قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / درباره زیبایی‌های کابل چه می‌دانیم؟
تپه شهر کابل افغانستان

درباره زیبایی‌های کابل چه می‌دانیم؟

از چند سال بدینسو در صفحاتِ آریانا مجله « هفته »؛ مقالات متعدد درباره تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و سایر ممیزات کشور افغانستان جهت آگاهی و ارائه معلومات به هموطنان ما بخصوص نسل جوان در مهاجرت، منشر شد، که پایتخت و سایر ولایات افغانستان که زمانی مراکز فرمان‌روایان و پادشاهان بودند مفصل معرفی گردید.

بالاحصار، ارگ کابل، قصرهای تاریخی، تفریح‌گاه‌ها، کوه‌ها و سایر جا‌‌های کابل نیز معرفی شد. این دفعه تپه‌ها، قلعه‌ها و معابد شهر کابل را به معرفی‌‌ می‌گیریم.

تپه‌ها و قلعه‌‌های شهر کابل:

کوه‌ها، وادی‌ها و تپه‌‌های کابل منظره زیبای را به این شهر بخشیده اگر از ویرانی امروزش بگذریم به جز انگلیس‌ها، هر سلطان، حکمران و شاهی که در کابل حکمروای نمود، به این شهر دلباخت، نه تنها ترکش ننمودند بلکه در این شهر ماندگار شده و آبادش کردند.

بر علاوه کوه‌‌های بلند با دیوار‌‌های مارپیچ بر سر آنها، تپه‌ها و قلعه‌‌های مستحکمی نیز در کابل  وجود داشت. که از اثر جنگ‌‌های دومدار تخریب و از بین رفته بعضاً به آتش کشیده شد مثل؛ قلعه مستحکم بالاحصار، شیرپور، قصر شهرآرا، قصر دارلامان که از نظر نظامی و دفاعی برای کابلیان اهمیت بسزایی داشت.

Aviron
Aviron

 

قلعه بلند شهر کابل:

قلعه بلند شهر کابل بالای تپه کلوله پشته در شمال شهر موقعیت دارد. قلعه با ارتفاع ۵ تا ۷ متر و دیوار عریض به شکل دایروی مستطیل قرار دارد. برای انتقال مهمات نظامی و عساکر و رفتن به قلعه سرک نیمه دایروی احداث گردیده است و توسط دیوار‌‌های بلند محاط بوده است که متأسفانه امروز اثری از آن نیست. این قلعه که مرکز نظامی سپاهیان است از سال‌های ۱۸۴۰ به بعد احراز موقعیت نمود. به طرف غرب آن کلوله پشته و شهرآرا، طرف جنوب آن چهاراهی انصاری و پارک شهرنو، سمت شمال آن بخش شهرآرا و تایمنی، شرق آن وزیرآباد و تایمنی افتاده. اگر کمی بالاتر از چهارراه حاجی یعقوب پیش برویم مقابل خویش قلعه پرهیبتی را‌‌ می‌بینیم که دیوار‌ها و عظمت آن از یک قلعه نظامی حکایت دارد. که ما را به یاد کابل قدیم و داستان جنگ‌‌های مردم کابل با انگلیس‌‌ می‌اندازد. این تپه موقعیت خوب نظامی داشته است. با مطالعه اسناد تاریخی در هنگام تجاوز اول و دوم انگلیس تپه کلوله پشه و تپه  بی بی مهرو را قطعات انگلیس در اختیار داشت. به نظر‌‌ می‌رسد بنیادگذاری این بنای نظامی بین سال‌‌های ۱۸۷۳–۱۸۷۹ میلادی بوده است. در حالیکه عمرانات شیرپور در تجاوز دوم انگلیس بالای افغانستان ویران گردید. اما امیرعبدالرحمن این قلعه را برای نظامیان خویش به اکمال رسانید تا امروز پا برجاست.

سردار محمد داوود خان تصمیم گرفت در پلان ۲۵ ساله شهر کابل کمربند سبزی بالای تپه‌‌های کابل اعمار نماید که شامل تپه شهرآرا، کلوله پشته، شیرپور، مرنجان، بگرامی و تپه‌‌های کوچک مانند؛ تپه بلخ در شاه شهید، تپه دوست خیل‌ها در سیدنور محمدشاه مینه، تپه قوال‌ها در رحمن مینه بود. متأسفانه واقعات طوری شد که به عوض آن کمربند سبز کمربند‌‌های شهدا و قبرستان‌ها جای آنرا گرفت.

تپه شهرآرا، محله باصفا و فضای آرام شهر کابل:

کابل زیبا افغانستانشهرآرا یکی از قدیم‌ترین محلات شهر کابل است. در حدود ۵۰۰ سال عمر دارد. زمانی که ظهیرالدین بابر به حکومت کابل دست یافت با علاقه مفرطی که به این شهر داشت به آبادی شهر توجه نمود از جمله به احداث باغ‌ها و تفریحگاه‌ها پرداخت. قلعه فتوح، چهلستون و گذرگاه، باغ علم گنج، شهرآرا، جهان آرا، باغ قاضی، باغ علی مردان و باغ عمومی از کار‌‌های آن زمان است.

شهرآرا و جهان آرا دو باغی بود که در زمان اولاده بابر اعمار گردید. شهرآرا فضای آرام، مردم صمیمی، پیشه وران، صنعت‌کاران و دکانداران مهربان داشت. آنجا یک قبرستان کوچکی هم است. در دهه پنجاه شفاخانه زایشگاه، دو باب مکتب ابتدایی، مارکیت بزرگ میوه فروشی، حمام، مسجد تانک تیل و دو قطعه نظامی و … وجود داشت.

بازار کوچک، رنگریزی‌ها، تنورسازی، محله جوراب بافان، بره کی و تا باغ زنانه شهرآرا ادامه دارد. باغ شهرآرا را «شهر بانو» عمهٔ ظهیرالدین محمد بابر در سده شانزدهم میلادی به نام شهرآرا دختر بابر ساخت. برای چند سالی نامی از این باغ نبود تا اینکه امیرعبدالرحمن خان آن را در اواخر سده نزدهم بازسازی و به محل پذیرایی مهمانان خود تبدیل کرد. اما از باغ جهان آرا و چهار باغ میراث‌‌های باغ‌سازی جلال‌الدین اکبر، جهانگیر و شاه جهان شاهان گورگانی در کابل خبری نیست. این باغ در چند دهه گذشته با نام باغ زنانه یاد‌‌ می‌شد. باغ زنانه محل سرسبز با درختان چنار و درخت‌‌های میوه، جوی آب، چوکی‌‌های باغی، گل‌‌های رنگارنگ مزین شده بود. ستیژی در وسط باغ داشت و صحنه تیاتر در قسمت آخر باغ ساخته شده بود. علاوتاً وسایل تفریحی در هر طرف آن دیده‌‌ می‌شد. بهترین و جالب‌ترین محل تفریحی برای دختران و زنان کابل بود. به جز گروه‌‌های موسیقی، هنرمندان تیاتر، کانتین‌دار ‌(کانتین والا) و دست‌فروشان خردسال که اجازه‌نامه شاروالی را داشتند. ورود مردان به داخل باغ ممنوع بود.

قلعه بلند شهرآرا:

این قلعه نظامی در ساحه دو جریب زمین به شکل مربع اعمار گردیده است و مانند هر قلعه دیوارهایش از گِل پخته است که ارتفاع آن را احتمالآ ۴ تا ۵متر بلند نشان‌‌ می‌دهد. عرض دیوار حدود ۷۵ تا ۱۰۰سانتی‌متر است. به تعداد هشت برج تردد و مدافعوی در چهار طرف قلعه وجود دارد. دروازه آن با دیزاین زیبا آراسته گردیده است. در داخل محوطه در چهار طرف بارک‌ها و اطاق‌ها و کاغوش‌ها (محل استراحت سربازان) پهلوی هم قرار داشت. در گذشته‌ها در اطراف این قلعه و دیگر قلعه‌ها که محلات نظامی محسوب‌‌ می‌شد گشت‌وگذار ممنوع بود.

برج شهرآرا  بالای تپه ماران شهر کابل:

برج شهرآرا جای‌ست که در منطقه شهرآرا موقعیت داشته اما همیشه خواروزار ویرانه بوده، در گذشته‌ها وقتی از کنار برج مذکور رد‌‌ می‌شدید و دو برج استحکامتی دیگری نیز آنجا به مشاهده‌‌ می‌رسید که کار معماران زبردست و ماهر سال‌‌های قبل را مجسم‌‌ می‌ساخت.

امیرعبدالرحمن خان وقتی به صفحات شمال رفت از دیدن باغ جهان نمای تاشقرغان که توسط معماران ورزیده قندهاری در عهد سلطنت تیمورشاه درانی از قندهار به کابل آورده شده بودند، شگفت‌زده شده معماران قندهاری را به کابل آورده و طرح عماراتی چون قصر باغ بالا، باغ مهمان‌خانه، ولایت کابل، تعمیر ارگ و قصر شهرآرا و غیره را آغاز نمود.

بیشتر بخوانید:

امیرعبدالرحمن قصر باشکوه (برج شهرآرا) را بر فراز تپهٔ ماران تهداب گذاشت و کار اعمار آن در سال ۱۲۷۴خورشیدی به پایه اکمال رسید.

برج شهرآرا به شکل شش ضلعی طرح گردیده و در روی کار آن خطوط برجسته به شکل افقی و عمودی جلب توجه‌‌ می‌نمود. برج مذکور در چهار یا شش طبقه اعمار گردیده بود. از طبقه اول تا چهارم زینه آن از خشت و آژند (گِل با شیفته دیگر که میان دو خشت هموار کنند) ساخته شده بود. از طبقه چهارم تا ششم در اعمار زینه‌ها از چوب استفاده کرده بودند. این برج با طاق‌ها و اشکال کچی مزین شده بود. برج شش کلکین یک رواق و یک دروازه داشت.

در سال ۱۳۰۸ خورشیدی جبیب‌الله کلکانی از سمت شمالی با سه صد نفر جنگجوی مسلح طرف کابل آمد خود را به سرک شهرآرا رسانده از آنجا ارگ سلطنتی را مستقیمآ هدف قرار داد. که با مقاومت تعلیم‌گاه سواری مواجه شد. روز دوم مجددآ به حمله آغاز نمود بار دگر با مقاومت گارد شاهی امیرامان الله خان روبرو گردید. جنگ دو روز در اطراف برج شهرآرا ادامه داشت که در نتیجه برج سوخته و تخریب گردید. غیر از برج قصر، سه نیمه برج استحکامی خورد به فاصله‌‌های مختلف از هم در امتداد دیوار ساخته شده بود. دو عمارت دیگر که از آن به صفت ترصدگاه استفاده‌‌ می‌شد در قطعه تشریفات و شفاخانه ملالی قرار داشت. این آبده تاریخی تا امروز که بیشتر از یک قرن از اعمار آن‌‌ می‌شود به حال ویرانه پابرجاست.

تپه خاک بلخ :

این تپه خاکی اصلآ یک تپه مصنوعی است که در شرق بالاحصار مربوط به ناحیه شاه شهید‌‌ می‌باشد و در اطراف منازل شهری اعمار شده است. گویند که میان شاه کابل و شاه بلخ جنگی درگرفت، در نتیجه بلخ فتح شد، به امر شاه کابل هدایت داده شد که عساکر فاتح او یک خریطه خاک از بلخ برداشته و به کابل بیآورند و در همین موضع انبار کنند، آنقدر خاک زیاد انتقال داده شده تا آنکه یک تپه خاکی از آن ساخته شد و به تپه خاک بلخ معروف گردید. این تپه از عظمت تاریخی کابل شاهان مستقیمآ حکایت‌‌ می‌کند.

تپه مرنجان:

تپه مرنجان کابل افغانستاناین تپه در سه کیلومتری شمال شرق بالاحصار بین چمن حضوری و کوتل یک لنگه، سید نورمحمدشاه مینه و رحمن مینه و مکروریان اول موقعیت دارد. در جنوب این تپه، سیاه‌سنگ واقع شده که در روزگار قدیم میلهٔ نوروز (جُبه) در آنجا برگزار‌‌ می‌شد. در مورد وجه تسمیه آن گفته شده که مرنجان مرد جادوگری بود با پول و ثروت زیاد. چون طلسم او شکست دارایی افسانوی او به تپه خاک مبدل شده و این تپه به نام او مسمیٰ گردید. باستان‌شناسان درین تپه تحقیقات و کاوش‌‌های زیادی کردند ازین تپه دیگ‌‌های گلی پر از مسکوکات نقره‌یی بدست آورده‌اند که وزن بعضی ازین سکه‌ها از پنج گرام اضافه‌تر بوده و به دوره یونانی ارتباط داشت که در حوالی قرن پنج و شش میلادی در یونان ضرب زده شد امکان دارد در زمان اسکندر مقدونی از سواحل مدیترانه به کابل رسیده باشد.

در سال ۱۳۱۲ هجری قمری از تپه مرنجان در دو نقطه، دو معبد بودایی کشف گردید که در زمان کوشانی‌ها اعمار شده بود همچنان ازین تپه مجسمه بزرگ بودا (اتوا) نیز کشف شده که از لحاظ جسامت و هنر بزرگترین هیکل موزیم کابل بود. علاوتآ صد‌ها سکه طلایی و نقره‌یی ازین تپه به دست آمده که مرکز بزرگ بودیزم را در عصر کابل شاهان آشکار‌‌ می‌سازد.

تپه تاج بیگ و قصر زیبای آن:

تپه تاج بیگ در غرب دارلامان واقع شده و قصر زیبای در نشیبی شمال غربی کوه قوروغ آباد شده که با دیزاین و ساختمان خیلی عالی طور دو طبقه‌یی با قصر دارلامان یکجا تهداب گذاری و اعمار گردیده است.

این هر دو مکان محل تفریح مردم کابل بود و شهر جدیدی را امان‌الله خان در آنجا مدنظر داشت که بسر نرسید.

معبد تاریخی کوتل خیرخانه:

کوتل خیرخانه در ۱۲کیلومتری غرب کابل واقع شده است. در مجاورت این کوتل در اعصار قبل از اسلام معبد سوریا یا آفتاب‌پرستی قرار داشت و اولین معبد برهمن‌ها بود. مجسمه بسیار عالی و زیبا با مصاحبان آن ازین ناحیه به دست آمده است. که رب النوع آفتاب‌‌ می‌باشد. اسم آن (هوریاخور) در سرود‌‌های ویدایی آمده است. این معبد در شمال غرب کابل روی دامنه شرقی پوزه کوهی واقع است که غرباً و شرقاً افتاده و متصل به کوهی‌‌ می‌باشد که آن را بنام «هزاره بغل» یاد‌‌ می‌کنند و تیغه شمالی گردنه را تشکیل‌‌ می‌دهد که کوتل خیرخانه سر راه موجودهٔ کابل و کاپیسا معبری در آن باز کرده است. معبد و ملحقات آن روی پوزه‌یی که ذکر شد رخ به طرف جلگهٔ وزیر آباد وقوع داشت و از بام‌ها و بَرنده‌‌های آن افق گشاده‌یی به طرف جنوب، جنوب شرق و شرق تا خط کوه‌‌های چناری و چکری معلوم‌‌ می‌شد و کمی به طرف جنوب گنبد‌‌های استوپه‌‌های شیوکی هم معلوم‌‌ می‌شود.

شیوکی و اندکی و معبد شیوایی:

شیوکی و اندکی که به صورت دهکده‌ها به فاصله ۶ و ۹ کیلومتری جنوب غرب و جنوب کابل فعلی واقع‌اند. در نام‌‌های این دو دهکده اسم«شیوا» و «اندرا» دخیل است. اندکی و شیوکی «جای شیوا» و «جای اندرا» معنی دارد و از این توضیح واضح معلوم‌‌ می‌شود که در شیوکی کدام بتکدهٔ شیوا و در اندکی کدام بتکدهٔ اندرا و برهما وجود داشت. زیرا این دو از ارباب انواع برهمنی محسوب‌‌ می‌شوند.

این دو دهکده در نزد هنود کابل هنوز خاطره‌هایی دارد و سیر گردش حتیٰ مراسم غسل «ابهی شکه» آن‌ها در موقع ویساک بطرف ساکا و شیوکی در آب‌‌های رودخانه لوگر صورت‌‌ می‌گیرد. به گمان غالب بت‌هایی که سر سلسله صفاری گرفته و به بغداد فرستاد از کدام معبد شیوایی بوده و نزد شیواییان کابل مقام رسمی داشت که درین صورت باز بتکده شیوایی شیوکی بخاطر‌‌ می‌آید. شبهه‌یی نیست که در حوالی شیوکی و اندکی روی تپه‌ها آثار خرابه‌‌های معابد قدیمه زیاد است و در حوالی ساکا معبدی را هیئت حفریات فرانسه حفریات هم کرده است. ولی دامنه تحقیق و کاوش طور دلخواه درین حدود بسط نیافته و آنچه که اظهار شد محض به اساس مطالعه نام‌ها و ذهنیت فولکلور و مشاهدات توپوگرافی محلی است.

منابع:

  • شهر کابل طی قرون، اثر غلام جیلانی عارض 
  • تاریخ افغانستان اثر احمدعلی کهزاد
  • افغانستان فردا نوشتهٔ شاه محمود «محمود»
  • و نوشته‌‌های اسدالله پرفیض ….

حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

مهاجرت به ایران

در ایران خواندن و نوشتن یاد گرفتم و این یک آرزو بود؛ داستان‌های مهاجرت

یکی از چیزهای خطرناک سوارشدن در پشت صندوق ماشین است و قاچاق‌برها چهار نفر را در آن جا می‌دهند. من به همراه دوستانم و چندین نفر دیگر سوار یک ماشین مرغداری شدیم و همه روی هم بودیم و من اذیت می‌شدم و برای همین نفری که جلوتر از من بود‌ را گاز می‌گرفتم تا بتوانم نفس بکشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *