قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / جامعه / داستان بومیان کانادا، روایت بایگانی شدن یک ملت / نگاهی به فیلم “خاطرات کنود راسموسِن”
فیلم رضا یاوریان

داستان بومیان کانادا، روایت بایگانی شدن یک ملت / نگاهی به فیلم “خاطرات کنود راسموسِن”

رضا یاوریان|

زکریاس کونوک، به نظر می‌رسد با آگاهی از این مسئله، سعی کرده است آیین‌ها و سنت‌های بومی بایگانی شده اینویت‌ها درخاطرات راسموسِن را بازخوانی برشکنانه کرده و با بازتولید آنها از نظرگاه بومی و اینویتی، به آنها حیاتی دوباره داده و به مالکان اصلی بازگرداند.

احقاق حق و بازستاندن آنچه که از آنِ یک فرد، گروه و یا ملتی ست، بدیهی و طبیعی به نظر می‌رسد، اما در بیشتر موارد، در عمل، چندان ساده و راحت نیست؛ به ویژه حقوق و هویت ملتی که قرن‌ها به تاراج رفته و یا نادیده انگاشته شده است.

سخن از بومیان کانادا است که سال‌هاست به روش‌های گوناگون سعی در بازستاندن آنچه مال خود می‌پندارند، دارند. فیلمی که این نوشته تصمیم به سخن گفتن درموردش دارد ساخته یک هنرمند از بومیان کانادا است. او به اینویت‌ها، قبیله‌ای به نام زکریاس کونوک تعلق دارد. این فیلم ساز هنرمند با فیلم اولش اتانارجوات :دونده سریع(2001)، به اولین‌های بسیاری دست یافت. فیلم مورد بحث این نوشته، خاطرات کنود راسموسِن(2006)، در واقع بازخوانی خاطرات یک کاشف دانمارکی‌ست که اوایل قرن بیستم به کانادا سفر کرده و نوشته‌هایش در مورد قبایل بومیان و به ویژه اینویت‌ها بسیار با ارزش است. اما بازخوانی فیلم از نوع کلاسیک و معمول سینمای روز نیست، بلکه کارگردان در این بازخوانی ساختارشکنانه، دو دیدگاه استعمارگر (colonialist) و استعمار شده (colonised) را در مقابل هم قرارداده و سعی در بازستاندن  و از آنِ خود کردنِ میراثی دارد که یادداشت‌های یک فرد اروپایی، با خوانشی بر مبنای دید یک سفید پوست استعمارگر آنها را بازتولید کرده است.

Aviron
Aviron

 

زکریاس کونوک که خود یک اینویت است، در این فیلم، با تکیه بر آیین شامانیسم در برابر دین مسیحیتِ وارداتی، از موسیقی دو طرف، اپرای ایتالیایی و وارداتی که بومیان با شگفتی از طریق دستگاه گرامافن به آن گوش می‌دهند و گلو-آوازخوانی و موسیقی آیینی بومیان (که البته با توجه به شباهت کامل به آوازخوانی ترکمن‌های کشورمان، برایمان بسیار آشناست)، برای این تقابل و بازخوانیِ میراث، استفاده برده است.

همان گونه که ذکر شد، فیلم بر اساس دفتر خاطرات راسموسن ساخته شده است، اما اسکاندیناوی‌ها فقط نقش پس زمینه‌ای در داستان فیلم دارند.  فیلم به عنوان منبع اصلی، از نوشته‌های کاوشگر دانمارکی سود برده است که ملاقات و سفر گروهی از کاشفان اروپایی را با یک اینوئیتِ شامان و خانواده‌اش ثبت کرده است.  با این حال، داستان فیلم از دید و نظرگاه خانواده اینویت گفته می‌شود. 

داستان فیلم حول محور آپاک، دخترجوانِ آوا، شامان پیر قبیله است  که خود توانایی‌هایی برای دیدن ارواح دارد.

داستان فیلم حول محور آپاک، دخترجوانِ آوا، شامان پیر قبیله است  که خود توانایی‌هایی برای دیدن ارواح دارد.فیلم رضا یاوریان

آوا (که در حال پیر شدن است و نگران از دست رفتن سنت‌ها) در تلاش است تا ضمن برخورد با دختر سرکشگرخود، آپاک، که ضمن نادیده گرفتن شوهر زنده خود، با همسر مرده خود رابطه جنسی و معنوی برقرار می‌کند، زندگی سنتی خود را حفظ کند.  در چنین بستری، فیلم تأثیر ورود اروپائیان سفید پوست را نشان می‌دهد که چگونه برخی از اعضای قبیله، که تشنه فرصت‌های جدید هستند، رو به اروپاییان کرده‌اند و مسیحیت به مرور آغاز به جایگزینی عقاید سنتی شامانیسم کرده است. تقابل فرهنگی و تلاش و نگرانی برای حفظ سنت‌ها، در فیلم به زیبایی با استفاده از ساختار چندلایه تصویری و موسیقیایی بازنمایانده شده است. برای نمونه، از آغاز فیلم می‌توان سخن گفت که موسیقی بومی در نمایی خالی به گوش می‌رسد و سپس قاب رنگی ظاهر می‌شود که تمامی اعضای خانواده آپاک به ترتیب می‌آیند و در عکس در جای خود می‌نشینند. موسیقی ابتدایی جای خود رابه صدای راوی آپاکِ پیرِ زمان حال می‌دهد که با سیاه‌سفید شدن تصویر همراه هست و تبدیل به عکس دوران جوانی آپاک در دهه سوم قرن بیستم می‌شود. دورانی که در نمای بعدی، با همراهی موسیقی بومی به خوشی و شادی تصویر می‌شود.

با چنین آغازی، زکریاس کونوک، موسیقی سنتی اینویت‌ها را در مرکز توجه خود و نکته اصلی فیلم برای انعکاس نگرانی‌اش از ناپدید شدن میراثش قرار می‌دهد.

اینویت‌ها در فیلم، همانطور که در تاریخِ واقعی رخ داده، به مرورمسیحی می‌شوند و آوازهای مسیحی جایگزین آوازهای شامانی می‌گردد.

ژاک دریدا، فیلسوف فرانسوی،  در نوشته‌ی  مهم خود به نام، تب بایگانی(Archive fever)، از نابودی آنچه که بایگانی می‌شود سخن می‌گوید. به زعم وی، مطلبی که توسط یک فرد در تاریخ ثبت و بایگانی می‌گردد، از صاحبان اصلی خود جدا می‌گردد و به تملک آنانی در میاید که بایگانی‌اش کرده‌اند و هویت جدیدی به آن بخشیده‌اند. زکریاس کونوک، به نظر می‌رسد با آگاهی از این مسئله، سعی کرده است آیین‌ها و سنت‌های بومی بایگانی شده اینویت‌ها درخاطرات راسموسِن را بازخوانی برشکنانه کرده و با بازتولید آنها از نظرگاه بومی و اینویتی، به آنها حیاتی دوباره داده و به مالکان اصلی بازگرداند.

بیشتر بخوانید:

چنین بازتولیدی، در ابتدای فیلم به وضوح با برساختن دوباره و رنگیِ به اصطلاح یک «عکسِ» بایگانی‌شده‌ی سیاه‌سفید، با پیش‌زمینه یک آوازخوانی اینویتی (که آجاجا، خوانده می‌شود و به نظر رسانده می‌شود که  از گرامافون پخش می‌گردد، منبع ناشناخته‌ای دارد و می‌تواند با تولید دوباره در فیلم به مالکان اصلی خود بازگردانده شود)، کاملا معنا می‌یابد و البته در طول فیلم ادامه یافته و تثبیت می‌گردد. با وجود این، به نظر می‌رسد فیلم ساز، با آگاهی به تفاوت دنیای واقعی برونی و دنیای برساخته شدهٔ درونی سینمایی، بسیار فراتر از دل‌مشغولی ساده‌انگارانه، به آینده قوم و ملتش نگاه می‌کند.

به نظر می‌رسد فیلم ساز، با آگاهی به تفاوت دنیای واقعی برونی و دنیای برساخته شدهٔ درونی سینمایی، بسیار فراتر از دل‌مشغولی ساده‌انگارانه، به آینده قوم و ملتش نگاه می‌کند.

اینویت‌ها در فیلم، همانطور که در تاریخِ واقعی رخ داده، به مرورمسیحی می‌شوند و آوازهای مسیحی جایگزین آوازهای شامانی می‌گردد. باز تولید موسیقی بومی و اینویتی در فیلم (که به اصطلاح معروف، کارخانه رویاسازی است) به مانند رویا‌های آپاک جوان می‌ماند که در آن با شوهر و عاشق درگذشته خود نرد عشق می‌بازد ولی در عالم واقعیت باید با شوهر فعلی خود که در پی یک معاهده صلح همسرش شده است زندگی کند. آوازها و سرودهای شامانی همانند همسرِ درگذشته‌ی  آپاک هستند. آپاک او را دوست دارد اما نداردش.  عشق ورزیدن با شوهر مرده رویدادی شبیه رویا است که می‌تواند به صورت رویاپردازی یا خواب در شب انجام شود.  دقیقاً مانند فیلمی که زاکاریاس درباره مطالب بایگانی شدهٔ خاطرات کنود راسموسِن ساخته است. شما می‌توانید آنها را در دنیای رویایی مانند سینما از نو بازتولید ​​کنید اما معنی‌اش این نیست که می‌توانید آن را ضرورتا در دنیای واقعی تحقق بخشید. چنین واقعیتی را در پایان فیلم به آشکارا می‌توان دید وقتی که آپاک و پدرش، به عنوان آخرین شامان، مجبور می‌شوند شامانیسم را ترک و به مسیحیت بگروند و فیلم با موسیقی «فاخر و متمدن» اروپایی، اپرای ایتالیایی بر روی عکس‌های بایگانی شدهٔ اینویت‌ها که راسموسِن گرفته بوده است پایان می‌یابد. با وجود تلاش زکریاس کونوک برای بازآفرینی و بازتولید خاطره جمعی و تاریخ بومی اینویت‌ها، ابهام همچنان باقی می‌ماند که صاحبان اصلی چه کسانی هستند.       

درباره نویسنده: رضا یاوریان دکترای زبان و ادبیات انگلیسی دارد و اکنون دانشجوی دکترای مطالعات سینمایی است. او استادیار سابق دانشگاه سراسری کاشان و دانشگاه آزاد در ایران بوده و استاد ادیبات انگلیسی کالج شامپلین.

منابع:

Conlon, Paula. “Iglulik Inuit Drum-Dance Songs.” Music of the First Nations: Tradition and Innovation in North America. Urbana and Chicago: University of Illinois Press, 2009

. Deleuze, Gilles & Felix Guattari. A Thousand Plateau : Capitalism and Schizophernia, trans. B. Massumi, Minneapolis: University pf Minneapolis Press, 1987.

Derrida, Jacques. Archive Fever: A Freudian Impression, trans. Eric Prenowitz. Chicago: University of Chicago Press, 1996

Evans, R. Michael. The Runner: Filming the Legend of Atanarjuat. Lincoln & London: University of Nebraska Press, 2010

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

رفتار نژادپرستانه کارکنان یک بیمارستان با یک بیمار بومی در کبک

جویس آشاکوان (Joyce Echaquan) در آخرین لحظات زندگی خود، درحالی‌که ناتوان در تخت بیمارستان کمک طلب می‌کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *