Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / فرهنگ و هنر / حقایق درباره لیلا دختر ادریس | فیلم ساخته نشده بیضایی، روی صحنه تئاتر مونترال

حقایق درباره لیلا دختر ادریس | فیلم ساخته نشده بیضایی، روی صحنه تئاتر مونترال

عکس‌ها از: سها زندی، فرهاد جلیلی

اگرچه «لیلا، دختر ادریس» حدود چهار دهه قبل، چادر بر سر می‌کشد و در جغرافیای نامعلومی گمشده در زمان، از محله پدری به قصد یافتن هویت و استقلال خویش کوچ می‌کند، اما داستان این کوچ هنوز هم در روزگاری که ما زندگی می‌کنیم، بارها و بارها روایت می‌شود و امتداد می‌یابد. گویی که لیلا تصویری است از رنج‌ها و نامرادی‌های اجتماعی که مردمانش را هر روز به فکر رفتن و بازیافتن خودشان دعوت می‌کند. «بهرام بیضایی» مهمترین نویسنده و روشنفکر ایرانی هم‌عصر ما است. او فیلمنامه «حقایق درباره لیلا دختر ادریس» را سال‌ها پیش به امید ساختن فیلمی روی ورق آورد. ولی به قول خودش: «هر کس در هر مقامی که بود کوشید تا این فیلم هیچ‌وقت ساخته نشود.» به تعبیری شاید بتوان گفت کسانی او را از ساختن چنین اثر هنرمندانه و ظریفی بازداشتند که بیضایی آن‌ها را در مقابل قهرمان اصلی داستانش، لیلا، توصیف کرده‌ است. حال پس از سال‌ها، «علی اسماعیلی» کارگردان جوانی که بیشتر در سینما تجربه کرده، با جسارت به سراغ لیلا رفته ‌است. او را از لایه‌های زمان بیرون کشیده و روایت خودش از داستان و سرنوشت او را برای اجرای تئاتر به همراه گروه هنری داروک، به روی صحنه برده‌است.

سالن آرت نوف در پارک لافونتن، برای سه روز جمعه 15 تا یکشنبه 17 نوامبر، هرشب میزبان اجرای تئاتر «حقایق درباره لیلا،دختر ادریس» بود. نمایشی که با داشتن زیرنویس فرانسوی، توانست مخاطبان غیر فارسی زبان را هم مانند فارسی زبانان همراه کند و با اجراهایی قابل قبول که به زعم بیشتر مخاطبان، موفقیت‌آمیز بودند، لذت تماشای شخصیت‌های داستان بیضایی را که بعد از سال‌ها روی صحنه تئاتر زنده شدند ،به آن‌ها هدیه دهد.

Aviron
Elite College
Aviron

 

اسماعیلی در سال 2019 برای بار دوم است که تئاتری را روی صحنه می‌برد. ماه مه 2019 هم او نمایش «خوانش مجدد یک متن» بر اساس متنی از «آریل دورفمان»، را همراه با گروه داروک کارگردانی کرده‌بود.

هدایت کار گروهی «حقایق درباره لیلا، دختر ادریس» به دلیل دارا بودن تعداد زیادی از بازیگران غیرحرفه‌ای که در کنار دو بازیگر اصلی این کار به شدت تلاش کردند تا نمایش قابل قبولی داشته‌باشند، همدلی و همراهی و جسارت بسیار زیادی را می‌طلبید که به نظر می‌رسد، علی اسماعیلی از پس آن برآمده‌است. به همین مناسبت پرونده این شماره مجله هفته به «حقایق درباره لیلا، دختر ادریس» و کارگردانی «علی اسماعیلی»تعلق دارد.

حقایق درباره لیلا
عکس از سمر اسماعیلی
بازیگران از «حقایق درباره لیلا، دختر ادریس» می‌گویند
تینا حسینی در نقش لیلا:

نقطه عطف بازی خودم در این نقش را از لحاظ بازیگری و ارتباط با تماشاگرها را در جایی می‌بینم که «بهرام بیضایی» هم در نمایش‌اش روی آن دست گذاشته‌است. جایی که «لیلا» بی‌پرده با « اعظم» درد و دل می‌کند و به او می‌گوید که دوستش دارد. به نظر من قصه لیلا، ارتباطی با زمان و مکان و یا جامعه خاصی ندارد. اصلا با نظر برخی منتقدان موافق نیستم که می‌گفتند، این تئاتر مرد‌ستیز است و یا مرد ایرانی را به چالش می‌کشد. دوستان کبکی من که این کار را دیدند با موضوع آن ارتباط برقرارکردند. من به شخصه معتقدم اگر بهرام بیضایی، امروز هم بخواهد این کار را بسازد در همان آمریکا که زندگی می‌کند به همین سبک و سیاق باز هم خواهد ساخت وکار هم مخاطب غیرایرانی و ایرانی را جذب می‌کند. با وجود اینکه در این کار بالا و پایین زیادی داشتم، به دلیل علاقه و دلبستگی که به بهرام بیضایی و آثارش دارم، این کار در تمام کارهای حرفه‌ای ام جایگاه ویژه و نخستی را دارد.

علی قربانی در نقش ادباری:

این نمایش، تاریخ گذشته زنان جامعه ایران تا به امروز است و به نظر من تا به امروز این ظلم و ستم نشان داده شده در این تئاتر همچنان ادامه دارد. من عاشق بهرام بیضایی هستم. او یکی از بزرگترین کسانی است که به هنر و ادبیات ما خیلی خدمت کرده‌است. این گروهی که با آن کار کردم، یک گروه جوانی بود و کار با آن‌ها و علی اسماعیلی مثل روابط پدر و فرزندی بود و بسیار از این تجربه لذت بردم.

فرهاد جلیلی در نقش برادر زندانی:

بهرام بیضایی پرآوازه‌ترین هنرمند ایرانی در پرداختن به زنان است. بیضایی فمنیسم نیست اما بی‌شک فمنیسم‌ترین هنرمند ر‌‌‌ئال ایران است. زنانِ آثار بیضایی قهرمان نیستند. همانطور که مردانش الزاما ضد قهرمان نیستند. فراموش نکنیم که همین مردان برآمده از دامن زنان هستند. خاکستری‌سازی باعث می‌شود که زنان او از بند کلیشه‌ی قهرمان‌سازی رها باشند. خودشان هستند. در سایه و روشن، مجموعه‌‌ای از ضعف‌ها در کنار جرات و خواستن.‌

آنچه که بیضایی را از دیگر هنرمندان متمایز می‌کند زاویه‌ی نگاه اوست. او به خاطر آشنایی با روانشناسی مناسبات انسانی، نمادها و اسطوره‌ها، تاثیر اجتماع بر شخصیت زنان را در بستر زمان روایت می‌کند.

مریم ایرانی در نقش خواهر لیلا و زن همسایه:

خیلی خوشحالم که در اولین تجربه حرفه‌ای خود روی صحنه تئاتر، در یکی از آثار بهرام بیضایی ایفای نقش کردم. از علی اسماعیلی بابت اعتمادش سپاس‌گزارم. برای من بازی کردن در نقش دو زن متفاوت، چالش‌های زیادی داشت. اول خواهر لیلا که در تحلیل شخصیتی که پیش از تئاتر روی او نوشتم، زنی است که هیچ نوع سرکشی ندارد و در مقابل سرکشی و طغیان لیلا به سنت‌های خانوادگی تن داده‌است. شوهری دارد و بچه‌ای با این حال بر خلاف کلیشه رایج، بیضایی، او را حامی لیلا می‌داند. لیلا تجسم آرزوهای از دست رفته او است. خواهر در تمامی صحنه‌ها طوری رفتار می‌کند که انگار لیلا به جای او نیمه دیگر زندگی زیست نشده او را تجربه می‌کند. من این نگاه بیضایی به زن سنتی را دوست داشتم. اما چالش بیشتر من با نقش زن همسایه بود. زنی که نمی‌دانستم اول باید با او چکار کنم. چون رفتار و تیپ اجتماعی او با من خیلی فاصله دارد و نمی‌خواستم با تقلید از کسی نقشش را بازی کنم. مدت‌ها با کمک علی اسماعیلی و تینا، روی آن کار کردم. ولی روزی که برای اولین بار برای تمرین روی صحنه رفتم و از در خانه لیلا در این نقش وارد شدم، او را پیدا کردم. زنی که حسرت زده‌است. رویای زنی مستقل را ماند لیلا و یا اعظم همیشه داشته و مقدور نیست و حالا این حسرت را با عذاب دادن و دخالت در زندگی لیلا جبران می‌کند. زن همسایه، در یک صحنه از کار، خود را در آینه‌ای رو به تماشاگران می‌بیند. در آینه‌ای از حقایق جامعه‌ای که در آن زیست می‌کند، جامعه ای که زن را در طوفان‌های سهمگین زندگی رها می‌کند و این زن مانند لیلا یا اعظم و یا خود او تنها تصویر روشنی از روزهای پرامید آینده را انتظار می‌کشند. من در این تئاتر خودم را بعنوان یک زن ایرانی دوباره با نگاهی متفاوت دیدم و از بابت حضور در این کار خوشحالم.

آزاده اورعی در نقش خانم اعیانی:

خانم اعیانی از نظر من مثل سایر عناصر در این نمایش، جزو آدم‌هایی بود که اصلا لیلا را در نظر نمی‌گرفتند و بعنوان بخشی از جامعه هیچ احساس امنیتی به لیلا نمی‌دادند که بتواند رشد و پیشرفتی در وضعیت خودش ایجاد کند.

فاطمه اسدی در نقش مادربزرگ:

از نظر من مادربزرگ یک زن سنتی بود. یک زن ستم‌کشیده و دردمند مثل همه زنان ایرانی دیگر که کاری به جز تربیت فرزندان ندارند و در هیچ تصمیم‌گیری مهمی هم ظاهر نمی‌شوند. من برای مادربزرگ لالایی را پیشنهاد دادم تا این غم و رنج موروثی زنان ایرانی را در آن منعکس کنم. لالایی او یک جور ناله عاشقانه است. مخصوصا در قسمتی که می‌گوید: «لالایی می‌گویم و خوابت نمیاد، بزرگت می‌کنم یادت نمیاد» در واقع یک عشق فراموش‌شده را یادآوری می‌کند. نقش زن دیگری هم که باز یکردم، باز یک زن دردکشیده دیگر بود که کارگردان از نمایش دیگر بیضایی «ندبه» وارد داستان کرد. این زن هم بدنش را در اختیار مردان قرار می‌داد ولی در نهایت عاشق یکی از همان مردان است. در واقع راه دیگری هم برای نشان دادن عشقش نداشته‌است. چون عشق او قابل ستایش نبوده و زنانگی او هم مورد توجه کسی نیست، حالا یک جورهایی از بقیه متنفر است. همه چیز برایش زشت و سیاه است. زنی که در ذات بد نیست ولی زندگی با او خوب کنار نیامده‌است.

امیر مرادی در نقش برادر و کارمند اداره ثبت احوال:

تعدد نقش‌های من در این تئاتر یک چالش بسیار خوب بود. من از قبل روی این شخصیت‌های اجتماعی، تحلیل انجام داده‌بودم و به آن‌ها فکر کردم. برای همین روی صحنه تمام سعی‌ام را کردم که بازی‌شان کنم. من خودم نقش برادر خانواده‌دار را دوست داشتم. کار کردن در کنار آدم‌های حرفه‌ای به من چیزهای زیادی یاد داد. حتی از نابازیگران هم چیز یاد گرفتم. این کار دوم من با علی اسماعیلی بعد از «خوانش مجدد یک متن» بود و من همیشه از کار کردن با او لذت می‌برم. چون همیشه می‌گوید که هدف از کار، اخلاق و تعالی است و این هدف خود من در زندگی هم هست.

امید محمدی در نقش دلال:

تجربه این کار به من یاد داد چطور در یک گروه رفتار کنم. کجا سکوت کنم و یا کجا حرف بزنم. از علی اسماعیلی بابت اعتماد و سپردن نقش هر چند کوتاه تشکر می‌کنم. من در شب سوم اجرا دیگر مشتاقانه روی صحنه رفتم و ترس و استرس‌ام از بین رفته‌بود. از نظر من نقطه عطف این نمایش جایی است که لیلا بعد از حمله و تجاوزی که ارسلان به او می‌کند، دوباره منظر برگشتن او است. این برای من خیلی تکان دهنده بود. چون نشان می‌داد که چطور شرایط اجتماعی آدم‌ها را وادار می‌کند که ضعیف بخواهند بمانند و قدرت ندارند که شرایط را به نفع خود بکنند.

سعید هراتی در نقش شوهر خواهر، مرد مزاحم

در مورد این کار دو تا مساله را خیلی دوست داشتم. یکی کار گروهی و همدلی تیم بود و دیگری. من نقش سه شخصیت را بازی کردم که به توصیه کارگردان قبل از کار روی آن تحلیل نوشتم و مطالعه کردم. دو تا از شخصیت‌ها را از داستان‌های «گلشیری» الهام گرفتم و سعی کردم اجرای درستی بکنم. نقطه عطف این نمایش برای من جایی بود که لیلا در نهایت بعد از آن‌همه تلاشی که می‌کند و با اراده در مقابل تمام مشکلات می‌ایستد، تصمیم می‌گیرد که هر آنچه ساخته فروبریزد و از بین ببرد که خیلی تکان دهنده بود.

 

فهرست عوامل و بازیگران «حقایق درباره لیلا، دختر ادریس»

نویسنده: بهرام بیضایی

کارگردان: علی اسماعیلی

بازیگران:

تینا حسینی

علی قربانی

مریم ایرانی

فرهاد جلیلی

آزاده اورعی

امیر مرادی

فاطمه اسدی

سعید هراتی

امید محمدی

صبیر علوی

علی انصاری

و

مهدی امین لاری

نورپرداز و سرپرست فنی: محمد ارژنگ

منشی صحنه: لیلا ابراهیمی فخاری

افکت و موسیقی: عباس محرابیان

طراح صحنه و دکور: الهام اسکندریان

گروه ترجمه و زیرنویس: پرنیان ابراهیم‌زاده، مریم ایرانی، آزاده اورعی، امیر مرادی، سعید هراتی

 

بیشتر بخوانید: نقدی بی‌پرده در گفت‌وگو با کارگردان «حقایق درباره لیلا، دختر ادریس»

نویسنده: مریم ایرانی

مطلب پیشنهادی:

علی اسماعیلی

لیلا، دخترِ تئاتر است! مروری بر تئاترِ «حقایق دربارهٔ لیلا، دخترِ ادریس»

از دید نظریه‌ها و نقدهای «مطالعات فرهنگیِ معناکاوانه»، مانندِ سه منبعِ مذکور در پایان این جستار، تئاتر ازجمله «واسطه»هایی است که می‌تواند فرد را به «هدف» و «معنا»ی زندگی نزدیک کند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *