قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / نظر خوانندگان: دمکراسی در ایران نه ممکن است و نه خواست مردم / نقدی بر مقاله «دوستی خاله‌خرسه‌وار آمریکایی‌ها» در هفته 568
سجاد صاحبان زند

نظر خوانندگان: دمکراسی در ایران نه ممکن است و نه خواست مردم / نقدی بر مقاله «دوستی خاله‌خرسه‌وار آمریکایی‌ها» در هفته 568

سهیل متقی |   

نشریه هفته در شماره 568 خود مقاله‌ای را بقلم آقای سجاد صاحبان‌زند بنام دوستی خاله خرسه آمریکایی‌ها منتشر کرده است که در‌ آن نویسنده با روایت کردن سلسله‌ای از وقایع همچون به توپ بستن مجلس ایران در زمان مشروطیت تا کودتا علیه دولت دکتر مصدق و قتل قاسم سلیمانی بدست‌ آمریکایی‌ها سعی کرده است این نظریه را به اثبات برساند که بیگانگان عامل عدم تحقق دموکراسی در ایران بوده‌‌اند یا نقشی مهم و اصلی در این زمینه بازی کرده‌اند.

در این نوشتار سعی می‌کنم با تشریح چند وضعیت مختلف روشن سازم که نه مردم ایران در عمل بدنبال رسیدن به دموکراسی هستند و نه تحقق‌ آن امکان‌پذیر است.

دموکراسی شیوه‌ای از حکومت کردن است که بر پایه‌های تفکیک قوا، احترام به قانون و مساوی بودن افراد در برابر آن، رعایت حقوق فردی و اقلیت‌ها، پاسخگو بودن صاحبان قدرت و نیز توان پرسشگری جامعه استوار است. این نوع از فرمانروایی زاییده تمدن اروپایی-آمریکایی و پیشرفت گام بگام انسان‌ها در این حیطه جغرافیایی و تمدنی است که بتدریج با تغییر دیدگاه خود و تلاش فراوان آنرا جایگزین حکومت فردی موجود در چند قرن قبل از‌ آن اروپا کردند که سپس در آمریکا به اوج نظری و عملی خود رسید. این پدیده به مانند بسیاری پدیده‌های دیگر منتج از و آمیخته با این تمدن جدید بوده و هیچ نشانه‌ای و سابقه‌ای از‌ آن در تمدن‌های قدیمی‌تر موجود در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی دیده نمی‌شود.

Aviron
Aviron

 

یکی ار مهم‌ترین عللی که جز در موارد بسیار استثنایی هیچ حکومت دموکراتیکی در خارج از حیطه اروپایی (عمدتا اروپای غربی) و آمریکای شمالی وجود ندارد همین عدم تناسب این پدیده با توغ تفکر و رفتار رسوب یافته در مردمانی است که در حوزه تمدن‌های کهن رشد یافته‌اند. از این منظر به گمان من در سرزمینی مانند ایران هیچگاه دموکراسی محقق نخواهد شد زیرا تناسبی با روش زندگی اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان (حتی آنان که در خارج از مرزهای جغرافیایی ایران می‌زیند) ندارد. نوع زیستن نامتناسب با تمدن جدید از زمان طفولیت با جان ما آمیخته شده که خود البته حاصل فرهنگ تاریخی این سرزمین است. پر واضح است که من اینجا در مورد قاعده و نه تعداد بسیار ناچیزی از مردمان که توانسته‌‌اند ویژگی‌های رفتاری تمدن جدید را در خود نهادینه کنند صحبت می‌کنم.

دومین شاهد مبنی بر عدم امکان دست یافتن به دموکراسی رفتار عمده نه تنها حاکمان بلکه فعالین سیاسی مخالف، احزاب و نیز به اصطلاح متفکران مستقل از زمان ورود مفهوم دموکراسی به ایران می‌باشد. بیشتر از صد سال از واقعه مشروطیت می‌گذرد و اکثریت احزاب، گروه‌ها و افراد مستقل معارض حاکمان در این دوره زمانی بیش از صد سال قاعده بازی دموکراتیک را رعایت نکرده‌اند. نزاع بر سر بدست آوردن قدرت یا موقعیت برتر در حزب و گروه خود حتی هنگامی که هنوز به حکومت نرسیده‌‌اند تا بدانجا پیشرفته که گاهی باعث حذف همرزمان خود شده است. در حالیکه ایرانیان (جز تعداد بسیار محدودی) هیچگونه انتقادی را (که یکی از مظاهر تجدد است) برنمی‌تابند. چطور می‌توان انتظار داشت که بتوانند به حکومتی مبتنی در روش دموکراتیک دست یابند. دقت در رفتار گروه‌های مخالف حکومت فعلی ایران در خارج از کشور، بخوبی این حقیقت را نمایان می‌سازد .

نکته دیگر این است که تحقق دموکراسی بدون پشتیبانی مردم که هسته اصلی‌ آن یک طبقه متوسط آگاه و بااراده است (و فقط با اتکا به فعالیت فعالین سیاسی یا نخبگان) به فرض اینکه این گروه صلاحیت خود را با نمایش دادن رفتار دموکراتیک به منصه ظهور رسانده باشند) امکان‌پذیر نیست. عامه مردم در این ملک با فقر و فاقه و مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند که اگر بتوانند رزق و روزی خود را فراهم کنند به توفیقی شگرف نایل آمده‌اند. نیز نادانی آنچنان گسترده است که فقط بعنوان یک مثال ساده درصد قابل توجه‌ای از تحصیل‌کردگان دانشگاهی حتی از نوشتن یک متن نسبتا ساده فارسی که عاری از اشتباهات املایی و انشایی باشد عاجزند.

شرایط اقیلمی ایران دیگر عاملی است که بایستی در نظر داشت. بنا به مطالعات سازمان‌های بین‌المللی همچون سازمان ملل متحد و نیز اذعان حاکمان فعلی ایران خشکسالی و بی‌آبی بزرگترین تهدیدکننده این کشور در آینده‌ای نزدیک است آنچنان که تا کمتر از پنجاه سال دیگر عمده خاک ایران غیر قابل سکونت خواهد بود . جنگ بر سر آب که البته شروع شده است ولی در زمان حاضر گهگاه و در بعضی مناطق دیده می‌شود در آینده عامل نزاع بین شهرها و قوم‌های مختلف خواهد بود .نکات ذکر شده فقط پاره‌ای از علل عدم امکان تحقق دموکراسی در ایران بود و با مداقه بیشتر می‌توان به این فهرست افزود.

در چنین شرایط اسفناکی صحبت کردن از دموکراسی بیشتر به شوخی بی‌مزه‌ یا خیالپردازی می‌ماند.

در انتها به نکته بیان شده در نوشتار آقای صاحبان‌زند برمی‌گردم که دخالت منفی بیگانگان را در این روند برجسته کرده‌اند. از دید من هیچ مداخله خارجی اگر اراده و توان کافی داخلی برای تحقق امری وجود داشته باشد نمی‌تواند بوجود‌آمدن آنرا منتفی سازد. این چه جور دموکراسی‌خواهی است که  کشتن یک نظامی یا حتی به مثال ساقط کردن دولتی بوسیله یک کودتا در 68 سال قبل آنرا غیرقابل تحقق می‌نماید. پرداختن به بیگانگان فقط پاک کردن صورت مساله و ندیدن واقعیت و مبری کردن خود می‌باشد که البته ساده‌ترین کار ممکن است. دموکراسی‌خواهیی وجود ندارد که عاملی (داخلی یا خارجی) بخواهد آنرا منتفی سازد.

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

سعید حجازی

دستاوردها و ناکامی‌های مشروطه؛ یک شاهد تاریخ معاصر، سعید موسوی حجازی، لب به سخن می‌گشاید

فعالیت‌های مهندس سعید موسوی حجازی بعد از سال 1357، با توجه به تجربه‌های کسب شده در دوره‌های پیشین، عمدتاً در زمینه‌ی اقتصاد صنعتی و اجتماعی متمرکز بوده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *