Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / بزرگ‌ترین جنبش مسلحانۀ دهقانی ناشناختۀ ایران | بار دیگر درباره وقایع 21 آذر در آذربایجان؛ از خوانندگان هفته
خوانندگان
فداییان آذربایجان

بزرگ‌ترین جنبش مسلحانۀ دهقانی ناشناختۀ ایران | بار دیگر درباره وقایع 21 آذر در آذربایجان؛ از خوانندگان هفته

بخش «خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تأثیری ندارد.

جعفر خدیر|

اگر امروز از مردم به‌خصوص جوانان دربارۀ وقایع 21 آذربایجان به رهبری پیشه‌وری سؤال کنیم بدون‌شک 98 درصد از 80 میلیون جمعیت ایران از آن بی‌خبرند یا اطلاعات ناقص و حتی وارونه دارند. این پدیده نمی‌تواند جز ثمرۀ دیکتاتوری و خفقان سیاسی، خرافات‌زدگی و نفوذ فرهنگی و تبلیغاتی یک‌طرفه انگلیس و آمریکا باشد. به‌این‌دلیل قبل از همه چگونگی پیدایش فرقۀ دموکرات را خیلی مختصر و سطحی مرور می‌کنیم.

ارتش‌های متفقین برای راندن آلمانی‌ها که در پوشش ساخت‌وسازها و آبادکردن‌ها زمینۀ دست‌یابی ماشین جنگی هیتلر را که در لنین‌گراد و استالین‌گراد درگیر جنگ‌های بسیار سخت و خونین بود به چاه‌های نفت قفقاز و ایران فراهم می‌کردند در سوم شهریور 1320 وارد ایران شدند.

ارتش سرخ که خود با انقلاب سلطنت خانوادۀ روماتوف‌ها را سرنگون کرده و نظام پادشاهی/فئودالی را در روسیه از میان برده بود. به‌محض ورود از مرزهای شمالی مالکان و صاحبان بزرگ زمین و رعیت به طهران فرار کردند. ژاندارم‌های رضاشاهی به‌منزلۀ چماق دست خان‌ها در برابر خشم قرن‌ها فروخوردۀ دهقانان از ترس جان، سلاح‌های خود را در جاده‌ها پیش پای دهقانان ریخته و ناپدید شدند.

Aviron
Elite College
Aviron

 

ارتش سرخ بالطبع در برابر فئودال‌ها و رژیم وابسته به انگلیس و دربار از دهقانان که اسلحه به‌چنگ آوردند حمایت نمود. دهقانان حتی قبل از رهبری فرقۀ دموکرات در تبریز به‌حرکت در آمدند و شهرهای مراغه، سراب، میانه، زنجان و میاندوآب را از دست دولتی‌یان خارج کردند.

آمریکا که به بهانۀ حملۀ ژاپن به بندر پرل‌هابور وارد جنگ جهانی شده بود (7 دسامبر-1941) و برنامۀ سلطه بر جهان را داشت چهل هزار سرباز هم به ایران گسیل داشت.

ایران سرشار از منابع نفتی با 2000 کیلومتر مرز با شوروی واقع در خاورمیانۀ نفتی و … بود و نیز به‌لحاظ سوق‌الجیشی (ژئوپولیتیک) انقلاب ایران در آذربایجان (پیشه‌وری) بسیار حساس‌تر و خطرناک‌تر از سایر انقلابات همزمان به‌مانند چین (ماتوتسه چونگ)، کره (کیم ایلسونگ)، ویتنام (هوشی مین)، اندونزی (دکتر احمد سوکارنو) و … بود. ازاین‌رو تصمیم گرفتند انقلاب آذربایجان را در نطفه خفه کنند برای این کار آمریکا و انگلیس به‌طور مشترک وارد عمل شدند.

انگلیس:

انگلیسی‌ها از شرق (خانقین عراق) و از جنوب (بصره) وارد ایران شدند و با غرق کردن چند ناو و ناوچه و کشتن ششصد افسر و سرباز از جمله دریادار بایندور نیروی دریایی ایران را نابود کردند و تا تهران پیش راندند. همزمان در جنوب به‌سراغ فئودال‌ها و عشایر رفتند و با تجهیز نفرات آنها پلیس جنوب را ساختند تا با سرکوب کارگران اعتصابی در خوزستان و آتش زدن دفاتر و روزنامه‌ها و نشریات حزب توده از منافع انگلستان پاسداری کنند. در تهران انگلیس بعد از عزل و تبعید رضاشاه فرزند نونزده سالۀ او محمدرضا را بر سر کار گذاشت تا گوش به‌فرمان آنها سلطنت کند. به‌علاوه این کشور به‌طور تاریخی در تمام دستگاه‌های دولتی ایران نفوذ داشت و اکثریّت مجلس به‌اصطلاح شورای‌ملی را طرفداران وی (انگلوفیل‌ها) تشکیل می‌دادند.

آمریکا:

همان‌طورکه گفته شد آمریکا به بهانۀ حملۀ ژاپن وارد جنگ شد چون سیاست جهانی کردن قدرت و سلطه بر بازار و منابع جهانی را در سر داشت. ازاین‌رو ارتش ازهم‌پاشیده رضاخان را نوسازی و کاملا آمریکایی کرد و ژاندارمری کل کشور را نیز به مستشاران نظامی خود به‌فرماندهی سرهنگ شوارتسکف سپرد و وزارت دارائی و شریان‌های مالی کشور را در اختیار هیئت مالی دوارده نفره به‌ریاست دکتر میلیسپو قرار داد. تاجایی‌که وی (میلیسپو) امضاء خود را بالای امضاء وزیر دارائی ایران قرار می‌داد. علاوه‌بر اینها جاسوسان آمریکا زیر پوشش برنامۀ اصل چهار ترومن در چهار گوشۀ ایران پراکنده شدند. به‌این‌ترتیب آن استقلال نیم‌بندی را هم که داشت به‌کلی از دست داد.

دروغ بزرگ

در چنین شرایطی انگلیس و آمریکا مدعی شدند که طبق توافق سه‌جانبۀ دائر به تخلیۀ ایران، حداکثر شش ماه بعد از تسلیم آلمان، گویا نیروهای خود را از ایران بیرون برده و رفته‌اند و این دولت شوروی است که از تخلیۀ ایران خودداری می‌کند. آمریکا در جایگاه تنها قدرت اتمی دنیا و نیرومندتر از همیشه از شوروی می‌خواهد ایران را تخلیه کرده و دست از حمایت فرقۀ دموکرات آذربایجان و کردستان بردارد.

آذربایجان
ارتش شاهنشاهی ایران در سالگرد وقایع 12 آذر

ارتش سرخ هرچند در جنگ با فتح برلن و تسلیم آلمان پیروز اول جنگ به‌حساب آمد و افتخار بزرگی را نصیب ملت شوروی کرد، اما پنجاه میلیون کشته و زخمی و علیل بر پیکر ملت و کشوری ویران شده به او اجازه نمی‌داد در جنگ دیگری درگیر شود. ازاین‌رو رهبری شوروی به‌ریاست استالین طی نامه‌ای به پیشه‌وری به‌طور سرپوشیده و صمیمی ناتوانی خود را در شرایط پیش آمده و موجود برای درگیری در یک‌جنگ دیگر محرمانه اعلام کرد و از آنها خواست به‌مرزهای شوروی که به‌روی آنها بازند عقب‌نشینی کنند و نیروی خود را برای شرایط و اوضاع بهتر محافظت نمایند. همین وقایع برای مبارزان و سوسیالیست‌های اسپانیا و یونان اتفاق افتاد و از هریک حدودا پنجاه هزار پناهنده وارد شوروی شدند. درحالی‌که این کشور برای تغذیه و اسکان مردم خود به‌شدت در تنگنا بود و در مرزهای چین و کره همین اتّفاقات بر گردۀ شوروی سنگینی می‌کرد.

بنابراین در چنین شرایطی ادعای تخلیۀ ایران و عدم حضور انگلیس و آمریکا یک‌دروغ بزرگ و آشکار بود که در راستای پیشبرد سیاست سلطه بر جهان از طرف امپراطوری آمریکای تازه به‌دوران رسیده در چارچوب جنگ سرد صورت گرفت. می‌دانیم‌که آمریکا بعد از جنگ جهانی جهت ایجاد و تسخیر بازارهای مصرف برای تولیدات انبوه صنایع خود که در طول جنگ رشد فوق‌العاده داشت طی طرحی به‌نام پلان مارشال به‌کمک کشورهای صنعتی و استعماری سابق که در جنگ آسیب‌های سخت دیده بودند شتافت. مانند انگلیس، آلمان، فرانسه، ژاپن و … و با میلیاردها دلار سرمایه و تکنولوژی صنایع خود را در این کشورها برپا کرد و از این طریق تولیدات خود را به‌بازارهای جهان سرازیر ساخت.

دروغ بزرگ دوم

مسئلۀ نفت شمال و کلاه‌گذاری قوام‌السلطنه: نخست‌وزیر ساعد مراغه‌ای در سال 1323 با سه کمپانی نفتی آمریکایی/هلندی استاندارد اویل، سینگلر و شل که خواهان امتیاز نفت سراسر شمال ایران بودند محرمانه وارد مذاکره شده بود. هدف آمریکا استقرار در مرزهای جنوب شوروی بود که حساسیت شدید این کشور را فراهم کرد و احساس خطر نمود.

ازاین‌رو معادن اول وزارت خارجه کافتارادزه را با پیشنهاد تشکیل یک‌شرکت مختلط نفتی با چهل و نه/پنجاه و یک درصد به ایران فرستاد که در برابر قرارداد نفتی ایران و انگلیس با شانزده / هشتاد و چهار درصد یک‌قرارداد انقلابی محسوب می‌شد. به‌علاوه طرف شوروی متعهد می‌شد تمام کادر فنی و علمی لازم را از نفرات ایرانی تربیت کرده و کلیۀ امور شرکت را از اکتشاف، استخراج، تصفیه، فروش و توزیع طی ده سال به ایرانیان واگذار نماید.

اما تجربۀ بد و ناکامی که ملت ایران از شرکت نفت جنوب داشت که به‌ غارت ثروت ایران و دخالت همه‌جانبۀ دولت انگلیس در امور کشور و ملت ایران انجامیده بود و جنجالی ‌که در مجلس فئودال‌نشین و نیز دربار وابسته به‌راه افتاد و کلا هیئت حاکمۀ راست و ضدشوروی که در پناه انگلیس و آمریکا زیسته و حکومت می‌کردند مانع و سد راه تصویب این پیشنهاد شدند.

در این میان با پیشنهاد کافتارادزه مذاکرات محرمانۀ شرکت‌های نفتی از پرده برون افتاد و ایران را ترک کردند و کافتارادزه به‌هدف امنیتی خود یعنی دور شدن آمریکا هرچند موقت از مرزهای خود رسید و به‌شوروی بازگشت. نه یک‌خلقه چاه کنده شد و نه یک‌بشکه نفت صادر گردید. اما ارتجاع پنجاه سال بر آن تاخت و اشک تمساح ریخت که البته یک قطرۀ آن را برای 50 سال غارت نفت جنوب نریخت.

شادروان دکتر مصدق که آن زمان لیدر اقلّیت در مجلس شورا بود از آقای کافتارادزه که باعث شده بود کمپانی‌های نفتی دست از یقۀ ملت ایران بردارند و ایران را ترک کنند تشکر و فدردانی کرد. اما ارتجاع داخلی دست در دست اجنبی در باندگوها، منبرها و روزنامه‌ها پیشنهاد تشکیل یک‌شرکت مختلط نفتی و نه امتیاز نفت و باهدف امنیتی به مالی را تحریف کرده و به نیروهای مترقی تاختند و چنین وانمود کردند، و سپس از دادن نفت شمالی خودداری کرده! و آن را در ذهن عامیانه به‌جای واقعیّت نشاندند.

اگر پیشنهاد کافتارادزه تصویب می‌شد به‌نظر نویسندۀ این سطور ایران می‌توانست طی ده سال به‌تکنولوژی نفت دست یابد و یک‌قرن دیگر دست‌بسته در چنبرۀ کمپانی‌های غربی گرفتار نگردد.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

ضرورت‌های فنی یا ناگفته‌های معنی‌دار؟ نگاهی به “فرزند انقلاب”؛ مستند زندگی صادق قطب‌زاده

این معما زمانی جالب‌تر می‌گردد که قطب‌زاده با پاسپورت بحرینی وارد عراق می‌شود و فیلم هیچ ضرورتی برای توضیح در مورد تغییر پاسپورت سوری ایشان به پاسپورت بحرینی نمی‌بیند. پاسپورتی که در آن، چهار فرزند (دو پسر، دو دختر) برای قطب‌زاده و شغل کارگر برایش ثبت شده است و محل تولدش، محرقِ بحرین، پایتخت آن کشور تا سال ۱۹۳۲

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *