Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / چرا گروهی از داخل نظام به تحریک مردم می‌پردازند؟

چرا گروهی از داخل نظام به تحریک مردم می‌پردازند؟

چه جمهوری اسلامی را دوست داشته باشیم، چه نداشته باشیم، باید بپذیریم که دو جریان در این نظام سیاسی هستند که به نظرم باید آن‌ها را فراتر از اصول‌گرا و اصلاح‌طلب ارزیابی کرد.

دسته‌ای از نظام سیاسی ایران می‌خواهد در حالی که نظام حفظ می‌شود، در آشتی با مردم و جهان هم باز باشد. به قولی می‌خواهد در حین حفظ آبرو و ظاهرداری، نظام سیاسی حکومت اسلامی هم پایدار بماند. این گروه به زمامداری به مدت طولانی فکر می‌کند و البته بسیاری از آن‌ها را اصلاح‌طلبان تشکیل می‌دهند.

گروه دوم، کسانی هستند که نه نفعی در ارتباط با مردم و جهان می‌بینند و نه می‌خواهند در آشتی باز باشد. حتی می‌توان گفت این دسته از حاکمان نظام جمهوری اسلامی، خواهان کوبیدن بر طبل جنگ هستند، چه با مردم و چه با جهان. شاید آن‌ها این نظریه را دنبال می‌کنند که همان‌طور جنگ عراق با ایران، سبب ثبات جمهوری اسلامی شد، جنگ‌ها و آشوب‌های دیگری می‌تواند به تداوم این نظام کمک کند.
در این یادداشت کاری به دسته اول ندارم و از دسته دوم که معمولا دست به خشونت می‌زنند، یا راه‌های خشونت را باز می‌کنند، سخن خواهم گفت. این گروه از بدنه جمهوری اسلامی گمان می‌کند که می‌توانند در خلال خشونت‌ها، اعتراض‌ها، آشوب‌ها، جنگ و هر چیزی که زندگی مردم را از جریان عادی دور می‌کند، به اهداف خود برسند.

اگر به‌ سال‌های نخست انقلاب برگردیم، خواهیم دید که بسیاری از چپ‌گرا‌هایی که نقشی مهم در پیروزی انقلاب داشتند، در همان دوره‌های نخستین و به ویژه بعد از آغاز جنگ با عراق از بدنه تصویه شدند. گروهی در جبهه‌های جنگ کشته شدند و گروهی دیگر، به بهانه این‌که همه باید در برابر عراق یک‌صدا شوند، به جوخه‌های اعدام سپرده شدند. از یاد نبریم که اعدام‌های گسترده ۱۳۶۷ در اوج جنگ با عراق روی داد، اما در بستر خاکستری جنگ برای عموم مردم کم‌رنگ ماند. شاید اگر این رویداد در سال‌های پس از جنگ روی می‌داد، ما با داستانی دیگر روبرو می‌شدیم.

نه تنها گروه جنگ‌طلب و غیرعقلانی درون نظام برای رویارویی نظامی با آمریکا، عربستان یا اسراییل آماده‌اند، بلکه همان دسته بدشان نمی‌آید که آب سیاست ایران را گل‌آلود کنند و ماهی‌های خودشان را بگیرند. اگر کشور شرایط عادی داشته باشد و تحریم‌ها نباشد، آیا می‌توان به چنین سادگی به قاچاق کالا پرداخت؟ آیا می‌توان دکل‌های نفتی را گم و گور کرد؟ آیا می‌توان به سادگی به اخلال نظام بانکی دست زد؟
بر این گمانم که همان دسته از بدنه نظام که آسایش را در هرج و مرج می‌بیند، این روزها بر آشوب مردم بنزین می‌پاشد تا آتش‌ها شلعه‌ورتر شود تا بانک، اتوبوس، آرامش، پول، سرمایه و هر آن‌کس که صدایی دارد با هم بسوزد، خاکستر شود و به هوا برود. بر این باورم که گروهی از درون می‌خواهند مردم را تحریک به آشوب کنند. در مقام قضاوت برنمی‌آیم، چون سندی بر آن ندارم، اما حتی برخی ادعا می‌کنند که برخی از خرابکاری‌ها هم با نظر مثبت همین گروه انجام می‌شود.

در تحلیلی می‌خواندم که می‌شد قیمت بنزین را، همچون بسیاری از کالاهای دیگر، کم‌کم افزایش داد تا چنین تولید تنش نکند. آیا افزایش ناگهانی قیمت بنزین و ایستادن پای یک تصمیم نادرست، اعلام جنگ علیه مردم نیست؟ آیا به جای این‌که به مردم حق اعتراض بدانیم و حقوق‌شان را به رسمیت بشناسیم، آن‌ها را ارازل و اوباش بدانیم و پیاده‌نظام دیگران، به آن‌ها اعلام جنگ نکرده‌ایم؟

این گروه گمان می‌کنند که اگر همچون آخرین پادشاه ایران، صدای مردم را بشنوند، سقوط خواهند کرد. گمان می‌کنند که مردم نای چندانی ندارند و اگر همین اندک صدا را خاموش کنند، تا سال‌ها بیمه خواهند بود. اگر چنین نباشد، بازی تیم پرسپولیس و نفت مسجد سلیمان را که فردا ( جمعه) در آزادی برگزار می‌شود، لغو می‌کردند.

تصور این‌که تعداد زیادی در یک روز تعطیل به ورزشگاه برود، سخت نیست. تصور این‌که به توجه به اتفاق‌های اخیر، تعدادی از این تماشاچیان به بروز احساسات بپردازند، سخت نیست. برخورد حتمی ماموران با این تماشاگران، ممکن است به هیجان دیگران بیانجامد و آن‌وقت است که شاید انسانیت روز سیاهش را تجربه کند.

احتمالا گمان بر این است که با کنترل تماشاچیان، معدود معترضان را هم به طور گازانبری از نفس خواهند انداخت و از سویی اقتدار و قدرت نظام را به مردم و جهان نشان خواهند داد. آیا قمار بر سر زندگی ده‌ها هزار تماشاگری که به تماشای این بازی خواهند آمد، به این نمایش می‌ارزد؟

به گمان من، قطره‌ای از خون یکی از انسان‌ها، به همه نظام‌های سیاسی جهان و نمایش‌های مسخره‌شان برتری دارد، حتی اگر این انسان « نوزاد دشمن » باشد. گروهی از نظام که با جان و سرنوشت شهروندانش چنین می‌کند، قطعا تنها به خود می‌اندیشد و نه هیچ چیز دیگر. حتی به این نمی‌اندیشند که روزی، از آتش این همه خاکستر، مردم از ققنوس خود خواهند برخواست و برندگان تاریخ خواهند بود.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

کانادایی ایرانی‎های دو تابعیتی

دولت ایران تابعیت کانادایی ایرانی ‎های دو تابعیتی را نمی ‎پذیرد؛ وزارت خارجه ایران اعلام کرد

عباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجه روز دوشنبه بیستم ژانویه اعلام کرد دولت ایران افراد با ملیت دوگانه را که در سانحه واپیمای اوکراینی در ایران جان خود را از دست دادند ، شهروندان ایرانی قلمداد می‌کند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *