Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / یادداشت / لیلا، دخترِ تئاتر است! مروری بر تئاترِ «حقایق دربارهٔ لیلا، دخترِ ادریس»
علی اسماعیلی

لیلا، دخترِ تئاتر است! مروری بر تئاترِ «حقایق دربارهٔ لیلا، دخترِ ادریس»

دکتر فرشید سادات‌شریفی؛

پژوهشگرِ ادبیات کاربردی و معنای زندگی دانشگاه مک‌گیل

مقدمه و نظرگاه: الآن که این سطرها را می‌نویسم، شبِ سوم و پایانی اجرای تئاترِ «حقایق دربارهٔ لیلا، دخترِ ادریس» به کارگردانی علی اسماعیلی بر صحنه است، و به دلایلی که می‌کوشم در ادامه و به‌اختصار تمام یاد کنم، چرا می‌توان این نمایش را قدمی مثبت و روبه‌جلو در ارائهٔ تئاترِ باکیفیت و رعایت احترام به مخاطب ارزیابی کرد.

[
Aviron
Elite College
Aviron

 

از دید نظریه‌ها و نقدهای «مطالعات فرهنگیِ معناکاوانه»، مانندِ سه منبعِ مذکور در پایان این جستار، تئاتر ازجمله «واسطه»هایی است که می‌تواند فرد را به «هدف» و «معنا»ی زندگی نزدیک کند یعنی او را در دست‌یافتن به زندگی خوب‌تر/ خوش‌تر و ارزنده‌تر (با ارزش‌های متفاوتِ هر کس) یاری برساند. به دیگر سخن، این «ویژگی»های تئاتر، نتایج و سودمندی‌هایی دارد که در صورتِ استفادهٔ درست و آگاهانه، انسان معناازکف‌دادهٔ امروز را در چشیدن و تجربهٔ زیستی بهتر یاری می‌کند. انگار آنچه پسِ ذهنِ تمام این منابع است، انگشت‌نهادن بر این نکتهٔ باریک است که: ویژگی‌های منحصربه‌فرد تئاتر به‌عنوان یک محصول فرهنگی چیست؟ و چگونه تئاتری می‌تواند کم‌وبیش به این ایدئال نزدیک‌تر شود؟

 

۱. برونهٔ تئاتر (ویژگی‌های ملموسِ بیرونی)

۱.۱. مکان: خاطره و تداعیِ فعلی از سالن آرت‌نُف، به لطفِ اجراهای مقبولی که پیش‌تر نیز از سوی کامیونیتی ایرانی در آن اجرا شده، به‌قدرِ کافی خوب بود که انتخابی هوشمندانه برای این نمایش تلقی شود و خوشبختانه تئاترِ اخیر نیز بر خاطرهٔ خوب از آن افزود.

فرشید سادات شریفی

۲.۱. بازی برَند/ نابرَند:برند، در اینجا به هر عامل آشنایِ همه‌شناسی گفته می‌شود که اعتمادبرانگیز و انگیزه‌افزا باشد:از اسم و موضوع نمایشنامه گرفته، تا کارگردان و بازیگران و عوامل. مثالِ کلاسیکِ کتاب‌های مرجع در این باب، نمایشنامهٔ هملت شکسپیر است که در غرب همیشه خواهان و طرفدار دارد. «چون هملت یک برند است حتی اگر بد اجرا شود.» پاشنهٔ آشیل برنامه‌های فرهنگی نیز همین نوعِ استفاده از عنصرِ برند. نزدیک‌ترین و اینجایی‌ترین مثالِ استفادهٔ نادرخور از این   عنصر، در نقدِ سنجیده و دقیقِ سرور فرخ‌احمدی بر نمایش «ویولانت» (نشرشده در شمارهٔ پیشینِ «هفته») بازتاب یافته است. به این معنا، خوشبختانه  حقایق دربارهٔ لیلا، دخترِ ادریس» وسوسه‌انگیزیِ برند به معنای پیش‌گفته را به کنار گذاشته و برندسازی از داشته‌های اینجایی اکنونی شهر را جایگزین پخته‌خواری کرده است. هم استفاده از چهره‌های تازه (به‌ویژه نقشِ اول: تینا حسینی)، و هم بازی‌گرفتنِ تازه و متفاوت از بازیگرانِ نمایش پیشینِ همین گروه (فرهاد جلیلی، آزاده اورعی و امیر مرادی) مصداق‌های این نکته‌اند.

۳.۱. قیمت و نحوهٔ عرضهٔ بلیت: پرواضح است که در این الگو بلیت ارزان، همیشه سبب جلب تماشاگر به تئاتر نیست؛ و در این نمونهٔ خاص، قیمتِ مناسب و تنوع مراکز عرضه‌کننده از یک‌سو و  حرکتِ زیبا و خودجوشِ برای سپاس از خریداران بلیتِ این نمایش از سوی دیگر، نمونه‌ای موفق از دقت در جزئیات و همکاریِ سازنده در فروش بلیت است.

 

۲. درونهٔ تئاتر (ویژگی‌های سرشتی و درونی تئاتر):

۱.۲. ملاحظات اجرایی:در این منظر، معنای نهفته در جزئیات اجرا از دید یک مخاطبِ تئاتربین (و نه منتقدِ متخصص تئاتر)، می‌تواند به‌اندازهٔ نظرهای فنّی متخصصان و مجرّبان، شایان توجه باشد. از این حیث منِ غیرمتخصص «اجرای» این تئاتر، بسیار موفق و درخشان می‌دانم و جزئیاتِ اجرای این نمایش از دید من و اکثرِ بینندگانی که با آن‌ها صحبت کردم، با سه معنایِ «تمیز»، «کم‌نقص» و «به‌شدت تمرین‌شده» درخورِ وصف است.

۲.۲. ملاحظات زمانی: از نظرگاهِ جستارِ حاضر، تئاتر هنری «درزمانی» است. درک تئاتر، علاوه‌بر درک تک‌تک لحظات شامل درک برآیند زمانی، در دو مقیاسِ «تقویمی» و «بُرهه‌ای» نیز هست. در سطحِ «تقویمی» از مناسبت‌های تقویمیِ تقویت‌کننده یا تداخل‌کننده با زمانِ یک اجرا مدّنظر است: مثلاً تداخل یکی از مناسبت‌های مذهبی با اجرای استندآپ‌کمدیِ محمود فرجامی در غرب کانادا که باعث ریزش شدید مخاطبان شده بود، در این سطح بررسی می‌شود. اما سطحِ «برهه‌ای» از آن هم مهم‌تر است. اینکه روح و حال‌وهوای یک اثر نمایشی، تا چه حد می‌تواند با روحِ زمان نزدِ «مخاطب نوعی» آن نمایش تعاملی مثبت، سازنده و پیش‌برنده داشته باشد؟ از روحِ زمان عقب‌تر است یا جلوتر یا همگامِ آن؟ در اینجاست که من اندکی به انتخابِ این متن استاد بیضایی برای اجرا در این روز و روزگار، خرده دارم و سعی خواهم کرد به تفصیل در این باب در نشستِ نقدِ آن (در شامگاه پنجشنبه ۲۱نوامبر۲۰۱۹) سخن بگویم.

 

۳. به‌جای جمع‌بندی: منابعِ پیش‌گفته، فایدهٔ مشخص تئاترِ استاندارد برای مخاطب را موفقیت در سه امر می‌دانند: مشاهده و لمس کامل آزمایشی ایمن و مهارشده؛ شرکت در عملِ تئاتردیدن به‌عنوانِ یک آئین یا بازی دسته‌جمعی، و تخلیهٔ هیجان‌های خفته! از این منظر، ما با نمایشی روبه‌رو بودیم که گرچه می‌توانست با روحِ زمانه هماهنگ‌تر باشد؛ اما دقت و مرارت در طراحی و اجرای بی‌نقص، کاستیِ پیشین را تا حدی چشمگیر پوشانده بود و حاصلش نفس‌به‌نفس گذاشتن بازیگر و تماشاگر؛ دیدن از نزدیک، شنیدن از نزدیک، و لمس از نزدیک بود. لذت‌ها و احساسات نهفته در جذابیت‌های شنیداری، دیداری و اجراییِ این نمایش، به‌واقع و به‌تمامی تئاتری شده بود و با بالفعل‌کردن ظرفیت‌های ویژهٔ تئاتر: کیفیتی که هیچ نمونه مشابهی در محصولات فرهنگی دیگر ندارد.

برای دوستی این توفیقِ علی‌رغمِ آن کاستی را این‌طور توضیح دادم: فرض کن برای منی که بادنجان را چندان دوست ندارم، چنان هنرمندانه آشپزی کنی که خوراک بادنجان دست‌پختت را با اشتها و تا آخرین ذره بخورم. این تئاتر هم توانست مضمونی که نامحبوب برای من را چنان تمیز عرضه کند که بی‌پلک‌زدن و بدون خستگی تا آخرین لحظه‌اش را ببلعم. برای کارگردان،

تک‌تک اعضای گروه و به‌ویژه بازیگر نقش اول این نمایش (تینا حسینی) گام‌هایی محکم‌تر آرزو می‌کنم. نه دور است و نه دیر که بسیار از آن‌ها بشنویم و خوب هم.

 

منابع (به انگلیسی):

۱. نقشِ بیننده در تئاتر؛ سوزان بِنِت؛ رسالهٔ دکتریِ فلسفه؛ دانشگاه مک‌مستر، ۱۹۸۸.

۲. «تئاتر، همچون یک مذهب»؛ مقالهٔ علمی‌پژوهشی؛ انتشارات راتلج: مجلهٔ تئاتر و مذهب، ۲۰۰۲.

۳. «چشیدنِ معنا: برساختن و فهم تصویری که تئاتر عرضه می‌کند»؛ نورمن اِی. بِرت؛ مقالهٔ علمی‌پژوهشی؛ انتشارات راتلج: مجلهٔ تئاتر کاربردی و نمایش، ۲۰۱۷.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

گروه علمی‌‌آموزشی سماک

اخبار و برنامه‌های گروه سماک برای هفتهٔ جاری

برنامه‌های گروه سماک در اولین هفته کاری سال 2020

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *