Fengye College Center
خانه / جامعه / کانادایی‌ها ما را بیشتر هم‌وطن خود می‌دانند | سقوط مرگبارِ پرواز تهران-کیف و روابط ایران و آمریکا
کانادا
مونترالی‌ها در راهپیمایی ضدجنگ خود، به جنگ میان ایران و آمریکا نه گفتند. عکس: CBC

کانادایی‌ها ما را بیشتر هم‌وطن خود می‌دانند | سقوط مرگبارِ پرواز تهران-کیف و روابط ایران و آمریکا

نقطه مثبت ماجرا را باید در همین حوالی خودمان ببنیم. در روزهایی که دولت ایران بعد از دو روز انکار حقیقت، در نهایت مجبور به اعتراف شد، کانادایی‌ها از درگذشت هم‌وطن‌های خود در اندوه فرو رفته‌اند و با عناوینی همچون «تراژدی در تهران» از آن یاد می‌کنند، هر چند که این هم‌وطن‌ها در سرزمینی دیگر به دنیا آمده باشند.

در روزهای اخیر، جمله مشهور زنده‌یاد هوشنگ گلشیری که در روز وداع با زنده‌یاد محمدمختاری گفت، مدام در ذهنم رژه می‌رود: «متاسفانه، آن‌قدر عزا بر سرمان ریخته‌اند که فرصت زاری نداریم.»

قرار بود این شماره به ماجرای «نه به جنگ» بپردازم، در روزهایی که سایه جنگ بیش از هر زمان دیگر بر سر سرزمین اجدای ما سایه افکنده است، اما نمی‌شد در این روزهای سقوط آزاد انسانیت، سقوط هواپیمایی که جان عزیزان ما را گرفت چیزی درباره‌اش ننویسم، عزیزانی که دو بار هم‌وطن ما بوده‌اند.

Elite College
Aviron
Aviron

 

اتفاق‌های اخیر به شدت ناراحت‌کننده بوده‌اند و در این شکی نیست، اما حتی در این بهت، اندوه، فراغ، جنگ، ترور و دیوانگی هم می‌شود چیزهای زیبایی را دید، چیزهایی که ما را به آینده امیدوار می‌کند، چیزهایی که به ما نشان می‌دهد هنوز می‌توان به مفهوم انسانیت اندیشید و چیزهایی که ما را فراتر از همه مرزها قرار می‌دهد.

ضمن مرور اتفاق‌های اخیر، می‌خواهم به این اتفاق‌های خوب بپردازم و برای آن‌که این زیبایی‌ها مشخص باشد، گاهی مجبور می‌شوم که واقعیت‌های تلخ را هم مرور کنم، هر چند می‌دانم که این‌روزها به شدت با اخبار ناگوار بمباران شده‌ایم.

سرزمین من کجاست؟

بعد از سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی که مسافران ایرانی‌کانادایی بسیاری را در خود داشت، همه انتظار داشتیم که دولت ایران اقداماتی جدی در مورد شناسایی و دلیل این رویداد انجام دهد. انتظار بر این بود که دست‌کم اظهار تاسفی برای درگذشتگان و همدردی با بازماندگان انجام شود، اما در کشوری که برای کشته‌شدن یک فرمانده جنگی سه روز عزای عمومی اعلام می‌شود، سوگواری برای ده‌ها نخبه علمی جایی ندارد.

این نقطه تاریک ماجراست. شاید اگر اتوبوس مسافرانی که از خاکسپاری قاسم سلیمانی برمی‌گشتند در دره سقوط نمی‌کرد، شاید اگر بیش از پنجاه نفر در مراسم خاکسپاری‌اش زیر دست و پا له نمی‌شدند و جان نمی‌سپردند، شاید اگر قاسم سلیمانی کشته نمی‌شد، شاید همان یک روز عزای عمومی را برای این همه جان نخبه اعلام نمی‌کردند.

همان‌طور که حضور آمریکا در عراق پذیرفته نیست، حضور فرماندهان نظامی ایران هم در عراق قابل پذیرش نیست. ترور فرد نظامی با اهمیتی همچون قاسم سلیمانی هم نمی‌تواند درست باشد، آن‌هم به بهانه برقراری صلح و تامین امنیت.

مراسم قربانیان سانحه هوایی
جاستین ترودو در مراسم بزرگداشت کشته‌شدگان «تراژدی تهران». شاید اگر پیگیری او نبود، دولت ایران به شلیک اشتباهی به سوی هواپیمای مسافربری اعتراف نمی‌کرد. عکس: Canadian Press

نقطه مثبت ماجرا را باید در همین حوالی خودمان ببنیم. در روزهایی که دولت ایران بعد از دو روز انکار حقیقت، در نهایت مجبور به اعتراف شد، کانادایی‌ها از درگذشت هم‌وطن‌های خود در اندوه فرو رفته‌اند و با عناوینی همچون «تراژدی در تهران» از آن یاد می‌کنند، هر چند که این هم‌وطن‌ها در سرزمینی دیگر به دنیا آمده باشند.

مراسم بسیاری برای یادبود عزیزان از دست‌رفته‌مان در جاجای کانادا برگزار شد و افراد بسیاری در آن حضور داشتند. کارشناسان هواپیمایی بسیاری درباره حادثه سخن گفتند و کانادا خواست تا دلیل سقوط هواپیما را بداند. نقطه عطف این رویدادها، پیگیری خود جاستین ترودو بود که اگر پیگری او نبود، شاید دولتمردان ایرانی همچنان بر دروغ خود پافشاری می‌کردند و واقعیت در لابه‌لای تاریخ مدفون می‌شد.

ترودو از سوی خودش و بقیه مردم کانادا درگذشت جوانان «کانادایی» را تسلیت گفت و اظهار تاسف کرد. او از دولت ایران خواست تا دلیل و چرایی سقوط هواپیما را روشن کند چرا که دولت کانادا خواستار «پاسخ» است. و در نهایت، کسی که شاید حتی نتواند اسم‌های ما را درست تلفظ کند، پاسخ درست را گرفت.

رفتار این‌گونه ترودو، در این روزهای تلخ، دلخوشی بزرگی برای جامعه ایرانیان، و برای همه مهاجران است، مهاجرانی که خود را در سرزمین جدید بیگانه احساس نمی‌کنند، هر چند که شاید در سرزمین مادری‌شان غریبه بوده‌اند. در کنار ترودو، رسانه‌ها و دیگر کانادایی‌ها در کنار ما بودند.

بیشتر بخوانید:

دولت ایران اما نه تنها در دو روز اول حادثه، زیر بار اشتباه احتمالی خود نرفت، که حسام‌الدین آشنا، مشاور رییس‌جمهور به «کاگزاران ایرانی‌تبار رسانه‌های فارسی‌زبان» در رابطه با اخبار مربوط به هواپیمای اوکراینی هشدار داد: «به کاگزاران ایرانی‌تبار رسانه‌های فارسی‌زبان هشدار داده می‌شود از مشارکت در جنگ روانی مربوط به هواپیمای اوکراینی و همکاری با ایران‌ستیزان خودداری کنند.»

حالا با تمام عشقی که به ایران، خاکش، فرهنگش، خانواده‌مان و همه چیزهای دیگر ایران‌مان داریم، سرزمین ما کجاست؟ آیا کانادایی که چنین با آغوش باز ما را پذیرفته، سرزمین ما نیست؟ من از انتخاب این سرزمین، بسیار خوشحالم.

آیا قاسم سلیمانی شاهزاده جنگ می‌شود؟

ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش‌مجارستان در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ توسط ملی‌گرای هجده ساله صرب، گاوریلو پرنسیپ، در سارایوو بوسنی، بهانه‌ای برای جنگ اول جهانی، جنگی که با نام‌های «جنگ بزرگ» و «جنگی برای پایان همهٔ جنگ‌ها» نیز شناخته می‌شود. شاید همین ماجرای تاریخی بود که بسیاری را از وقوع جنگی دیگر ترساند، اما تا این‌جای کار سلیمانی بدل به شاهزاده اروپایی نشده است.

در این‌که دونالد ترامپ در حماقتی که حتی یک کودک هم می‌تواند آن را تشخیص دهد قاسم سلیمانی را کشت، شکی نیست. او سلیمانی را در کشوری کشت که به هر حال حاکمیت ارضی خود را دارد و مستقل است. بهانه ترامپ این بود که سلیمانی می‌خواسته و برنامه داشته که حملات مرگباری را علیه آمریکا برپا کند.

آیا نمی‌شد که سلیمانی را دستگیر کرد؟ آیا نمی‌شد به او هشدار داد؟ آیا ادعای ترامپ درست است؟ آیا ترامپ حق دارد کسی را بدون دادگاهی شدن، محکوم و اعدام کند؟ آیا این ماجرا با دموکراسی جور در می‌آید؟

از آن سوی ماجرا، قاسم سلیمانی هم شخصیتی است که متهم به سازماندهی گروه‌های نظامی و شبه نظامی بسیاری است که در عراق، سوریه، لبنان و دیگر نقاط جهان فعالیت می‌کرده‌اند. می‌گویند سرلشگر سلیمانی برای ملاقات با مقام‌های سیاسی عراق به این کشور سفر کرده است. آیا او یک مامور سیاسی بود؟ آیا او گذرنامه سیاسی داشت؟

آیا سفر او از سوریه به عراق، همراه با مقامات نظامی بسیج مردمی عراق یا حشدِ شعبی، نمی‌توانست این شبهه را به همراه داشته باشد که اهدافی نظامی/ امنیتی در عراق داشته است؟

بعد از خودداری آمریکا از پاسخ به حملات موشکی ایران، از فضای ملتهب و جنگی موجود کمی کاسته شد. بخشی از این خویشتن‌داری ترامپ به فضای ضد جنگ آمریکا برمی‌گردد. مردم آمریکا نمی‌خواهند در جنگی دیگر شرکت کنند. بخشی از این فضا به دلیل مخالفت دموکرات‌ها با جنگ است.

مخالفت با جنگ
مایکل مور یکی از چهره‌های سرشناسی بود که ضمن محکوم کردن ترامپ، از ایرانی‌ها خواست تا خشونت به خرج ندهند.

در هر حال همان‌طور که حضور آمریکا در عراق پذیرفته نیست، حضور فرماندهان نظامی ایران هم در عراق قابل پذیرش نیست. ترور فرد نظامی با اهمیتی همچون قاسم سلیمانی هم نمی‌تواند درست باشد، آن‌هم به بهانه برقراری صلح و تامین امنیت در منطقه.

حرکت غیرعقلانی ترامپ دارای هیچ توجیهی نیست، هم نقض حاکمیت ملی عراق است و هم برخوردی نادرست با یک فرد؛ با این‌همه رفتار تلافی‌جویانه ایران هم منطقی نمی‌نماید. معمولا جنگ‌ها این‌گونه روی می‌دهند که طرف‌ها بخواهند جواب همدیگر را بدهند و کار بالا بگیرد.

بعد از حمله موشکی ایران به پایگاه عین الاسد، چند رویداد که سبب شد تا ایران الان در آتش جنگ نباشد. نخست این‌که راهپیمایی‌های بسیاری در جهان روی داد که مردم در آن شعار «نه به جنگ» سر دادند. مردم کانادا که همواره طرفدار صلح و آرامش در سطح جهان بوده‌اند، برگزارکننده راهپیمایی‌های متعددی در شهرهای گوناگون بودند. راهپیمایی ضد جنگ مونترال، احساس غروری خاص در همه کسانی که در این شهر زندگی می‌کنند ایجاد ‌کرد.

چرا می‌شود به درگیر نشدن ایران و آمریکا امیدوار بود؟

بعد از خودداری آمریکا از پاسخ به حملات موشکی ایران، از فضای ملتهب و جنگی موجود کمی کاسته شد. بخشی از این خویشتن‌داری ترامپ به فضای ضد جنگ آمریکا برمی‌گردد. مردم آمریکا نمی‌خواهند در جنگی دیگر شرکت کنند. بخشی از این فضا به دلیل مخالفت دموکرات‌ها با جنگ است.

مخالفت دموکرات‌ها با جنگ سبب شد تا آن‌ها در صدد تصویب قانونی بربیایند که اختیارات رئیس‌جمهوری را در عرصه آغاز جنگ محدود کند. نانسی پلوسی به عنوان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و اکثریت نمایندگان دموکرات مجلس توانستند این قانون را تصویب کنند، اما برای اجرایی شدن این قانون مجلس سنا باید آن را قبول کند و چنان‌چه می‌دانیم اکثریت مجلس سنا با جمهوری‌خواهان است و احتمالا اختیارات ترامپ محدود نخواهد شد.

با این همه، تصویب چنین قانونی در مجلس آمریکا، هر چند شاید فرصت اجرایی شدن نداشته باشد، این پیام را برای رئیس‌جمهور آمریکا و جهان خواهد داشت که بیش از پنجاه درصد مردم این کشور مخالف جنگ هستند، نکته‌ای در پیام بسیاری از هنرمندان هم وجود داشته است.

این حق قانونی مجلس است که ترامپ را استیضاح کند و قطعا برای به جریان نینداختن جریان استیضاح از حکم حکومتی خبری نیست. هنرمندان و روزنامه‌نگاران آمریکایی هم به دلیل تشویش اذهان عمومی به زندان نمی‌افتند. روزنامه‌ای هم بسته نمی‌شود.

هنرمندان بسیاری بعد از اتفاق‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی علاوه بر نقد شدید کارهای ترامپ، خواستار آن شدند که جنگی بین ایران و آمریکا انجام نشود. مایکل مور، مستندساز آمریکایی یکی از این افراد بود. او از آیت‌الله خامنه‌ای خواست که واکنش خشونت‌آمیزی نشان ندهد و اجازه دهد که او و «میلیون‌ها آمریکایی» مساله را به صورت صلح‌آمیز حل کنند.

امیدوارم که هرگز جنگی در هیچ جای جهان صورت نگیرد.

حاشیه‌های مهم‌تر از متن

نکته بسیار مهمی که نمی‌شود از آن به سادگی عبور کرد این است که وقتی دونالد ترامپ مرتکب اشتباهی می‌شود، حتی وقتی کار او با عقاید گروهی همخوان نیست، این فرصت در اختیار مجلس، سیاستمداران رقیب، رسانه‌ها و هنرمندان وجود دارد که از او نقد کنند.

این حق قانونی مجلس است که ترامپ را استیضاح کند و قطعا برای به جریان نینداختن جریان استیضاح از حکم حکومتی خبری نیست. هنرمندان و روزنامه‌نگاران آمریکایی هم به دلیل تشویش اذهان عمومی به زندان نمی‌افتند و روزنامه‌ای هم بسته نمی‌شود.

تهدید
حسام‌الدین آشنا، مشاور حسن روحانی، در توییتی به خبرنگاران ایرانی خارج از ایران هشدار داد تا جوسازی نکنند، حال آن‌که کمی بعد از این توییت مشخص شد که یا ماجرا را نمی‌دانسته یا خودش را به ندانستن زده است.

اما در حالی که کسی بابت انتقاد کردن در آمریکا دستگیر و زندانی نمی‌شود، حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور، به خبرنگاران خارج از ایران هشدار می‌دهد که تحت تاثیر فضای ساخته شده توسط دشمن قرار نگیرند.

البته او کمی بعد خواسته تا لحن‌اش را تلطیف کند: «اشتباه نکنید؛ هشدار هرگز تهدید نیست؛ تلاش برای بیدار کردن وجدان  است تا همچنان ایرانی بمانید و در این جنگ رسانه‌ای از مردم کشورتان و حقیقت دفاع کنید. خانواده‌ها را رنجیده‌تر نکنید. در ضد حمله روانی ایران‌ستیزان بعد از سیلی ابتدایی مشارکت نکنید.»

البته هفت ساعت بعد از این توئیت آقای آشنا، رسانه‌های داخلی ایران بیانیه ارتش را منتشر کردند که در آن به شلیک‌شدن موشک به سوی هواپیمای اوکراینی اعتراف شده بود. کاش کسی به آقای آشنا بگوید که ما ایرانی مانده‌ایم و ایرانی خواهیم ماند. شما راستگو باشید و دست از باید و نباید بردارید.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

کنفرانس مطبوعاتی ترودو

دعوت از کارگران متخصص بیکار برای شرکت در مبارزه با کرونا

جاستین ترودو روز یکشنبه 5 آوریل در کنفرانس مطبوعاتی خود کارگران بیکار واجد تخصص را برای تقویت مبارزه با شیوع کووید-19 در کانادا به کمک فراخواند و از تسهیل طرح اشتغال تابستانی برای حمایت از دانشجویان خبر داد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *