‌اند، آن‌ها رفته‌اند. گرگ‌ها می‌خواسته‌اند که مردم روستا دیگر به کمک‌خواهی چوپان جوان باور نداشته باشند.

حالا چه فرضیه شاملو را درست بدانیم و چه روایت متداول از داستان چوپان دروغ‌گو را، می‌توانیم به سادگی دریابیم که جمهوری اسلامی این روزها بدل به چوپانی دروغ‌گو شده است. وقتی شلیک موشک به هواپیمای مسافربری برای دست کم سه روز پنهان‌کاری می‌شود، وقتی کسی نمی‌داند در حوادث آبان همین امسال چند نفر کشته شدند، وقتی هرگز نفهمیدیم که اعدام‌های دهه ۱۳۶۰ چند نفر قربانی داشت، چطور می‌توانیم بار دیگر به جمهوری اسلامی اعتماد کنیم.

نتیجه این بی‌اعتمادی این است که وقتی دولمتردان می‌گویند همه چیز در امن و امان است، کسی آن‌را باور نمی‌کند. نتیجه این است که در بی‌اعتمادی کامل، هر کس حدس و گمانی دارد و شایعات ساخته می‌شود و این حدس و گمان‌ها، حتی می‌توانند از اصلِ بحران خطرناک‌تر باشند.

مدیریت بحران و همه چیزهایی که نمی‌دانیم

کمبود ماسک در بازار
مطابق آمار، بین یک تا سه میلیون ماسک به کشور چین ارسال شده و یکی از دلایل کمبود ماسک همین مورد است.

اگر اخبار ایران را دنبال کرده یا در چند وقت اخیر با خویشاوندانتان در ایران در گفت‌وگو بوده باشید، می‌دانید که هراسی بزرگ در ایران وجود دارد. نخستین بدبختی بزرگ این است که ما اصلا نمی‌دانیم آیا باید نگران باشیم یا نه. از سویی نمی‌توانیم به اخبار و آمار دولتی اعتماد کنیم و از سویی می‌بینیم که در داروخانه‌های کشور چیزی برای ارائه وجود ندارد، نه ژل ضدعفونی‌کننده، نه ماسک و نه چیزهای دیگر ضروری.

در این شرایط دولت حاکم بر ایران با دو مشکل بزرگ روبروست. نخست این‌که اساسا مدیریت بلد نیست و وقتی اصول کلی مدیریت بر کشور حاکم نباشد، قطعا پدیده‌ای هم با عنوان مدیریت بحران نخواهیم داشت. نکته دوم این‌که وقتی مردم به دولت خود اعتماد نداشته باشند، قطعا مدیریت هم دشوارتر خواهد شد.

دولت حاکم بر ایران با دو مشکل بزرگ روبروست. نخست این‌که اساسا مدیریت بلد نیست و وقتی اصول کلی مدیریت بر کشور حاکم نباشد، قطعا پدیده‌ای هم با عنوان مدیریت بحران نخواهیم داشت. نکته دوم این‌که وقتی مردم به دولت خود اعتماد نداشته باشند، قطعا مدیریت هم دشوارتر خواهد شد.

رضا شکراللهی، که سال‌هاست از مسیرهای وبلاگ، وبسایت شخصی، توییتر و کانال تله‌گرام خود با مخاطبانش در ارتباط بوده است در این مورد می‌نویسد: «همه‌چیزتان، از قتل و ستمکاری و تحمیل و تفتیشِ عقیده و فساد و قدرت‌پرستی و…، بر فرضِ محال، قبول؛ ولی دیگر چه اتفاقی باید بیفتد تا به خودتان هم ثابت شود بلد نیستید و نمی‌توانید یک کشور را «اداره کنید»؟»

او تنها کسی نیست که بحران مدیریت در ایران را مطرح می‌کند، اما از آن‌جا که او را بیشتر به عنوان ویراستار و در نهایت منتقد ادبی شناخته‌ایم، بیان این موضوع از سویش می‌تواند به وخامت اوضاع اشاره داشته باشد.

بیماری کرونا در ایران
تنها یک ذهن بیمار می‌تواند بیماری کرونا را یک موهبت بداند.

برای آن‌که وخامت ماجرا را بیشتر بدانیم، بد نیست به روایت وب‌سایت خبری تحلیلی بلومبرگ نگاهی داشته باشیم. در دو مطلبی که در تاریخ‌های ۲۴ و ۲۷ فوریه در این وب‌سایت منتشر شدند، به تعلیق شدن پرواز‌ها، تعطیلی مدارس، ضدعفونی‌کردن زیارتگاه‌های مذهبی، وحشت و آشفتگی مردم، فقدان دارو و آزمایش‌های لازم اشاره شده است.

بلومبرگ در گفت‌وگوهایی که با شهروندان ایران داشته نشان داده که آن‌ها از هیچ چیز مطمئن نیستند، نه خطرناکی بیماری کرونا و نه از این‌که چند نفر در ایران دچار این بیماری شده‌اند. آیا ارائه اطلاعات درست و البته مدیریت شده، بخش مهمی از مدیریت بحران نیست؟

بیشتر بخوانید:

مدیریت بحران چیست؟

فرآیند پیش‌بینی و پیشگیری از وقوع بحران، برخورد و مداخله در بحران و سالم‌سازی بعد از وقوع بحران را مدیریت بحران گویند. این ساده‌ترین تعریفی است که می‌توان از مدیریت بحران داشت. اما با این تعریف، دولت ایران مدیریتی درست در مورد بیماری کرونا داشته است؟

دکتر گویا رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های وزارت بهداشت، در تاریخ ۳۰ ژانویه با باشگاه خبرنگاران جوان گفت‌وگو کرد و گفت که هنوز کسی در ایران دچار کرونا نشده است. او همچنین از آمادگی برخورد با کرونا خبر داد. اما نظر سازمان بهداشت جهانی چیز دیگری است. مطابق بررسی‌های سازمان بهداشت جهانی، رتبه ایران در میان ۱۹۵ کشور، در ردیف ۹۷‌ قرار دارد. یعنی ما تقریبا آمادگی نداریم.

در مورد بعدی، در حالی که همگان می‌دانستند ویروس کرونا وارد کشور خواهد شد، هیچ اقدام پیشگیرانه‌ای انجام نشده است، نه بررسی پروازهای ورودی خارجی لغو شده و نه مراکز پررفت و آمد مدیریت و بررسی شده‌اند. مینو محرز، عضو کمیته کشوری بیماری‌های عفونی وزارت بهداشت درباره علت شیوع این ویروس در ایران می‌گوید: «احتمالا منشاء این بیماری کارگران چینی بوده‌اند که در شهر قم کار می‌کنند.»

در مورد بعدی، در حالی که همگان می‌دانستند ویروس کرونا وارد کشور خواهد شد، هیچ اقدام پیشگیرانه‌ای انجام نشده است، نه بررسی پروازهای ورودی خارجی لغو شده و نه مراکز پررفت و آمد مدیریت و بررسی شده‌اند. مینو محرز، عضو کمیته کشوری بیماری‌های عفونی وزارت بهداشت درباره علت شیوع این ویروس در ایران می‌گوید: «احتمالا منشاء این بیماری کارگران چینی بوده‌اند که در شهر قم کار می‌کنند.»

مقامات در تاریخ ۳۱ ژانویه اعلام كردند كه مسیرهای هوایی به مقصد چین به دلیل شیوع ویروس كرونا بسته شده است، با این حال خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی خبر داد كه هواپیمایی ماهان پس از اعلام این خبر همچنان ۹ پرواز به مقصد چین انجام داده است. هدف از این پرواز‌ها، کمک‌های بشردوستانه اعلام شد. سخنگوی ماهان تأکید کرده است که این شرکت هواپیمایی منشأ شیوع کرونا در ایران بوده است.

بحران مدیریت در ایران
بحران مدیریت در کشور، صدای بسیاری را درآورده است.

حتی مدیریت کشور به این فکر نکرده است که وسایل مورد نیاز مقابله با کرونا را در کشور فراهم کند. وزارت بهداشت اعلام کرده که یک میلیون (در برخی از خبرها، سه میلیون ماسک) ماسک از طریق هلال احمر به کشور چین اهدا شده است. بعد از شیوع بیماری در ایران، کمبود ماسک و ژل ضدعفونی در ایران، بدل به یک بحران شد، اما به جای این‌که دولت برای رفع بحران تلاش کند، برخی از مغازه‌ها به دلیل گران‌فروشی و برخی افراد به دلیل احتکار بازداشت شدند. برخی از افراد هم به دلیل شایعه‌پراکنی به زندان افتادند.

آیا اطلاع‌رسانی درست از نخستین روز مواجهه با بحران، به دولت و مردم کمک نمی‌کرد تا وضعیت بهتری داشته باشند؟ برای این‌که متوجه مساله اعتماد و اطلاع‌رسانی درست باشیم، خبر روز ۲۸ فوریه خبرگزاری CBC را مرور می‌کنیم. سی‌بی‌سی به نقل از دانیل مک‌کن (Danielle McCann) وزیر بهداشت کبک خبر داد که یک نفر مبتلا به کرونا در این استان وجود دارد.

مک‌کن گفت که این بیمار یک زن ایرانی است که برای رفتن به مرکز درمانی از وسایل نقلیه عمومی استفاده نکرده است و همچنین بعد از برگشت به کبک، به محل کارش نرفته و با افراد بسیار کمی تماس داشته است. او همچنین گفت که هم‌اکنون ۲۱ مورد مشکوک در استان کبک در حال بررسی هستند.

بعد از اظهار نظر وزیر بهداشت کبک، کسی آمار و اطلاعات او را زیر سوال نبرد، چرا که کسی حدس نمی‌زند که او بخواهد اطلاعات نادرست به مردم بدهد. اما وقتی ایرج ابریشم‌چی، معاون وزیر بهداشت ایران اعلام کرد که خود دچار ویروس کرونا شده، همه دچار وحشت شدند، تا چند روز پیش‌تر، اصلا بیماری در ایران انکار می‌شد.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

کروناویروس

کرونا، سلامت روان دانشجویان و تأخیر در تأمین منابع

در مناطقی که در وضعیت هشدار قرمز قرار دارند و آموزش از راه دور به یک هنجار تبدیل شده است، دانشجویان به‌ویژه آن‌هایی که تازه امسال وارد کالج شده‌اند، به‌راحتی نمی‌توانند به این خدمات دسترسی پیدا کنند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *