قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / شعر سرودن بیاموزیم، نمونه‌هایی از غزلِ ناب
غزل فارسی

شعر سرودن بیاموزیم، نمونه‌هایی از غزلِ ناب

شعر قالب‌‌های زیادی دارد؛ مانند دوبیتی، رباعی، مربع ترکیب، مخمس، مسمط، تضمین، مستزاد، چارپاره، بحرطویل، نیمایی، غزل، مثنوی، قصیده، قطعه، ترجیع‌بند، ترکیب‌بند سپید، موج نو و … اینک بخش دوم این قالب‌ها را معرفی می‌نماییم:

 غزل

یکی از شیرین‌‌ترین، رایج‌‌ترین و پرطرف‌دارترین قالب در شعر، قالب غزل است. غزل را از آن‌ جهت غزل می‌گویند که در لغت به معنای حدیث عشق و صفت عشق‌‌بازی آمده است و چون در این قالب بیشتر به توصیف معشوق و ذکر حسن و جمال آن پرداخته می‌شود، لذا به غزل مسما گردیده است.

Aviron
Aviron

 

شمار ابیات غزل دقیقاً معلوم نیست. بعضی بین ۵ تا ۹بیت گفته‌اند. بعضی نهایت آن را به ۱۶بیت رسانیده‌اند. تعدادی هم‌ عقیده دارند که تا بیست بیت هم می‌شود سرود. مثل مولانا که غزل «بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست» را با بیست بیت سروده است؛ اما اکثراً شاعران معاصر از هفت کمتر و از نه بیشتر نسروده‌اند. در مورد حداقل ابیات آن هم اختلاف‌نظر است، لکن قدر مسلم این است که از سه بیت کمتر نیست.

در غزل هر دو مصراع اول دارای یک قافیه بوده و مصراع دوم ابیات بعدی هم به‌ تبع قافیه بیت اول تکرار می‌شود. غزل مضمون واحدی ندارد. شاعران قدیم بیشتر مفاهیم عشقی و اخلاقی را با غزل بیان می‌کردند؛ اما در عصر حاضر مضامین اجتماعی، سیاسی و انقلابی نیز در همین قالب سروده می‌شود.

هم چنین در گذشته هر مصراع از استقلال نسبی برخوردار بود، لیکن به‌ مرور زمان این حالت تغییر کرد و مصراع دوم ادامۀ مصراع اول قرار گرفت و هر بیت پیام مشخصی را ارائه نمود.

در غزل، آنچه مهم است لطافت، زیبایی، تصویر، موسیقی و بافت همگون هر یک از این ‌ها با فرم شعر است. این امر در غزل امروز اهمیت ویژه دارد، زیرا زبان غزل معاصر به ‌طرف زبان کوچه نزدیک‌تر می‌شود. اگر برخورد سالم با شعر صورت نگیرد این امکان وجود دارد که غزل به بی‌راهه کشانیده شود. لذا حفظ توازن میان عناصر سازندۀ شعر در غزل یک امر ضروری به نظر می‌رسد.

 

اینک چند نمونه غزل را با هم مطالعه می‌کنیم:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت

که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش

هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه‌کس طالب یار است چه هوشیار و چه مست

همه‌جا خانۀ عشق است چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خاک در میکده ‌ها

مدعی گر نکند فهم سخن‌گو سر و خشت

ناامیدم مکن از سابقۀ روز الست

تو چه دانی که پس پرده که خوبست که زشت

نه من از خانۀ تقوا بدر افتادم و بس

پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

باغ فردوس لطیف است ولیکن زنهار

تو غنیمت شمر این سایۀ بید و لب کشت

حافظا روز اجل گر بکف آری جامی

یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

حافظ شیرازی

**

خطی ز سرعت و از آتش، در آبگینه سرا بشکن!

بانگ بنفش یکی تندر، در خوابی آبی ما بشکن!

خوابی به نرمی ابریشم، در کوه پایۀ آرامش

ای سیل سیلی ضربت شو، بر چهر این خنکا بشکن!

مرداب خفتۀ ذهنم را، پوشانده جلبک غفلت ‌ها

ای سنگ‌ پارۀ آگاهی، در قلب دایره ‌ها بشکن!

ای دل چه کوچک و مسکینی، با این تپیدن خاموشت!

طبل تلاطم دریا شو، آرام عرش خدا بشکن!

تندیس یخ شده ‌ای _ای جان_! بس کن تبلور و جاری شو:

چون رود بر سر هر شیبی _آزاد و شاد و رها_ بشکن!

آواز گرم تحرک را، اوجی بساز و به تحریری،

درجی ز گوهر غلتان را، در کوچه‌باغ صدا بشکن!

ای سینه! قوس حقارت را، طاق بلند حقیقت کن:

اینجاست جای نماز ای دل، محراب رنگ و ریا بشکن!

من با دو آیینه رویا رو، تکرار بیهدۀ خویشم

آغاز قصه به پایان بر، بشکن مرا و مرا بشکن!

«سیمین بهبهانی»

**

از چمن تا انجمن، جوش بهار رحمت است

دیده هر جا باز می گردد، بهار رحمت است

خواهء ظلمت کن تصور، خواه ء نورٔ اگاه باش

هر چه اندیشی، نهان و آشکار رحمت است

قدر دانِ غفلتِ خود گر نباشی جُرم کیست؟

آنچه عصیان خوانده ای، آیینه دار رحمت است

کو دماغِ آنکه ما از ناخدا منت کشیم؟

کشتی بی دست و پایی ها، کنار رحمت است

وحشیِ دشت معاصی را دو روزی سر دهید

تا کجا خواهد رسید؟ آخر شکار رحمت است

شام اگر گُل کرد ( بیدل ) پرده دار عیب ماست

صبح اگر خندید، در تجدید کار رحمت است

« میرزا عبدالقادر بیدل »

منبع : آموزش شعر – محمود جعفری

                  گزیده غزلیات بیدل – سعید یوسف نیا

حبیب عثمان
حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

مردان این مربی مهاجر مدال‌آوران جهانی هستند

گزارش ویدپویی هفته تی وی از تلاشهای ورزشی محمدهمایون رضایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *