قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 564
طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته 564

نکته مثبت هفته

خود را شکفته دار به هر صورتی که هست، خونی که می‌خوری به دل روزگار کن.

حکایت هفته

«خرگوش‌هایی که باعث تمام مشکلات بودند»

در میان جنگلی سرسبز، گله‌ای از خرگوش‌ها بودند که در مجاور گله‌ای از گرگ‌ها زندگی می‌کردند. یک روز سخنگوی رسمی گرگ‌ها اعلام کرد که آنها به هیچ وجه شیوۀ زندگی خرگوش‌ها را نمی‌پسندند. (گرگ‌ها تعصب خاصی روی شیوۀ زندگی خودشان که به اعتقادشان تنها شیوۀ صحیح زندگی بود داشتند.)

یک‌شب چند گرگ در جریان زلزله‌ای کشته شدند و سخنگوی رسمی گرگ‌ها اعلام کرد که مقصر اصلی وقوع زلزله بی هیچ تردیدی خرگوش‌ها بودند، چون مشخص است که تنها دلیل زلزله پنجه کوفتن خرگوش‌ها بر روی زمین است.

Aviron
Aviron

 

شبی دیگر گرگی بر اثر اصابت صاعقه کشته شد و گرگ‌ها باز هم اعلام کردند که مقصر اصلی بروز صاعقه خرگرش‌ها هستند، چون تمام کاهوهای مزارع را که مانع از بروز صاعقه می‌شود، می‌خورند. بعد از این واقعه گرگ‌ها رسما اعلام کردند که برای دستیابی به نظم نوین حیات‌وحش قصد متمدن کردن خرگوش‌ها را دارند.

خرگوش‌ها که خیلی ترسیده بودند تصمیم گرفتند به سرزمینی دوردست کوچ کنند. اما سایر حیوانات جنگل آنها را به شدت سرزنش کردند و گفتند:

شما باید در سرزمینی که متعلق به شماست بمانید و شجاع باشید. این دنیا متعلق به شجاعان است، نه کسانی که فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند. اگر گرگ‌ها به شما حمله کردند ما به کمکتان می‌شتابیم…

خرگوش‌ها با اطلاع از حمایت یکپارچۀ جامعۀ حیوانی قوت‌قلب گرفتند و به زندگی در کنار گرگ‌ها ادامه دادند. تا اینکه یک‌روز سیل مهیبی در درّه گرگ‌ها آمد و تعداد زیادی از گرگ‌ها در آب غرق شدند.

گرگ‌ها دوباره انگشت تقصیر را متوجه خرگوش‌ها کردند، چون به اعتقاد آنها مشخص بود که علت اصلی وقوع سیل فعالیت تخریبی و سایشی موجودات درازگوشی بود که هویج می‌خوردند. گرگ‌ها برای دفاع از خود، مجبور به حمله به قلمروِ خرگوش‌ها شدند و برای حفظ امنیت خود مجبور به حبس تمام خرگوش‌ها در غاری تاریک شدند.

وقتی برای چند هفته خبری از خرگوش‌ها نشد، نمایندۀ جامعۀ حیوانات جنگلی از سخنگوی گرگ‌ها درخواست کرد که دراین‌باره یک توضیح قانع‌کننده بر اساس منطق جنگلی بدهد. سخنگوی گرگ‌ها توضیح داد که تمام خرگوش‌های زندانی تا دانۀ آخر خورده شده‌اند و این مسئله اینک یک موضوع داخلی جامعه گرگ‌هاست. اما نمایندۀ جامعۀ جنگلیِ سایر حیوانات تهدید کرد که اگر گرگ‌ها توضیح قانع‌کننده‌ای ارائه ندهند، حیوانات جنگل علیه آنها متحد می‌شوند.

نماینده گرگ‌ها یادآوری کرد:

اونا قصد فرار داشتن و همون‌طوری که خودتون قبلا بهشون هشدار داده بودین، این دنیا متعلق به کسانی نیست که فرار را بر قرار ترجیح می‌دن.

نتیجۀ اخلاقی:

اگر می‌خوای به سرزمینی دوردست کوچ کنی، راه نرو، گوشاتو بگیر و بدو.

منبع: (الفبای تقلب، گردآوری و ترجمه: حسین یعقوبی. تهران؛ مروارید، 1390)

لطیفه‌های هفته
  • دوران مدرسه کاندیدا شدم برای شورا … توی تبلیغات گفتم: اگر رأی بیارم از اینجا به داخل مدرسه دخترانه تونل می‌زنم. ناظم با لگد انداختم بیرون … با این حال خبر رسید اول شدم!
  • با تمسخر از بابا بزرگم پرسیدم ..! بابا بزرگ؛ آخه شما چطوری زندگی می‌کردین!؟ نه اینترنتی؛ نه تکنولوژیی؛ نه هواپیمایی؛ نه ماشینی؛ نه کامپیوتری و نه موبایلی ..! گفت: همونطوری که شما الان زندگی می‌کنین ..! نه تربیتی…! نه اخلاقی..! نه ادبی…! نه احترامی….! نه شعوری…!
  • شما برو به خطی‌های تجریش-سیدخندان بگو من دارم می‌رم کانادا … می‌گن: سوار شو سر میرداماد پیادت می‌کنیم آنجا وایسی همه ماشین‌ها می‌رن سمت کانادا!
  • خلاصه اخبار 20:30: بعد از ملی شدن اینترنت، ایران آزادترین کشور جهان می‌شود. ریال از دینار کویت باارش‌تر شده و تمام مردم از زندگی در ایران بینهایت خوشحال خواهند شد و مدیون مسئولین … آمریکا را هم سیل و طوفان نابود می‌کند و همه با خوبی و خوشی زندگی خواند کرد…
  • یارو اومده داروخونه میگه شربت آشتهاآور چنده؟ میگم: 14000 تومن. میگه: واااای نه گروونه!!! خوب تو که 14000 تومن برات گرونه شربت اشتها رو واسه چی میخوای؟  
  • دانشگاه چیست؟ … سرزمینی که پسرها برای فرار از سربازی و دخترها برای پیدا کردن شوهر به آن عاجزانه پناه می‌برند … ولی در نهایت پسرها آخرش باید به سربازی بروند … و دخترها انصافا آرایشگرهای ماهری می‌شوند.
  • بچه که بودم مدرسه‌مان کنار خانه‌مان بود … هر وقت تو مدرسه صدایم می‌کردند هم مدرسه کتک می‌خوردم، هم خانه.
نکته هفته

آنچه شما درباره‌ِی خود فکر می‌کنید بسیار مهم‌تر از اندیشه‌هایی است که دیگران درباره‌ی شما دارند.

نقل‌قول هفته

جامی: در جهان اهل فضل نایاب‌اند، گوش بر هر فضول نتوان کرد.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: اگر علی ساربان است می‌داند شتر را کجا بخواباند.

ژاپنی: کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد ارزشی برای شانس قائل نیست.

شعر طنز هفته

«دارم از نرخ گزافش گله چندان که مپرس»

دارم از نرخ گزافش گله چندان که مپرس

که چنان زو شده‌ام بی سرو سامان که مپرس

تا زدم هرچه پس‌انداز خودم را به دلار

اُفت کرد آن‌قدَر این قیمت تومان که مپرس

کس به امید کذا آنچه که کردم مکناد!

که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس

هرکجا می‌روم امروز که چیزی بخرم

تازه اجناس گران نیست، ز ارزان که مپرس

قیمت آب، گران بود، گران‌تر هم شد

چه بگویم به تو از گندم و از نان که مپرس!

آخر سال شد و رفتم و پیدا کردم

خانه‌ای کوچک و تاریک بدان‌سان که مپرس

تا در این‌جا دلمان خوش به شکدخند لبی‌ست

با لب چون شکر، از قند فریمان که مپرس!

مولوی هم که خدا شاد کند روحش را

آن‌چنان می‌رود از پنجره ایمان که مپرس

فقر از در نرسیده، سرشب تا دم صبح

آن‌چنان می‌رود از پنجره ایمان که مپرس

بود اگر داخا فردوسی و صرافی بود

از زیاد و کم آن کنج خیابان که مپرس

حافظ از گوشۀ میدان به سلامت بگذر!

نیست انصاف در این قوم، ز وجدان که نپرس

منبع: (فیض‌بوک، ناصر فیض. تهران؛ شرکت انتشارات سوره مهر، 1392. قسمتی از شعر دارم از نرخ گزافش گله چندان که مپرس)

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت هفته

طنز و حکایت هفته ۶۰۳

کم‌هزینه‌ترین لذت‌های دنیا: بیشتر شکر کن و کمتر گله کن، گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشین و گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ای را بیرون بیاور و تماشا کن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *