Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دانش و اندیشه / اسپرانتو خطی برای همدلی؛ واقعا؟ | به بهانه برپایی همایش جهانی زبان اسپرانتو در مونترال
زبان صلح
علاقمندان بسیاری به اسپرانتو در جهان هستند، زبانی که برای صلح ساخته شده است.

اسپرانتو خطی برای همدلی؛ واقعا؟ | به بهانه برپایی همایش جهانی زبان اسپرانتو در مونترال

مونترالی‌ها در کنار بسیاری از علاقمندانی که از کشورهای دیگر به شهر ما آمده بودند، صد و شصتمین سال تولد لودويک لازار زامنهوف را روز یکشنبه ۱۵ دسامبر جشن گرفتند. اگر به زبان اسپرانتو علاقمندید، یا کلا بحث‌ها و همایش‌های فرهنگی را دنبال می‌کنید و این مراسم را از دست دادید، نگران نباشید، چون برنامه اصلی در نخستین هفته ماه اوت سال آینده در مونترال برگزار می‌شود.

مونترال از اول اوت تا هشتم سال آینده مهمان یکی از مهم‌ترین همایش‌های فرهنگی خواهد بود که هر ساله در یکی از کشورهای جهان برگزار می‌شود. این نخستین باری است که همایش جهانی اسپرانتو در استان کبک برگزار می‌شود. پیش از این کانادا فقط یک بار در سال ۱۹۸۴ پذیرای علاقمندان اسپرانتو بود، همایشی که در ونکورر برگزار شد.

اسپرانتو
زامنهوف (مبدع زبان اسپرانتو) در کنار علاقمندان به این زبان در نخستین همایش اسپرانتو در سال ۱۹۰۵

احتمالا بیش از ۷۰ کشور جهان در همایش مونترال شرکت می‌کنند، همایشی که برای دومین بار در یکی از شهرهای سواحل شرقی آمریکای شمالی برپا می‌شود. در سال ۱۹۱۰، این همایش در واشنگتن دی سی برگزار شد و خود زامنهوف مهمان همایش بود.

زامنهوف بعد از سفر به واشنگتن، برای دیدار بخشی از خویشاوندانش که در مونترال زندگی می‌کردند، به شهر ما آمد و تحت تاثیر زیبایی‌ها آن قرار گرفت. همایش سال آینده مونترال، دقیقا ۱۱۰ سال بعد از سفر مبتکر زبان اسپرانتو به شهر ما برگزار می‌شود. در این همایش، دوره‌های رایگان زبان اسپرانتو دایر خواهد بود و همچنین نکات جالبی درباره این زبان به بحث گذاشته می‌شود.

Elite College
Aviron
Aviron

 

چرا و چگونه زبان اسپرانتو

زامنهوف معتقد بود این زبان است که میان مردم فاصله می‌اندازد و می‌خواست زبانی ساده خلق کند که متعلق به هیچ ملیتی نباشد، در حالی‌که متاسفانه، آن‌چه سبب جدایی ملت‌ها می‌شود، بیش از آن‌که به زبان برگردد، به سیاست دولت‌ها، مسائل اقتصادی و اختلافات مذهبی و نژادی مربوط می‌شود.

احتمالا بسیاری از مخاطبانی که این نوشته را می‌خوانند، دست‌کم نام زبان اسپرانتو را شنیده‌اند و کمی درباره آن می‌دانند. با این‌همه و برای این که وارد بحث‌های مرتبط شویم، شاید توضیح نکاتی درباره این زبان به ما کمک کند تا درک بیشتری از بحث داشته باشیم.

در سال‌های میانی قرن نوزدهم که دولت/ملت‌ها شکل گرفته بودند، برخی نگران این بودند که تفاوت‌های زبانی شاید بتواند سبب جدایی ملت‌ها شود. افراد زیادی نظریه یک زبان یکسان جهانی را مطرح کردند، که لودویک لازار زامنهوف یکی از آن‌ها بود، با این تفاوت که زامنهوف کارش را از مرحله نظربه فراتر برد، یک کتاب آموزشی نوشت و هر کاری کرد تا زبان ابداعی‌اش را به جهانیان بشناساند.

او معتقد بود این زبان است که میان مردم فاصله می‌اندازد و می‌خواست زبانی ساده خلق کند که متعلق به هیچ ملیتی نباشد، در حالی‌که متاسفانه، آن‌چه سبب جدایی ملت‌ها می‌شود، بیش از آن‌که به زبان برگردد، به سیاست دولت‌ها ، مسائل اقتصادی و اختلافات مذهبی و نژادی مربوط می‌شود.

وارسا
مقبره زامنهوف در وارسا، منقش به آرم زبان اسپرانتو

زامنهوف بسیاری از کارهای توسعه زبان ابداعی‌اش را تا قبل از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه به پایان رساند، اما به علت نداشتن پول و جوانی‌اش، به طور جدی مورد توجه قرار نگرفت، تا این‌که او در سال ۱۸۸۷ کتابی را با سرمایه‌گذاری پدرزنش منتشر کرد.  

زامنهوف کتابش را با اسم مستعار دکتر اسپرانتو امضا کرد که به معنای امید بود و همین نکته سبب شد تا نام زبان ابداعی‌اش اسپرانتو نامیده شود، زبانی که به امید نزدیک کردن ملت‌ها به هم ساخته شده بود.

دستور زبان اسپرانتو بسیار ساده است و بر مبنای ۱۶ اصل نوشته شده و استثنایی ندارد. اغلب واژگان اسپرانتو برگرفته از زبان‌های لاتینی است، البته واژه‌هایی هم از زبان‌های ژرمنی در آن وجود دارد.

از همان سال انتشار کتاب، یعنی سال ۱۸۸۷، افرادی به سمت این زبان کشیده شدند و در روند طبیعی رشد زبانی، گروه‌هایی از مردم آن را در حوزه‌های مختلف زندگی به کار بردند که منجر به ایجاد فرهنگ ویژه ابن زبان شد. دو دهه بعد، اولین کودکانی که با پدر و مادر خود به اسپرانتو صحبت کردند، متولد شدند که آن‌ها را نخستین «بومیان زبان اسپرانتو» نامیدند.

اسپرانتو چند نکته بسیار مثبت دارد. نخستین نکته این است که از میان دو طرف گویشوری که به اسپرانتو با هم حرف می‌زنند، کسی بر دیگری برتری ندارد. یعنی زمانی که دو نفر که در اصل زبان‌های مادری مختلفی دارند تصمیم بگیرند که به زبان اسپرانتو با هم صحبت کنند، هر دو در یک شرایط هستند، در حالیکه اگر بخواهند مثلا به زبان انگلیسی با هم صحبت کنند، احتمالا یکی از دو طرف صحبت، انگلیسی‌زبان است و برتری دارد.

دوم این‌که اسپرانتو به جای خاصی تعلق ندارد. یعنی کسی نمی‌تواند ادعا کنند که اسپرانتو سبب افتخار قومی و ملی‌اش می‌شود. اساس این زبان بر مبنای صلح جهانی بنا شده و به همین دلیل، زامنهوف چند بار نامزد دریافت جایزه صلح نوبل بوده است.

همایش‌ها و فعالیت‌ها

نخستین همایش جهانی زبان اسپرانتو در سال ۱۹۰۵در شهر بولوین-سوغ- مغ Boulogne-sur-Mer فرانسه برگزار شد و ۶۸۸ نفر از ۲۰ کشور جهان در آن حضور داشتند. در طی ده سالی که از انتشار نخستین کتاب به اسپرانتو گذشته بود، سیصد انجمن تشکیل شده بود که در این عرصه فعالیت می‌کردند. این نکته نشان می‌دهد که اسپرانتو از نخستین روزها با اقبال همراه بوده است.

تحولات جهانی سبب شد تا در نیمه دوم قرن بیستم، انگلیسی زبان مطرح جهانی شود. بخشی از این ماجرا به برتری آمریکا در جنگ دوم جهانی برمی‌گردد. اقتصاد آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی، به گونه‌ای در جهان برتر شد و همین نکته به برتری رسانه‌ای و فرهنگی این کشور انجامید. این‌روزها اغلب رسانه‌های مهم دنیا به انگلیسی هستند.

در سال ۲۰۱۷ که صد و دومین اجلاس اسپرانتو در سئول برپا شد، بیش از یک میلیون نفر به این زبان سخن می‌گفتند. زبان اسپرانتو را در مترجم گوگل هم می‌توان پیدا کرد و کلاس‌های رایگان بسیاری برای آموزش این زبان وجود دارد. برای یادگیری اسپرانتو، تنها کافی است یک بانک واژه درست کنید و سپس با اضافه کردن پیشوند و پسوند، از هر واژه ، ده‌ها کلمه جدید بسازید.

همایش مونترال
آرم همایش جهانی زبان اسپرانتو که ماه اوت سال آینده در مونترال برگزار می‌شود.

ورود اسپرانتو به ایران هم تقریبا به سرعت اتفاق افتاد. از همان سال‌های نخستین رواج اسپرانتو ایرانی‌ها علاقه خود را به یادگیری این زبان نشان دادند، به طوری که یک دهه بعد از ابداع زبان، ایرانی‌های بسیاری آن‌را می‌شناختند و دوست داشتند. احمد کسروی، مورخ و زبان شناس پرآوازه ایران از حامیان این زبان بود و سعی کرد زبان فارسی را با قواعد اسپرانتو ویرایش کند.

از دیگر نکات بسیار مهمی که نشان می‌دهد اسپرانتو در ایران حامیان بسیاری داشته این است که در زمان افتتاح دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳، زبان اسپرانتو از کرسی‌های درسی این دانشگاه بود.

… و حالا مونترال میزبان صد و پنجمین دوره همایش جهانی اسپرانتو است، همایشی که به مدت یک هفته برگزار می‌شود و فعالیت‌های رایگان بسیاری دارد.

ناکامی‌های اسپرانتو

در دورانی که زامنهوف می‌کوشید که به زبانی مشترک برسد، تقریبا هیچ زبانی در اولویت جهانی نبود، گرچه به دلیل مسایل استعماری، زبان‌هایی همچون اسپانیایی، پرتقالی، فرانسوی و انگلیسی گویشوران بیشتری داشتند. زبان چینی با لهجه‌های گوناگون‌اش هم افراد بسیاری را داشت.

با این همه تحولات جهانی سبب شد تا در نیمه دوم قرن بیستم، انگلیسی زبان مطرح جهانی شود. بخشی از این ماجرا به برتری آمریکا در جنگ دوم جهانی برمی‌گردد. اقتصاد آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی، به گونه‌ای در جهان برتر شد و همین نکته به برتری رسانه‌ای و فرهنگی این کشور انجامید. این‌روزها اغلب رسانه‌های مهم دنیا به انگلیسی هستند.

اسپرانتو، زبانی نیست که از یک ناخودآگاه جمعی برآمده باشد، به همین دلیل نمایشی از یک اندیشه و دورنمای ذهنی ندارد. شاید یکی از دلایلی که سخنوران معدودی به این زبان سخن بگویند همین باشد. با این همه، اسپرانتو می‌تواند میانبری باشد برای رسیدن به یک صدای مشترک. راهی باشد برای بیشتر فهمیدن همدیگر.

علاوه بر تولید آثار هنری همچون فیلم، کتاب و موسیقی، تکنولوژی هم به دست انگلیسی‌زبان‌ها افتاد و همه این‌ها سبب شد که انگلیسی گوی سبقت را از دیگران برباید.

اما چرا اسپرانتو نتوانست به جایگاهی برسد که اکنون انگلیسی در آن قرار دارد؟ بخشی از ماجرا قطعا به قدرت و سرمایه برمی‌گردد. اسپرانتو نه رسانه‌های با قدرتی همچون سی‌ان‌ان دارد و نه هیولایی به اسم هالیوود به این زبان فیلم می‌سازد. اما آیا این تمام ماجراست؟

آن‌چه سبب شده تا اسپرانتو نتوانسته آن‌چنان که باید همه‌گیر شود و حداکثر دو میلیون از هفت میلیارد نفر جمعیت جهانی به این زبان حرف می‌زنند، دلایل دیگری هم دارد. کسانی که مساله زبان را پی می‌گیرند می‌دانند که زبان و اندیشه دو روی یک سکه‌اند.

زبان و ذهن چنان‌ به هم تنیده شده‌اند که نمی‌توان هیج تفکری را بدون زبان متصور شد. یعنی برخلاف آن‌چه که تا مدت‌ها گمان می‌کردیم، زبان ابزاری برای بیان اندیشه نیست. بلکه خود و ذات اندیشه است.

جهان
پراکندگی گویشوران به زبان اسپرانتو در سطح جهانی.

وقتی نگاهی این‌گونه به زبان داشته باشیم خواهیم دید که زبان باید برپایه تجربه‌های انسانی شکل بگیرد و نه تجربه‌های آزمایشگاهی. زبان نشان می‌دهد که مردمان یک کشور، یا قوم چگونه می‌اندیشند. برای آن‌که بهتر متوجه ماجرا شویم، می‌توانیم به کلیشه معروفی اشاره کنم که انگلیسی را زبان تجارت، فرانسه را زبان هنر و آلمانی را زبان فلسفه می‌داند.

در این تقسیم‌بندی قطعا فارسی را باید زبان شعر دانست. ترکیب‌های وصفی و صفاتی که در فارسی وجود دارد، در کمتر زبانی یافت می‌شود، با این که فارسی ما این روزها در خود وطن‌اش هم مظلوم واقع شده است.

با این شرایط، اسپرانتو که از دل جامعه و یک تجربه بشری برنیامده، چگونه می‌تواند محبوب باشد؟ وقتی مادری برای کودکش به اسپرانتو لالایی نخوانده، چگونه می‌توان انتطار داشت که این زبان در ناخودآگاه کسی شکل بگیرد؟

اسپرانتو، زبانی نیست که از یک ناخودآگاه جمعی برآمده باشد، به همین دلیل نمایشی از یک اندیشه و دورنمای ذهنی ندارد. شاید یکی از دلایلی که سخنوران معدودی به این زبان سخن بگویند همین باشد. با این همه، اسپرانتو می‌تواند میانبری باشد برای رسیدن به یک صدای مشترک. راهی باشد برای بیشتر فهمیدن همدیگر.

هیچ‌چیز نمی‌تواند از این بهتر باشد که عاملی سبب به هم پیوستن جامعه بشری باشد، هر چند که به قول مولانا، همدلی از همزبانی خوش‌تر است.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *