Fengye College Center
خانه / پردیس، دانشجو و دانشگاه / سفر به ژرفای زمان و آغاز مکان (11)
فیزیک

سفر به ژرفای زمان و آغاز مکان (11)

چرا اینجا هستیم…

دکتر امید صارمی

از سؤال‌های اساسی فیزیک نظری این است که «چرا» جهان ما به گونه‌ای است که مشاهده می‌کنیم؟ ممکن است با خود بگویید فیزیک نظری تلاشی است برای توضیح «چگونگی» جهان و نه برای درک «چرایی» آن. اما باید بگویم این مسأله نمی‌تواند فیزیکدانان نظری را از تلاش برای درک «چرایی» جهان باز دارد. کسی چه می‌داند شاید روزی این سؤال هم در محدوده تجربه عدمی قرار گیرد. اما وقتی می‌گوییم «چرایی»، واقعاً منظورمان چیست؟

برای اینکه به ورطه بی‌انتهای فلسفه کشیده نشویم، سؤال خود را دقیق مطرح کنیم. یکی از سؤالات بنیادی فیزیک این است که چرا ثابت‌های مختلف فیزیکی، روی مقادیری که در آزمایشگاه اندازه می‌گیریم تنظیم شده‌اند؟ اگر بخواهم ساده‌تر بگویم «چه کسی» یا «چه چیزی» تعیین کرده که جرم الکترون 10 به توان منفی سی کیلوگرم باشد؟ «چه کسی» یا «چه چیزی» تعیین کرده که سرعت نور 300 هزار کیلومتر در ثانیه باشد؟ ممکن است به خود بگویید: فیزیک قرار نیست برای سؤالاتی مثل این جوابی در خود داشته باشد. حتماً با من موافقید که سؤالاتی از این دست در محدوده «پرسش‌های چرایی» واقع می‌شوند. فیزیک امروز هنوز جوابی قاطع و محکم برای سؤالاتی از این دست ندارد ولی تلاش‌های اولیه‌ایی در یکی دو دهه اخیر صورت گرفته است. یکی از این فرضیه‌ها، مجموعه‌ای از ایده‌های علمی-فلسفی است که اصول Anthropic نامیده می‌شود. این فرضیه بیان می‌دارد که جرم الکترون و یا هر ثابت بنیادی دیگر طبیعت روی مقداری که ما اندازه می‌گیریم تنظیم شده، چون اگر غیر از این بود «قوانین فیزیک» اجازه «خلق انسان و انسانیت» را نمی‌دادند و در نتیجه اصلاً انسانی در کار نبود که این سؤال را مطرح کند که «چرا ما اینجا هستیم». این فرضیه در نگاه اول ممکن است خیلی گیج‌کننده به نظر برسد و یا حتی در علمی بودنش شک باشد. ولی واقعاً این‌طور نیست و از بعضی جهات می‌تواند کاملاً عملی باشد. بیایید آن را کمی بیشتر بشکافیم.

گفتم که این فرضیه بیان می‌دارد که اگر ثابت‌های طبیعت چیزهای دیگری بود اصلاً انسان نمی‌توانست به وجود بیاید که سؤال «هستی» را مطرح کند! چقدر این حرف علمی است؟ باید بگویم که این گزاره کاملاً علمی است. اگر جاذبه کمی ضعیف‌تر از اینکه هست بود، کهکشان‌ها به وجود نمی‌آمدند و در نتیجه ستاره‌ای در کار نبود. در نبود ستارگان، سیارات مسکونی که برای حیات مناسبند هرگز خلق نمی‌شدند و در نتیجه انسانی در کار نبود. اگر نیروهای الکترومغناطیسی کمی قوی‌تر یا ضعیف‌تر بودند چه می‌شد؟ اتم‌های «پایدار» هیدروژن در واقع سوخت اصلی ستارگان هستند و ستارگان در طول عمر خود از هیدروژن اتم‌های سنگین‌تر تولید می‌کنند. «مولکول‌های حیات» مثل کربن همگی در دل ستارگان و از فیوژن (گداز هسته‌ای) اتم‌های هیدروژن شکل گرفته‌اند. پس اگر نیروی الکترومغناطیسی به گونه‌ای که آنها را اندازه می‌گیریم نبود، به احتمال قوی حیات به گونه‌ای که می‌شناسیم وجود نمی‌داشت و سؤال «چرا» اصلاً طرح نمی‌شد. در واقع فرضیه Anthropic می‌گوید تعداد بی‌شماری جهان موازی مثل جهان ما می‌تواند وجود داشته باشد که در هر کدام از آنها مقادیر ثابت‌های طبیعی متفاوت است. مثلاً در یکی از آنها سرعت نور 300 هزار کیلومتر است و در دیگری 250 متر بر ثانیه و الی آخر. از میان این تعداد بی‌کران جهان‌های متفاوت فقط بعضی مقادیر ثابت‌های فیزیکی مقادیری بوده‌اند که منجر به تولید حیات شده و حیات باشعور در مقطعی از تکوین خود سؤال «هستی» را پرسیده است! این جهان‌های موازی در خارج از افق کیهانی یکدیگر واقع هستند و نمی‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند…

کاملاً موافقم که کمی گیج‌کننده است… امیدوارم تا هفته بعد خوراک ذهن پیدا کرده باشید…

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

فیزیک‌دانان

سفر به ژرفای زمان و آغاز مکان بخش پایانی

از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود بخش دوازدهم و پایانی  دکتر امید صارمی در …

یک نظر

  1. I lived close by the Acropolis for ten years, and i visited the this wonderful monument, only twice…
    now that i live outside Greece, I want to viusit every
    Ancient monument in Greece!!!Έζησα για δέκα
    χρόνια πολύ κοντά στην Ακρόπολη και την επισκέφθηκα μόνο δυο φόρες, τώρα που ζω στο εξωτερικό, θέλω να επισκεφθώ όλοι την Ελλάδα!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار