قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 568
پارمیدا

طنز و حکایت هفته 568

نکته مثبت هفته

نگویمت که دل از حاصل جهان بردار، به هرچه دسترست نیست دل از آن بردار.

حکایت هفته

«خر نوشت 5»

خرها مشاغل کاذب ندارند و باآنکه داخل آدم حساب نمی‌شوند اما خیلی از انحرافات و کج‌رفتاری‌های آدمیان را ندارند.

نه دلواپس می‌شوند و نه تجمع غیرقانونی برگزار می‌کنند و نه انتقاد و اعتراض بدون شناسنامه مطرح می‌کنند. اصلاً راستش را بخواهید خرها هیچ‌وقت به هیچ‌چیز اعتراض ندارند که هیچ، حتی از هیچ‌چیزی انتقاد هم نمی‌کنند؛ سربه‌زیرند و پا به راه و صبور!

عبور از خط قرمز؟ هرگز!… تشویش اذهان؟ بعیدالامکان!… نشر اکاذیب؟ حاشاوکلا! کلاً تکذیب می‌شود از بیخ و بُن!

با این‌همه هیچ‌کس قدرشان را نمی‌داند.

Aviron
Aviron

 

من خودم بارها دیده‌ام که از عوامل تولید برنامه‌ها و سریال‌های موفق و حتی ناموفق و درپیتی تقدیر می‌شود؛ از بازیگر و نابازیگر، از نویسنده و کارگردان و تهیه‌کننده و خوانندۀ تیراژ، از دلال‌ها و کارچاق‌کن‌ها و ربایندگان لقمه‌های چرب و پروژه‌های نون و آب‌دار تقدیر می‌شود؛ اما هرگز از هیچ خری تقدیر نمی‌شود؛ باآنکه خرها در اغلب فیلم‌ها به‌ویژه سریال‌های تاریخی، نقش‌های کلیدی را بازی می‌کنند.

خرها حتی اگر از بی‌کاری دچار افسردگی بشوند و از گرسنگی شکمشان به قاروقور بیفتد، عقلشان آن‌قدر قد نمی‌دهد که از راه خرید و فروش مقالات و پایان‌نامه‌های دانشگاهی، کسب و کار راه بیندازند.

حالا شما وسط دعوا نرخ تعیین نکنید و نفرمایید که خر کجا و فعالیت علمی و پژوهشی کجا؟

در مَثَل مناقشه نیست برادر جان! مگر این‌همه دلالی که در مراکز دانشگاهی نعره می‌زنند که: مقاله و پایان‌نامه و پروژه خریداریم همه‌شان پروفسورند؟

ای عزیز! ای خوانندۀ باانصاف! ای مخاطب فرهیخته! تو که می‌دانی هیچ خری در شبکه‌های اجتماعیِ فیلتر شده فعالیتی ندارد؛ نه عکس‌های لایک‌خور و چشم‌نواز منتشر می‌کند و نه هو و جنجال راه می‌اندازند. تو که می‌دانی در تولید و انتشار و بازاریابی شایعات، ردّ پای هیچ خری نیست؛ تو که می‌دانی در ماجرای این‌همه نشریاتی که تعطیل‌شده‌اند، ما هیچ نقشی نداشته‌ایم؛ نه مطلب بوداری نوشته‌ایم و نه هیچ‌وقت از مطالب بودار دیگران عصبانی شده‌ایم و یقه‌درانی کرده‌ایم.

تو که از کمالات ما باخبری، چرا از زدن یک لایک بی قابلت دریغ می‌کنی؟ حالا اگر می‌گویی که علامت لایک یک‌جوری شبیه کارهای بی‌ادبی است، چرا یک پیام تأیید نمی‌فرستی؟ چرا یک پیج طرفداران راه نمی‌اندازی؟ یک کمپینی، حرکتی، تجمعی، فیلم مستندی، بیانیه‌ای، سیل پیامکی، زنگ موبایلی، آهنگ پیشوازی، چیزی!

یعنی این‌همه خدمات ما، به‌اندازۀ جست‌وخیز و مسخره‌بازی آن دی جی سرخوش و آن مطربیِ دیجیتالی هم نمی‌ارزد که توجه اذهان عمومی را جلب کند و محبوبیت مردمی پیدا کند؟

منبع: (لبِ خطِ قرمز، اسماعیل امینی. تهران؛ انتشارات سورۀ مهر، 1395. قسمتی از داستان خر نوشت 5)

لطیفه‌های هفته

جوری شده که نه با هواپیما می‌تونی به سفر بری، نه با ماشین و اتوبوس … بهترین راه سفر تو ایران فعلاً منقل و وافورِ … با خیال راحت تا مریخ می‌ری و برمی‌گردی!!!!

به قول یک جناب تنبل … اولین اشتباه هر انسانی پا شدن از خواب است … بعدازآن است که اشتباهات دیگر پشت سر هم اتفاق می‌افتد.برای طنز

یک‌عمر به ما گفتند: یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخور … ولی ما تو سریال دیدیم یوسف نرفت کنعان، کنعانی‌ها رفتند مصر!

معتادِ گفت داداش یک کمکی می‌کنی؟! … یک سیم مفتولی با یک‌تکه آدامس بهش دادم گفتم برو از صندوق صدقات پول در بیار … به‌جای ماهی دادن، بهش ماهیگیری یاد دادم! کار خوبی کردم نه؟؟!!

بابام عاشق حیواناته … یک‌بار ازش پرسیدم خیلی دوست داری نگهبان باغ‌وحش باشی، درسته؟! … گفت: نیستم مگر؟! … تا سه روز هیچ‌کس تو خونه حرف نمی‌زد.

قبل از ازدواج گرمایی یا سرمایی بودنتان را هم ملاک قرار دهید … الآن مامانم خانه را سرد می‌کند، بابام خانه را گرم می‌کند … ما بچه‌ها هم این وسط ترک برداشتیم بس که گرم و سرد شدیم!

امام جمعۀ تهران: «ما در نظاممان اسرار فراوانی داریم که به دشمن نگفتیم. دشمن نمی‌داند ما چه امکانات و نیروهایی داریم. همین نیروها اگر رهبر اشاره کند تل آویو را با خاک یکسان خواهد کرد … روباهی داشت به حیوانات دروغ می‌گفت: من گاهی گرگ می‌خورم، گاهی پلنگ می‌خورم، گاهی شیر می‌خورم … رویش را برگرداند دید شیر پشت سرش ایستاده، گفت: گاهی هم گ. زیادی می‌خورم!

نکته هفته

حقیقت این است که پیش از آنکه آدمی مالک وجدان باشد، وجدان مالک آدمی است.

نقل‌قول هفته

مارکز: دوست واقعی کسی است که دست‌های تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: هرچه کاری در بهاران، تیرماهان بدروی.

انگلیسی: هنر قدرت است.

شعر طنز هفته

«خوب می‌گن درست می‌شه -منم می‌گم- چرا نشه!»

خوب می‌گن درست می‌شه -منم می‌گم- چرا نشه!

قدیمام درست می‌شد، پس واسه چی حالا نشه؟!

تو عزای ما بیاین، عروسی‌مون پیش‌کشتون

منم از خدا می‌خوام عروسی‌تون عزا نشه

اگر آبادی رو دوست دارین حواستون باشه

کسی از جایی اومد رفیق کدخدا نشه!

تا به جایی می‌رسن خدا رو از یاد می‌برن

هرکی معتبر می‌شه، بشه … ولی گدا نشه!

دعوای تو خونه رو، تو خونه فیصله‌اش بدین

خوبه اسرار آدم تو کوچه برملا نشه

گلیم بخت آدم خیلی باید سفید باشه

بره تو بشکۀ قیر اما جایی‌ش سیا نشه

پشت عینک خطا، خدا رو بهتر می‌شه دید

داوری کشکه اگر توی زمین خطا نشه

شعر ما پا توی کفش هیچ‌کسی نمی‌کنه

تا زمانی که کسی موی دماغ ما نشه

اگه چیزی هم نوشتیم، نگرونیم همیشه

ما که هیچ … یه وخ کسی مزاحم شما نشه!

منبع: (فیض‌بوک، ناصر فیض. تهران؛ شرکت انتشارات سوره مهر، 1392. قسمتی از شعر خوب می‌گن درست می‌شه -منم می‌گم- چرا نشه!)

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

پارمیدا

طنز و حکایت هفته ۵۹۰

افلاطون: افرادی که با ما هم‌عقیده هستند، به ما آرامش می‌دهند و افرادی که مخالف با عقیده‌ی ما هستند، به ما دانش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *