Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / شعر / در آبان اعتراض دو غزل برای مردم ایران
اعتراضات در ایران

در آبان اعتراض دو غزل برای مردم ایران

سارا زارع سریزدی

 

ناگه درخت کوچه‌ام را سر بریدند

ناگه درخت کوچه‌ام را سر بریدند

تن پوش سخت کوچه‌ام را سر بریدند

مثلِ خروس بی محل، خواندند شب را

آغوش تخت کوچه‌ام را سر بریدند

بن‌بست‌های سنگدل، با نقشه‌ای شوم،

میدان بخت کوچه‌ام را سر بریدند

آبان رنگی، شد زمستان کفن‌پوش

یکباره رخت کوچه‌ام را سر بریدند

سقف امید شَهرمان کوتاه‌تر شد

موهای لَخت کوچه‌ام را سر بریدند

بی سایه‌اش، سر بر بیابان می‌گذارم

تنها درخت کوچه‌ام را سر بربدند

Aviron
Aviron
Elite College

 

سکوت کن! دهنت را، بریز توی خودت

سکوت کن! دهنت را، بریز توی خودت

به حرف آمدنت را، بریز توی خودت

مسیر خسته‌ی فَوّاره‌وار را طی کن

و خشم خویشتن‌ات را، بریز توی خودت

به قدر آب خزر گریه بایدت سر داد

خلیج بی وطن‌ات را، بریز توی خودت

پرنده باش و قفس را کمی تحمل کن

هوای پر زدنت را، بریز توی خودت

به یاد رود، به مُرداب‌ها پناه ببر

و نعش بی کفن‌ات را، بریز توی خودت

اگرچه یوسف گمگشته باز خواهد گشت،

تو بوی پیرهنت را، بریز توی خودت

دوباره کوچه به کوچه شهید آوردند

تو اعتراف تنت را، بریز توی خودت

میان ما و جهان، مرزهای بسیاری‌ست

غریبی وطن‌ات را، بریز توی خودت!

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

داستان

داستان کوتاه: از کرانه‌ها

فروتن درحالی‌که همچنان به آخرین نقطه‌ای که در پس امواج کوتاه و بلندی که به‌سوی ساحل می‌آمدند، خیره شده بود با خود می‌گوید که نکند حسرت دیدار دوباره وطن مثل آرزوی مادربزرگ برای دیدار دوباره زادگاهش ابدی شود

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *