Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / آیا دخالت‌های خارجی، روند دموکراسی‌خواهی در ایران را مختل کرده است؟ | دوستی خاله‌خرسه‌وار آمریکایی‌ها
آبان 98
نمایی از اعتراض‌هایی مردم ایران، در آبان ماه گذشته. آیا دخالت خارجی اجازه دموکراتیک‌شدن به ایرانی‌ها را می‌دهد؟ / عکس: خبرگزاری فرانسه

آیا دخالت‌های خارجی، روند دموکراسی‌خواهی در ایران را مختل کرده است؟ | دوستی خاله‌خرسه‌وار آمریکایی‌ها

در شرایطی که مردم ایران، بعد از تمام اتفاقاتی که در روزهای پایانی آبان روی داد، به سمت اتحاد پیش می‌رفتند، دولت آمریکا قاسم سلیمانی را کشت تا ملی‌گرایی میان مردم فاصله ایجاد کند. کشتن قاسم سلیمانی به دستور ترامپ، آب سردی بود بر اعتراض‌های پاییز امسال، اعتراض‌هایی که با افزایش قیمت بنزین شکل گرفت، اما در ادامه به انتقاد از کل نظام جمهوری اسلامی بدل شد.

این روزها و در حالی که مردم ایران هر روز به عزای تازه‌ای می‌نشینند، عده‌ای به توییتربازی مشغول‌اند. منظورم قطعا آن دسته از هموطن‌هایی نیست که از رسانه‌های اجتماعی برای اطلاع‌رسانی استفاده می‌کنند، یا کاربرانی که بخشی از ماجرایند. منظورم حتی رسانه‌‌های جهانی همچون نیوزویک و نیویورک‌تایمز نیست. منظورم سیاستمدارانی است که فارسی نمی‌دانند اما این‌روزها به فارسی توییت می‌کنند.

شاید برای بسیاری از ما جالب باشد بدانیم که هدف توییت‌کردن فردی همچون بنیامین نتانیاهو به زبان فارسی چیست. نخست وزیر اسرائیل با انتشار ویدئویی در توئیتر به فارسی نوشت: «اسرائیل به رژیم ایران اجازه توسعه سلاح هسته‌ای را نخواهد داد. از همه کشورهای غربی نیز می‌خواهم مکانیزم ماشه، را در سازمان ملل فعال کنند، فورا.»

آیا مخاطبان این توییت مردم ایران هستند؟ اگر دولتمردان ایران مخاطب این پیام باشند، آیا ضرورتی دارد که آن‌را به زبان فارسی نوشته باشند؟ اصلا این توییت به چه کسی، چه کمکی می‌کند؟

Aviron
Aviron
Elite College

 

زبان فارسی
ترامپ با دو توییت به زبان فارسی از مردم ایران حمایت کرد. او چه کاری می‌تواند برای ایرانی‌ها بکند؟

 

اگر چه توییت نتانیاهو ربطی به مردم ایران ندارد و بیشتر خود اسراییلی‌ها را در نظر دارد، اما دونالد ترامپ در دو توییتی که به تازگی و پشت سر هم به فارسی نوشته، به مردم ایران اشاره کرده است. ترامپ، با انتشار توییتی تاکید کرد که دولت او متوجه اعتراضات کنونی در ایران است و کنار مردم ایران «ایستاده است».

او در این توییت مردم ایران را «شجاع و رنج کشیده» توصیف کرده و نوشته است: «من از ابتدای دوره ریاست جمهوریم با شما ایستاده‌ام و دولت من همچنان با شما خواهد ایستاد. ما اعتراضات شما را از نزدیک دنبال می‌کنیم. شجاعت شما الهام‌بخش است.»

اما تنها ترامپ نیست که از حمایت از مردم ایران می‌گوید. بخش مهمی از کنگره آمریکا هم طی پیام‌های متفاوتی که معنی مشترکی دارد از مردم ایران حمایت کرده‌اند. جف مارکلی سناتور دموکرات، این بار بدون ملاحظات حزبی نوشته است: «من در کنار مردم ایران هستم که برای دموکراسی و یک دولت مسئول برای گفتن حقیقت اعتراض می‌کنند. همه مردم در همه کشورها لایق کمتر از این نیستند.»

مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، بار دیگر به فارسی توییت کرد. او از مردم ایران خواست تصاویر سرکوب معترضان توسط رژیم ایران را ارسال کنند.

شعری از شاملو
توییت آلن ایر، مشاور باراک اوباما، که شعری از احمد شاملو را منتشر کرده بود، از نقاط جالبی است که شاید کسی هرگز به آن فکر نمی‌کرد.

در میان همه توییت‌هایی که سیاستمدران آمریکایی به زبان فارسی و انگلیسی درباره مردم ایران نوشته‌اند، توییت‌های فارسی آلن ایر، سخنگوی وزارت خارجه دولت باراک اوباما، که فارسی را به خوبی می‌شناسد از همه جالب‌تر است. او در جواب ترامپ نوشته است: «هرکه از ننه‌اش قهر کرده توییت فارسی می‌زنه!» البته او پیش از این هم بارها به زبان فارسی توییت کرده بود.

بعد از این همه واکنش از سوی آمریکایی‌ها، این سوال بار دیگر در ذهن بسیاری از ما ایجاد شد که دولت‌های خارجی و در این‌جا دولت آمریکا چه کمکی می‌توانند به مردم ایران بکنند؟ آیا مردم ایران می‌توانند با کمک آمریکایی‌ها به دموکراسی برسند؟

شاید کشته شدن قاسم سلیمانی هیچ ارتباطی با روند دموکراسی‌خواهی در ایران نداشته باشد، اما وقتی وقایع آبان و پسا آبان را مرور می‌کنیم، به نتایج جالبی می‌رسیم. ایجاد تضاد و تفرقه بین مردم، شکل‌گیری نوعی ملی‌گرایی به نفع دولت، و در نهایت کارناوال‌های تشیع پیکر قاسم سلیمانی، وقایع آبان را چنان به حاشیه راند که گویی اصلا روی نداده‌اند.

کشتن قاسم سلیمانی و وقایع آبان

کشتن قاسم سلیمانی به دستور ترامپ، آب سردی بود بر اعتراض‌های پاییز امسال، اعتراض‌هایی که با افزایش قیمت بنزین شکل گرفت، اما در ادامه به انتقاد از کل نظام جمهوری اسلامی بدل شد. دولت در روزهای درگیری و اعتراض، اینترنت را قطع کرد و مردم نتوانستند اخبار و تصاویر را به خارج از ایران ارسال کنند، با این‌همه کمی پس از پایان گرفتن اعتراض‌ها، تصاویری وحشتناک دنیای رسانه را پر کرد.

برخی از شلیک مستقیم به سر معترضان گفتند و برخی از آوردن مسلسل به خیابان‌ها. هیچ آمار دقیقی از کشته‌ شدگان آبان وجود ندارد، اما برخی از آمارها به بیش از ۱۵۰۰ کشته اشاره دارند. در شرایطی که مردم ایران، بعد از تمام اتفاقاتی که در روزهای پایانی آبان روی داد، به سمت اتحاد پیش می‌رفتند، دولت آمریکا قاسم سلیمانی را کشت.

شاید کشته شدن قاسم سلیمانی ظاهرا هیچ ارتباطی با روند دموکراسی‌ خواهی در ایران نداشته باشد، اما وقتی وقایع آبان و پسا آبان را مرور می‌کنیم، به نتایج جالبی می‌رسیم. بسیاری از کارشناسان معتقدند که در آبان امسال، مردم عادی و به اصطلاح «کف خیابان» بیش از پیش به خیابان‌ها آمدند، در حالی که در گذشته اعتراض‌ها بیشتر به دانشجویان، جوانان و قشر متوسط اختصاص داشت.

بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی، موجی از ملی‌گرایی در ایران به راه افتاد. به طور قطع همه ایرانیان از مرگ فرمانده سپاه قدس ناراحت نبودند، اما بخشی از مردم، و حتی چهره‌های مشهور پروفایل‌های خود را سیاه کردند. اتفاق بعدی، درگیری‌های کلامی بسیاری بود که در فضای واقعی و مجازی روی داد، البته در فضای مجازی بیشتر چون در فضای واقعی ایران خیلی فرصت انتقاد وجود ندارد.

ایجاد تضاد و تفرقه بین مردم، شکل‌گیری نوعی ملی‌گرایی به نفع دولت، و در نهایت کارناوال‌های تشیع پیکر قاسم سلیمانی، وقایع آبان را چنان به حاشیه راند که گویی اصلا روی نداده‌اند. نکته تاسف‌ برانگیز ماجرا این بود که بسیاری از شهرهای مرکزی و جنوبی ایران بیشترین شرکت را در مراسم عزاداری را داشتند، در حالی که آمار کشته‌شدگان آبان در همین شهرها بسیار بالا بود.

این اتفاق‌‌ها ما را به یاد دوران نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق انداخت، صبح و عصری که مردم «زنده باد مصدق» و « جاوید شاه» می‌گفتند و طرفه آن‌که در هر مورد، چه کودتای ۲۸ مرداد و چه مرگ سلیمانی، آمریکایی‌ها درگیر بودند.

کودتای ۲۸ مرداد و به توپ بستن مجلس

درست است که ترامپ در توییت‌های فارسی خود از مردم ایران حمایت کرده است، اما عملکرد دولت آمریکا در مواجهه با دموکراسی‌خواهی در ایران، چندان مثبت نبوده است. کشتن قاسم سلیمانی، وقفه‌ای در روند آزادیخواهی مردم ایران شد، و دولت ایران منتقدان را به همسویی با دشمن محکوم کرد، اما این واقعه در برابر کودتای ۲۸ مرداد از اهمیت بسیار کمی برخوردار است.

درست است که ترامپ در توییت‌های فارسی خود از مردم ایران حمایت کرده است، اما عملکرد دولت آمریکا در مواجهه با دموکراسی‌خواهی در ایران، چندان مثبت نبوده است. رهبری کودتای ۲۸ مرداد توسط سازمان سیا، يکی از نقاط عطف مهم تاريخ معاصر ايران را رقم زد. با اين کودتا دوره‌ای از آزادی سياسی نسبی که با سقوط حکومت رضا شاه پهلوی در ايران برقرار شده بود پايان يافت.

بيست وهشتم مرداد سال ۱۳۳۲، سالگرد کودتايی است که با پايان بخشيدن به عمر دولت محمد مصدق، يکی از نقاط عطف مهم تاريخ معاصر ايران را رقم زد. با اين کودتا دوره‌ای از آزادی سياسی نسبی که با سقوط حکومت رضا شاه پهلوی در ايران برقرار شده بود پايان يافت.

محمدرضا شاه پهلوی که تا زمان کودتا می کوشيد در چارچوب قانون اساسی حکم براند و تا حدود زيادی جدايی نهاد سلطنت از حکومت را پاس می‌داشت پس از کودتای ۲۸ مرداد به فرمانروايی مطلق تبديل شد و فرصتی که می‌توانست به دموکراسی‌خواهی مردم ایران بیانجامد، عملا نابود شد.

حتی برخی پا را از این فراتر می‌گذارند و معتقدند که اگر دولت مصدق سرنگون نمی‌شد، شاید هرگز انقلاب اسلامی به پیروزی نمی‌رسید، چرا که خفقان پس از کودتا، عملا روند عادی زندگی مردم را مختل کرده بود.

دموکراسی خواهی
کودتای ۲۸ مرداد که با دخالت آشکار آمریکایی‌ها همراه بود، یکی از نقاط تاریک دموکراسی‌خواهی در ایران است.

اسناد منتشرشده از جانب دولت ایالات متحده، مکاتبات محرمانه میان سفارت این کشور در تهران و وزارت امور خارجه و سازمان سیا را دربر می‌گیرد. این ۳۷۵ قطعه سند مهر تایید دیگری است بر دخالت آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. بر اساس این اسناد، واشنگتن سرنگونی دولت مصدق و واگذاری قدرت مطلقه به محمدرضا پهلوی را به‌طور مستقیم مدیریت کرده است.

حتی چند مقام رسمی سیاسی آمریکا، همچون بیل کلینتون و مادلین آلبرایت، بابت رهبری این کودتا از مردم ایران عذرخواستند. ولی این عذرخواهی‌ها دردی از مردم ایران کم نمی‌کند.

جدای از این‌که کشورهای خارجی بارها روند دموکراسی‌خواهی را در ایران متوقف کرده‌اند و حمایت کنونی‌شان هم به جز چسباند پسوند «پیاده نظام دشمنان» به معترضان چیز دیگری ندارد، تجربه ثابت کرده که این دخالت‌ها در دیگر کشورها هم نتیجه نداده است.

اما شلیک به قلب دموکراسی نیمه بند دکتر مصدق‌وار تنها دخالت خارجی مخرب در ایران نبود. از یاد نبریم که نهضت جنگل توسط روس‌ها نابود شد. روس‌ها حتی سابقه به توپ بستن مجلس ایران را هم در کارنامه دارند. در روز ۲ تیر ۱۲۸۷ ساختمان مجلس شورای ملی توسط قزاقان مسلح روس به فرماندهی کلنل لیاخوف با توپخانه هدف حمله قرار گرفت و آسیب دید.

این حادثه در دومین سال سلطنت محمدعلی شاه قاجار و در شرایطی که مجلس شورای ملی اولین دوره تجربه قانون‌گذاری را پشت سر می‌گذاشت‌، اتفاق افتاد. حادثه به توپ بستن مجلس که از خشن‌ترین مقاطع حوادث عصر مشروطه بود، بدل به نقطه اوج درگیری نظام استبدادی قاجار با مردم شد.

این حادثه در دومین هفته رییس‌الوزرایی میرزا احمدخان مشیرالسلطنه و در شرایطی که محمدعلی شاه با راهنمایی نظامیان روس نقاط مختلف تهران را به ستاد عملیاتی خود علیه مشروطه‌خواهان تبدیل کرده بود، رخ داد. همگان می‌دانند که رهبری این عملیات را قزاق‌ها به رهبری لیاخوف روسی به عهده داشتند.

همه این اتفاق‌ها، به علاوه حملات نظامی بسیاری که توسط دولت‌های بیگانه صورت گرفته، به نوعی ملی‌گرایی ایرانی انجامیده است. رضا علیجانی در مقاله‌ای که تابستان گذشته در نشریه میهن منتشر کرد، به نکاتی جالب اشاره می‌کند. او معتقد است که «در فرهنگ ایرانیان، حساسیت روی عنصر خارجی درجه بالایی دارد. این حساسیت از دو سرچشمه  منطقی و غیرمنطقی نشات می‌گیرد.»

علیجانی ادامه می‌دهد:« در این درازنا سرزمین ما بارها محل تاخت و تاز بیگانگان بوده است. به همین علت دهقان ایرانی وقتی کشت می‌کرده به لحاظ روانی مطمئن و آسوده نبوده که برداشت محصولش نیز توسط و از آن خودش خواهد بود. جدا از ظلم ظالم داخلی، او همیشه در هراس از ایلغار قبایل و کشورهای بیگانه و متجاوز بر حاصل دسترنج یکساله اش بوده است.»

تجربه‌های ناموفق

اما شلیک به قلب دموکراسی نیمه بند دکتر مصدق‌وار تنها دخالت خارجی مخرب در ایران نبود. از یاد نبریم که نهضت جنگل توسط روس‌ها نابود شد. روس‌ها حتی سابقه به توپ بستن مجلس ایران را هم در کارنامه دارند.

جدای از این‌که کشورهای خارجی بارها روند دموکراسی‌خواهی را در ایران متوقف کرده‌اند و حمایت کنونی‌شان هم به جز چسباند پسوند «پیاده نظام دشمنان» به معترضان چیز دیگری ندارد، تجربه ثابت کرده که این دخالت‌ها در دیگر کشورها هم نتیجه نداده است.

حمله به عراق و افغانستان، پیام‌آور صلح برای مردم این دو کشور نشد. حمایت از بهار عربی در تونس، مصر و لیبی، بیشتر به هرج و مرج داخلی انجامید تا صلح و دموکراسی. اجاره ۹۹ ساله هنگ‌کنگ هم عاقبت خوشی برای چین و این کشور نداشت.

حال با این همه تجربه وحشتناک، می‌توان توییت‌های دونالد ترامپ را به نفع مردم ایران دانست؟ آیا ترامپ نقش دوستی خاله‌خرسه را ایفا نمی‌کند؟ او به ظاهر قرار از مردم حمایت کند، اما چون به شعار دادن اکتفا می‌کند، عملا بهانه‌ای به دست دولت ایران می‌دهد تا مخالفان را راحت‌تر سرکوب کند. حتی دخالت فراتر از کلام آمریکایی‌ها هم تجربه خوبی برای مردم جهان نبوده است.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

اعتراضات در ایران

آخرین انتخابات؟ پس از دوم اسفند چه خواهد شد؟

جبهه ملی ایران همچنین تأکید کرده است که مجلس با وجود "اشکالات ساختاری" در قانون اساسی جمهوری اسلامی، قادر به "کمترین اثری" بر امور کشور نداشته و "تنها به نهادی تشریفاتی و بی‌خاصیت تبدیل شده است."

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *