Fengye College Center
خانه / سخن هفته / یاد آر ز شمع مرده یاد آر
سخن هفته

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

سروده‌ای از زنده یاد استاد علی اکبر دهخدا تقدیم به عاشقانی که رفتند و سوگوارانی که تشنه‌ی عدالت، درتلاش‌اند به داد و دادگری.

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

ای مرغ سحر! چو این شب تار

بگذاشت ز سر سیاهکاری،

وز نفحه‌ی روح‌بخش اسحار

رفت از سر خفتگان خماری،

بگشود گره ز زلف زرتار

محبوبه‌ی نیلگون عماری،

یزدان به کمال شد پدیدار

و اهریمن زشتخو حصاری،

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

Aviron
Aviron

 

 

ای مونس یوسف اندرین بند

تعبیر عیان چو شد ترا خواب،

دل پر ز شعف، لب از شکرخند

محسود عدو، به کام اصحاب،

رفتی برِ یار و خویش و پیوند

آزادتر از نسیم و مهتاب،

زان کو همه شام با تو یک چند

در آرزوی وصال احباب،

اختر به سحر شمرده یاد آر

چون باغ شود دوباره خرّم

ای بلبل مستمند مسکین

وز سنبل و سوری و سپرغم

آفاق، نگار خانه‌ی چین،

گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم

تو داده ز کف زمام تمکین

ز آن نوگل پیشرس که در غم

ناداده به نار شوق تسکین،

از سردی دی فسرده، یاد آر

ای همره تیهِ پور عمران

بگذشت چو این سنین معدود،

و آن شاهد نغز بزم عرفان

بنمود چو وعدِ خویش مشهود،

وز مذبح زر چو شد به کیوان

هر صبح شمیم عنبر و عود،

زان کو به گناهِ قوم نادان

در حسرت روی ارض موعود،

بر بادیه جان سپرده، یاد آر

چون گشت ز نو زمانه آباد

ای کودک دوره‌ی طلائی

وز طاعت بندگان خود شاد

بگرفت ز سر خدا، خدائی،

نه رسم ارم ، نه اسم شدّاد،

گِل بست زبان ژاژخائی،

زان کس که ز نوک تیغ جلاد

مأخوذ به جرم حق ستائی

پیمانه‌ی وصل خورده یاد آر

نویسنده: خسرو شمیرانی

مطلب پیشنهادی:

یادِ دهخدا در آینهٔ سخن آخرین یارش، دکتر دبیرسیاقی

پس از درگذشت مرحوم‌ دهخدا، محلِ کار از منزل دهخدا به عمارت قدیم مجلس شورا، با کتابخانه و فیش‌های لغت منتقل گردید و این حال، تا سال ۱۳۳۶ شمسی ادامه یافت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *