Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / گفتگو / مخالفت با تحریم‌ها خواستِ اعضای کنگره است | گفت‌وگوی بی‌پرده با رئیس سابق کنگره ایرانیان کانادا
لابی جمهوری اسلامی

مخالفت با تحریم‌ها خواستِ اعضای کنگره است | گفت‌وگوی بی‌پرده با رئیس سابق کنگره ایرانیان کانادا

آیا اتهامِ لابی‌گری برای جمهوری اسلامی که در موردِ کنگره ایرانیان کانادا مطرح می شود واقعیت دارد؟ رئیس سابق کنگره ایرانیان کانادا در آخرین روزهای نوامبر 2019 میهمان اعضای آی.سی.سی در مونترال بود. حضور بیژن احمدی در مونترال فرصتی به دست داد تا با این فعال سیاسی اجتماعی وارد یک گفت‌وگوی بی‌پرده شویم.

آقای بیژن احمدی از اعضا و فعالان قدیمی کنگره ایرانیان کانادا است که دوره قبل رئیس آن بود. او همچنین در حال حاضر مدیر موسسه صلح و دیپلماسی و مدیر مسئول ژورنال ایرانیان کانادا است.

بیژن احمدی فوق‌لیسانس مهندسی عمران دارد و یک شرکت ساخت‌وساز در تورنتو را مدیریت می‌کند. او همچنین در حال حاضر در حال تکمیل مقطع فوق‌لیسانس در زمینهٔ روابط بین‌الملل است. بیژن احمدی در ده سال گذشته در چندین سازمان اجتماعی و سیاسی ایرانی و کانادایی فعال بوده است.

Aviron
Elite College
Aviron

 

آقای بیژن احمدی گرامی حضور شما در مونترال فرصتی را فراهم کرد تا به سوالات موجود در اطراف شخص شما و کنگره ایرانیان کانادا بپردازیم. ممنونم که دعوت ما را پذیرفتید. اجازه بدهید بی پرده با سخت‌ترین سوال شروع کنیم: برخی بر این باور هستند که شما برای جمهوری اسلامی لابی می‌کنید، آیا این حقیقت دارد؟

بیژن احمدی: پیش از پاسخ به سوال شما در این لحظه که ما گفت‌وگو می‌کنیم اعتراضاتِ گسترده‌ای در ایران جریان دارد و خبرها حاکی از کشته و مجروح شدن تعدادی از معترضان است. در ابتدا می‌خواهم همدردی خودم را با خانواده‌های قربانیان بیان و برای آنها تسلی خاطر آرزو کنم.

من همان‌قدر که با تحریم مخالف هستم و برای گشودن راه دیپلماسی با ایران تلاش می‌کنم همان‌قدر هم مخالف با سرکوب و سانسور مردم هستم. به تصور من همه اینها باید در کنار هم قرار داشته باشد؛ یعنی اگر من به تحریم اعتراض دارم باید با سرکوب مردم هم مخالفت کنم. سرکوب‌های داخلی و تحریم‌های خارجی، هردو، مردم ایران را تحت ‌فشار قرار می‌دهند و مردم ایران هستند که از هر دو صدمه می‌بینند.

و اما در رابطه با سؤال شما؛ از زمانی که کنگره ایرانیان کانادا علیه تحریم ایران فعالیت کرد تعداد کمی اما با صدای زیاد مطرح کردن این اتهامات بی پایه و اساس را شروع کردند. در اصل من نباید به این سوال پاسخ دهم. آنها که این اتهام را مطرح کرده‌اند باید پاسخ بدهند که آیا برای اتهامات خود مدرکی دارند؟ من بارها این سوال را پرسیده‌ام و تا به امروز هیچ‌یک از آنها هیچ‌گونه مدرکی ارائه نداده‌اند.

نه من و نه سازمان‌هایی که تا امروز در آنها فعالیت کردم هیچ‌گونه وابستگی‌ای به هیچ حکومتی در خارج از کانادا، از جمله به حکومت ایران، نداریم. فعالیت‌های من در حوزه سیاسی و اجتماعی همواره فعالیت داوطلبانه بوده و هیچ‌گاه برای کسب درآمد یا منفعت مالی نبوده. من اعتقاد دارم که تحریم‌ها به مردم زادگاهم لطمه می‌زند. اعتقاد دارم که خطر جنگ ایران را تهدید می‌کند. و در جهت این باورها فعالیت می‌کنم.

پس دلیل این اتهامات چیست؟

بیژن احمدی: همانطور که گفتم دلیل وجود چنین اتهاماتی نسبت به من یا کنگره ایرانیان کانادا، مخالفت ما با تحریم ایران است و اینکه فعالیتم در جهت دیپلماسی و مخالفت با جنگ است. همه این موارد از دید من در جهت دفاع از منافع مردم ایران و جامعه ایرانی-کانادایی است.

اعضای آی.سی.سی اولویت‌هایی که ما قرار است پیگیری کنیم را مشخص کرده‌اند: تجدید رابطه دیپلماتیک با ایران، بازگشایی سفارت یا دفتر کنسولگری و مخالفت با تحریم‌ها مواردی هستند که تا امروز مورد توافق اکثریت اعضای این سازمان بوده.

برخی از گروه‌ها و افرادی که چنین اتهام‌هایی می‌زنند هدفشان را خودشان اعلام کردند. چند روز پیش در شبکه‌ی ایران اینترنشنال مصاحبه‌ای پخش شد و طی آن یکی از همین افراد به روشنی اینطور اعلام کرد: «سیاست ما این بود که تحریم از طرف آمریکا روی مردم ایران اعمال شود تا فشار اقتصادی موجب شود آنها به خیابان‌ها بیایند و اعتراض کنند.» این فرد خودش در واشنگتن دی.سی زندگی می‌کند. یعنی ایشان در ایران نیستند تا متوجه باشند این تحریم‌ها چه بر سر مردم ایران می‌آورد. راه ما با هدف این افراد مغایر است و متاسفانه این افراد به همین خاطر سعی دارند کسانی را که با استراتژی و برنامه آنها مخالف‌اند بی‌اعتبار کنند.

این حرف که من یا سازمانی که برای آن فعالیت کردم وابسته به جمهوری اسلامی است یک دروغ و تهمت کامل است. من واقعاً از همه خوانندگان شما خواهش دارم که وقتی با این‌گونه صحبت‌ها مواجه می‌شوند از بازگوکننده برای اثبات حرفش مدرک بخواهند و هر حرفی را به‌راحتی نپذیریم. بالاخره یک‌ جایی ما باید به این دور باطل تهمت زدن، بی‌اعتبار کردن، دروغ گفتن و تخریب افراد در جامعه پایان دهیم تا افراد بیشتری بتوانند بیایند و برای بهبود شرایط در اجتماع همکاری و مشارکت کنند.

طی سال‌های فعالیتم بسیاری از افراد را دیدم که توانمندی و تمایل دارند؛ اما وارد این میدان نمی‌شوند و فعالیت نمی‌کنند. به این تریتب ما افراد خوب و مستعد را از دست می‌دهیم. چرا؟ به دلیل همین اتهامات بی‌اساس و دروغ‌ها.

یکی از دلائل این دوستان سیاستی است که شما در کنگره ایرانیان کانادا پیش برده‌اید. شما به طور روشنی مخالفت با تحریم‌ها را در دستور کار آی.سی.سی وارد کردید. برخی از متهم کنندگان خودشان پیشتر در ICC فعالیت داشته اند و معتقدند مبارزه با تحریم‌ها کار ICC نیست. نظر شما در این‌باره چیست؟

بیژن احمدی: قبل از پاسخ به سوال شما اجازه بدهید تاکید کنم که دراینجا من نظر شخصی خودم را ارائه می‌دهم و نظرات من لزوماً نظر هیئت‌مدیره کنگره ایرانیان کانادا نیست.

کنگره ایرانیان کانادا که از سال 2007-2008 تأسیس‌ شده یک ساختار دموکراتیک تصمیم‌گیری دارد. هر فردی می‌تواند عضو این سازمان شود و با این عضویت یک حق رأی خواهد داشت و می‌تواند از طریق شرکت در مجمع عمومی و انتخاب اعضای هیئت‌مدیره برای این سازمان و اولویت‌های این سازمان تصمیم‌گیری کند.

سیاست کنگره ایرانیان کانادا در این رابطه جدای از عقیده شخصی من و یا دیگران است. این سیاست و اولویتی است که اعضای کنگره ایرانیان کانادا خواستند. آنها در روند تصمیم‌گیری شرکت کردند و افرادی را انتخاب کردند که در برنامه‌های خودشان این مسئله را ارائه دادند. لذا این اعضای آی.سی.سی هستند که اولویت‌ها را مشخص می‌کنند. مواردی مانند تجدید رابطه دیپلماتیک با ایران، بازگشایی سفارت یا دفتر کنسولگری و مخالفت با تحریم‌ها نیز از مواردی هستند مورد تایید اکثریت اعضا و حامیان این سازمان تا امروز بوده است.

کنگره ایرانیان کانادا همچنین در چندین نوبت فرم‌های نیازسنجی، نظرسنجی و پرسش‌نامه‌های مختلفی برای اعضاء و حامیان خود ارسال کرده و از آنها خواسته که بگویند چه مشکلات و موانع و اولویت‌هایی را باید پیگیری کند. در همه نظرسنجی‌ها بحث مخالفت با تحریم‌ها و تجدید رابطه دیپلماتیک به عنوان اولویت‌های اصلی اعضا و حامیان این سازمان مطرح‌شده. روشن است که ICC به‌عنوان یک سازمان غیرانتفاعیِ عضو محور باید به اولویت‌های اعضاء توجه کند و آنها را پیگیری کند.

به‌هرحال هر مؤسسه یا سازمانی یک اساس‌نامه تعریف‌شده دارد. آیا مخالفت با تحریم ها در اساس‌نامه مؤسسه می‌گُنجد؟ و اگر چنین نیست اما اعضا آن را می‌خواهند، نباید اول اساس‌نامه را تغییر دهید. آیا این اساس‌نامه تغییر کرد؟

بیژن احمدی: جمله اول اساس‌نامه‌ی ICC  چنین است: «این سازمان یک سازمان غیرانتفاعی، غیرمذهبی و غیرحزبی است (اساس نامه غیرسیاسی بودن را مطرح نمی‌کند) که برای پیشبرد منافع جامعه ایرانی-کانادایی تشکیل شده است» و بعد یک سری مسائل مختلف را مطرح می‌کند.

در همه نظرسنجی‌ها بحث مخالفت با تحریم‌ها و تجدید رابطه دیپلماتیک به عنوان اولویت‌های اصلی اعضا و حامیان این سازمان مطرح‌شده است.

بدون شک تعریف افراد مختلف از منافع جامعه ایرانی-کانادایی متفاوت است. راهی که کنگره ایرانیان کانادا برای تصمیم‌گیری معین کرده این است که هر فردی می‌تواند عضو شود و حق رأی داشته باشد و هر عضو حق دارد از طریق مجمع عمومی از حق رأی خود استفاده کند و افرادی را انتخاب کند که هم‌فکر و هم‌سو با اولویت‌ها و عقاید او هستند؛ و ما در انتها باید بتوانیم با احترام به این روند دموکراتیک تصمیم‌گیری، به مجموعه‌ای از اولویت‌ها برسیم و اقدام به پیگیری آنها بکنیم.

من بر این نکته‌ تأکید ویژه دارم که آنچه مورد مناقشه است فقط دو تا از اولویت‌ها و زمینه‌های فعالیت ICC بوده است. مسائل دیگری هم بوده که ICC پیگیری کرده و در رابطه با آن نیز موفق عمل کرده و هیچ ربطی به مسئله تحریم‌ها یا رابطه دیپلماتیک ندارد.

برخی از افراد معتقدند که امروز ICC نباید مسائل مربوط به تحریم‌ها را پیگیری کند، چرا که آن را یک فعالیت حزبی می‌دانند که اصل غیرحزبی بودن آی.سی.سی را نقض می‌کند. من کاملاً با این استدلال مخالف هستم. از هر دیدگاهی نگاه کنید، یعنی «دیدگاه ایرانی، ایرانی-کانادایی و کانادایی»، در منافع جمعی ماست که با تحریم‌ها مخالف باشیم و رابطه دیپلماتیک بین دو کشور نیز وجود داشته باشد.

برای کانادا چرا خوب است؟ ما به‌عنوان شهروند کانادا چرا باید از توقف تحریم‌ها دفاع کنیم؟

بیژن احمدی: ببینید دولت کانادا، نه‌ فقط حزب لیبرال که در حال حاضر حزب حاکم است، کل ساختار سیاسی کانادا، برای این کشور یک سری منافع در منطقه خاورمیانه در نظر دارد. به همین خاطر در کشورهای مختلف خاورمیانه سرمایه‌گذاری‌هایی انجام می‌دهد و در خاورمیانه حضور نظامی نیز دارد. منافع کانادا در منطقه حکم می‌کند که این کشور با بازیگران اصلی آن منطقه تعامل سازنده و رابطه دیپلماتیک داشته باشد.

اگر کانادا به‌عنوان‌ مثال منافعی در عراق یا افغانستان دارد، بدون داشتن هیچ‌گونه رابطه و گفت‌وگو با ایران نمی‌تواند منافع خودش را در این کشورها حفظ کند. این استدلال را خیلی از کارشناسان کانادا امروز مطرح می‌کنند.

نکته دیگر روابط اقتصادی است. ما بعضی مواقع در جامعه ایرانی-کانادایی چنان سرگرم جنجال‌ها و تهمت‌ها هستیم که کلاً بحث رابطه اقتصادی را فراموش می‌کنیم. حالا من اصلاً کاری به جامعه ایرانی-کانادایی ندارم. اگر از دیدگاه کانادایی نگاه کنیم در منافع این کشور است که بتواند از یک بازار بزرگ هشتاد میلیونی در خاورمیانه (کشور ایران) استفاده کند و با آنها روابط اقتصادی داشته باشد. مسلماً این یک موضوع درازمدت است و در کوتاه‌مدت به دلیل تحریم‌های آمریکا چشم‌انداز روشنی برای رابطه اقتصادی گسترده بین دو کشور وجود ندارد. اما در هر زمانی که موانع برطرف شود شرکت‌های بزرگ کانادایی برای ارتباط با ایران نیاز به حمایت دیپلماتیک دارند.

نظام حاکم بر ایران دموکراتیک نیست. در آنجا فشار و فساد و سوء مدیریت فراوان است و به نظر می‌آید حاکمان ایران خود تایید می‌کنند که فشار و فساد و سوءاستفاده وجود دارد. اگر واقعاً تحریم‌ها موجب برخاستن مردم و تغییر وضعیت فعلی بشود شاید واقعاً چیز خوبی باشد.

بیژن احمدی: خیزش کنونی به خاطر فشار اقتصادی زیادی است که به مردم واردشده است. بحث فساد و سوء مدیریت در رابطه با مسائل اقتصادی نیز بدون شک وجود دارد؛ اما اگر به همین دو سالی که از اعمال کمپین فشار حداکثری دونالد ترامپ گذشته به همه شاخص‌های اقتصادی اصلی ایران نگاه کنیم (حتی قبل‌تر در سال 2012 وقتی‌که تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران اعمال شد) می‌بینیم که چطور این مسئله و خود همین فشار حداکثری روی مردم تأثیر گذاشته است. افزایش قیمت‌ها، رکود اقتصادی. کسی که دارو می‌خواهد و به آن دسترسی ندارد، کسی که نیاز به شغل دارد و پیدا نمی‌کند.

این از دیدگاه من نوعی جنایت است که بخواهیم به مردم یک کشور فشاری را از خارج تحمیل کنیم و زندگی آنها را تحت تأثیر قرار دهیم تا بیایند و اعتراض کنند و شرایط را به سود ما تغییر دهند. آقای پمپئو به وضوح این را اعلام کرده و متأسفانه افرادی در اپوزیسیون خارج از کشور هم آن را تکرار می‌کنند.

مثلا هفته قبل اعلام شد پانزده کودک مبتلا به بیماری EB در ایران جان خود را از دست داده‌اند چون به پانسمان مخصوصی که از سوئد وارد ایران می‌شده، به دلیل تحریم‌ها دسترسی نداشتند و شرکت سوئدی این پانسمان را به ایران نمی‌فروشد.

اما دارو از تحریم استثناء شده. اینطور نیست؟

بیژن احمدی: آمریکا اینطور می‌گوید و آقایان پمپئو و برایان هوک هم این موضوع را مطرح می‌کنند اما وقتی تحریم بانکی وجود دارد، وقتی روابط بانکی بین ایران و خارج از ایران برقرار نیست، وقتی ایران نمی‌تواند برای واردات از بیمه‌های لازم استفاده کند، وقتی شرکت‌ها خودشان از تحریم‌های ثانویه آمریکا نگران‌اند و نمی‌خواهند ریسک فروش به ایران را متقبل شوند، یعنی می‌دانند هرچه به ایران بفروشند حتی مواردی که معافیت از تحریم دارد ممکن است موجب دریافت جریمه‌های سنگین از آمریکا شود. به همین دلایل عملاً ایران حتی کالاهایی مثل دارو را نمی‌تواند وارد کند.

منافع کانادا در منطقه حکم می‌کند که این کشور با بازیگران اصلی آن منطقه تعامل سازنده و رابطه دیپلماتیک داشته باشد.

مدتی پیش گاردین گزارش کرد چند دیپلمات اروپایی گفته‌اند که اروپا بارها از دولت آمریکا خواسته‌ تا برای دارو یک لیست سفید درست کنند و یک بانک و راه مالی نیز مشخص کنند که ایران بتواند دارو وارد کند اما دولت آقای ترامپ این را نپذیرفته است.

به نظر من روشن است که ما با این استراتژی فشار حداکثری خارجی، در ایران به دموکراسی، حقوق بشر و بهبود وضعیت اقتصادی نمی‌رسیم.

فشار دولت آمریکا برای پیشبرد منافع سیاسی این کشور در منطقه خاورمیانه است. اگر این معادلات کوچک‌ترین تغییری بکند و ایران سیاست خودش را در خاورمیانه طوری تغییر دهد که برای آمریکا قابل‌پذیرش باشد این فشار برداشته می‌شود و مردم ایران نه به دموکراسی و حقوق بشر می‌رسند و نه سوء مدیریت و فساد سیستماتیک حل می‌شود.

برای همین به نظر من راه‌حل تحریم و مداخله خارجی نیست، راه حل در داخل ایران است. تقویت جامعه مدنی و تلاش در جهت تغییرات گام به گام، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر آزادی‌های اجتماعی و سیاسی.

اگر به تاریخ خودمان یا منطقه نگاه کنیم می‌بینیم که سیاست‌های تغییر رژیم با مداخله خارجی، هیچ‌کدام از کشورهای منطقه را به‌جایی نرسانده. نه برای آنها دموکراسی آورده، نه حقوق بشر و نه شرایط اقتصادی بهتر. نگاهی بیندازیم به لیبی، عراق، سوریه آن موقع متوجه می‌شویم که چنین استراتژی که متأسفانه برخی گروه‌های اپوزیسیون خارج از ایران و دولت ترامپ دنبال می‌کنند ممکن است ما را به کجا برساند.

اجازه بدهید بحث را قدری عوض کنیم. گفتید کنگره ایرانیان کانادا ICC در تلاش است تا آن سیاستی را که درست می‌داند برای حفظ و دفاع از منافع جامعه ایرانی در کانادا پیش ببرد. این سازمان در تورنتو شکل‌گرفته و بیشترین نیرو و اعضا را هم در آنجا دارد. آیا ICC برنامه‌ای دارد تا همه ایرانیان کانادا را پوشش دهد؟

بیژن احمدی: از روز اولی که این سازمان شکل گرفت و این اسم برای آن انتخاب شد و اساس‌نامه‌اش پایه‌ریزی شد، در جای‌جای این اساس‌نامه آمده که چشم‌انداز ایجاد یک سازمان سراسری بوده که بتواند در همه مناطق کانادا حاضر و فعال باشد. در طول سال ها متأسفانه به خاطر فراز و نشیب‌های مختلفی که وجود داشت نتوانست ICC در این جهت حرکتی کند؛ اما در دو-سه سال گذشته اقدامات خوبی در این رابطه انجام‌شده است.

اولین قدمی که باید انجام می‌دادیم جذب مخاطب و حامیانی برای فعالیت‌های ICC در خارج از GTA، تورنتوی بزرگ و حتی به‌طورکلی خارج از استان انتاریو بود. بدون شک در این زمینه موفقیت بسیاری داشتیم.

چهار سال قبل کنگره ایرانیان کانادا تقریبا با هزار تا هزار و پانصد نفر در تماس بود. این تعداد کل مخاطبین در آن زمان بود، نه‌ فقط اعضا. یعنی افرادی که با این سازمان به هر طریق در ارتباط بودند و اخبار آن را دریافت می‌کردند. در حال حاضر این عدد به چیزی نزدیک به بیست تا بیست و پنج هزار نفر ارتقاء یافته است. این افراد در محل‌های مختلف زندگی می‌کنند. امروز تعداد بسیار زیادی از افراد را در مونترال، ونکوور، کلگری و شهرهای دیگر داریم که به این سازمان کمک مالی می کنند و یا  در اقدامات این سازمان مثل طومارها و کمپین‌ها یا هر اقدام دیگری شرکت می‌کنند.

یکی از اصلی‌ترین اتفاقاتی که باید می‌افتاد این بود که یک‌سری اقدامات برای تغییر ساختار انجام دهیم که در آخرین مجمع عمومی این اتفاق افتاد و ما توانستیم این تغییر را به تصویب برسانیم و ساختار ICC را برای جذب اعضا از سایر شهرها و استان‌ها و برای مشارکت آنها در هیئت‌مدیره کمی ساده‌تر کنیم.

فکر می‌کنم در شهر مونترال شرایط بسیار فراهم است و خوشحالم که دوستان زیادی در جامعه ایرانی مونترال از مشارکت در این سازمان استقبال کرده‌اند. امیدوارم که با کمک رسانه‌های فارسی مونترال مثل «مجله هفته» و همچنین با کمک اعضای ICC که امروز در مونترال حضور دارند و برای همکاری و فعالیت اعلام آمادگی کرده‌اند و تیمی از اعضای فعال را تشکیل داده‌اند بتوانیم ICC را در این شهر فعال کنیم.

طبیعتاً زندگی شما از طریق این کار و فعالیت اجتماعی نمی‌گذرد. چگونه زندگی را می‌گذرانید، درآمد شما از کجاست؟

بیژن احمدی: من همیشه به‌صورت داوطلبانه فعالیت سیاسی و اجتماعی داشته‌ام و هیچ موقع درآمدی از این راه به دست نیاوردم. زمینه تحصیلی من فوق‌لیسانس مهندسی عمران است و شرکتی دارم که درزمینهٔ ساخت‌وساز در تورنتو فعالیت دارد. در کنار کار حرفه‌ای در حال کامل کردن فوق‌لیسانس در زمینهٔ روابط بین‌الملل هم هستم.

سخن آخر؟

بیژن احمدی: از شما ممنونم به خاطر فرصتی که در اختیارم قرار دادید و از همه دوستان خواهش می‌کنم که به وب‎سایت ICC سری بزنند www.iccongress.ca و عضو این سازمان در شهر مونترال شوند و اگر علاقه‌مند بودند می‌توانند مستقیم با خود من هم تماس بگیرند. من راه تماس را در اختیار شما قرار می‌دهم که اگر خواستید در صفحه مصاحبه قرار دهید.

من عمیقا باور دارم وقتی که ما اختلافات را کنار بگذاریم، با هم گفت‌وگو کنیم و نظرات مختلف را به رسمیت بشناسیم می‌توانیم امیدوار باشیم که در آینده جامعه ما و جامعه ایرانی-کانادایی بهتر عمل کند و در شرایط بهتری باشد و تأثیرگذارتر باشد.

آقای بیژن احمدی گرامی از شما سپاسگزاریم.

 

توضیح: خوانندگانی که علاقه‌مند هستند و یا سوالات بیشتری دارند می‌توانند از راه‌های زیر با آقای بیژن احمدی در تماس باشند

www.twitter.com/AhmadiBijanFA

bijan@peacediplomacy.org

نویسنده: خسرو شمیرانی

مطلب پیشنهادی:

کنگره ایرانیان

بیژن احمدی در مونترال: نقش کنگره ایرانیان کانادا در دفاع از صلح و دیپلماسی با ایران

این جلسه توسط گروهی از اعضای کنگره ایرانیان کانادا در مونترال ترتیب داده شده بود که سعی دارند علیه تحریم‌ها و دخالت دول خارجی و در حمایت از امنیت و تمامیت ارضی ایران، در کنار پرداختن به مسأله حقوق بشر، فعالیت کنند

2 نظرات

  1. یه سوالی: کی به شما نمایندگی ایرانیان کانادا رو داده؟‌ قطعن نماینده من یکی نیستین پس اسم گروهتونو عوض کنین

  2. من هم لازم همدردى خودم رو، از كشته، مجروح، و زندانى شدن هموتن هاى بيگناهم، كه اصلى ترين خواستشون نفى وسقوط خامنه اى ،و رژيمش بود’ رو اعلام كنم با اين تفاوت كه عامل اين جنايات رو هم, كه خامنه ايست، محكوم مى كنم.
    اولا توجه خوانندگان رو به اين موضوع جلب مى كنم كه اقاى احمدى دو روز قبل از حكم دادگاهى كه چهار تن از اعضاى ICC طبق قاتون ،تقاضاى ليست اعضا را داشتند، و هيت مديره از دادن ان ليست اجتناب مى كرد از هيت مديره اين سازمان استعفا دادن،
    ١ اين سازمان بمدت ٢ سال هيج مجمع عمومى و اجلاسى با اعضا نداشته .
    ٢در زمان حكم دادگاه كه به ستل منت منجر شداين سازمان تنها ٩٠ نفرعضو داشته.
    ٣اقاى احمدى و بعضى از اعضا هيت مديره در شرايطى كه كانديد ديگرى براى هيت مديره نبوده بدون راى گيرى عضو هيت مديره شده اند.
    و بسيارى از مطلب ديگرى كه ممكنه در حوسله شنونده در اين پاراگراف نباشد.
    حال سوال اينجاست كه ايشون چگونه از طرف اعضا icc و با لحنى كه بنظر از جانب تمامى ايرانيان كانادامى باشد، حرف مى زنند.
    ايشان توان نگه داشتن ٩٠٠ عضو رو نداشتند حالا از ٢٠ تا ٢٥ هزار ايرانى دم مى زنند. در خاتمه توجه خوانندگان را به ستل منتى جلب مى كنم كه اعضا هيت مديره خودشان به اشتباهات ودروغهايشان اعتراف مى كنند. تاسيه رو شود انكه در او غش باشد
    https://www.iccongress.ca/monitor_letter

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *