Fengye College Center
خانه / جامعه / ما، مک‌لینز، کانادا و مفهوم تراژدی: We all share this grief
مک لینز

ما، مک‌لینز، کانادا و مفهوم تراژدی: We all share this grief

راستش تا زمانی که زیرنویس «تراژدی در تهران» را در چند شبکه تلویزیونی ندیده بودم، به بزرگی ماجرا فکر نمی‌کردم. شاید ما ایرانی‌ها آن‌قدر مصیبت دیده‌ایم که از دست دادن چند هموطن‌ دیگر، برای ما دیگر چندان تراژدی به حساب نمی‌آید. اما معنای تراژدی در کانادا، بزرگتر است و دامنه بیشتری را در برمی‌گیرد.

همدردی با ایرانیان
تصویری از جلد آخرین شماره نشریه مک‌لینز که هفته قبل منتشر شد و از کلماتی فارسی برای بیان همدردی‌اش با ایرانیان استفاده کرد.

معمولا به کار بردن جملات و عبارات به زبان‌های دیگر در فارسی به این معنی است که گوینده گاه نمی‌تواند کلمات و عبارات مناسب را برای بیان افکارش پیدا کند. در مواردی هم گوینده از کلمات غیرفارسی استفاده می‌کند تا مثلا با کلاس به نظر برسد.

به کار بردن یک عنوان انگلیسی برای یک متن فارسی به این معنی نیست که فارسی‌ام چنان نم‌کشیده که توان پیدا کردن واژه مناسب نداشته باشم. قطعا نمی‌خواهم بلد بودن انگلیسی‌ را، در کشوری که یکی از دو زبان رسمی‌اش انگلیسی است، به رخ بکشم. حکایت زیره به کرمان بردن است.

استفاده از این عنوان، تنها و تنها به دلیل تشکری است که احساس می‌کنم به عنوان یک روزنامه‌نگار باید از دوستان روزنامه‌نگارم در مجله مک‌لینز (Maclean’s) داشته باشم. شاید در این روزهای دوری، دوری و از دست دادن همه‌چیزهایی که داشتیم و از دست داده‌ایم، هیچ چیز به اندازه این حرکت انسانی-روزنامه‌نگارانه ما را خوشحال نکرده باشد:« روزنامه‌نگاری زنده است و به انسان به عنوان مرکز جهان، بیش از هر چیزی توجه دارد.»

اتفاق ویژه دیگر این متن است که شاید برای نخستین بار در طول دوران روزنامه‌نگاری‌ام، نوشته‌ام را با تیتر شروع کردم. یعنی زمانی که متن را شروع کردم می‌دانستم تیتر مطلب چه باید باشد، در صورتی‌که همیشه متن‌ام را تمام  و سپس تیترش را انتخاب می‌کنم. این بار دکمه‌ای داشتم و برای این دکمه یک کت خریدم. این اتفاق ویژه هم به دلیل طرح جلد آخرین شماره مجله مک‌لینز است که به فارسی طراحی شده است.

وقتی طرح جلد را دیدم به یک مفهوم و باور رسیدم: «هر واژه‌ای می‌تواند در هر مکان معنی متفاوتی داشته باشد.» مثلا واژه تراژدی که از یونان باستان به ما رسیده، قطعا در ایران و کانادا معنی متفاوتی دارد. وقتی متن‌های مرتبط با طرح جلد را خواندم، متوجه شدم که این واژه حتی در زمان‌های گوناگون هم معنای متفاوتی دارد.

Aviron
Elite College
Aviron

 

مفهوم تراژدی در زمان و مکان

چند وقتی می‌شود که مفاهیم برایم سیال شده‌اند. یعنی وقتی واژه یا عبارتی را می‌شنوم، خیلی به چیزهایی که از قبل درباره آن‌ها می‌دانستم، فکر نمی‌کنم. سعی می‌کنم ببینم که این واژه و عبارت این‌بار چه معنایی دارد. یکی از این‌ واژه‌ها که در چند وقت گذشته برایم معنی‌های متفاوتی داشته، تراژدی است.

راستش تا زمانی که زیرنویس «تراژدی در تهران» را در چند شبکه تلویزیونی ندیده بودم، به بزرگی ماجرا فکر نمی‌کردم. شاید ما ایرانی‌ها آن‌قدر مصیبت دیده‌ایم که از دست دادن چند هموطن‌ دیگر، برای ما دیگر چندان تراژدی به حساب نمی‌آید. اما معنای تراژدی در کانادا، بزرگ‌تر است و دامنه بیشتری را در برمی‌گیرد.

این مفهوم در کانادا چندان بزرگ و وسیع است که یک ماه بعد از «تراژدی تهران»، یکی از معتبرترین نشریات این کشور جلدش را به این موضوع اختصاص می‌دهد. در صفحه‌ای سیاه به فارسی نوشته شده است: «ما همه در این غم شریک هستیم.» این جلد مجله است.

احساسی از شکرگزاری، همدردی و صمیمیت در این طرح و جمله وجود دارد که نگاهی به آن به ما نشان می‌دهد که واژه‌ها می‌توانند در مکان‌ها و زمان‌های متفاوت، معنی‌های متفاوتی داشته باشند، چنان‌چه تراژدی در تهران و مونترال با هم فرق می‌کند.

شاید بد نباشد برای آن‌که به طور واضح‌تر متوجه این منظور شویم، به اتفاق مهم دیگری در ماه ژانویه توجه کنیم. در روزهای میانی ماه ژانویه، استان سیستان و بلوچستان دچار سیل شد. اما اگر همین الان و حدود یک ماه بعد از این تراژدی به وب‌سایت‌های خبری توجه کنید، چیز چندانی دستگیر شما نمی‌شود.

سردبیر مک‌لینز «تراژدی تهران» را با حادثه دیگری که در سال ۱۹۸۵ روی داد و در آن ۳۲۹ کانادایی هندی‌تبار کشته شدند مقایسه می‌کند. در آن‌روزها تنها کاری که کانادا انجام داد این بود که نخست‌وزیر برایان مولرونی Brian Mulroney، تماسی با همتای هندی‌اش راجیو گاندی داشت و به او تسلیت گفت.

سیل در ایران
تراژدی سیستان با خسارات جانی و مالی فراوان، تنها چند روز بعد از حادثه فراموش شد، در حالی که روستاهای بسیاری نه برق داشتند و نه آب آشامیدنی.

دقیقا مشخص نیست چند نفر در این سیل کشته و زخمی شده‌اند. چند نفر خانه‌شان را از دست داده‌اند و در نهایت چه خساراتی به کشاورزی و صنعت این استان وارد شده است. خبرهای نه‌ چندان دقیق حاکی از این است که حدود ۲۵۰ هزار نفر در مرکز و جنوب استان سیستان و بلوچستان بی‌خانمان شده‌اند و زیرساخت‌های بسیاری نابود شده است.

در این سیل، راه دسترسی به حدود ۹۰۰ روستا برای مدتی طولانی بسته بود. بیش از ۲۵۰ روستا برای مدت‌ها به آب آشامیدنی دسترستی نداشتند و برق ۸۸۰ روستا نیز قطع بوده است. مدیرکل مدیریت بحران استان سیستان و بلوچستان از برآورد خسارات اولیه هزار و ۸۴۰ میلیارد تومان در مناطق سیل‌زده این استان خبر داده است. همچنین ۲۵۰۰ خانه روستایی بیش از ۸۰ درصد خسارت دیده‌اند.

حال این اعداد و ارقام را با آمار اصابت موشک به هواپیمای مسافربری اکراینی مقایسه کنیم. در هواپیمای اکراینی، ۵۷ شهروند کانادایی کشته شدند که اغلب ایرانی تبار بودند. ۲۹ نفر از سرنشینان هواپیما هم اقامت کانادا را داشتند.

درست است که تقریبا همه سرنشینان هواپیمای اکراینی، افرادی متشخص بودند و هر تار موی آدمی ارزشی برابر یک دنیا دارد، اما آیا می‌توان گفت که تراژدی تهران از تراژدی سیستان بزرگ‌تر بوده است؟ با این همه پرچم کانادا چندین روز، میان دو ساحل شرق و غرب، به حالت نیمه افراشته در آمد. جاستین ترودو برای ساعت‌های متمادی پیگیر مسبب و دلیل حادثه بود.

اگر نگاهی به حجم برنامه‌های تولید شده با محور « تراژدی تهران» داشته باشیم، مفهوم واژه تراژدی را به خوبی درک خواهیم کرد. با این همه اگر واژه تراژدی را برای سیستان به کار ببریم، شاید نشود بزرگی مصیب را دریافت، چون تراژدی گاهی در ایران معنایی هجوآمیز پیدا می‌کند. دو هفته بعد از سیل، و در حالی که هنوز افراد بسیاری بی‌خانمان و بی آب و برق بودند، یکی از خبرگزاری‌ها خبر داد که بعد از نشست آب، قسمت‌هایی از خاک سیستان در حال سبز شدن است.

شاید بد نباشد برای آن‌که به طور واضح‌تر متوجه تفاوت معنی تراژدی در ایران و کانادا شویم، به اتفاق مهم دیگری در ماه ژانویه توجه کنیم. در روزهای میانی ماه ژانویه، استان سیستان و بلوچستان دچار سیل شد. اما اگر همین الان و حدود یک ماه بعد از این تراژدی به وب‌سایت‌های خبری توجه کنید، چیز چندانی دستگیر شما نمی‌شود.

واقع‌بینی و دوری از احساساتی شدن

مراسم یادبود در کانادا
یکی از مراسم یادبود کشته‌شدگان «تراژدی تهران». ترودو در بسیاری از مراسم یادبود شرکت کرد.

چهارده صفحه از صفحات ماهنامه مک‌لینز به «تراژدی تهران» اختصاص یافته است، صفحاتی که در آن قربانیان معرفی شده‌اند و با بازماندگان گفتگو شده است. دو صفحه به تصاویری از قربانیان اختصاص داده شده است و عکس‌هایی از اندوه کسانی که عزیزانشان را از دست داده‌اند.

اما یک نکته‌ی بسیار مهم در همه مطالب وجود دارد. مطالب تنها گزارشی از حادثه و حواشی آن است و خبری از احساسات و احساساتی شدن نیست. کسی به چیزی متهم نشده است و این حس به وجود نمی‌آید که نویسنده‌ای بخواهد با احساسات مخاطبانش بازی کند. تصاویری که از قربانیان در نشریه درج شده، آن‌ها را در حالت شاد و سرزنده نشان می‌دهد و تصاویری که از یادبود آن‌ها به چاپ رسیده نشان می‌دهند که یاد از دست‌رفته‌گان زنده است. 

نگاهی به سرمقاله نشریه، نکته بسیار جالبی دارد که شاید بتوان بقیه سیاست‌گذاری‌ها را هم در راستای آن جستجو کرد. در ابتدای مقاله به تعداد کشته‌شدگان ایرانی‌تبار پرواز «تراژدی تهران» اشاره شده و این‌که ۲۱۰ هزار ایرانی‌تبار کانادایی احتمالا داغدار این واقعه خواهند بود.

در ادامه به این اشاره شده که جامعه ایرانیان در حال قوی شدن در کاناداست و ایرانیان سال گذشته یکی از ۱۰ کشوری بوده‌اند که برای اقامت دائم کانادا اقدام کرده‌اند و دانشجویان ایرانی بسیاری در کانادا هستند و این‌هاست که در حال ساختن آینده کانادا را می‌سازد. نویسنده سرمقاله به عبارتی دیگر در حال شرح اهمیت موضوع برای مخاطبانی است که شاید اطلاعی از آن نداشته باشند.

نویسنده سرمقاله شرح داده است که تعداد اجازه تحصیل دانشجویان ایرانی نسبت به سال ۲۰۱۶ سه برابر شده و کسانی که در حادثه هواپیما کشته شده‌اند چه افراد مهمی از نظر علمی و اجتماعی بوده‌اند. داشتن چنین اطلاعاتی تنها از نشریه‌ای همچون مک‌لینز برمی‌آید.

سردبیر مک‌لینز «تراژدی تهران» را با حادثه دیگری که در سال ۱۹۸۵ روی داد و در آن ۳۲۹ کانادایی هندی‌تبار کشته شدند مقایسه می‌کند. در آن‌روزها تنها کاری که کانادا انجام داد این بود که نخست‌وزیر برایان مولرونی Brian Mulroney، تماسی با همتای هندی‌اش راجیو گاندی داشت و به او تسلیت گفت. البته چند سال استفن هارپر در مقام عذرخواهی برآمد. و نه هیچ چیز بیشتر.

نویسنده مک‌لینز معتقد است که «تراژدی تهران» این فرصت را به کانادایی‌ها داد تا جبران مافات کنند و کاری را که دفعه قبل نتوانستند انجام دهند این‌بار به درستی به انجام برساند. یعنی از تاریخ و اشتباهات تاریخی‌شان درس گرفتند تا در مسیر درست حرکت کنند.

بیشتر بخوانید:

خواندن مک‌لینز را از دست ندهید

مراسم یادبود قربانیان
یکی دیگر از مراسم یادبود از دست‌رفتگان پرواز تهران. یاد آن‌ها همواره با ما خواهد بود.

خواندن نشریه مک‌لینز را توصیه می‌کنم، به‌ویژه شماره اخیرش را که برای ما ایرانیان به شدت خواندنی است. یادداشت سردبیر را به کوتاهی توضیح دادم، اما این تنها بخش کوتاهی از ماجراست. در کنار این یادداشت، چهارده صفحه دیگر به «تراژدی تهران» اختصاص دارد.

شرح داستان‌ زندگی کسانی که کشته شده‌اند، این‌که این افراد که بوده‌اند و نظرهایی درباره آن‌ها، فضایی زنده از حادثه را در برابر ما می‌گذارد. خواندن داستان زندگی ما، از تصاویری که ما در جهان می‌سازیم به قلم نویسندگان مک‌لینز بسیار خواندنی و جذاب است.

شاید بد نباشد حالا که کانادایی‌ها خواسته‌اند اشتباه سال ۱۹۸۵ خود را جبران کنند، ما هم درصدد جبران اشتباه خود درباره کم خواندن نشریات و کتاب‌ها بربیاییم و ادبیات مکتوب را به سبد خرید خود اضافه کنیم. از همین نشریه مک‌لینز شروع کنیم. این نشریه را می‌توانید از همه جا تهیه کنید، حتی از سوپرمارکت کاسکو.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

مهاجرت به کانادا

سال 2019، رکورد زد: بیشترین تعداد مهاجر در تاریخ کانادا

58 درصد از تازه‌واردین، تحت برنامه‌های اقتصادی، 27 درصد تحت برنامه اسپانسری و باقی 15 درصد تحت پناهندگی درخواست کرده‌اند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *